|
بحران گرسنگي، فقر و فلاکت در جهان سوم
مرجان افتخاری
18.04.2008
در دو هفته اخير روزنامه ها
و هفته نامه های اقتصادی خبرهائی در مورد "بحران
گرسنگی" منتشر کردند. در همين زمينه کانالهای تلويزيونی
هم تظاهرات و درگيری کارگران، مردم محروم و گرسنه مصر و هايتی را که
کودکان هم در آن شرکت داشتند نشان دادند. در حال حاضر، کارگران و مردم فقير
کشورهای جهان از جمله مصر، فيليپين، هايتي، بنگالادش، سنگال جزء اولين
کشورهائی هستند که با "بحران گرسنگی" روبرو شده اند، و
بدون ترديد اين بحران تنها محدود به اين کشورها و مردم آن نخواهد شد. به گفته
تحليل گر اقتصادی روزنامه Le Temps
چاپ سوئيس، 850 ميليون نفر در جهان از گرسنگی و سوءتغذيه رنج ميبرند و به
اين رقم هر ساله 4 ميليون نفر اضافه خواهد شد.(1). به اين ترتيب، در چند سال
آينده گرسنگی و مرگ و مير مانند يک اپيدمی به سرعت در حال شيوع
خواهد بود.
در همين رابطه، در 11 آوريل روزنامه "نيورک تايمز" در مقاله ای
تحت عنوان " بحران جهانی غذا" هشدار داد که 33 کشور به علت
گرانی مواد غذائی در خطر نا آرامی های اجتماعی
قرار دارند. البته اين روزنامه به خطر مرگ ميليون ها انسان از گرسنگی
اشاره نکرد بلکه نا ارامی را بعنوان خطر مطرح کرد.
بررسی کوتاهی در چارچوب نظام موجود سرمايه داري، روابط و مناسبات
آن، ما را به چگونگی و مکانيزم "بحران گرسنگی" نزديک
ميکند. چه عوامل و پارامترهائی در درون همين سيستم باعث بيکاري، گراني،
پائين آمدن قدرت خريد مردم، يا به عبارتی گرانی زندگی در
کشورهای سرمايه داری پيشرفته و خانه خرابي، فقر، تهيدستی و
بالاخره "بحران گرسنگی" در کشورهای جهان سوم می
شوند.
در 15 سال اخير، در اکثر کشورهای بزرگ صنعتي، با پائين آمدن رشد اقتصادي،
بالا رفتن تورم و افزايش قيمت کالاها که منجر به پائين آمدن قدرت خريد می
شوند روبرو هستيم. در برنامه های اقتصادی سالانه آنها رشد 1.5% يا
مکزيمم 2.5% به عنوان هدف برنامه ای در نظر گرفته شده است و نه بيشتر. گر
چه برای بسياری از اين کشورها رسيدن به رشدی با اين درصد هم
بسيار سخت است. اشباع زمينه های سرمايه گذاري، هزينه های بالا (
حقوق کارگران و کارمندان، حمل و نقل، انرژی و مواد غذائی) انتقال
کارخانه ها به کشورهای ارزان از جمله اروپای شرقی و هند که
دستمزدها پائين تر و زندگی به مراتب ارزان تر است را توضيح می دهد.
از طرف ديگر، در 20 سال اخير، بسياری از سرمايه داران، بانکها، صاحبان
شرکتهای توليدی بزرگ، مانند داروسازی ها و مواد غذائی
بخشی از سرمايه خود را در بازار بورس جهانی بکار انداخته اند. اين
موضوع نه تنها برای کسب سود سريع در زمانی کوتاه، بلکه آنها شبکه
"فشار مالی" جهانی را تشکيل ميدهند. رشد اقتصادی
پائين و تاثير چنين سياست هائی در کشورهای بزرگ صنعتي، اخراج
گروهی کارگران در بخش خصوصي، حذف پستهای دولتی بويژه در سيستم
آموزشي، حذف سوبسيد دامداران و کشاورزان قدرت خريد را بشکل بی سابقه
ای پائين آورده است. از سوی ديگر کمبود بودجه باعث حذف بسياری
از امکانات درمانی و خدمات اجتماعی دولتی شده است. فرانسه يک
نمونه مشخص از توضيح چنين وضعيتی است. به جز کارگران که برای اضافه
حقوق مبارزه ميکنند، بازنشتگان که قادر به تهيه مايحتاج روزانه خود نيستند، دانش
آموزان به خاطر حذف پست های آموزشی و معلمان برای افزايش حقوق
تقريبا هر روز در خيابان ها هستند. در آمريکا هم 80,000 شغل در ماه مارس گذشته
حذف شد و نرخ بيکاری به 5.1% در مقايسه با ماه فوريه رسيد(2)
اما افزايش قيمت نفت در بازار جهانی و تاثير آن در بالا رفتن قيمت مواد
اوليه صنعتي، مواد اوليه غذائی و در نتيجه فقر، فلاکت و گرسنگی
ميليونها انسان در کشورهای جهان سوم را می توان چنين بررسی
کرد.
قيمت نفت بطور دائمی از سال 2003 در بازار جهانی رو به افزايش است،
و امروز قيمت آن به بشکه ای 113.93 دلار رسيد. چرا؟ (3)
1- پر جمعيت ترين کشورهای دنيا، چين و هند هر کدام به ترتيب با رشد
اقتصادی تقريبا 10% و 8.5% در اين بحران قيمت ها سهيم هستند.
دستيابی به چنين در صد بالائی از رشد اقتصادی شاخص نياز و
مصرف بالای مواد اوليه صنعتی و انرژی است. چين به
تنهائی 3.5 ميليون بشکه نفت در روز توليد ميکند ولی مصرف روزانه اين
کشور دو برابر اين مقدار است. منحنی زير سير صعودی واردات نفت را در
چين تا سال 2005 نشان ميدهد. http://www.cite-sciences.fr
(آمار سالهای 2006 و 2007 بطور دقيق هنوز در دست نيست.)
2- به رشد اقتصادی چين و هند جمعيت 2.2 ميليارد نفری که در مقايسه
با چند سال گذشته دارای قدرت خريد و مصرف بيشتر هستند را بايد در نظر
گرفت.در صد قابل توجهی از قشر متوسط در اين دو کشور، قدرت خريد بيشتر،
تغديه بهترو مصرف بيشتری را نسبت به گذشته دارند.
3- از طرف ديگر، کشورهای توليد کننده نفت ظرفيت توليد بيشتر را ندارند (
دستگاههای قديمی و غير مدرن آنها بويژه در خاورميانه يکی از
موانع توليد بيشتر نفت در بازار جهانی است.). البته محدوديت
قراردادی گروه های توليد کننده هم مزيد بر علت است.
4- همانگونه که در ابتدا توضيح داده شد، نقش بانکها و شرکت های فرا
مليتی در بازار بورس جهانی و سودهای کلانی که آنها از
نوسانات قيمت مواد اوليه صنعتي، غذائی و انرژی به جيب ميريزند،
فاکتور ديگری در بالا رفتن سرسام آور قيمت ها است
در حال حاضر تمام مواد اوليه صنعتي، مس، نيکل، فولاد، آلومينيم و مواد
غذائی گندم، ذرت و برنج مهمترين کالاهايی هستند که در بازار بورس
خريد و فروش ميشوند.
غير از بازار بورس، در ژانويه و فوريه 2008 حجم قراردادهای مواد اوليه
صنعتی تنها در لندن بين 65% تا 70% نسبت به همين ماهها در سال 2007 افزايش
نشان داده است. (4)
افزايش قيمت نفت و فلزات صنعتی در مقايسه با سال گذشته بحران اقصادی
و در نتيجه بحران گرسنگی را مشخص ترميکند.(5)
الومينيم 32% افزايشØ
� مس 110%
افزايش
� روی
150% افزايش
� نيکل 150%
افزايش از ژانويه 2008
ارقام زير همين موضوع را در رابطه با مواد اوليه و اصلی غذائی در يک
سال گذشته نشان ميدهد.(6)
� گندم با
72%
� ذرت 32%
� برنج 50%
� حبوبات
80%
� قهوه 70%
� جو 42%
5- عوامل ديگری از جمله تغيرات اکولوژيکي، خشکسالي، گرم شدن کره زمين که
کشورهای بزرگ صنعتی از جمله آمريکا و ژاپن با توليد بيشترين درصد
گاز دی اکسيد کرين مسبب اصلی آن هستند، دليل ديگر نابودی
کشاورزی در کشورهای جهان سوم است. بدون اينکه تاثير انترمندليزاسيون
را در خانه خرابی کشاورزان کوچک نديده گرفت. تنها با بالا رفتن قيمت نفت،
مواد اوليه صنعتی و مواد غدائی در چند ماه اخير، زندگی 70%
کشاورزان کوچک توليد کننده قهوه، يعنی 25 ميليون نفر با خطر مواجه شده
است. (7)
دنيای نکبتبار سرمايه داری به سمتی ميرود که هر روز ميليونها
انسان با فقر، فلاکت، گرسنگي، سوء تغديه، بيماري، بيخانه مانی روبرو هستند
و برای داشتن يک زندگی ساده در جدالی نابرابر قرار دارند.
با اين حساب، شايد امسال در مراسم 1 ماه مه، به جز شعار اصلی
"کارگران جهان متحد شويد" "گرسنگان جهان متحد شويد" هم
اجتناب ناپذير باشد.
در حاشيه خبرهای اقتصادي، گر چه ارتباطی با بحران غذائی ندارد
و به نظر کمی خنده دار است ولی بهتر است شما هم در جريان باشيد و يا
شايد هم شنيده باشيد. به نوشته مجله اقتصادی L�Expansion avril 2008، ايران خودرو با همکاری
يک شرکت ماشين سازی ترک، در حال ساختن يک ماشين هستند که مجهز است به يک
قطب نما که فقط جهت قبله را نشان ميدهد. در همين ماشين جائی برای
نگهداری قرآن و جانماز هم اختصاص داده شده اشت. از همه مهمتر، يک دستگاه
اتوماتيک يا رباط آماده گذاشتن روسری بر سر رانندگان زن است. هنوز
نامی برای اين طرح مشترک در نظر گرفته نشده است ولی نام
"ماشين اسلامی" يکی از پيشنهادها است. قيمت آن هم بين
6000 تا 8000 ارو در نظر گرفته شده است.
Eftekhari_marjan@yahoo.com
1- Le Temps 16 avril page 35
2- The Economiste
April 12th-18th 2008 page 10
3- Le Temps 16 avril, page 19
4- Le Monde 28.03.2008
5- www.journaldunet.com
www.romandie.com
www.metaltribune.com
6- L�AGEFI 9 avril 2008 Page
6
www.rif.fr
7- L� AGEFI 9 avril 2008
برای اطلاعات بيشتر و بدست آوردن آمار در مورد بالا رفتن قيمت ها از
سايتهای زير هم استفاده شده است
http://www.worldenergyoutlook.org/2007.asp
http://www.worldenergyoutlook.org/2008.asp
منبع: http://www.roshangari.net/as/sitedata/20080419145732/20080419145732.html
|