|
|
|
پرسه در روز
جهانی زنان در لابه لای اپوزيسيون چپ نامردان
جهان متحد شويم! (رزا) بهرام رحماني: مبارزه برای
رهايی زن، مبارزه ای است که مليت، جنسيت و سياه و سفيد نمی
شناسد. بنابراين افراد و جرياناتی که با توجيه جنسيت، راه را برای
حضور مردان برابری طلب و آزادی خواه و سوسياليست در عرصه مبارزه
زنان می بندند آگاهانه و ناآگاهانه ضربه بزرگی به اين مبارزه
می زنند روز
جهانی زن، نه
روز شکاف انداختن بين زن و مرد که فمينيستهای راست آن را تبليغ و ترويج
ميکنند است بلکه
روز همبستگی مبارزه مشترک و دوش به دوش زنان و مردان بر عليه اخنتاق و
ستم و استثمار سرمايه داری است. http://www.cpiran.org/Zanan/bahr.htm رزا: اقای رحمانی روز 8 مارس را برای مطرح ساختن خواسته هايش
از جنبش زنان غنيمت شمرده و درخواست پذيرش مردان آزاديخواه، سوسياليست و
برابری طلب در جنبش زنان را مطرح کردند. البته نوع مطرح کردن خواسته ايشان
جالب است: او اول زنان را نصيحت می کند که اگر اين خواست متحقق نشود
مبارزه ضربه بزرگی می خورد، در ادامه به فمينيست های «راست»
حمله می کند که بين زنان و مردان شکاف می اندازند و بعد هم اعلام
می کند که روز 8 مارس روز مبارزه دوش بدوش زنان و مردان است! بنظر می آيد ايشان مطلب
را در تاريخ اول آوريل نوشته اند تا با دروغ آوريل تفريح و مزاحی کرده
باشند! بد نيست بدانيم که سالهاست
که لقب های پرطمطراقی مثل
«آزاديخواه» و «سوسياليست» و ... در بين بسياری از ما زنان ديگر خريداری
ندارد. وقتی که اين آقايان برای قتل زنان در جمهوری
اسلامی خروارها کاغذ سياه می کنند و در می يابيم که از ميان
آنها مردانی با اين القاب و اشتهار
قاتل از آب در می آيند و بقيه هم که دستشان به خون زنان آغشته نيست
و جای مشت شان هيچ کجا ثبت نشده است، حاضر به نوشتن در مورد قتل يک زن، آن
هم زنی فمينيست (که قربانی يک چپ عقب مانده سنتی و متحجر شده)
نشده اند. حتی وقتی زنانی در ديگ مردسالاری در چپ ايران
را باز کردند و بوی گندش شامه خيلی ها را آزرد، اين آقايان کماکان
حاضر نشدند بقيه را مطلع کنند که از جريان قتل صبيه تا چه حد مطلع بوده اند.
دريغ از يک اطلاعيه! دادخواهی و يا انتقاد از خود فردی و
سازمانی که جای خود! بارها مستقيم و غير مستقيم از
سازمانها و گروههای چپ که علی
چگينی با آنها فعاليت و همکاری داشته در اين رابطه سوال شد و البته
همه سوالات بی پاسخ ماند. راستی چرا امثال چگينی در ميان
اپوزيسيون چپ (با افق سوسياليسم و سرنگونی طلب) اينهمه حامی دارند؟ زنانی که در ديگ را
برداشتند خودشان دليل 8 سال سکوت را در مورد قتل صبيه ايجاد پوشش «موجه» انکار و
دروغ جامعه مردان روشنفکر می داند که حتی اجازه برگزاری يک
بزرگداشت برای صبيه را هم نداده اند گويی اصلا چنين جنايتی
اتفاق نيفتاده است. سركوب شده ها همواره باز می گردند... http://www.womeniw.com/articleDtl.asp?id=15 در مورد شکاف بين زن و مرد هم
بايد بگويم اين شکاف از زمان تقسيم کار جنسی مقارن با پيدايش طبقات در جامعه موجود بوده است و فمينيست ها نه چپ، و نه
راست، هيچکدامشان در ايجاد اين شکاف دستی ندارند! اما مسئول عميق تر شدن
اين شکاف نه فقط کل جامعه مردسالار بلکه بطور اخص مردانی هستند که دو
دستی به نرينگی شان چسبيده و مجريان ستمگری بر زنان هستند. جنبش
فمينيستی نه تنها نمی تواند با کسانی متحد شود که عليه اشکال
گوناگون ستم مبارزه می کنند اما خودشان مجريان ستم جنسی بر زنان
هستند هم چنين نمی تواند با کسانی متحد شود که در مقابل ستم
جنسی و قتل زنان دردرون خودشان سکوت می کنند. مبارزه عليه تمامی
اشکال ستم و استثمار نه تنها رهايی انسان را تضمين می کند بلکه در
مقطع کنونی که سرنگونی رژيم
جمهوری اسلامی بعنوان يکی از زن ستيز ترين حکومتها در مقابل
جنبش آزاديخواهانه مردم ايران است ، استقلال جنبش زنان از دولت، احزاب و مردان
تعيين کننده است، چرا که ما زنان هيچ نفعی در سرنگونی يک
جمهوری اسلامی و جايگزين آن با شکل ديگری از يک دولت و حکومت
ستمگر نداريم. سهيلا : بعضی از فمينيست های متعلق به نيروهای راست
ميخواهند هشتم مارس را به روز مبارزه زنان عليه مردان تبديل کنند، در حالی
که اين طور نيست. اين روز، روز پيوند زنان و مردان مبارز برای رسيدن به
حقوق خودشان و مبارزه با حکومتهای سرکوبگر است. همايش "صدای زنان خاورميانه" ــ سازمان 8 مارس و بزرگداشت
روز جهانی زن http://www.8mars.com/othersite/canada1.htm رزا: اين هم نسخه زنانه نظرات
آقای بهرام رحماني! البته تا جايی که
ميدانم ايشان خود را طرفدار نظرات شاخه ای از چريکهای فدايی
منتسب به اشرف دهقان اعلام کرده اند. پس جای تعجب نيست زيرا اشرف
دهقانی عليرغم مبارزات قابل تحسين اش در رژيم شاه و رژيم اسلامی متاسفانه در مورد مبارزه
عليه ستم جنسی نه فقط سمبل نيستند بلکه با نفی اين ستم شانه به شانه
مردان چپی قرار می گيرند که با همه ستم ها مخالفند مگر ستم جنسي! گرايش سوسياليستی در
راه تصرف قدرت! برای
لغو قدرت بپا خيزيم! (رزا) نود وپنجمين سالگرد روز جهانی
زن را پيش رو داريم . روزی که منشا ، حال و آينده آن به گرايش
سوسياليستی در جنبش فمينيستی تعلق دارد.
کميته زنان اتحاد
چپ کارگری 4مارس ۲۰۰۵ جنبش زنان عليه تبعيض جنسى و براى آزادى بطور طبيعى به جنبش كارگرى پيوند
ميخورد. تقويت گرايش سوسياليستى در جنبش زنان ايران بحكم اين واقعيت نه تنها
ممكن بلكه ضرورى است. کميته اجرايی اتحاد
سوسياليستی کارگری عزيزه شاهمرادي: «ايجاد گرايش
سوسياليستی در جنبش زنان: راهی بسوی رهايي»! http://www.etehadesocialistha.com/archive.htm#March2005 ليلا دانش - سياست و فرهنگ در
جنبش زنان ليلا دانش: «جنبش مستقل زنان
را غير انتقادی نمی شود قبول کرد. بايد ديد اين را کی ها
می گويند و چه جوری اين را می گويند. پشت بحث جنبش مستقل زنان
معمولا جدا کردن آن از سياست و محدود کردن آن به کار فرهنگی است.» http://www.8mars.com/soti/zan-wa-farhang-danesh-4.mp3 http://www.etehadesocialistha.com/archive.htm#March2005 رزا: ليلا دانش بدرستی
در بحث پالتاکی خود تاکيد کرد که مبارزه عليه مردسالاری در
تمامی حوزه ها (هم چنين سياسی و فرهنگي) بايد باشد. اما انتقاد ليلا
دانش به مستقل بودن جنبش زنان تا مرز انحلال و نفی جنبش مستقل زنان پيش
رفت، آن هم با اين استدلال که چون کسانی که مبارزه با مردسالاری را
فقط در حيطه فرهنگ می بينند به جنبش مستقل زنان معتقدند پس استقلال غلط
است!؟ اين منطق مرا ياد: «در باز است،
باز پرنده است، پس در پرنده است.» انداخت. ايجاد گرايش
فمينيستی در گرايش سوسياليستي! مبارزه عليه همه اشکال ستم و
استثمار: راهی بسوی رهايي! (رزا) به دوستان طرفدار ايجاد گرايش
سوسياليستی در جنبش زنان بويژه عزيزه شاهمرادی پيشنهاد می کنم
حالا که از لاپوشانی ها و پنهان کاری سازمانهای چپ در مورد
قتل صبيه پرده برداشتيد و داوطلبانه مسئوليت باز کردن مباحث خشونت عليه زنان در
جامعه روشنفکری و خشونت خانگی را در اپوزيسيون چپ بعهده گرفتيد و پس
از 8 سال عاقبت به همراه ساير زنان فمينيست به دادخواهی قتل صبيه
برخاستيد، بهتر است قبل از تلاش برای ايجاد گرايش سوسياليستی در
جنبش زنان به فکر جا انداختن يک گرايش فمينيستی در جنبش طبقه کارگر باشيد.
چرا که گرايش سوسياليستی هميشه در جنبش زنان وجود داشته و کم نيستند زنانی
که رهايی خود را با نابودی تمامی اشکال ستم ديده و مبارزه با ستم و نابرابری
طبقاتی را همزمان با ستم و نابرابری جنسيتی در دستور کار خود
قرار داده اند. اما تلاش برای جا انداختن گرايش فمينيستی در جنبش کارگری
لازم و ضروری است. بخصوص وقتی که بخشی از اپوزيسيون در لباس
چپ سقط جنين را «فرزند کشي» دانسته و زنانی را که می خواهند سقط جنين کنند قاتل می دانند. و شاخه
های زنانشان هم مرتب عليه «عمل شنيع سقط جنين» کاغذ سياه می کنند تا
از پاپ و اسقف های کليساها سبقت بگيرند!
منظورم همان «اومانيست» های طرفدار مارکس جوان هستند که روی پرچم هايشان کله مارکس
پير نقش بسته است! فقط نگاهی به
ادبيات حزب منتسب به کمونيسم کارگری کافی است تا هرچه زن است را از
کمونيسم و سوسياليسم بيزار کند. ايجاد گرايش فمينيستی
لازم است وقتی که دوستان طيف فدايی هر ساله در باد و باران سالروز و
يادبود کسانی که زن ستيز بودند را برگزار می کنند . لازم است وقتی که دگر
جنس گرايی تشويق و هم جنسگرايی بيماری محسوب می شود. لازم است وقتی فيمينيست
ها دشمن خانواده و «خانمان برانداز» خوانده
ميشوند، و نهاد خانواده مقدس تعريف ميشود، اينان هم چنان که خود را
مارکسيست می دانند در ذهن خود بی خيال مارکسيسم هستند که می
گويد همه چيز زوال می پذيرد حتی نهاد «مقدس» خانواده! ايجاد گرايش فمينيستی
لازم است وقتی جنبش زنان، جنبش زنان بورژوا تعريف می شود. ايجاد گرايش فمينيستی
در گرايش سوسياليستی لازم است چرا
که زن ستيزی «رفقا» ديگر خيلی وقت است که تحمل ناپذير شده! نگذاريم 8
مارس به اول ماه مه تبديل شود! (رزا) « 8 مارس روزجهانی زن
روزهمبستگی اردوی جنبش برای کار، آزادی و برابري،
روزهمبستگی سياسی - اجتماعی همه مردان و.زنانی است که
برای يک زندگی شاد وانسانی مبارزه می کنند هسته
اقليت اسفند ماه 1383 رزا: شادتر می شديم و
انسانی تر بود اگر ابتدا زنان و بعد مردان را اضافه می کرديد. البته
می دانيم که خواسته ايد صرفه جويی کنيد و 2 ماه ديگر همين اعلاميه
را برای روز کارگر تجديد چاپ کنيد! هشت مارس روز جهانی زن،
بر تمامی زنان کارگر و ستمديده گرامی باد! از آنجا که تاريخ رسالت
نابودی متکامل ترين نظام طبقاتی يعنی سرمايه داری را بر
دوش طبقه کارگر نهاده است، در نتيجه مبارزه برای رهايی زنان در
پيوند ناگسستنی با مبارزه طبقه کارگر در جهت نابودی اين سيستم
ارتجاعی قرار می گيرد و تنها در بستر پيروزی اين مبارزه و
برقراری سوسياليسم است که امکان واقعی جهت رهايی زنان مهيا
می گردد. http://www.siahkal.com/statements/8Mars2004.htm رزا: آمين! زنان! برای سرنگونی جمهوری
اسلامی برخيزيد و حتا پس از آن مبارزه را برای پيروزی
يك انقلاب دمكراتيك نوين و سوسياليستی ادامه دهيد. زيرا آزادی کامل زنان با سرنگون شدن تمام و
کمال نظام طبقاتی ميسر می شود. زنان! در روز جهانی هشت مارس به يکديگر بپيونديد
و در مقابل قدرت حاکم قدر قدرتی کنيد. در اين روز با زنان کمونيست و انقلابی که در زندان های جمهوری اسلامی
ايستاده جان باختند تا نهال نبرد
برای رهائی را آبياری
کنند پيمان ببنديد و عهد کنيد که مانند آنان بپا دارنده آتش ها باشيد. حزب کمونيست ايران (مارکسيست لنينيست مائوئيست) http://www.sarbedaran.org/mozuat/zanan/omumi/8mars.htm رزا: اين ديگر همان ده فرمان
معروف است! ترجمه زنانه اش جالب تر
می شود. با هم بخوانيم: مردان! بلند شويد و
جمهوری اسلامی را سرنگون کنيد. به مردان ديگر بپيونديد. قدر
قدرتی کنيد. انقلاب کنيد.... دوستان مائوئيست ختم جنبش
زنان را در سرنگونی تمام و کمال طبقات ديده و خواهان پيوند جنبش زنان با
زنان انقلابی و کمونيست هستند آن هم نه با زنده ها بلکه با جان باختگان! سارا قاضي: «حزب پيشتاز
انقلابی : وجود
چنين حزبی با اين چنين ساختاری است که ميتواند فعاليت های
تشکل های مستقل زنان را رهبری کرده و مبارزات سازماندهی شده
آنها را با حمايت طبقه کارگر، به جريان اندازد. » http://www.kargar.org/zan/8mars03.htm رزا: سارا قاضی هم که
گويا در پی ايجاد حزب پيشتاز و انقلابی هستند تا هر چه زودتر فعاليت
های تشکلات مستقل زنان را رهبری کنند! اين گرايش تروتسکيستی
گويا آن قدر رهبر توليد کرده که کارش به صادرات کشيده. اما پندی به
دوستمان سارا قاضي: دوستان قاچ زين را بگيريد، سواری پيشکش! استقلال،
مبارزه، پيروزي! (رزا) سناريوی پائين می
تواند در آينده اتفاق بيفتد، هر گونه تشابهی با گذشته تصادفی است! رفقا؛ در سالهای اول
بدست گيری قدرت توسط شما (حزب تراز نوين طبقه کارگر و زحمتکشان) ممکن است
دولت کارگری به دليل جنگ امپرياليستی دچار بحران اقتصادی شود
و يا بدليل کم کاری کارگران ضد انقلابی مجبور به بازگرداندن مديران
به کارخانه ها و زنان به خانه ها شود! و يا هزار و يک عقبگرد ديگر از برنامه اعلام
شده. دولت سوسياليستی در
موقعيت جنگی با امپرياليستهای خون آشام، مسلما به سربازگيری
بيشتری نياز دارد و امکان دارد که حق سقط جنين و حق زن بر بدنش هنوز داده
نشده، پس گرفته شود و ما زنان دوباره به ماشين جوجه کشی تبديل شويم. البته
در اينصورت مادران از همجنسگرايان و يا آنهايی که اجاقشان کور است وضعيت
بهتری خواهند داشت و "مدال" خواهند گرفت. و البته ممکن است به
همجنسگرايان بجاي" مدال" شوک الکتريکی داده شود تا بلکه اينها
هم بتوانند بزايند! و يا برای ايجاد گرايش باروری در همجنسگرايان
ممکن است انها را به جای سردتری منتقل کنند! امکان دارد رهبر ( و يا کميته
رهبری طبقه کارگر و يا ستاد فرماندهی طبقه ) از تمکين نکردن زنش
دلخور شود که چرا زنان در حوزه رختخواب دوشادوش مردان فعال نيستند و فردای
همان روز قانونی تصويب شود که خانواده
ارتجاعی نيست بلکه مقدس و سرويس جنسی هم در تقسيم کار
انسانی جزو کارهای طبيعی زنان می باشد! و شايد از بد اقبالی ،
جامعه سوسياليستی دچار اپيدمي" رويزيونيستي" شود که حتی
بعضی از رهبران ستاد رهبری نيز به اين ويروس آلوده شوند و
دادگاههای انقلابی برای محکوم کردن بيماران، روش معالجه با
تبر مبتلايان و نهايتا اعدام انقلابی سيستماتيک نتيجه ندهد و از بد حادثه
مبتلايان خودشان را مثل مور و ملخ تکثير کرده و نيم قدمی مانده به
کمونيست، جامعه سوسياليستی يک شبه تبديل به سوسيال امپرياليست شود و در
اين ميان حقوق زنان نداده، پس گرفته شود و شادی زنان به عزا تبديل شود. و خلاصه (به هزار و يک دليل ديگر که نمی
بايست از نظر دور داشت) اينجاست که جنبش مستقل زنان اگر موجود باشد می
تواند در مقابل اين حملات مقاومت کند و بهمين دليل جنبش مستقل زنان فعلا بايد
بدون چون و چرا مستقل از مردان، احزاب و دولتها حرکت کند. و با ورود هر گرايش سوسياليستي،
کمونيستي، اپورتونيستی و رويزيونيستی نبايد گول بخورد و دست به
خودزنی و انحلال و تجديد نظر بزند. تا در آينده ببينيم چه پيش خواهد آمد.
و اين مردان خوب ايا در جمهوری شوراها با حقوق تام و تمام زنان مخالفت
می کنند يا نه. چون احتمال دورويی اين رهبران زياد است حتی در
جامعه بی طبقه ولی دو جنسيتی آينده! ترس رفقای گرايش
سوسياليستی از جنبش مستقل زنان برايم قابل فهم نيست چرا که تشکل مستقل زنان
و يا جنبش مستقل زنان که مانند شوراهای کارگری نيست که قدرت دوگانه
بوجود بياورد. ما قول می دهيم کنترل توليد را به شما سروران دو دستی
تقديم کنيم اما توليد مثل را خودمان کنترل کنيم! رفقا ! تشکل مستقل زديم تا
چند ساعتی گپ بزنيم و بخنديم! ما مشاوران شما هستيم! ما را منحل نکنيد!
بخصوص الان که هنوز کاملا هم مستقل نيستيم. رفقا! عليه ما سمپاشی
نکنيد تا دوش به دوش هم يا دوش بر دوش
هم، همه با هم و کماکان همه با شما زير پرچم هميشه در احترازتان جمهوری اسلامی
را سرنگون کنيم. خواهشا بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی و
برقراری سوسياليسم بيائيد و از استقلال جنبش زنان انتقاد کنيد! تازه ما کی و در کجا
مبارزه مردان برابری طلب، آزاديخواه و سوسياليست را در عرصه فعاليت های
زنان و تشکلات زنان و جنبش زنان سد کرده ايم؟
ما که هر ساله حتی از آنها با عجز و التماس خواستيم برايمان
اعلاميه بدهند. چرا که در تمام اين سالها خودمان وقت نمی کرديم ( به دليل
کار زياد، تر و خشک کردن شوهر و بچه و ساير کارهای خانگي). حالا امسال و
چند و سالی که اعلاميه های ديکته شده شما (سروران، رهبران) بيرون می آيد، آن را
خودمان تايپ، غلط گيري، چاپ و پخش کرديم
و آنقدر هر سال اين کار را کرديم که الان کاملا مثل شماها بلد شديم مسائل
زنان را مانند شما "فرموله" و "منی پوله" کنيم. هر
جايی هم که اين فمينيست های راست بورژوا، خانمان برانداز، فرزند کش بی عاطفه با
افق ديد آنارشيستی و عامل امپرياليست و اپورتونيستی خواستند از
سازمان و رهبری شما گاف بگيرند جلوی آنها سينه سپر کرديم که ما زنيم و شما نازن! به اسم زنان کارگر و به
نمايندگی آنها ( با هدف رهبری شما ) راه و بيراهه هم اعلاميه و
مقاله داده ايم که نياز زنان کارگر شيرخوارگاه و دستمزد برابر است و چند خواست رفاهی و نه بيشتر تا خدای ناکرده مردان طبقه
با چکش خود بر سر زنان کارگر نکوبند! حق زن بر بدن خودش و حق سقط جنين و اين حرفها
از همان زنان بورژوا در آمده. اگر امکان رفاهی باشد که زنان کارگر سقط
جنين نمی کند!!!!مگر آنها مثل اين فمينيست های بی عاطفه
هستند؟ اگر دولت سوسياليستی آينده شکم بچه ها را سير کند اصلا کدام زن
کارگری حاضر می شود اين جنين های نازنين را که هر کدامشان در
آينده می توانند يک مارکس و لنين و ... بشوند را سقط کنند؟ خشونت جنسی هم در خانه
از آن حرفهاست! خشونت جنسی البته وجود دارد و مجريان خشونت جنسی هم
فقط کارفرماها ، مردان بورژوا و
کارگزاران سيستم هستند! کارگران و خشونت جنسي؟ اصلا، ابدا ، کارگران ذاتا
برابری طلب و ضد ستم هستند... اگر هم مردان کمی خشونت می کنند
خوب حق دارند خسته از سر کار «رهبري» و «مبارزه طبقاتي» می آيند
خانه و زنان و کودکان موی دماغ می شوند. زن صبور کارگر مشکلش اين
چيزها نيست، نه اصلا ؛ مشکلش هم چنان شيرخوارگاه است و .... اصلا به کوری چشم اين فمينيستها به
رهنمود رفقا احترام گذاشته با هم متحد شويم و زير آب تشکلات مستقل زنان را بزنيم
که لانه زنان راست است. آنها از مبارزه طبقاتی هيچی حاليشان
نمی شود و از اتحاد طبقه!!!! با هم متحد شويم وحدت طبقاتی را حفظ
کنيم، سازمان های مختلط درست کنيم، اگر هم يک جايی دور از چشم ما
تشکل مستقل زنان درست شد يک جوری توش بچپيم و خلاصه به اسم مطالبات زنان،
مطالبات رفقا را مطرح کرده و روز 8 مارس را روز پيوند مردان و زنان ، مليت های تحت
ستم، سياهان و سفيدان و زردان اعلام کرده و همه با هم زير سايه پرچم «سرخ» در پيوند ناگسستنی با پيشاهنگان طبقه
کارگر «سروران و رهبران» سرود انترناسيونال
بخوانيم. البته قبل از همه اين کارها
يک قورمه سبزی جا افتاده بار کنيم مبادا رفقا از اينکه روز 8 مارس قبلا
روز زنان بوده هنوز دلخور باشند!!! فعلا درودهای بی
پايان به شما رفيقان راه که حتی در کوران مبارزات رهايی بخش زنان
شرتان را کم نمی کنيد. مشت های گره کرده و سنگيتان سنگين تر باد،
راهتان پر رهروتر و همبستگی تان جهانی تر! فرارسيدن هشت مارس را به
شما صيمانه تبريک گفته و دستان پر از رنج و کار تان را می فشاريم. و اميداوريم هر چه سريعتر با
رهبری شما «سروران و رهبران» طبقه کارگر نظام طبقاتی سرمايه
داری نيست و نابود شود و در بستر اين پيروزی تغاری بشکند و
ماستی برای ما زنان بريزد و سوسياليسم برقرار شود. همانطور که فرموديد سوسياليسم تنها پاسخ
قطعی و ريشه ای به مسئله زن است. اگر هم نباشد ما پاسخ ديگری
به فکرمان نمی رسد. رفقا! من هم زحمت را کم کرده
ميروم « رويای سلطانا » را که در
کتاب اهدايی حزب « يادها» از کروپسکايا جاسازی کرده ام بخوانم. اسم رزا را انتخاب کردم که نخبه
گرايی نباشد و فمينيستها ازمون گاف نگيرند. هر چند که چند ين تا کتاب به
اسم سازمانی ام چاپ کردم و در واقع جزو نخبگان هستم! تا يادم نرفته يک خواهش کوچک
دارم. اين مارگارت تاچر بيچاره را بهش فحش ندهيد اگر بفهمد ايرانی ها بهش
می گويند «فمينيست» قطعا سکته روحی می کند. در انتها روز جهانی زن
را به تمامی خواهرانم، نامردان اين جهان و تمامی کسانی که در برابر
ستم جنسی ايستاده اند تبريک ميگويم. امسال کمی به ريش سالاری
و مرد سالاری خنديديم، باشد که سالی ديگر مشتی شويم بر
دهانشان! رزا- مارس 2005 |