|
|
|
|
اصول پايه اي در مورد برابري و آزادي زنان ايران
ما اصول زير را بعنوان اصول حداقل سازمانها و احزاب چپ ايران در مورد مساله زنان اعلام مي كنيم. همانطور كه چپ با خواست و آرمان برقراري عدالت اجتماعي مشخص مي شود در زمينه مساله زنان نيز با خواست آزادي و برابري زنان كه بخشا در اصول زير منعكس است مشخص مي شود. سازمانها و احزاب چپ ايران تلاش ميكنند كه اصول زير بعنوان اصول دموكراتيك پايه اي در ميان توده هاي مردم فراگير شود و توسط جامعه برسميت شناخته شود.
1- هشت مارس مصادف با 17 اسفند روز مبارزه براي آزادي و برابري زنان در سراسر جهان است. اين روز را بايد در سراسر ايران برگزار كرد و اهميت تاريخي و جهاني آنرا به آگاهي عموم مردم تبديل كرد. يكي از مشخصه هاي زن ستيزي رژيم شاه و جمهوري اسلامي تلاش عبث آنها براي جايگزيني هشت مارس با روز هائي است كه سمبل زن فرودست و مطيع است و نه زن آزاد و برابر. 2- در ايران بزرگترين منبع ستم بر زن و بزرگترين مردسالار دولت حاكم است. درجمهوري اسلامي ستم بر زن در بالاترين رده هاي دولت طرح ريزي مي شود و به اجرا در مي آيد. قانون اساسي، جزائي و مدني ايران عليه زنان و ناقض حقوق برابر زن و مرد است. استفاده از شريعت يكي از مهمترين اهرمهاي رژيم جمهوري اسلامي در سركوب زنان است. مجموعه اينها شرايط بي حقوقي و غير انساني را بر زنان تحميل مي كنند. اين قوانين بايد فورا ملغي شوند. جدائي دين از دولت و مشخصا قطع فوري بكاربست احكام قرآن و فقه در مورد زنان جزو اوليه ترين شرايط آزادي و برابري زنان است. گشتي ها و ارگانهاي انتظامي مخصوص زنان بايد منحل گردند و آزار زنان در مجامع عمومي سياسي توسط لباس شخصي ها متوقف شود. ما زنان و جوانان رابه مقابله با اين قوانين ستمگرانه و نيروهاي سركوبگر فرا مي خوانيم و اين مقاومت را بخشي از مبارزه سياسي عمومي مردم ايران مي دانيم. 3- زنان فقط با دستگاه حاكمه روبرو نيستند. بلكه نظام پاترياركي حاكم، مردان را به استيلاجوئي بر زنان تشويق و وادار مي كند. اين روابط كه مردان را بر زنان مسلط مي كند به ضرر اكثريت مردان جامعه است زيرا كليت نظام استثمار و ستم طبقاتي را نيز تقويت مي كند. افزايش خشونت مردان عليه زنان در خانواده، از اشكال به ظاهر بي ضرر مانند محدود كردن زنان و دختران، تا اشكال آشكارا خشن مانند ضرب و شتم و به قتل رساندن، نتيجه تقويت روابط پاترياركي است. گسترش خودكشي و خودسوزي در ميان زنان و دختران جوان يك عكس العمل در مقابل فضاي خفقان آوري است كه روابط مردسالاري و پاترياركي براي زنان ايجاد كرده است. ما سلطه جوئي مردان بر زنان را محكوم كرده و مردسالاري را يكي از برجسته ترين موانع رشد و پيشرفت دموكراسي در جامعه مي دانيم. به اين جهت، طغيان زنان عليه مردان سلطه گر و عليه روابط پاترياركي را عادلانه دانسته و از آن حمايت مي كنيم. 4- ما تمام باورهاي سنتي مبني بر ناتوان و فرودست بودن زنان و لزوم تبعيت زن از مرد را باطل اعلام كرده و مبارزه براي پاك كردن اذهان جامعه از اين باورها را وظيفه همه مي دانيم. ما تمام معيارهاي اخلاقي، سنتي و مذهبي غالب در جامعه را كه بر پايه آن زنان را به «خوب» و «بد» تقسيم مي كنند رد مي كنيم . ما توده هاي مردم را فرا مي خوانيم كه اين باورهاي سنتي و معيارهاي اخلاقي كهنه كه زنان را فرسوده كرده، استعدادها و خلاقيتهاي آنان را كشته است، كنار زنند و آفريننده و مروج معيارهاي نوين در روابط ميان زن و مرد باشند. عامل تعيين كننده در رابطه با خلق معيارهاي نوين، رعايت اصل آزادي زنان و برابري ميان زن و مرد است. 5- ما جوانان دختر و پسر را فرا مي خوانيم كه متحدا عليه افكار و مناسبات مردسالاري بپا خيزند و در زمينه روابط ميان زن و مرد استانداردهاي نوين بوجود آورند: استانداردهائي كه تبلور روابط برابر ميان زن و مرد در همه زمينه ها، از محيط خانواده، كار و تحصيل تا روابط عاطفي است. 6- ما معلمين كشور را فرا مي خوانيم از آموزش متوني كه ناقض اصل برابري زن و مرد است خودداري كنند. و بجاي معيارها و باورهاي سنتي و مذهبي در باره زنان، معيارها و باورهاي نوين را كه مبشر برابري و آزادي زنان و كل بشريت است در ميان كودكان و نوجوانان آموزش دهند. 7- فقر اقتصادي بيش از همه از ميان زنان قرباني مي گيرد. جمهوري اسلامي با اجراي دستورات صندوق بين المللي پول و بانك جهاني بيش ا ز نيمي از مردم كشور را به زير سطح فقر رانده است. در شرايطي كه زنان از اغلب فرصتهاي شغلي بدليل زن بودن محرومند، اين وضعيت دهشتناك بسياري را به سوي تن فروشي بعنوان تنها منبع كسب معاش مي راند. زنان كارگر اولين كساني هستند كه در معرض اخراج و حذف مزايا قرار مي گيرند. طرح جنايتكارانه خارج كردن كارگاه هاي كوچك از شمول قانون كار در واقع زنان كارگر را هدف گرفته است زيرا اكثريت كارگران صنايع كوچك زنان هستند. گسترش بيسابقه فقر و فحشا فريادي است كه به اضطرار برقراري عدالت اجتماعي و توزيع ثروتها و امكانات اجتماعي را طلب مي كند. امري كه فقط با سرنگون شدن جمهوري اسلامي و آن اقليتي كه به بهاي فقر اكثريت مردم ثروتهاي افسانه اي گرد آورده اند، امكان پذير است. 8- ما معتقديم كه ايجاد تشكلات مستقل زنان براي پيشبرد مبارزه براي آزادي و برابري زنان يك ضرورت حياتي است. اين تشكلات نقش بسزائي در بالا بردن آگاهي زنان و كل جامعه نسبت به بي حقوقي زنان و لزوم مبارزه عليه اين بي حقوقي داشته و خواهند داشت. مرزبندي با رژيم جمهوري اسلامي و سازمانهاي زنان وابسته به آن، استقلال از پس مانده هاي رژيم شاه و سازمانهاي زنان وابسته به آن و مرزبندي با امپرياليسم آمريكا كه رئيس جمهور آن مدعي «آزاد كردن زنان ايران» است، براي تشكلات مستقل جزو واجبات است زيرا اينها نه تنها ضد مردمي اند بلكه تا مغز استخوان زن ستيز مي باشند. 9- به اعتقاد ما توجه مشخص به موقعيت زنان ملل تحت ستم ايران مانند كرد و عرب و بلوچ و آذري و تركمن و زنان مهاجر افغانستاني از سوي تشكلات زنان بسيار مهم است. زيرا به زنان اين ملل ستم جنسيتي شديدتري وارد مي شود. بيداري ملي، كه در نتيجه ستم ملي در اين ملل رشد مي كند، تاثير متناقض بر زنان دارد. از يكسو آنان را به عرصه مبارزه سياسي مي كشد و از سوي ديگر ايدئولوژي ملي گرائي غل و زنجيرهاي پدرسالاري را بر گرده زنان محكمتر مي كند. 10- ستم بر زنان از سنگ بناهاي نظام ستم و استثمار در ايران است. به همين جهت كليه جنبشهاي اجتماعي در مبارزه زنان براي آزادي و برابري ذينفع مي باشند. ما جنبشهاي اجتماعي دموكراتيك و حق طلبانه مردم ايران اعم از جنبش دانشجوئي، كارگري، معلمان وغيره را فرا ميخوانيم كه از شعار آزادي و برابري زنان كه در جنبش دانشجوئي امسال توسط دختران به اهتزاز درآمد حمايت كنند و آنرا در ميان خواستها و مطالبات خود بگنجانند. همچنين از خواستها و حقوق اوليه زنان مانند لغو حجاب اجباري، لغو سنگسار و بطور كلي مجازات اعدام، حقوق برابر در زمينه ازدواج، طلاق، مالكيت، وراثت، سرپرستي فرزندان، اشتغال ، تحصيل ،سفر، حق سقط جنين، آزادي معاشرت دختران و پسران در اماكن عمومي و غيره بدون قيد و شرط حمايت كنند. 11- طغيان زنان در واقع ضربات محكمي بر اركان روابط سرمايه داري و ماقبل سرمايه داري مي زند. ما فعالين جنبش كارگري را فرا ميخوانيم كه با تبليغ و ترويج در مورد اهميت حياتي مساله زنان، آنرا به مساله و موضوع آگاهي طبقاتي كارگران و مبارزه آنان تبديل كنند. مبارزه كارگران براي حقوق برابر ميان زن و مرد كارگر از شروط ايجاد اتحاد در ميان كارگران است. برگزاري مراسم هشت مارس در كارخانه ها يك پيروزي براي طبقه كارگر است. شركت توده هاي كارگر در گردهمائي ها و مبارزاتي كه خارج از محيط كارخانه و محله در رابطه با گراميداشت هشت مارس برگزارمي شود، نشانه يك جهش در آگاهي طبقاتي آنان است. كارگران بايد نشان دهند كه از مبارزه زنان عليه مردسالاري و براي دستيابي به آزادي و برابري استقبال و حمايت مي كنند و آنرا بخشي از مبارزه خودشان مي دانند. در ميان كارگران بايد استانداردهاي نوين براي روابط ميان زن و مرد كه مبتني بر برابري و احترام باشد بوجود آيد. يك كارگر سوسياليست و حتا دموكرات فراموش نمي كند كه در پيشبرد، تسريع و حل هر مساله مربوط به اقشار و طبقات تحت ستم فعال باشد. 12– رژيم جمهوري اسلامي از روز اول چنگ انداختن بر قدرت، به زنان اعلام جنگ داد. اگر اين رژيم مرتكب هيچ جنايت ديگري غير از برده كردن زنان نشده بود بازهم سزاوار سرنگوني بود. اما زنان در مقابل اين بيدادگريها ساكت ننشستند و بهر ترتيب كه توانستند مقاومت و اعتراض كرده و به يك نيروي اجتماعي معترض بسيار مهم تبديل شدند. نيروئي كه عليرغم سازمان يافته نبودن، دوست و دشمن مجبورند آنرا برسميت بشناسند. از يكسو، افراد و جريانات ترقي خواه و عدالت جو به اين نيروي اجتماعي مقاوم و معترض به ديده تحسين و اميد مي نگرند. و از سوي ديگر، مرتجعين حكومتي از آن هراسناكند و براي جلب نظرش مجبورند ادعا كنند كه براي حقوق زنان تلاش مي كنند. ما از هر جنبه از شورش و طغيان زنان عليه وضع موجود و مبارزه آنان براي كسب آزادي و برابري حمايت مي كنيم و براي هر چه عميق تر و گسترده تر شدن آن تلاش مي كنيم و اعلام مي كنيم كه مبارزه عليه هر گونه نابرابري ميان زن و مرد و با هدف ريشه كن كردن آن از اصول اوليه مبارزه سوسياليستي است. اسامي امضا كنندگان به ترتيب حروف الفبا* اتحاد چپ كارگري حزب كمونيست ايران حزب كمونيست ايران (ماركسيست – لنينيست – مائوئيست) سازمان انقلابي زحمتكشان كردستان ايران (كومله) سازمان كارگران انقلابي ايران (راه كارگر) * اين ليست كاملتر خواهد شد......
www.sarbedaran.org
|