گزارشی از فعالیت برای نجات جان کبری رحمانپور در جشن اومانیته پاریس

 

با نزدیک شدن تاریخ اعدام کبری رحمانپور فعالیت ها برای نجات جان این زن جوان اوج می گیرد و ما نیز تصمیم گرفتیم فعالیت هایمان را در این زمینه افزایش دهیم. پنجشنبه شب دور هم جمع شدیم و تصمیم گرفتیم یک متن اطلاعاتی در مورد آنچه به کبری گذشت بنویسیم و تا حد امکان افکار عمومی فرانسه را از این جنایتی که در شرف وقوع است آگاه کنیم و به همه این امکان را بدهیم تا نقشی در نجات جان این زن جوان بازی کنند. دو نفراز دوستان شبانه اعلامیه را نوشتند. جمعه صبح همه سر کار بودند و برای ترجمه به فرانسه مجبور بودیم تا شب صبر کنیم. ولی تماس گیری ها از طریق تلفن و اینترنت ادامه داشت. مهری مسئولیت ترجمه را به عهده گرفت. زهره با دوستانش شعارهای فرانسه را تهیه کردند، دوستی شعارها را روی پلاکاردها نوشت و دیگری برای تکثیر اطلاعیه به قیمت ارزان ، کمک مان کرد. اعلامیه فارسی شبانه به فرانسه ترجمه شد، و شنبه صبح برای تکثیر آماده بود. انگیزه نجات جان کبری کاری را که معمولا روزها و بلکه هفته ها طول می کشد دو روزه حل کرد.

 

روزهای 15_16_17سپتامبر جشن اومانیته بود. این جشن که از طرف حزب کمونیست فرانسه برگزار می شود، با کنسرت ها، سخنرانی ها، غرفه های کشورهای مختلف، هر ساله بیش از صدها هزار نفر را در یکی از پارک های نزدیک پاریس گرد هم می آورد.

برای ما، بهترین فرصت بود تا پیام کبری و خانواده اش را به بخش وسیعی از انسان های مترقی فرانسه برسانیم . و از آنها بخواهیم صدایشان را به صدای هزاران نفر دیگر علیه اعدام کبری و علیه قوانین ضد زن و قرون وسطائی حاکم بر ایران اضافه کنند.

به محل جشن که رسیدیم پلاکاردها را به گردن انداختیم و با اعلامیه به محل «سیته انترناسیونال» یا شهر بین المللی راه افتادیم، محلی که بسیاری از غرفه های سیاسی کشورهای مختلف را درخود جای می دهد. در مسیر همه با کنجکاوی به پلاکاردها نگاه می کردند و برای خواندن نوشته ها می ایستادند و از ما ميپرسيدند مگر اعدام با طناب دار هنوز در دنيا وجود دارد؟

ما در  در شهر ملل ها توقف کرديم  و با رهگذران حدود چهار ساعت به بحث و افشاگری پرداختيم.

مردم با علاقه به طرف ما می آمدند، اعلامیه ها را می گرفتند و می پرسیدند مگر ممکن است. برخی به محض اینکه نام ایران را می شنیدند و می فهمیدند مسئله اعدام یک زن در ایران است با کمال میل امضا می کردند. می گفتند می دانیم وضعیت زنان در ایران وحشتناک است. برخی بعد از اینکه می فهمیدند اتهام کبری قتل است، می گفتند به هر حال ما با مجازات اعدام مخالفیم و امضا می کردند. برخی اعلامیه را می گرفتند که بخوانند و بعد از مدتی بر می گشتند، می گفتند خواندیم، باید این زن را نجات داد، و امضا می کردند. برخی می گفتند همین دو جمله اول، همین که یک زن جوان می گوید من نمی خواهم بمیرم، کافی است که امضا کنم. چند نفر در حالیکه امضا می کردند می پرسیدند آیا واقعا این امضا ها تاثیر دارد؟ و وقتی جواب می شنیدند که قبلا هم توانسته ایم با فشارهای جمعی اعدام و سنگسار زنان را متوقف کنیم خوشحال می شدند. آقای میانسالی که دادخواست را امضا می کرد گفت "من مرتبا علیه امپریالیسم و حمله آمریکا به ایران بحث و مبارزه می کنم و گاهی به طرفداری از حکومت ایران متهم می شوم،. باید نشان داد که ما هم مخالف حمله آمریکا به ایران هستیم و هم مخالف رژیم ایران."

بسیاری از امضا کنندگان متن ما ،بعد از چند دقيقه، با دوستان خود برای امضا بر ميگشتند.

 ما در ابتدا فقط دو نفر را برای جمع کردن امضا گذاشته بودیم، ولی استقبال به حدی زیاد بود که کاغذ قلم ها را تقسیم کردیم و همگی در عین پخش اعلامیه به جمع امضا نیز مشغول شدیم. عده ای می خواستند ببینند چه کار دیگری می توانند بکنند، اعلامیه را می گرفتند که به دوستان و اطرافیان خود بدهند و مايل بودند ،با ما برای فعالیت های بعدی تماس بگیرند.

همه از پیر و جوان ، با کبری و همه زنان ایران ابراز همبستگی می کردند و  برای مبارزاتی که برای نجات کبری سازمان یافته، آرزوی موفقیت می کردند.

 

روز دوم، یعنی یکشنبه 17 سپتامبر نیز عده ای از ما به جشن اومانیته رفتیم. امروز بیشتر با گروه ها و فعالین تماس گرفتیم و بسیاری فراخوان را امضا کرده و قول دادند در روزهای آینده نیز همکاری کنند. سوزان جرج نویسنده، حقوق دان بین المللی و فعال سرشناس ضد جهانی سازی از کارزار دفاع کرد. سردبیر اومانیته، روزنامه نزدیک به حزب کمونیست فرانسه قول داد که قبل از 25 سپتامبر متنی در اعتراض به اعدام در این روزنامه انتشار یابد. امروز هم استقبال شرکت کنندگان به اعلامیه ما بسیار گرم بود.

 

این تجربه دو روزه نشان داد که وقتی مسئله يی چون نجات جان یک زن از جوخه دار مطرح است، می شود  حتا با تعداد کم توجه تعداد زیادی را بر انگيخت. در ضمن امروز، ما متوجه شديم  که تلاش های چند ساله زنان ایرانی در تبعید افکار عمومی غرب را نسبت به مسائل و مشکلات زنان ایران آگاه کرده و زنان ایران،در مبارزات خود برای برابری تنها نیستند.

 

وقت کم است.  کار بزرگی در پیش داریم. کبری هر روز یک قدم به چوبه دار نزدیک می شود. دوشنبه آینده یک تظاهرات اعتراضی اعلام کرده ایم.

بعلاوه تا به حال با افرادی نظیر ژیزل حلیمی، وکیل بین المللی و فعال حقوق زنان و ژاک رالیت، سناتور و عضو حزب کمونیست فرانسه هم تماس گرفته ایم.

 فعالیت های دیگری نیز در نظر گرفته ایم که سعی خواهيم کرد در فرصت های بعدی به اطلاعتان برسانیم.

 

آذر درخشان، فتانه زرشناس، مهری زند، زهره ستوده، جمیله ندایی، سپیده همراز

 

کمیته ضد سنگسار پاریس و جمعی از زنان کارزار لغو قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی علیه زنان

 

16-17 سپتامبر 2006

 

کبری رحمانپور دختر 22 ساله در آستانه اعدام در ایران از همه مردم جهان استمداد می طلبد:

نجاتم دهيد! من از مرگ و طناب دار وحشت دارم،

کمکم کنيد تا اين آخرين نامه من نباشد. »


وقت زیادی نداریم هنگام خواندن این اطلاعیه به ساعت خود نگاه کنی
م!

14 سپتامبر 2006

 

در سال 1379کبری رحمانپور دختر جوانی که در سن 18 سالگی "داوطلبانه" در قرار دادی سه ماهه به مردی با سه برابر سن خود واگذار می شود که اگر پس از سه ماه مرد از این کالا (کبری رحمانپور) راضی بود وی را به عقد خود درآورد يعني کالا را به تملک دائم خود درآورد. در این سه ماه کبرا نه فقط طی روز کلفت خانه این مرد که با مادر پیر 75 ساله اش زندگی می کرده است بود، بلکه شب نیز به اقای خانه سرویس جنسی می داد.

در آبان ماه 1379 پس از سه ماه که بقدر کافی مادرشوهر او را سرکوب و تحقیر می کند، آقای خانه ناراضی از قرارداد (پس از مصرف) کالا، یعنی کبری رحمانپور را با مبلغ بیست هزار تومان از خانه بیرون می کند!!!!

کبری که بخاطر فقر این شرایط نکبت بار را پذیرفته بود، حال که بکارت خود را از دست داده است بین تن فروشی خیابانی و تن فروشی خانگی راه حل دیگری ندارد.  او باز به خانه مرد بر می گردد تا شاید بتواند مادر مرد  و مرد را راضی کند که او را به کنیزی بپذیرند.

التماس و زاری کبری نتیجه ندارد. مادر مرد به خشونت فیزیکی متوسل می شود و در حالت خشم با چاقو کبری را تهدید می کند و نتیجه درگیری فیزیکی مرگ مادر است. و از این روز کبری روانه زندان می شود.

در سیستم قضایی جمهوری اسلامی که مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی است،  مجازات قتل انتقام است و بهمین دلیل طبق قانون "قصاص" سرنوشت کبری به خانواده مقتول سپرده شد. و در این میان سیستم قضایی جمهوری اسلامی اجرا کننده قصاص است. کبری رحمانپور در سحرگاه فوریه 2002 به پای چوبه دار رفت اما بدلیل حاضر نبودن وسايل اعدام حکم اجرا نشد!

 در آخرین جلسه شورای حل اختلاف  در شهریور 1385خانواده کبری قادر نشد رضایت خانواده مقتول را بدست بیاورد زیرا  خانواده مقتول بطور مشخص مردی که به اصطلاح همسر شرعی کبری بود و خواهر 60 ساله این مرد مصرانه خواهان مجازات و قصاص کبری هستند.

دادگاه جمهوری اسلامی تا آخر شهریور ماه 1385  به کبری فرصت  داده است که رضایت خانواده مقتول را جلب کند، کاری که به گفته خانواده کبری ممکن نیست. از این فرصت کمتر از سه هفته باقی مانده است.

حکم اعدام کبری رحمانپور با تمام قوانین جزایی بین المللی در تضاد است.

هم اکنون کبری رحمانپور دختر جوان 22 ساله از درون سیاهچال جمهوری اسلامی به همه مردم جهان نامه نوشته است تا به هر طریقی این حکم اعدام غیر عادلانه و قرون وسطی ای را متوقف کنند.

 

«انسان دوستان!

نجاتم دهيد! من از مرگ و طناب دار وحشت دارم.
من يک انسان از تبار شما هستم. من دوباره در يک قدمي مرگ ايستاده ام. من مثل همه شما از مردن ميترسم. کمکم کنيد تا اين آخرين نامه من نباشد. »

پدر و مادر فقیر و رنجیده کبری از همه مردم جهان یاری می طلبند.

هم اکنون هر اعتراض ما، هر گام ما در جهت مخالفت با این حکم غیرعادلانه می تواند زندگی کبری را نجات دهد.

ما جمعی از زنان ایرانی ساکن پاریس می خواهیم این صدا را به گوش همگی شما انسان های عدالتجو و آزادیخواه برسانیم.  می خواهیم با  حمایت، همبستگی و همراهی شما جان کبری را نجات دهیم و یک بار دیگر قوانین ارتجاعی و زن ستیزجمهوری اسلامی ایران را مردود اعلام کنیم.

 

کمیته ضد سنگسار پاریس و جمعی از زنان کارزار لغو قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی علیه زنان

جمیله ندایی- آذر درخشان – سپیده همراز- مهری زند- زهره ستوده- فتانه زرشناس

 

اقدامات فوری:

جمع آوری امضای اعتراضی  و فرستادن آن به پارلمان اروپا، قوه قضایی جمهوری اسلامی، سفارت های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، انجام آکسیونها اعتراضی  و از این طریق افکار عمومی جهان را در جریان این حکم غیر عادلانه قرار دادن و جلب حمایت عملی همه انسان های آزادیخواه برای گسترش اشکال متنوع فعالیت های اعتراضی  برای نجات جان کبری رحمانپور

KARZAR2005@yahoo.com

irjpr@iranjudiciary.org

 ACTION : Lundi 25 septembre de 18 à 20 heures devant la Fontaine des Innocents ; Chtelet les Halles, Place Joachim du Bellay ; Paris 1° arrondissement.               Métro ; Chtelet les Halles


Sauvons la vie de Kobra RAHMANPOUR

 

Une fille de 22 ans, condamnée définitivement à mort et en attente d’exécution, lance un appel de secours au monde entier :

« Sauvez moi ! J’ai peur de la mort et de la corde de pendaison !

Aidez moi pour que cette lettre ne soit pas ma dernière. »

Nous n’avons pas beaucoup de temps, quand vous lisez cet appel, regardez votre montre.

L’an 2000 : Kobra avait à peine 18 ans lorsqu’elle a été « volontairement » confiée, pour trois mois, à un homme de trois fois plus âgé qu’elle ! A l’issu d’une période d’essaie de trois mois, si « la marchandise » donnait satisfaction, l’homme pouvait la marier définitivement et en prendre possession pour toujours ! Durant cette période, non seulement Kobra a servi de bonne pour l’homme et sa vielle mère (âgée de 75 ans), mais aussi les nuits devait être disposée à rendre les services sexuelles !

Au mois de novembre de la même année, après la consommation de « la marchandise », le monsieur a annoncé son insatisfaction et renvoyé Kobra en lui donnant, en tout et pour tout, 20 000 Touman (20 Euros) !

Kobra qui avait subie et supporté trois mois de sévices et d’humiliations de la part de la « belle mère ? » et acceptée tout pour fuir la misère, ne voyait plus d’autre issu que de vendre son corps soit dans la rue, soit à un  particulier ! Elle est alors retournée dans la maison pour implorer la pitié de la mère et obtenir l’accord de l’homme pour qu’ils l’acceptent en esclavage ! Mais les larmes de Kobra n’ont fait aucun effet sur la mère qui est devenue très violente et l’a menacée d’un couteau. Le résultat de la mêlée est la mort de la mère. Kobra est alors envoyée en prison.

Dans le système juridique de la République Islamique, un coupable doit être châtié et un mort doit être vengé : c’est la loi de talion ! Ainsi, le sort de Kobra est confié à la famille de la mère disparue ; pour la vengeance! La République Islamique veille au bon déroulement de la vendetta. Kobra a été condamnée à mort et, un matin du février 2002, conduit au pied de potence. Mais comme la corde manquait, la sentence n’a pu être exécutée.

A la dernière réunion du « conseil de conciliation », (août 2006), la famille de la mère, en particulier l’homme, qui était soit disant le marie, et sa sœur n’ont pas accepté de se passer du sang de Kobra !

Le tribunal Islamique a accordé un délais allant jusqu’au 20 septembre, pour obtenir leur indulgence. Mais ceci est impossible vu qu’il ne reste que très peu de temps !

L’exécution de Kobra est contraire à toutes les lois pénales du monde civilisé ! Maintenant, elle a 22 ans et de l’intérieur des geôles de la République Islamique appelle le monde entier à son secours pour arrêter l’exécution de cette sentence injuste et digne du moyenne âge :

« Humanistes, sauvez moi !

Je suis de votre genre. Je me trouve de nouveau à un pas de la mort. Moi aussi, comme vous, j’ai peur de la mort. Aidez moi pour que ce ne soit pas ma dernière lettre. »

Les parents de Kobra, pauvres et dans la souffrance, se joignent à elle pour implorer l’aide du monde entier.

Chaque protestation, chaque pas vers le rejet de cette injustice, aide à sauver la vie de Kobra.

Nous, les femmes iranienne vivant à Paris, voulons faire entendre l’appelle de secours de Kobra. Nous demandons l’aide et la solidarité de tous ceux qui sont épris de justice et liberté de faire quelques choses pour sauver la vie de Kobra et dénoncer les lois réactionnaires et misogynes de la République Islamique.

14 septembre 2006

Comité des femmes contre la lapidation et un groupe de femmes de la campagne pour l’abolition des lois d’inégalités et des peines islamiques contre les femmes.

Djamileh NEDAÏ, Azar DARAKHSHAN, Sepideh HAMRAZ, Mehri ZAND, Zohreh SOTOUDEH, Fattaneh ZARSHENAS

Actions urgentes : Collecte de signature de protestation à l’adresse du Parlement Européen, de pouvoir judiciaire de la République Islamique, de commission des droits de l’Homme des Nations Unies et des ambassades iraniennes.

Actions diverses de protestations pour alarmer l’opinion publique et attirer la solidarité la plus large pour sauver la vie de Kobra RAHMANPOUT.

Envoyer vos protestations aux adresses suivantes : irjpr@iranjudiciary.org  ou karzar2005@yahoo.com

 

ACTION : Lundi 25 septembre de 18 à 20 heures devant la Fontaine des Innocents ; Chtelet les Halles, Place Joachim du Bellay ; Paris 1° arrondissement.               Métro ; Chtelet les Halles