تبرئه جنايت كاران زيرلوای ناموس داری

 

درافغانستان مستعمره نيمه فئودالی ستم برزن جزء مهمی ازساختاراقتصادی – اجتماعی استثمارگرانه نيمه فئودالی باپشتيبانی و حمايت مستقیم اشغالگران امپرياليست ميباشد . به همين خاطر شركت فعال زنان درمبارزه عليه اشغالگران امپرياليست و رژيم پوشالی درجهت به پيروزی رساندن انقلاب دموكراتيك نوين يك ضرورت اساسی است. زيرا بدون شركت فعال نصف نفوس جامعه امكان پيشروی چنين مبارزه ای به سوی پیروزی نهائی متصورنيست.

جنبش انقلابی جوانان با صراحت اعلام ميدارد كه برای تامین حقوق دموكراتيك توده ها مبارزه می كند . برابری زنان با مردان يكی ازمهمترين حقوق دموكراتيك توده ها است . درعين حال ما به اين نكته واقف ايم كه دموكراسی كذائی امپرياليستهای اشغالگر ورژيم دست نشانده حامد كرزی هيچ گاه نميتواند مسائل مربوط به ستم و نابرابری را حل كند . برعلاوه دموكراسی تحت سلطه نظام استثمارگرانه موجود جهانی تابع استثمار نيروی كار توسط سرمایه برای کسب سود ميباشد .

تسليم طلبانی كه به ساز امپرياليستها می رقصند و از شعار های كذايی دموكراسی خواهی امپرياليستها به دفاع برمی خیزند و می گویند كه امپرياليستها بخاطر " آزادی زنان " به اين سرزمين تشريف آورده اند ! بايد بدانند كه این شعارهای كاذبانه يك حقه بازی رفرميستی است ، اين كوششی است برای منفعل كردن توده های زنان و منحرف كردن آنان از جاده مبارزه انقلابی  . امپرياليستها و رژيم پوشالی اساسا از حقوق زنان دفاع نمیکنند بلکه سيستم مردسالاری را مورد حمايت قرارداده و ازآن پشتيبانی می نمایند . چنانچه روزی نيست كه هزاران زن درافغانستان مورد شكنجه ، آزار واذيت قرارنگيرند و روزی نيست كه زنی به دست شوهر ، پدر ويا برادرش به قتل نرسد . اما تا حال هيچ يك ازاين جنايت كاران به محاكمه كشانيده نشده بلكه اكثر آنها ازمحاكمه معاف گرديده اند . فرهنگ مردسالار وقوانين ارتجاعی زن ستيزدرافغانستان به مردان مياموزد كه بايد نگهبان " ناموس زنان و دختران " خود باشند ، اين امربه ايشان اجازه ميدهد تا به هرنوع خشونت ازجمله قتلهای ناموسی دست زنند. اغلب قتلها كه بخاطر " ناموس داری " صورت ميگيرد به ارگان های دولتی گزارش داده نميشود ، زنان را بی سرو صدا ميكشند و اگر پوليس هم باخبر شود آنرا جدی نگرفته بلكه تحت عنوان مسئله شخصی و مشكل خانوادگی ازآن ميگذرد . به همين علت است كه روز به روز قتل زنان زير لوای ناموس داری بيشتر وبيشتر ميگردد . چنانچه در روز جمعه 11 حمل 1386 ساعت يك وسی بعدازظهرتلویزیون آريانا دراخبارو رويدادهای مهم هفته گزارش داد :" قتل سه زن درولايت هرات درظرف هفته گذشته باعث نگرانی كميسيون مستقل حقوق بشرگرديده است و كميسيون مستقل حقوق بشر خواهان پيگيری قضيه گرديده است " و گزارشگر تلويزيون گفت كه " علت قتلها خشونت های خانوادگی قلمداد گرديده است"

درظرف چهار الی پنج روزيعنی ازده حمل الی چهارده حمل 1386 درولايت هرات سه زن به قتل رسيده است كه ازجمله اين سه زن يك تن بنام نازگل مسكونه باغچه مهتر مربوط ناحيه ..... شاروالی ولايت هرات ميباشد . نامبرده هيجده سال داشت و ازيك خانواده كاملا غريب بود . دوسال قبل پدرش وفات نموده و مادرش كارگرقالين بافی است ، برادرش ميخواهد كه او را برای خود بدل كند تا بتواند زنی دركنار خود داشته باشد . اما دختر قبول نميكند . دختر يك پسر جوان را دوست دارد و خواهرآن پسردرقوماندانی امنيه بخش جنايی كارميكند . روزی خواهر پسر روانه كابل ميشود نازگل و برادرش را نيز همراه خود ميبرد . زمانی كه ازمسافرت برميگردند دختر به خانه  اش ميرود اما مردم محل به دختر به ديده تحقير و بدكاره نگاه ميكنند . يك روز برادر دختر مادرش را برای خريد به بازار روان ميكند . زمانی كه مادرش ازخانه بيرون ميرود او خواهرش را محكم بسته نموده و خفه مينمايد و ازخانه فرارميكند . زمانی كه مادر به خانه برميگردد ميبيند كه دختر جوانش ديگردرقيد حيات نيست . مادر فرياد سرميدهد . اما هيچكس او را كمك نميكند . حتی مادر ناتوان همانشب تا صبح تنها روی نعش دخترش گريه ميكند . مادر بينوا آنقدر بی بضاعت است كه قدرت كفن و دفن دخترش را ندارد . بعضی از همسايه ها حاضر ميشوند تا ازطريق كمك او را كفن و دفن كنند . اما با آن هم اكثريت همسايه ها بشمول قاسم سرمعلم ، وكيل گذر به جنازه دختر شركت نميكنند و به آن مهر بدكاره را ميزنند و به " غيرت" برادرش آفرين ميكنند !؟ مادر بچه نيز تحت تاثير حرفهای همسايه ها پسرش را عفو ميكند .

اين عمل وحشيانه و جنايتكارانه را رژيم پوشالی ناديده ميگيرد و ازسر تقصيرجنايت كار ميگذرد! آیا کمسیون به اصطلاح حقوق بشر كه اين عمل را تكان دهنده ميخواند خودش دراين مورد تا حال اقدامی نموده و يا اينكه صلاحيت اقدام چنين كاری را داراست ؟ جواب منفی است . چنانچه " کمسیون حقوق بشر " از فرار مرضيه دختر جوان از زيركوه شيندند و گرفتاری او توسط قوماندانی امنيه باخبر ميشود ولی بجای جلوگیری از جنایت با جنایتکاران همراه می شود . نه تنها " كميسيون مستقل حقوق بشر " بلكه فوزيه گيلانی وكيل " ولسی جرگه " نيز ازدستگيری مرضيه باخبر ميشود و مستقيما با " كميسيون " تماس ميگيرد . هردو جانب ميفهمند كه دختر تحويل فاميل اش ميشود وجانش درخطر است اما هيچ عكس العملی نشان نداده و دختررا كمك نميكنند تا اينكه امر قتل دخترتوسط شورای قومی زيركوه شيندند صادر میگردد . ابتدا برادر مرضيه سينه های خواهرش را ميبرد و بعدا با فير گلوله صدايش رابرای ابد خاموش ميكند. " كميسيون مستقل حقوق بشر" خوب درجريان بود كه جرم دختر فقط دوست داشتن يك پسر و تن ندادن به ازدواج اجباری بود . علاوه براين كه او را هيچ كمكی نكرد بلكه اين عمل ناشايست را حتی لفظا هم محكوم نكرد و گزارش را در درون " كميسيون " قيد نمود و از نشر آن جلوگيری به عمل آورد . نه تنها " كميسيون مستقل حقوق بشر " مسائل را جدی نميگيرد وآنرا مسكوك ميگذارد بلكه به زنان توصیه ميكند كه مناسبت ترين جايگاه شان در خانواده است . یکی از شعار های دفتر ساحوی هرات " کمسیون مستقل حقوق بشر " به مناسبت " تجلیل " از هشتم مارچ ، روز جهانی زن شعار ذیل بود :           " جايگاه مناسب زن درخانواده نمودی ازخانواده سالم است وخانواده سالم تضمينی است برای جامعه سالم ." ( كميسيون مستقل حقوق بشردفتر ساحوی هرات ) .

اين است كنه مطلب و حمايت به اصطلاح كميسيون مستقل حقوق بشر اززنان . اين همان معیاری است كه جامعه سنتی عقب مانده فئودالی دربرابرزنان به اجرا ميگذارد تا مردان " حامی ونگهبان ناموس داری " زنان ودختران خود باشند . بر مبنای چنین معیاری خانواده ای سالم است كه زن درآن خانه محصوربوده وازخانه بيرون نيايد وبا هيچ مردی درتماس نباشد . امروز" كميسيون مستقل حقوق بشر" ازاين شعارارتجاعی به دفاع برخاسته و آنرا مورد حمايت قرارميدهد . آيا با چنين بينشی " كميسيون مستقل حقوق بشر" ميتواند ازحقوق زنان دفاع نمايد؟ بازهم جواب منفی است .

محمد هاشم درشب 25 حمل 1386 درحوزه سيزدهم امنيتی كابل خشو وعمه خشوی خويش را به علت اينكه نامزدش او را نميخواسته  وفرارنموده به قتل ميرساند و خود محمد هاشم نام به جرمش اعتراف ميكند . آيا اين جرم تكان دهنده نيست ؟ " کمسیون مستقل حقوق بشر " دراين زمينه چه اقدامی نموده است ؟  هيچ ! مجرم و اقوام مجرم يكصدا موضوع قتل دو زن را مسئله ناموس داری قلمداد ميكنند . رژيم پوشالی و" كميسيون مستقل حقوق بشر" بدون شك كه به حمايت مجرم برخواهند خواست ومجرم برائت خواهد گرفت . " كميسيون مستقل حقوق بشر " هيچگاه نميتواند گامی خلاف ميل رژيم پوشالی واشغالگران امپرياليست بردارد زيرا كه اين كميسيون ساخته و پرداخته رژيم پوشالی است و تحت حمايت اشغالگران امپرياليست قراردارد .

حركات نمايشی رژيم پوشالی و " كميسيون مستقل حقوق بشر " پرده فريبی است برروی اشغالگری ، تجاوز وخيانت ملی . درحاليكه عامل اصلی چنين قتل ها رژيم پوشالی است كه با مهرسكوت و يا كشاندن قضيه به مسئله ناموس داری مجرمين را برائت ميدهد.

ظاهر به دختر خواهرش كه 3 سال دارد درهرات تجاوزميكند و دختر كاملا ازهوش رفته و به شفاخانه انتقال ميابد . وقتی كه برنامه دهليزها ازتلويزيون طلوع روز شنبه 15 ثور 1386 ساعت نه وسی شب ميخواست كه ازطريق تلويزيون گزارش را پخش نمايد ، ناگهان برنامه اش قطع ميشود وديگر روی موضوع تماس نميگيرد.اين موضوع بيانگر آن است كه برنامه ازطرف رژيم دست نشانده سانسورگرديده و اجازه پخش آن داده نشده است . حكم قطع برنامه حتما ازطرف مقامات بالايی رژيم صادرگرديده است . اين موضوع عمق كثافت كاری و زن ستيزی رژيم جمهوری اسلامی افغانستان را ميرساند . رژيم دست نشانده با تكيه بر جمهوری اسلامی و عقب مانده ترين ايده های سنتی فئودالی و بازور تفنگ وقانون ، ابتدايی ترين حقوق زنان را سلب نموده است . ولی همين وحشيگری ها شرايطی به وجود آورده  كه زنان هرچه بيشتر به ميدان مبارزه كشيده شوند و خشمی را درآن ها ايجاد كند كه نيروی قدرتمندی درمبارزه با اين متحجران و حاميانشان و انجام انقلاب دموكراتيك نوين گردد . 

امروز درافغانستا ن خشونت عليه زنان آنقدر بالاست كه حتی رسانه های وابسته به رژيم پوشالی نميتوانند آنرا كتمان كنند . چنانچه راديوكليد ساعت 6 شام 9 ثور 1386 گزارش داد كه : " ازاول حمل الی سی حمل 1386 مجموع كل خشونت ها درهرات 200 خشونت فاميلی ، 116 مورد لت و كوب ، 40 مورد ازدواج اجباری ، 10 مورد فرارازخانه شوهران ، 8 مورد تجاوز، 12 مورد خودسوزی و 11مورد قتل بوده است . " اين گزارشی است كه درمدت يكماه ازداخل و حومه شهرهرات به " کمسیون مستقل حقوق بشر " و ارگانهای دولتی رسيده است . اما موارد اين خشونتها خيلی بيش ازاينهاست . چنانچه هرواقعه خشونت عليه زنان  كه درقريه جات دوردست اتفاق افتد درهمانجا حل وفصل گرديده  وبه ارگانهای دولتی مراجعه نميگردد .

درشرايط كنونی افغانستان مبارزه زنان برای رهايی وآزادی باید عمدتا بخشی از مقاومت ملی – مردمی و انقلابی باشد وتابع منافع عمومی آن گردد . امروز زنان افغانستان نه تنها ازستم طبقاتی و ستم شوونيستی مردسالاركه بخش لايتجزایی ازنظام حاكم درافغانستان است دررنج اند بلكه ازستم امپرياليستی نيز رنج ميبرند . زنان مبارز نميتوانند كه علی الرقم عمده بودن مبارزه عليه اشغالگران ، مبارزاتشان را منحصر بدان سازند ، بلكه بايد كه مبارزات زنان بطور همه جنبه تمام عرصه های جامعه را دربرگيرد ، يعنی زنان نه تنها عليه افكار وعقايد نظام مسلط حاكم كه ميخواهد مبارزات زنان را منحرف نموده و طوری وانمود سازد كه اشغالگران بخاطر آزادی زنان دراين جامعه قدم رنجه فرموده اند مبارزه نمايند بلكه بايد عليه افكار وعقايد خط ارتجاعی و زن ستيز كه همانا طالبان عامل و حامل آن ميباشند بطور جدی مبارزه  نمايند .

نيروهای تسليم طلبی كه اشغالگری امريكا و متحدين اش را با سنت های خفقان آور طالبان مقايسه ميكنند و به اين نتيجه ميرسند كه اشغالگران برای آزادی زنان به اين ديار تشريف آورده اند و درمقابل زنان دو بديل ميگذراند :  سنت خفقان آور طالبان و یا دموكراسی كذائی امپرياليستها و رژيم دست نشانده . تسليم طلبان اين نكته را درك نكرده و يا نميخواهند كه آنرا درك كنند كه هردو بديل ارتجاعی است و هيچ وجه مشتركی با رهايی زنان ندارد .

دركشوراشغال شده افغانستان ، اشغالگران امپرياليست و رژيم دست نشانده حامد كرزی برای اينكه پرده فريبی بر روی اشغالگری و خيانت ملی شان كشيده باشند ، درلفظ آزادی زنان را علم ميكنند . اين يك حركت آگاهانه برای مهارنمودن مبارزات برحق زنان ميباشد و ميخواهند كه ازين طريق مبارزات زنان را تحت كنترول خويش درآورند . بايد به تمام مردمان اين سرزمين و بخصوص زنان ستم ديده افغانستان واضح ساخت كه آزادی تحفه ای نيست كه از طرف اشغالگران و خائينان ملی برای ستم ديدگان اهداء شود . همانطوری كه روزهشت مارچ روز اهدائی ازطرف امپرياليستها و مرتجعين نبوده ، بلكه آنرا زنان قهرمان كارگر و مبارزبا خون خويش رقم زدند . به همان قسم آزادی را نيز ميتوان و باید ازطريق مبارزات جدی ، پيگير و بی امان خويش تحت رهبری پيش آهنگ انقلابی با بيرون راندن نيروهای اشغالگر و سرنگونی رژيم دست نشانده بدست اورد .