قطعنامه پنجمين مجمع عمومی
سازمان زنان هشت مارس
جنبش زنان
ايران وارد فصل نوينی از مبارزات خود شده است. توهمات فرو ريخت و
ورشکستگی نيروهائی که اصلاح
رژيم از درون را موعظه می کردند عيان شد.
برخی از جريانات سياسی و روشنفکران بويژه از دوم خرداد 76 سعی کردند پل بين زنان و جمهوری اسلامی شوند،
ولی جنبش زنان ايران با رشد خود، با مبارزه هر چند غير متشکل ولی همه
گير خود، نقش مهمی در رسوائی فريب دوم خرداد بازی کرد. انتخابات
مجلس هفتم مهر پايان بر اين سياست فريبکارانه بود.
در يکسال
گذشته رژيم جمهوری اسلامی حملات گسترده خود عليه زنان را تشديد کرده
است. قداره بندان به «بدحجابان» می تازند. نمايندگان مجلس فراخوان اعدام تن
فروشان را می دهند و از فوايد چند همسری می گويند. فعالين جنبش
زنان به بند کشيده می شوند. مرتکبين قتل های ناموسی تبرئه
می شوند. زنان و دختران بطور مستمر و به دلايل واهی به دار آويخته
می شوند. همراه با خشونت لجام گسيخته دولتی و تبليغات بی امان
تفکرات و ارزشهای زن ستيز توسط حاکمان اسلامي، خشونت خانگی نيز افزايش
يافته است.
اين حملات
رژيم اما نه از موضع قدرت که از سر استيصال است.
جمهوری اسلامی که ديگر پايگاهی در ميان مردم ندارد از
درون نيز شکاف برداشته و متحدين ديروزش به دنبال تغيير رژيم با رفراندوم و با
پشتيبانی «جامعه بين المللي» (يعنی اشغالگران افغانستان و عراق)
افتاده اند.
عليرغم
حملات رژيم، جنبش زنان در سال گذشته پيشروی های قابل توجهی
داشته است. طرح مطالبات زنان توسط ساير جنبش های اجتماعی يکی از
دستاوردهای مبارزات زنان است.
شانزده آذر امسال دانشجويان برای اولين بار حجاب را بعنوان سمبل اسارت زنان
به تصوير کشيدند. در زمينه اعدام ها و احکام سنگسار نيز، مبارزات زنان، رژيم را در
مواردی چند وادار به عقب نشينی کرد. در سال گذشته علاوه بر افزايش
همکوشی زنان فعال دو سوی مرز، شاهد همبستگی چشمگير زنان مليت
های مختلف ايران و همگام تر شدن
مبارزاتمان بوديم.
هر چند
حملات اخير رژيم و ورشکستگی اصلاحات ممکن است باعث محافظه کارتر شدن
برخی گرايشات در جنبش زنان شود، ولی
فرآيند فرريختن توهمات از يک سو و ادامه زن
ستيزی وحشيانه، سيستماتيک و دولتی از سوی ديگر موجب کشيده شدن
توده وسيعتری از زنان به ميدان
مبارزه است. زنان در مبارزات چندين ساله خود به آگاهی بيشتری دست
يافته و جسورتر شده اند.
مبارزات
چند ماه اخير نشان داد که جنبش زنان از مبارزه برای لغو سنگسار و اعدام اين
زن و آن زن فرا تر رفته و پيکار عليه کليه قوانين ضد زن جمهوری اسلامی
را در دستور کار قرار داده است. ولی برای تحقق اين خواست، اشکال
سازمانيابی تا کنونی کفايت
نمی کند. جنبش زنان ايران کماکان از پراکندگی رنج می برد و اين
درحاليست که با وجود گرايشات متفاوت، خواسته های پايه ای مشترکی
داريم. تنها از طريق مبارزه متحد و سازمانيابی هرچه وسيعتر توده زنان می توان رژيم را به عقب راند و مهر
رهائی زنان بر مبارزات آزاديبخش مردم ايران را برجسته تر کرد.
پيش به سوی وحدت صفوف زنان!
سازمان زنان هشت مارس (ايرانی – افغانستاني)
آذر 1383