ما،
روشنفکران ما و سينمای ما
بازخوانی
گفت و گو با جميله ندايی
جميله ندايی
در نشريه الکترونيکی سينما در ديدگاه شماره 14
س : برای من که از سالهای دور
با تو دوست بوده ام در جريان کار ها وفعاليت های گسترده تو هستم کار مشکلی
است که بتوانم در يک گفتگو برای نشريه سينمايی در همه زمينه هايی
که تو کار وفعاليت داشته ای سوال طرح کنم ، از شروع کار تو در تياترگرفته تا
کار راديو وتلويزيون، کارگاه نمايش وکانون پرورش فکری ... واز آغاز و ادامه
کار در سينما ، نقد نويسی پيرامون سينمای وتياتر مسايل هنری ،
حضور وسخنرانی در کنفرانس ها، وسمينار ها ويک فعال سياسی جدی و
پيگير مسايل زنان، چون مصاحبه را کتبی انجام می دهيم شکل گفتگو متفاوت
خواهد بود به ناچار من بايد چند سئوال تنطيم وبرايت بفرستم ، کوشش می کنم که
بيشتر در زمينه سينما صحبت کنيم نقش زن در سيما ايران وبه خصوص در سينمای جمهوری
اسلامي. اما شايسته است خودت بطور فشرده به کوشش هايت از آغاز تا کنون اشاره ای
گذرا داشته باشی تا خوانندگانی که احيانا با بخشی از کارنامه تو
آشنانيستند هم در اين مورد يک اطلاعات کلی کسب کنند.
ج در تهران ، لندن ،
وپاريس درس سينما و تئاتر خوانده ام.
فعالِيت اجتماعی
من از سالهای 1343در تئاتر شروع ميشود.
نمايشنامه های
راديويی برنامه دوم. گروه هنر ملي. آتليه تئاتر.
جشن هنر شيراز :
" شهر قصه. ماه و پلنگ.بزک نمير بهار مياد. کاليگولا"
کارگاه نمايش : " صغرا دلاک. جان نثار. ترس و نکبت رايش سوم.
کاليگولا. سهراب ،اسب،سنچاقک."
سينمای آزاد :
اولين فيلم . " ميتوان چون شبی ماند خاموش"
وزارت فرهنگ وهنر :
پنج فيلم مستند در مورد تئاتر،موسيقی ، رقص
برنامه راديويی
: کودکان. ادبيات. موسيقی فيلم.
کانون پرورش فکری کودکان: " داستانهای کودکان
تنظيم و اجرای نمايشي.نوار و صفحه صدا"
نقد هنر در روزنامه
های صبح : " تئاتر ، ادبيات،شعر، سينما،نقاشی "
مقدمات فيلم بلند
سينمايی . انقلاب.
رد تمام پروژه های
نمايشی و فيلم مستند از طرف مسئولين جديد
شروع مبارزه در جنبش
زنان . رد حجاب اسلامی . تبعيد اجباري
در پاريس ، ادامه
تحصيل دانشگاهی . سينما و تئاتر . ساختن فيلم مستند.
ادامه فعاليتهای
اجتماعي.مدرس و محقق سينما . مدرس و محقق امور زنان ..
س:در مورد نقش زن
در سينمای ايران تو هم پژوهش کرده ای وهم نوشته ای وهم سخنرانی
داشته اي. نخستين سئوال من می تواند در اين مورد باشد اما اين خود مسئله
گسترده ای است، برای اينکه به سئوال های ديگر هم برسيم، بهتر
است از مطرح کردن سينمای متداول يا همان فيلمفارسی بگذريم و به نقش زن
در فيلمهای سينمای روشنفکرانه ايران قبل از انقلاب بسنده کنيم.چه فيلمهايی
در سينمای ايران قبل ا ز انقلاب در اين مورد برجسته تر بوده وچه فيلمهايی
مخرب ؟
جواب : در سِينمای
قبل از انقلاب اتفاقا در چند فيلمفارسی نقش زن هويت انسانی داشت. مثل
مريم و مانی به کارگردانی ( شهرزاد، کبری سعيدی ) . فکر می
کنم با گدشت اين سالها، دوباره بايد به اين فيلم نگاه کنيم . درين فيلم ، برعکس داستانهای
فيلمفارسی که هميشه نقش اول و پيشبرد داستان به عهده مردان است ، يک زن مرکز
تمام ماجرا هاست. مريم ( پوری بنايی ) دختر بزرگ يک خانواده پر جمعيت،
تنها نان آور فاميل است . او اعتماد به نفس دارد، و به تنهايی بدون نظرحواهی
از مردان، به جنگ تمام مشکلات اجتمايی و خانوادگی ميرود. جالب اينکه
برخورد مردان با او بسيار احترام آميز است. مشکل فيلم نوشتار سينمايی ست .
يعنی درک فيلمساز برای تعريف اين داستان ، همان روش کليشه های فِلمفارسی
ست... متاسفانه تربيت فرهنگی مرد محور منتقدين سينمايی ما، مارا از
تحليل اين فيلم کنار گذاشته است .
ج.ن : کودتای اسلام سياسی در
انقلاب مردم ايران، تاثُير عميقی بر فرهنگ ايرانی به طور کلی و
نقش زنان در تمام رشته های هنری و فرهنگی گذاشت. به نظر من ،
اين تخريب عظيم فرهنگی تاسالهای زيادی ، جبران نا پذير خواهد
بود.
برا ی بيرون
رفت ازين معضل، که ضد ارزشها درونی وهويتی شده اند، نسلهای آينده
نيروی عظيمی صرف خواهند کرد. در ايران ، سينمای پروپاگاند و
تبليغی از تمام ايده ئولوژيهای توتاليتر در فرهنگهای ديگر گرفته
شده، تا به نفع قدرت اسلام سياسی در ايران عمل کند. در بيست و هفت سال
گذشته، اسلاميون کاملا بدور از حرفه هنر و فرهنگ، مسئولين تصميم گيری و
قانونگذاريهای فرهنگی شده اند.
روزهای اول
انقلاب ، اولين کوشش اين بی فرهنگان، تحميل حجاب اسلامی و حذف زنان
مدرنی بود که در انقلاب شرکت کرده بودند. به سرعت جای خالی اين
زنان مدرن با زنان گوش به غلامی پر شد ، که در شرايط عادی شايد هرگز
وارد حرفه فرهنگ و يا سينما نمی شدند.
چند نفر ازين خانمها
، مثلا پوران درخشنده در تلويزيون تهيه کننده اداری برنامه های تلويزيونی
بود و ناگهان با بودجه های هنگفت به کارگردانی فيلمهای سينمايی
پرداخت . و حتا با ترکيب هنرپيشه های تئاتر آن زمان و گروه فنی حرفه يی
، نتوانست ازچارچوب بی دانشی و فرصت طلبی خودش و ندانم کاريهای
ايدئولوژيک اسلامی فراتر برود.
ديگری رخشان
بنی اعتماد که تاگهان اسلامی شد و دستورات محسن مخملباف در کتاب
تئوريک و ايدئو لوژيک مذهبی ( يادداشتهايی برای نويسنده،نمايشنامه
نويس ، کارگردان سينما و تئاتر مسلمان) را به کار گرفت . او در فيلمفارسی اولش
« خارج از محدوده » با استفاده از هنرپيشه خوب تئاتر ، مهدی هاشمی و
ستاره محجوب فيلمهای اول بيضايی ، پروانه معصومی ، مضحکترين
شيوه های سينمای اسلامی را ارائه کرد. در صحنه يی ازين
فيلم خانم معصومی با پوشش اسلامی ( روسری ضخيم و مانتو )يعنی
همان پوشش کوچه و خيابان، به رختخواب ميرود. و شوهرش مهدی هاشمی کاملا
لباس عوض ميکند و پيژامه ميپوشد و داخل رختخواب ميشود. البته زن و شوهر در دو اطاق
که بهم راه دارد ميخوابند و پشت بهم مکالمه ميکنند.
بنی اعتماد در
فيلم «نرگس» چند زنی را تبليغ و توجيه کرد. و در ديدگاه مرد پرستی و
مرد محوری چنان از مردان پيشی گرفت که نقش اول فيلم ، پورعرب ، دزد
معصومی ست که فقط به دليل بی اعتناعی مادر و زنان زندگی اش
به بدراهی کشِده ميشود و زن دوم و جوان، با فداکاری و بخصوص تقبيح
زنان ديگر کمر همت به نجات مرد ميبندد.
بعد در فيلم «روسری
آبي» دختر کارگری به بهانه نجات خانواده از فقر، صيغه يک حاج آقای پير
ميشود وادعا ميکند عاشق اين مرد پير کارخانه دار است. دختر جوان از استقلال مالی
و کار اجتمايی دست ميکشد و کارگر جنسی در خانه در بسته مرد ميگردد.
درين فيلم صحنه زننده يی وجود دارد از مرد کارخانه دار که در اطاق خوابش بر
روی تخت خواب به خود می پيچد، و عکس دختر جوانش را که در سفر است در
آغوش گرفته است.
اين نوع داستانها در
سينمای زنان ، مردان منتقد و دست اندر کار فرهنگ را بسيار شيفته کرده است.
جامعه يی بهتر ازين برای آپارتايد جنسي؛برتری مردان و فرودستی
زنان نميشود تصور کرد.
نکته تاسف آور اينکه
بسياری از مردان روشنفکر جامعه امروز ايران ،که خواهان تغيير قدرت سياسی
درايران هستند و دايم دم از آزادی انديشه و مبارزه طبقاتی ميزنند، اين
نوع فيلمها را تاييد و تحسين ميکنند. و از آن بدتر بسياری از زنان « فمينيسم
اسلامي» مثل مجله زنان اين نوع فيلمها را تاييد ميکنند.
زن ديگر فيلمساز که
درين کوير فرهنگی از معماری به کارگردانی فيلم روی آورد ،
تهمينه ميلانی ست. او در اولين فيلمش « بچه های طلاق » به موضوع خشونت
در خانواده پرداخت . اما به جای تقبيح تنبيه بدني، به توجيه شکنجه خانگی
پرداخت . در اين فيلم پدر خانواده چون در کودکی از پدرش کنک می خورده
، بنابراين حق دارد زن و فرزند را شکنجه کند . و در تمام فيلم آن کس که بايد
بپذيرد و لب بر نياورد ، زن خانواده است.
در سومين سمينار
بنياد پژوهشهای زنان ايران ،که در انتخابهای فرهنگی اشتباهات
فاحشی را مرتکب ميشود،اين خانم ادعا کرد که مسئولين سانسور وزارت ارشاد
اسلامی ، با باز نويسی چندين باره فيلمنامه ، او را راهنمايی کرده
اند که فيلم بهتری بسازد . و در جواب سوالات زنان که ازِين تعاريف انتقاد
ميکردند، گفت که با ايده های ضد زن اين مسئولين موافق است . . تهمينه ميلانی
در فيلمهای بعدی حتا ادعای فمينيسم هم داشت . اما مثلا در «
نيمه پنهان» اگر از مردی انتقاد ميکند ، از مرد ديگری که اتفاقا
بازيگر نقش، شوهر خانم ميلانی در زندگی خصوصی ست ، ستايش بسيار
کورکورانه ميکند.
اما مدّاحی از
رژ يم ايده ئولوژيک اسلامی با کيارستمی شروع شد. کيا فکر ميکرد
ميتواند ممنوعيات را دور بزند و با بی اعتنايی به فرهنگ سينما روش هيچ
گفتن را پيش بگيرد. روش او يک نوع زيبايی شناسی خاصّی را پيش
آورد . هيچکس در دنيای آزاد باور نميکرد که کسی اينگونه وقت تلف کند ،
بنابراين،تمام نماهای خالی او در همه فيلمها، فضای دلخواه
مفاهيم بی ربطی شد ه که به فيلم تحميل ميشود ، اما اين فضای خالی
ميدان مفاهيم بی ربط ذهنيات منتقدين پر حرف است. و صفحات بسياری سياه
ميشود که هيچ ربطی به سينما ندارد. ديگرفيلمسازان هم از او آموختند . و
سالهاست که شاهد توجيهات فيلمسازان زن و مرد ايرانی در اجتماعات خارج کشور
از فيلمهايشان به شيوه کيارستمی هستيم.
در جلسه يی چند
ماه پيش آقای جعفرپناهی را ديدم که چنان امر به او مشتبه شده است . که
ادعا ميکرد _ او و ديگر فيلمسازان در تمام فيلمها در حال انتقاد از رژيم هستند و
رژيم چنان از آنها ميترسد که جرأت ندارد به آنها دست بزند. ما هرچه دقت کرديم ، نه
در فيلمهای او و نه در فيلمهای ديگر ، نکته يی که رژيم را نگران
کند نديديم. تمام ادعای او در فيلم « خون و طلا» سرخوردگی يک جوان
مسلمان است، که سالها پيش در فيلم خوش ساخت فيلمساز اسلامی حاتمی کيا
« آژانس شيشه يي» ديده ايم.
کيارستمی بعد از ممنوعيت فيلم «اولی ها» و «مشق شب»
تصميم گرفت به روستا ها پناه ببرد که آدمهای شهری شناخت کمی از
زندگی اجتماعی روستا داشتند و سادگی و عقب ماندگی و سکوت
روستا هم باب ميل مسئولين فرهنگی بود. درين نوع فيلمها که به سرعت همگانی
شد ، تخيل فيلمساز می تواند در همان محدوديت روستا به سکوت بگذرد. کيارستمی
در جوانی گرافيست بود و در دوران طلايی دانشکده هنرهای زيبا،
همراه هنرمندان مهم نقاش تحصيل کرده بود.
کيارستمی بعد از فيلم «کلوزآپ» که وفاداريش را به ايده های
رژيم ثابت کرد، به روستاها پناه برد. مناظر آرامبخش و سکوت ممتد دهات شمال ايران،
نوعی نگارش هيچ گويی در سينما شد . منتقدين فرنگی که از جامعه
صنعتی و سرعت تکنولوژی خسته اند ، شيفته مناظر ايران شدند . و جمهوری
اسلامی که در داخل با مشکل فيلمسازان و فيلمسازی روبرو بود، در خارج
از ايران ناگهان مدعی صدور سينمای اسلامی شد. با شناختی که
از کيارستمی دارم ، فکر نميکنم که خود کيا عميقا با اين ايده موافق بود. اما
پذيرفتن اين نکته، تنها شانس او برای فيلمسازی بود. او تنها فيلمساز
مدرن جمهوری اسلامی بود که در مقابل سوالات خبرنگاران به توجيه شرايط
سانسور در ايران پرداخت . روش او، راهگشای نظريه پردازان سينمای اسلامی
و فيلمسازان آسان طلب شد. که روز به روز بيشتر به تخريب سينمای ايران
پرداختند.
اما اين سکوت و آسان
طلبی کيارستمی بيش از هر کس خود او را به سرسرای توهمات خودمحور
بينی و تحجّر سوق داد. تا جايی که امروز بعد از بيست و هفت سال،
فيلمساز « لباسی برای عروسي» که در جوانی ما نويد سينمای انسانی
واجتماعی را ميداد، فيلم «ده» را ميسازد. فيلم «ده» ضدّ زن و ضدّ انسانی
ترين فيلمی ست که تا امروز ديده ام. فيلمهای پورنوگرافيک در غرب از
زنان ، ماشين سکس و روابط حيوانی ميسازند و ازين طريق به محروميت جنسی
مردهای مريض جامعه جواب ميدهند. اين نوع مردان با پذيرفتن ارزشهای فيلمهای
پورنوگرافيک، عقب ماندگی فکري،اطاعت از زورگو، خشونت به زنان، و نابرابری
و جهل را ميپذيرند. به نظر من فيلم «ده» با وجود حجاب اسلامی ،و تصاوير بی
معنا و زشت ، يک فيلم پورنو گرافيک است.
يک زن و شوهر ايرانی بعد از چندين
سال زندگی در تبعيد ، هنوز گرفتار ارزشهای جامعه يی هستند که
تابوها و ممنوعيتهای جنسی همه رابطه های انسانی را تابود
کرده است. پدر خانواده مرد زحمتکشی ست که از طريق آشپزی در خانه برای
سفارشهای ديگران امرار معاش ميکند. مادر مرد بعد از چند سال به ديدن مرد
آمده است و دايم ايرادهای پدرسالارانه ميگيرد و دختر بزرگ خانواده که از
خانه و کشور سوئد گريخته است ، به خانه ميايد که در مراسم ازدواج خواهرش شرکت کند
. جمع شدن اين جمع از هم گسيخته و زنجيرهای سنتهای فرهنگی مرد
سالار و مرد ارزشگذار ، خانه را به جهنم جديدی تبديل ميکند. موضوع اجتمايی
فيلم ، مهاجرت يک خانواده از طبقه متوسّط به سوئد، و مشکلات رابطه پدر با مادر ،
پدر با فرزندان،و فرزندان با جامعه ميزبان. دختر بزرگ خانواده باگريز از خانه برای
فهميدن دنيا، قيمت گرانی پرداخته است.مواد مخدّر، فحشا،بی خانماني. در
طول فيلم ميبينيم که پدر با تحميل آن ارزشهای پوسيده قديمی به کودکان
دلبندش ،زندگی آنها را تباه ميکند و خود در خفا به هيچکدام آن ارزشها پايبند
نيست.
فيلم ديگر « مرکز
کمک خانواده» از سودابه آبادی در باره مراکز کمک رسانی تهران به
خانواده ها و تحميل ارزشهای سرکوب و تحقير به زنان . جذابيت فيلم راهيابی
خانواده های مرفه است که در جلسات جمعی با حضور يک روانپزشک به شناخت
روابط ويران بين زنان و مردان ميپردازند . اما زنان فقير ناچار به مراکزی پناه
ميبرند که حاج آقاهای بازاری اداره ميکنند و تنها وظيفه آنها تحکيم
ديدگاههای کورکورانه اسلامی ست.
فيلم ديگر « تن فروشی
زير چادر» ساخته ناهيد پرسون که در همين مجلّه در باره اش نوشته ام.
کم کم با گذشت سالها فيلمسازان زنی در تبعيد پيدا شده اند که
به مسايل جدّی جامعه ايران می پردازند . و تمام کوششهای جاهلانه
و ظالمانه مسئولين جمهوری اسلامی در ايران و خارج از ايران نميتواند
آنها را به سکوت وادارد.
س: مدتی بطور
پيوسته در زمينه سينما وديگر مسايل هنری مطلب می نوشتی چرا اين
کار رها کرده ای ؟
ج.ن :نوشتن در مورد
سِنما وقت و انرژی زيادی می طلبد. می دانی که رشته
تخصصی و تحصيلی من فرهنگ و کالبد شکافی فيلم است.
گاهگاهی معنای
فيلم و چگونگی تداوم يک داستان سينمايی در مرحله تدوين يا مرحله نوشتن
را تدريس ميکنم. در آمد تدريس چندان نيست . و برای گذران زندگی ، فيلم
مستند ميسازم و تدوين ميکنم..فيلهای مستند بلند روز به زور با اشکالات مالی
بيشتری مواجه است. فروش يک پروژه وقت زيادی ميگيرد . مرخله تحقيق و
جستجوی موضوعی که پخش کننده ها را راضی کند خود حکايت ديگری
ست..
و مرحله وقت بر و
گران پست پروداکشن ( تدوين و صداگذاری ) را نبايد فراموش کرد.
تو خود ميدانی
فارسی نوشتن در خارج ازکشور ، کاری کاملا مجانی و مبارزاتی
ست. بايد برای نوشتن وقت گذاشت. البته کسانی را ميشناسم که دايم
مينويسند ، نمی دانم چطور وقتشان را تنظيم ميکنند.
در مورد پروژه ها يی
که در دست دارم می پرسی .
پروژه های متعددی
دارم . يا در مرحله نوشتن يا در مرحله تدوين.
از کنفرانس چهانی
زنان در پکن پانزده فيلم ساختم . از ميان اين پانزده فيلم ، دو تا « يادداشتهای
چين » و « زن پيشرو ، رن بنيادگرا» به نمايش درآمده و پنج فيلم در مرحله ميکساژ
،شش فيلم در مرحله تدوين ،و دو فيلم دز مرحله فيلمبرداری متوقف شده است.
يک فيلم در باره
کارهای بيژن مفيد دارم که از مرحله تحقيق به فيلم برداری رسيده است .
پانزده ساعت فيلمبرداری کرده ام و بايد فصلهای ديگری را فيلم
برداری کنم. زمانی که در مورد بيژن کار ميکردم سند جالبی از
اجرای نمايشتامه « تاگهان ...» نوشته نعلبنديان،و کارگردانی آربی
اوانسيان و باريگری بيژن مفيد پيدا کردم . قصد دارم با صدای اين نمايش
، عکسهای متعددی را که خودم از اجراها گرفته ام با صدای نمايش
بياميزم.
يک فيلم در باره
شيرين عبادی و جايزه نوبل ، يک فيلم در باره يک تئوريسين فمينيست و آهنگساز،
سه فيلم در باره کودکستان ، يک فيلم در باره سيرک و آتش بازي، و فيلم آخرم «
کارزار زنان » در مرحله تدوين مانده اند.
سال گذشته سی و
پنج فيلم داستانی کوتاه تدوين کردم که مرا بسيار فرسوده کرد. قول تدوين دو
فيلم مستند بلند راداده ام ، که برای گذران مالی زندگيم مهم است.اما
مرا از انجام پروژه های شخصی عقب ميندازد.
امسال يک پروژه
تحقيقی برای زنان در مورد لاييسيته و نقش زنان در سينمای امزوز
ايران کار کردم که متاسفانه سمينار بنياد پژوهشهای زنان نپذيرفت. بايد در
سمينار ديگری آن را ارائه کنم . در مورد نقش زنان و نوع ارائه زنان از
ديدگاه فمينيستی متاسفانه خيلی کم کار ميشود و متاسفانه معمولا زنانی
که برای سمينارهای بنياد تصميم ميگيرند، هيچکدام در خرفه های هنری
و نمايشی تخصصی ندارند و معمولا آنچه به هتر مربوط ميشود برنامه حاشيه
يی ست.
در مورد فيلم و
سينما گاهی فلم ميزنم ، من هيچ کدام از پروژه ها و ايده هايی را که
فکر ميکنم برای فهميدن دنيا و پيشرفت زنان لازم است رها نکرده ام.
س: الان در کميته ضد
سنگسار فعال هستی اين کميته چه گونه فعاليت می کند وتا حالا چه کرده
است ؟
ج.ن: کميته ضد
سنگسار اِيده چند زن از جنبش زنان ايرانی بود که در چهارمين کنفرانس جهانی
زنان در پکن شکل گرفت. هر کدام از ما زنان تبعيدی مدرن که از کشورهای مختلف
اروپايی و امريکا در جلسات متعدد کنفرانس جمع شده بوديم، به شکهای مختلف
به افشای ارزشهای ضد زن و قوانين غير انسانی جمهوری اسلامی
پرداختيم .
و بعد از برگشت به
کشوزرهای ميزبان با اين نام انجمنهايی ايجاد کرديم که در واقع نه فقط
قانون ضد بشری سنگسار ، بلکه تمام قوانين و روابط اجتمايی سياسی
که به فرو دستی زنان و نا برابری زن و مرد بينجامد ، را افشا ميکند.
در پاريس تصميم ما تحليل و بررسی تمام قوانين ضد زن در جمهوری اسلامی
و تمام حکومتهای اسلامی ديگر و تبعيض قانونی به زنان است. هدف
ما آگاه کردن افکار عمومی و محافل حقوقی و سياسی از وضع وخيم
زنان در ايران و جهان است.
کميته ضد سنگسار در پاريس ، عضو مجموعه انجمنهای زنان فرانسوی
کله و عضو لابی اروپايی زنان است که چهارهزار انجمن
اروپايی را در بر ميگيرد.
س ما معمولا 5يا 6
سوال را درگفتگوهايمان مطرح می کنيم .در باره تو و فعاليت گسترده ات با يک
گفتگو نمی شود به همه فعاليت های تو حتی اشاره ای گذرا دا
شت. شايسته است در گفتگويی ديگر حرفهايمان را دنبال کنيم .ميماندسپاس از تو
به خاطر پذيرش دعوت ما.
ج.ن ملاحظه ميکنی که در مورد هر سئوال خيلی خلاصه
جواب دادم. هرکدام از سوالها مطلبی طولانی می طلبد تا درين
شرايط خفقان بشود مسايلی را طرح کرد که معمولا رايج نيست.
منبع دیدگاه