|
آخرین خبر در
مورد سرنوشت کبری رحمانپور
در صورت
موافقت مسوولان با درخواست مرخصي كبرا رحمانپور؛عروس سياه بخت بار ديگر
طعم آزادي را مي چشد
25/7/85
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1236240
گروه
حوادث : روزنه هاي اميد بار ديگر در دل كبرا رحمانپور جوانه زد و در
صورت موافقت مسوولان زندان وي براي چند روز به مرخصي مي آيد و بار ديگر
حكم آزادي را مي چشد.
به گزارش خبرنگار ما، براي كبرا رحمانپور معروف به عروس سياه بخت
كه متهم است پاييز سال 79 مادر شوهرش را با ضربه چاقو به قتل رسانده
بخاطر وضعيت بسيار بدي كه از لحاظ روحي ، رواني و جسماني دارد تقاضاي
مرخصي شده است و در صورت موافقت از سوي مسوولان قضايي وي براي مدت
كوتاهي به مرخصي خواهد آمد.
يك منبع آگاه در اين باره گفت : وضعيت كبرا مطلوب نيست و به همين
دليل براي او تقاضاي مرخصي شده است . كبرا رحمانپور 3 سال پيش يك بار
تا پاي چوبه دار رفت و مرگ را در برابر چشمانش ديد، اما بنا به دلايلي
حكم اجرا نشد، اين مساله بشدت در روحيه كبرا تاثير گذاشته و او را
افسرده كرده است و مددكاران كبرا وضعيت او را بحراني توصيف كرده اند.
وي افزود: اين در حالي است كه كش وقوس هاي پرونده در شوراي حل
اختلاف نيز روي كبرا تاثيرگذاشته بخصوص اينكه اولياي دم تحت هيچ شرايطي
حاضر نيستند رضايت دهند و سرسختانه و بدون توجه به افكار عمومي بر
اجراي حكم اعدام تاكيد دارند.
با توجه به شرايط زندگي كبرا رحمانپور و وضعيتي كه او دارد افكار
عمومي در برابر اعدام اين زن جوان واكنش نشان داد و رييس قوه قضاييه كه
براي افكار عمومي احترام قايل است و اجراي حكم را متوقف كرد و كمال
همكاري براي گرفتن رضايت از اولياي دم را با كبرا رحمانپور انجام داد.
اين منبع آگاه ادامه داد: اين اواخر كبرا بشدت وزن كم كرده و بسيار
ضعيف شده است . او بسيار آزار ديده و به مراقبت در خانه و يا بيمارستان
احتياج دارد. نبايد فراموش كنيم كه كبرا رحمانپور بخاطر فقر شديد
خانواده و برادر معلولي كه داشته تن به ازدواج با مردي داده كه از خودش
سال ها بزرگ تر بوده است ، اما نه تنها شرايط زندگي او و خانواده اش پس
از اين ازدواج بهتر نشد بلكه كبرا بخاطر تحقير و توهين و در واقع بخاطر
دفاع از خودش دست به قتل مادر شوهرش زد.
اين مقام آگاه افزود: نامه مرخصي كبرا به دست مقامات مسوول رسيده
است و اميدوارم مثل هميشه با كبرا همكاري شود.
مادر كبرا رحمانپور نيز درخصوص به مرخصي آمدن دخترش گفت : كبرا بعد
از اتفاقات شوراي حل اختلاف بشدت بيمار شد و حدود يك ماه در بستر
بيماري بود و مرتب به او سرم وصل مي كردند.
وي ادامه داد: بعد از مدت ها موفق شدم ملاقات حضوري با كبرا داشته
باشم . كبرا باز هم لاغر شده و بشدت چشمانش گود رفته است . شدت ضعف
كبرا به حدي است كه كاملا چهره اش تغيير كرده و شناخته نمي شود. بيشتر
ضعف كبرا به اين دليل است كه او مقدار زياد داروي ضدافسردگي و اعصاب
مصرف مي كند و پزشكان نسبت به سلامتي اش هشدار داده اند.
وي گفت : آنچه كه بشدت ما را نگران كرده نداشتن سند است ، حتي در
صورتي كه با مرخصي كبرا موافقت شود سندي نداريم كه براي آزادي او گرو
بگذاريم .
مادر كبرا رحمانپور ادامه داد: دخترم اميدي به موافقت مرخصي ندارد
و مي گويد: من از ميله هاي زندان رهايي نخواهم داشت ، با اين حال روزنه
هاي اميد در دل دخترم سوسو مي زند و موافقت با مرخصي او مي تواند در به
دست آوردن سلامتي او كمك زيادي كند.
عبدالصمد خرمشاهي ، وكيل مدافع كبرا رحمانپور نيز ضمن تاييد
درخواست مرخصي كبرا گفت : هرچند موارد صدور مرخصي براي متهمان به قتل
معدود است ، اما از آنجايي كه وضعيت كبرا مطلوب نيست ، اميدواريم
مقامات مسوول با تقاضاي مرخصي او موافقت كنند.
وي افزود: درخصوص سپردن وثيقه هيچ مشكلي نداريم و تا هر مبلغي كه
اعلام كنند، حاضريم وثيقه بسپاريم و در حال حاضر تقاضاي مرخصي مراحل
قانوني خود را طي مي كند.
گفت و گو با مادر كبرا رحمانپور درباره آخرين وضعيت عروس سياه بخت ،
ملاقات در كابين شماره 36
17/3/85 ،
صفحه 11
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1094155
گروه حوادث : صداي زني كه پشت بلندگو مي گويد: «كبرا رحمانپور،
سالن ملاقات » در بند نسوان زندان اوين مي پيچد. عروس سياه بخت كه حالا
26 ساله شده است انگار كه جاني دوباره گرفته باشد با شتاب خود را به
سالن ملاقات مي رساند و يك راست به كابين شمار 36 مي رود. اينجا كابيني
است كه كبرا هر سه شنبه مادرش را پشت ديواري شيشه يي ملاقات مي كند و
دو گوشي قديمي تلفن صداي آنها را به هم مي رساند.
6 سال از نخستين باري كه كبرا روي صندلي كابين شماره 36 نشست مي
گذرد و او هنوز بلاتكليف ، ميان مرگ و زندگي معلق است .
تحمل زندان هميشه سخت است بويژه آنكه بداني اينجا ايستگاه آخر است
اما آن طرف ديوار شيشه يي جايي كه تاجي فداوي مادر 47 ساله كبرا نشسته
نيز آزاد بودن معنايش را از دست داده است .
مادر كبرا مي گويد: در اين 6 سال يك لحظه خوش هم نداشتم . شرايط
كبرا در زندان خيلي سخت است . وضعيت جسمي اش اصلا خوب نيست و خيلي لاغر
شده . استرس و اضطراب هم امانش را بريده . هر چند دكترها به وضعيتش
رسيدگي مي كنند اما ديگر قرص هاي اعصاب هم جواب نمي دهد. زندان براي
همه سخت است اما اين بلاتكليفي شرايط را براي كبرا سخت تر كرده . من هر
هفته كه به زندان مي روم ذره ذره آب شدنش را مي بينم .
26 سال پيش زماني كه تاجي 21 سال داشت و در خانه يي كوچك در جنوب
شهر زندگي مي كرد تولد تنها دخترش را به اين اميد جشن گرفت كه زندگي او
هرگز شبيه به وضعيتي كه خودش داشت نشود. او هرگز تصور نمي كرد روزي
مجبور شود دخترش را پشت ميله هاي زندان ببيند.
تاجي مي گويد: كبرا تنها دختر من است . شرايط زندگي ما به او ياد
داده با مشكلات كنار بيايد. كبرا از بچگي باهوش و زرنگ بود و هميشه فكر
مي كردم روزي خوشبخت مي شود اما نمي دانستم يك روز مجبور مي شوم فقط از
پشت شيشه او را ببينم . كبرا در دبيرستان هميشه شاگرد نمونه بود او در
رشته علوم تجربي درس مي خواند و هيچ وقت معدلش زير 18 نيامد. بزرگ ترين
آرزويش اين بود كه دكتر شود. حتي در كنكور هم شركت كرد اما همان موقع
بود كه به خانه عليرضا رفت و ديگر نتوانست درس بخواند.
روزي كه كبرا 20 ساله به خانه عليرضا كه آن موقع 57 سال داشت پا
گذاشت مادر باز هم جشن گرفته بود و باز هم به همان اميد بود كه مرد
ثروتمند سرنوشت دخترش را تغيير و او را از وضعيت بدي كه داشت نجات دهد
اما اين آرزو هم مثل آرزوهاي ديگر تاجي هيچگاه به واقعيت تبديل نشد.
كبرا خواستگارهاي زيادي داشت اما براي رسيدن به هدفش و دكتر شدن به
همه آنها جواب رد داد تا اينكه حال حسين برادر معلولش بشدت خراب
شد.هزينه بالاي درمان و فيزيوتراپي كمر شوهرم را خم كرده بود و ديگر
نمي توانستيم از پس هزينه هاي زندگي بر بياييم آن موقع ما در خانه يي
حدودا 70 متري با خواهر، برادر و مادرشوهرم زندگي مي كرديم و به جز
حسين ، برادر شوهرم هم مريض و بدحال بود.
همه اينها باعث شد مسووليت زندگي به دوش كبرا بيفتد براي همين وقتي
عليرضا كه ثروتمند بود به خواستگاري كبرا آمد او تصميم گرفت جواب مثبت
بدهد. آن موقع ما خيلي سعي كرديم او را منصرف كنيم اما وقتي موفق نشديم
آرزو كردم دخترم خوشبخت شود. كبرا فكر مي كرد با اين كار باري از دوش
خانواده بر مي دارد و شرايط حسين هم بهتر مي شود. پيشاني نويس دخترم
سياه بود.
حرف هاي تاجي به اينجا كه مي رسد اشك در چشمانش حلقه مي زند. بغض
گلويش را مي فشارد و بريده بريده ادامه مي دهد: هنوز هم باور نمي كنم
دخترم به اين سرنوشت دچار شده باشد. بعضي وقت ها در تصورم كبرا را مي
بينم كه با كيف و مقنعه سبزرنگ دوران بچگي به خانه مي آيد و براي پدرش
غذا گرم مي كند كبرا عاشق رنگ سبز بود و براي همين پدرش فرشته سبزقبا
صدايش مي زد. بيشتر روزها من مجبور بودم حسين را براي گفتار درماني
ببرم براي همين كبرا از وقتي از مدرسه برمي گشت كارهاي خانه را انجام
مي داد و بعد از آن شروع مي كرد به نوشتن مشق هايش حالا هر وقت كه به
ديدن دخترم مي آيم غم و غصه را در چشمهايش مي خوانم .
به گفته روانپزشكان زندان اوين عروس سياه بخت مدتي است كه دچار
مشكل روانپريشي شده و اميدش به زندگي را از دست داده است . پزشكان براي
بهبودي وضعيت رواني كبرا به او توصيه كرده اند لباس هايي با رنگ شاد
بپوشد اما او كه تا همين 6 سال پيش عاشق سبز و سبزي بود اكنون فقط لباس
هاي سياه و قهوه يي مي پوشد.
مادر كبرا مي گويد: كبرا در زندان معاينه مي شود و موقع ويزيت من
نمي توانم آنجا باشم اما تا حدودي با دكترهايش در ارتباط هستم آنها از
اينكه كبرا روحيه اش را از دست داده و بشدت منزوي شده خيلي نگرانند و
حتي از من خواسته اند در ملاقات خاطرات خوب گذشته را برايش يادآوري كنم
. من هر سه شنبه به ملاقاتش مي روم و چند وقت پيش هم بعد از 6ماه اجازه
گرفتم دخترم را رو در رو ببينم و ملاقات حضوري داشته باشم اما به نظرم
حال كبرا مرتب بدتر مي شود او مدت ها است كه تلويزيون تماشا نمي كند،
خيلي كم غذا مي خورد و با اطرافيان و دوستانش در زندان حرف نمي زند.
كبرا چند ماهي است كه در قسمت مخابرات بند نسوان زندان اوين مشغول
به كار شده و اين بخش همان جايي است كه پيش از اين شهلا جاهد متهم به
قتل همسر ناصر محمدخاني در آنجا كار مي كرد. اكنون مددكاران تلاش مي
كنند با به كار گرفتن او در بخش مخابرات عروس سياه بخت را به زندگي
بازگردانند.
تاجي مي گويد: كار در مخابرات براي كبرا به هر حال يك نوع تنوع است
او را مسوول تايم گيري كرده اند تا هر زنداني به اندازه يي كه حقش است
مكالمه تلفني داشته باشد زندانيان از اينكه كبرا مسوول مخابرات شده
راضي هستند و حتي خبر دارم كه از مسوولان زندان خواسته اند دخترم را در
اين بخش نگه دارند. دوستان كبرا كه از زندان آزاد مي شوند همه مي گويند
او دختر مهرباني است حتي آنها از اولياي دم مادرشوهر دخترم خواهش كرده
اند او را ببخشند اما هنوز هيچ چيز معلوم نيست .
بعد از گذشت 6 سال هنوز معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظار كبرا است
آيا او كه به اتهام قتل مادرشوهرش به قصاص محكوم شده سرانجام اعدام مي
شود يا اينكه اين فرصت را پيدا خواهد كرد كه بار ديگر به خانه اش برود
و خاطرات روزهاي سبز را تكرار كند.
□
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1094155
|