گزارشی از فعالیت برای نجات کبری در فنلاند

 

چندی پیش ما بعنوان فعالین کارزار لغو کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی علیه زنان در فنلاند، دغدغه انجام کاری در اعتراض به اعدام کبری رحمانپور را داشتیم. متنی تنظیم کرده بودیم خطاب به جامعه ترقی خواه و روشنفکر و مدافعان حقوق بشر تا بتوانیم آنها را با روشنگری همراه با خود در جهت نجات جان کبری همسو کنیم. بالاخره روز جمعه 29 سپتامبر همراه با عده ای از حزب کمونیست ایران (کو مه له) جلوی پارلمان فنلاند گرد آمده تا اعتراض خود را اعلام کنیم. قصد ما انجام کاری هدفمند بود که باید نتیجه خاص خودش را می داشت: روشن کردن افکار عمومی جامعه فنلاند با افشاگری از رژیم جمهوری اسلامی و قوانین عقب مانده و قرون وسطائی اش، جمع کردن امضا برای لغو حکم اعدام و رساندن پیام کبری به مردم این سرزمین و در خواست از پارلمان فنلاند برای اینکه در برابر  این جنایات سکوت نکند. برای اینکار باید سخنرانی ها، شعارها و پلاکارت ها با این مطالبه خاص یعنی لغو فوری حکم اعدام کبری رحمانپور تهیه می شد. ما پلاکارت ها و شعارهائی تهیه کرده بودیم، متن اعلامیه را هم به کمک یکی از دوستان به فنلاندی ترجمه کرده بین مردم پخش کردیم. (متن فارسی و فنلاندی در زیر آمده است) انتظار ما با توجه به اهدافمان آنطور که باید برآورده نشد و ما تنها توانستیم اعلامیه ها را پخش کنیم.

 

ما با این احساس که هنوز باید بیشتر به افشا گری پرداخت و هنوز امکان کار بیشتر هست و باید از هر فرصتی استفاده کرد تصمیم گرفتیم روز 30 سپتامبر هم به کار خود ادامه دهیم. برای اینکار نسخه های باقیمانده از اعلامیه را که به فنلاندی ترجمه شده بود باز تکثیر کردیم، پلاکارت ها را به گردن آویختیم و جلوی یکی از مراکز اصلی خرید شهر اسپو یعنی "ایسو اومنا" با پخش متون سعی کردیم توجه مردم را به قضیه جلب کنیم. از مردم می خواستیم که متون را بخوانند و بعد امضا کنند. پلاکارت ها هم به ما کمک می کرد که عده ای به سمت ما آمده و جویای قضیه شوند. بسیاری از زنان و دختران جوان بخصوص آنها که همسن و سال کبری بودند به شدت متاثر می شدند. دختر جوانی از من خواست که تعداد بیشتری از متون تهیه شده را به او بدهم تا به دوستانش بدهد. از او عذر خواهی کردم و گفتم که تعداد متون بسیار محدود است. در جواب گفت که خودم آنها را تکثیر خواهم کرد. عده ای می خواستند از این ماجرا بیشتر بدانند. می خواستند سایت اینترنتی به آنها معرفی کنیم. فردی می گفت آیا این امضاها واقعا کمک میکند؟ این امضاها را برای چه سازمانی می فرستید؟ شخصی می خواست نتیجه کار را بداند و از من آدرس ای میل می خواست. با اینکه باران می بارید و دستهایمان سرد شده بود، ولی از اینکه می دیدیم که کار ما نتیجه می دهد با دلگرمی بیشتری به کار خود ادامه دادیم. در این بین دو خانم میانسال واکنش های متفاوتی نشان دادند که بنظر من باید روی آن تامل کرد. این دو خانم مطالب را خواندند ولی در نهایت گفتند از تلویزیون فنلاند برنامه ای پخش شده است که در آن تصویری که از زن ایرانی و حقوقش می دادند با آنچه شما ادعا می کنید متفاوت بوده و ما آنرا بیشتر باور داریم و به همین دلیل امضا نکردند. من آن برنامه را ندیده ام ولی این نشان می دهد که چطور نظم سراسری دنیا از طریق رسانه ها، بخصوص تلویزیون و اینترنت و امکانات وسیعی که در اختیار دارند چطور افکار عمومی مردم را سازمان می دهد و کنترل می کند.

 

موقعی که کارمان تمام شد پلاکارت ها را برداشتیم و وقتی فقط یک برگ از اعلامیه باقی مانده بود دیدیم خانم مسنی با عجله خودش را به ما رساند و پرسید شما همان ها هستید که امضا جمع می کنید؟ گفتیم بله. گفت دوست من که شما را دیده بود با من تماس گرفت و مرا در جریان ماجرا قرار داد. من آمده ام تا امضا کنم. همین مورد آخر خستگی را از تن ما بدر برد چرا که نشان می داد فعالیت ما بی ثمر نیست. به هر حال ما تلاش خود را در این دو روزه کردیم و قصد داریم به کار خود در روزهای آینده ادامه دهیم به امید اینکه هرچه زودتر کبری رحمانپور آزاد شده و به خانه بازگردد و مردم سراسر دنیا هم به بینش و آگاهی درستی مورد وضعیت زنان ایران و مشکلات آنها برسند.

 

عاطفه – هشت مارس (واحد اسپو، فنلاند)

 

 

***

 نیروهای مترقی، روشنفکران و مدافعان حقوق بشر!

قتل دولتی دیگری در ایران صورت خواهد گرفت. وقوع جنایت دلخراش دیگری از سوی نظام جمهوری اسلامی و قوانین قرون وسطائی اش.

کبری رحمانپور زنی است 22 ساله که در خانواده ای بسیار فقیر متولد شده است. او در 16 سالگی دست از تحصیل کشیده و در خانه خانواده ثروتمندی مشغول به کار می شود. در این خانواده از سوی مردی که بیش از سن پدرش دارد مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد و چون در ایران تحت حاکمیت اسلامی بکارت زن اساسی ترین سرمایه او و خانواده اش در زندگی به حساب می آید و در هر حالتی حتی اگر زن مورد تجاوز قرار گرفته باشد مقصر شناخته می شود، بناچار با این مرد ازدواج می کند. او در تمام مدت زندگی اش در خانه شوهر، از هر گونه حقوق محروم بوده و از سوی شوهر و مادر شوهرش مرتب مورد تحقیر قرار می گرفته است. زمانی که در آبان ماه 1379 شوهرش او را با 20 هزار تومان رها می کند با به خانه پدرش بازگردد، او آشفته و پریشان به خانه شوهرش بر می گردد و در جدال با مادر شوهرش که پیرزن 75 ساله ای بوده و می خواسته او را از خانه بیرون کند مادر شوهرش را به قتل می رساند.

 

الان نزدیک به شش سال است که کبری در زندان به سر می برد. در زندان جمهوری اسلامی. زندان نظامی که مسئول پدید آمدن چنین فجایعی است. نظامی که با ایجاد شرایط ناگوار اجتماعی برای مردم و دامن زدن به فقر روز افزون آنان باعث قربانی شدن صدها نفر در ارتکاب جرم می شود. نظامی که خود بستر وقوع فجایع را می گستراند و بعد با قوانین قرون وسطائی اش قربانی خود را مجازات می کند. نظامی که نماینده اش یعنی عشرت شایق عضو کمیسیون اصل 90 قانون اساسی جمهوری اسلامی پرداختن رسانه ها به پرونده کبری رحمانپور و در خواست لغو حکم اعدام او را پرداختن به مسائل کوچک می بیند و کمترین ارزشی برای جان آدمی قائل نمی شود. نظامی که موجودیتش به سرکوب زنان، سیاست های ضد زن و قوانین دوره برده داریش وابسته است.

 

کبری رحمانپور در دادگاه های جمهوری اسلامی مجرم شناخته شده است. از دادگاه های جمهوری اسلامی حکم اعدام را دریافت کرده است و بر طبق قوانین قرون وسطائی اش که قصاص را حق قانونی شاکیان پرونده می داند اعدام خواهد شد. طبق گفته عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع کبری رحمانپور در این پرونده بخصوص بیشترین کمک ها را رسانه ها و فعالان حقوق بشر به کبری کرده اند بطوری که تا بحال اجرای حکم او دو بار متوقف شده است. کبری رحمانپور عضوی از جامعه انسانی است. به میدان بیایید و نگذارید حکومت اسلامی کبری را اعدام کند. به کمپین نجات کبری بپیوندید و به هر طریق ممکن کمک کنید کبری را نجات دهیم.

 

فعالین کارزار لغو کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی علیه زنان – اسپو (فنلاند)

 
Edistykselliset liikkeet ja ihmisoikeuksien puolustajat !

Jälleen Iranin islamilainen hallitus on murhaamassa naisen, joka on joutunut sen säätämien keskiaikaisten, taantumuksellisten lakien uhriksi.  Erittäin köyhässä perheessä syntynyt Kobra Rahmanpour on 22-vuotias nainen.  16-vuotiaana hän joutui keskeyttämään koulunkäynnin ja aloitti työn vieraassa rikkaassa perheessä.  Perheessä mies, joka oli Kobran isää vanhempi, raiskasi Kobran.  Iranin islamilaisessa järjestelmässä neitsyys on  sekä naiselle että tämän perheelle tärkein henkinen pääoma.  Vaikka nainen joutuisi raiskauksen uhriksi, häntä pidetään syyllisenä ja hän joutuu usein avioitumaan raiskaajansa kanssa.

 

Kobralla ei ollut ihmisoikeuksia raiskaajansa perheessä.   ”Aviomies” ja ”anoppi” nöyryyttivät ja alistivat häntä jatkuvasti.  Lokakuussa v. 2000 ”aviomies” vapautti Kobran palaamaan isänsä kotiin 250000 tumanin (Iranin rahayksikkö) maksusta.  Masentuneena ja stressaantuneena hän joutui kuitenkin menemään takaisin ”aviomiehen” kotiin.  Sinne palattuaan hän joutui riitaan anoppinsa kanssa,  joka yrittää heittää hänet kadulle. Riitatilanteessa anoppi sai surmansa.

 

Nyt Kobra on istunut noin 6 vuotta vankilassa, sellaisen yhteiskuntajärjestelmän vankilassa, joka itse aiheuttaa tämäntyyppisiä katastrofeja.  Tämän järjestelmä tuottamat olosuhteet ja lisääntyvä köyhyys  ajaa satoja ihmisiä epätoivoisiin tekoihin.  Tavalliset ihmiset joutuvat rikosansaan ja keskiaikainen oikeusjärjestys tuomitsee uhrit rikoksentekijöinä. 

 

Iranin perustuslain 90.  pykäläksi kutsuttu komission jäsen sitä mieltä, että Kobra Rahmanpourin tapaisten ”pikkujuttujen” esiin tuominen mediassa ei ole tarpeen.  Tämä kertoo, että Iranin järjestelmä ei kunnioita ihmisoikeuksia eikä arvosta ihmishenkeä.  Islamilainen järjestelmä nojaa orjuuden ajan ja naisvastaisiin lakeihin, jotta järjestelmä pysyisi pystyssä. 

 

Iranin islamilainen oikeusjärjestelmä on langettanut Kobralle kuolemantuomion kostosääntöjen ”ghasas” mukaisesti.  Ne antavat asianomistajalle vapaat kädet koston täytäntöönpanoon. 

 

Kobran lakimiehen Abdolsamad Khorramshahin mukaan media ja ihmisoikeusaktivistit ovat vedonneet Kobran puolesta.  Vetoomusten ansiosta tuomiota ei ole toimeenpantu kuuteen vuoteen.

 

Kasalaiset! Nais- ja ihmisoikeusjärjestöt!

 

Kobra Rahmanpour on osa ihmiskuntaa!  Hänen henkensä on vaarassa Avin-vankilassa Iranissa!  Osallistukaamme kansainväliseen kampanjaan Kobran pelastamiseksi!  Jokainen voi tehdä jotain Kobran pelastamiseksi.   

 

 

25. syyskuuta 2006