شمارش معکوس برای اعدام کبرا
رحمانپور آغاز شد !
جمهورى
اسلامى ايران براى نجات او يک ماه وقت داده و همه مسائل را به
خانواده مقتول و تصميمات آنها موکول کرده است. خانواه مقتول تا
امروز طرفدار اعدام کبرا هستند.
اين خانواده بايد خود را در اعدام کبري رحمانپور شرمسار و نه محق
حس نمايند
پدر و مادر کبرا
رحمانپور
نجاتش دهيد
گفتگوي راديو شراره ها
http://www.sharareha.com/prg4.rm
http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=14750
پرونده
کبرا رحمانپور بار دیگر به شورای حل اختلاف فرستاده شد: مصاحبه با
مادر متهم
پرونده کبرا رحمانپور عروس جوانی که در سال 79 مادرشوهرش را
به قتل رسانده است، بار دیگر به شورای حل اختلاف فرستاده شد. وی
ابتدا در سال 80 به اعدام محکوم شد، اما به دلیل آماده نبودن وسایل
اعدام به زندان بازگردانده شد. حکم اعدام وی واکنش مخالفان اعدام
در سراسر جهان را برانگیخت. خدیجه رحمانپور، مادر کبرا در
مصاحبه با رادیو فردا می گوید: زمان جلسه بعدی حل اختلاف
مشخص نشده، اما آخرین و سومین جلسه شورای حل اختلاف 27 تیرماه سال
84 بود. وی می گوید یک بار دختر بزرگ مقتوله حاضر بود و گفت من از
طرف همه وکالتنامه دارم، اما دو خواهر مقتوله که در آمریکا هستند
می گویند ما اهل قصاص نیستیم و دخترانمان همسال کبرا هستند،
اما بار سوم همه حضور داشتند که همگی قصاص دادند و التماس های من
هم بی فایده ماند.
خانم رحمانپور می گوید: آقای شاهرودی تاکنون چند بار حکم کبرا را
توقیف کرده و نگذاشته اعدام شود، ولی اینها اهل رضایت نیستند و تا
کنون التماس های ما نیز هیچ فایده ای نداشته
http://www.rferl.org/listen/ondemand/bd/getasx.aspx?url=mms%3a%2f%2frealaudio.rferl.org%2fwma%
کبری رحمانپور در آستانه اعدام قرار گرفت و یک ماه فرصت دارد رضایت
اولیای دم مقتول را بدست آورد: مصاحبه با وکیل مدافع
[ ۱۳۸۵
دوشنبه ۲۰ شهريور ]
کبری رحمانپور در آستانه اعدام قرار گرفت. با به جریان
افتادن دوباره پرونده کبری رحمانپور دختر جوانی که در دفاع از خود
مادر شوهرش را با چاقو به قتل رسانده است دلنگرانی های فعالان حقوق
بشر و حقوق زنان را بار دیگر افزایش داده است. عبدالصمد خرمشاهی
وکیل خانم رحمانپور به تازگی اعلام کرده است که شعبه اجرای
احکام دادسرای تهران به کبری رحمانپور یک ماه فرصت داده است تا
رضایت اولیای دم مقتول را بدست آورد و در صورتی که نتواند حکم
اعدام اجرا خواهد شد. آقای خرمشاهی در مصاحبه با رادیو فردا
می گوید متاسفانه اولیای دم تمایلی به رضایت و بخشش نشان ندادند و
افکار عمومی را هم نادیده گرفتند. الان پرونده در شورای حل اختلاف
است و
ما آدرس اولیای دم را نداریم و اعضای شورا کوشش می کنند آنها را
دعوت کنند
شاید بتوانیم رضایت آنها را جلب کنیم. آقای خرمشاهی می گوید در
تلاش است که با همکاری قوه قضائیه راهی برای حل مشکل پیدا کند.
کيانوش فريد (وين)
(rm)
صدا | (wma)
صدا [ 3:58 mins ]
rtsp://realaudio.rferl.org/ch21/2006/09/11/20060911-153000-FRD-program.rm?start=23:10&end=27:08
مينا دختر انتقامجو!، فراخوان براي لغو مجازات اعدام کبري
رحمانپور، مجيد دادخواه
.................
در اين رابطه هر چند شايد چندان منصفانه و مطابق اصول و ارزشهاي
انساني نباشد نگارنده پيشنهاد مينمايد که افراد اين خانواده بخصوص
مينا، خواهر شوهر کبري که ظاهرا تا بحال رضايت نداده و وکالت ديگر
اعضا خانواده را دارد را تحت فشار قرار داده، اخبار، اطلاعات مربوط
به محل کار و زندگي و يا حتي عکس وي بايد در مقياس وسيع منتشر شده
تا همه چهره اين خانم انتقامجو را بشناسند و وي در سطح جامعه کاملا
شناخته شده گردد.
اين خانواده بايد خود را در اعدام کبري رحمانپور شرمسار و نه محق
حس نمايند.
مينا خواهر شوهر کبري اگر کارمند است بايد در محيط کار احساس شرم
نمايد. وي بايد حتي در کوچه و خيابان و در مقابل مردم عادي کوچه و
بازار احساس شرم نمايد. ظاهرا دو تن از دختران مادر شوهر کبري در
خارج از کشور بسر برده و مدتي آنجا زندگي کرده اند. آيا اين دختران
هيچ در زندگي خارج از کشور شاهد جرمهاي سنگين و عدم مجازات اعدام
براي مرتکبين آنها بوده اند؟ آيا زندگي در خارج هيچ به آنها ياد
نداده است که قصاص و مقابله بمثل در بسياري از کشورهاي اروپايي و
امريکايي اکنون جزو مجازاتهاي وحشيانه و غير انساني شمرده ميشوند؟
مسلما آنها در هر کشوري که باشند حتي اگر شهروند آن کشور باشند
خارجي محسوب ميشوند و رفتار خوب و بد بسياري از مردم آن کشورها را
تجربه کرده اند و حتما مخالفت مردم بسياري از آن کشورها را با
مجازات غير انساني اعدام شاهد بوده اند و با اين وجود تقاضاي اعدام
کبري را دارند. بايد اين دختران در خارج از کشور نيز بعنوان
کسانيکه خواهان انتقام و اعدام کبري هستند شناخته گردند. بايد
اطلاعات مربوط به آنها در سراسر دنيا توزيع گشته تا همگان بشناسند
چهره کساني را که جز با اعدام کبري و انتقام گيري به آرامش نرسيده
اند.
شبکه وسيع وبلاگها در داخل کشور و تهران با پخش اخبار و اطلاعات به
اين خانواده در سطح وسيع در اينترنت و پخش آن ميتواند يک حالت نفرت
عمومي از اعدام کبري را در جامعه ايجاد نموده و فضاي زندگي و عرصه
اجتماعي را بر آنهايي که خواستار اعدام کبري هستند تنگ نموده تا در
نهايت آنها را مجبور به رضايت نمايند. در اين رابطه آنهاييکه مايل
به هر گونه کمک هستند با اطلاعات و نظرات خود را به سايتهاي
اينترنتي که مخاطبان زيادي دارند مانند گويا و يا وبلاگ سردبير
خودم و يا در وبلاگهاي شخصي ارسال نموده و به اين فراخواني پاسخ
مثبت دهند.
majiddadkhahan@yahoo.com
http://news.gooya.com/society/archives/008718.php
|
نامه کبرا
رحمانپور به مردم،

|
|
نجاتم
دهيد!
من از مرگ و طناب دار وحشت دارم
من يک انسان از تبار شما هستم. نميخواهم بميرم. اما
الان جسم بي روحي هستم که ترس طناب دار، خنده وشادي را
از يادم برده است. خيليها به من ميگويند که تو اينهمه
معروف هستيد، هنوز در زندان هستي؟ از زندان سختتر به
همه آنها بگوييد من دوباره در يک قدمي مرگ ايستاده ام.
من مثل همه شما از مردن ميترسم. کمکم کنيد تا اين
آخرين نامه من نباشد.
همنوعان، انسان دوستان!
پدر و مادر عزيزم و برادر معلولم که خيلي نگران من
هستند، هميشه دلشان به حمايتهاي شما گرم بوده است. من
خيلي وقتها با خودم فکر ميکنم، کاش زندگيم طور ديگري
پيش ميرفت. کاش ميتوانستم، درسهاي پيش دانشگاهي را
تمام کنم. کاش مجبور نميشدم کار کنم و به مستخدمي
خانواده شوهرم در بيايم. کاش به حد جنون نرسيده بودم.
ولي من خيلي عذاب کشيدم و خيلي اذيت شدم. من واقعا
قرباني هستم. و الان همين قرباني را ميبرند تا با طناب
دار اعدام کنند. اين سرنوشت لايق من نبوده و نيست.
من در اين روزهاي وحشت و ترس، دوباره دست ياري به سوي
شما دراز ميکنم. از همه مطبوعات و رسانه ها و همه
مردمي که از من حمايت کرده و گفته اند کبرا نبايد
اعدام شود تشکر ميکنم. اينبار شايد براي آخرين
بارميخواهم، آخرين اقدامات لازم را بکنيد تا واقعا
اعدام نشوم و شايد آزاد شوم. من آزادي را دوست دارم.
در روياهايم به آزاد شدن و زندگي خوب بعد از آن فکر
ميکنم.
من به اندازه کافي رنج کشيده ام، کمک کنيد تا کابوس
وحشتناکي که خيلي وقتها در خواب ديده و از ترس جيغ زده
و از خواب پريده ام، عملي نشود. کمک کنيد از مرگ نجات
يابم. هر چه ميتوانيد بکنيد، وقت تنگ است و روزها از
پي هم سپري ميشود و هر تيک تيک ساعت، براي من صداي
نزديک شدن طناب دار است. لطفا کمکم کنيد! من از مرگ و
طناب دار وحشت دارم. من از طناب دار و جرثقيل نفرت
دارم. من ميخواهم زنده بمانم. تمام راههاي ديگر به روي
من بسته است. کسي به داد من نميرسد. تنها اميدم به
مردم و همنوعانم است. دلم ميخواهم پدر و مادرم را بغل
کنم.
در پايان از زحمات خانواده ام و همه کساني که براي
نجات من تلاش ميکنند متشکرم.
کبرا رحمانپور از زندان اوين
شهريور ۱۳۸۵
منبع: سايت ديدگاه |
http://www.didgah.net/maghalehMatnKamelHogh.php?id=14717
کبرا رحمانپور فقط یک ماه دیگر زنده است
آفتاب: «عبدالصمد خرمشاهی»
وکیل مدافع «کبری رحمانپور» از آخرین فرصت برای زنده ماندن موکلش
تا آخر ماه جاری خبر داد. خرمشاهی با اعلام این خبر به آفتاب گفت:
«طی آخرین جلسهای که روز گذشته با ریاست قوه قضائیه داشتیم،
پرونده کبری رحمانپور در حوزه اعمال اختیارات رئیس قوه قضائیه
بررسی شد و آیتالله شاهرودی با اعمال نهایت اختیارات خود پرونده
را مجدداً جهت حصول سازش به حوزه 11 شورای حل اختلاف ارجاع داد تا
حداکثر تا آخر شهریور ماه رضایت ولی دم جلب شود».
خرمشاهی با بیان این مطلب که این آخرین فرصتی است
که میتواند در اختیار کبری قرار گیرد ادامه داد: «با توجه به
اینکه آیتالله شاهرودی از حداکثر اختیارات قانونی خود در این
رابطه استفاده کرده است، باید گفت این آخرین امکان و فرصت برای
نجات جان کبری رحمانپور است».
در حالی که خانواده ولی دم این پرونده، رسانهای
شدن اخبار این پرونده را یکی از دلایل عدم رضایت خود عنوان
کردهاند، وکیل پرونده به آفتاب گفت: «در مورد این پرونده بیشترین
کمکها را اصحاب رسانه و فعالان حقوق بشر به رحمانپور کردهاند.
چنانچه دوبار متوقف کردن اجرای حکم توسط ریاست قوه قضائیه نیز پاسخ
مثبت قوه قضایه به این تلاشها بود».
خرمشاهی همچنان که از شاکیان این پرونده خواهش
میکرد از مرگ کبری صرفنظر کنند، با تاکید بر اصل عدالت ادامه
داد: «درست است که قصاص کبری حق قانونی شاکیان پرونده است اما باید
دید که آیا مرگ شخصی که میلیونها انسان نسبت به آن حساس هستند و
افکار عمومی جامعه تا این حد به سمت زنده ماندن او همسو شده؛ تا
چه اندازه عادلانه است».
وی در پایان از کلیه رسانهها و فعالان حقوق بشری
خواست تمام تلاش خود را در آخرین فرصتهای باقی مانده برای زنده
ماندن کبری رحمانپور به کار ببندند.
http://www.aftabnews.ir/vdcc00q2b1qxp.html
از طناب دار و جرثقيل نفرت
دارم ? سهيل آصفی
کبری رحمانپور در آستانه اعدام:
از طناب دار و جرثقيل نفرت دارم ? سهيل آصفی
Soheil.asefi@gmail. com
"نجاتم دهيد! من از مرگ و طناب دار وحشت دارم... " با به جريان
افتادن دوباره پرونده کبرى رحمانپور و نهايى شدن حکم اعدام وي، جمع
بزرگى از پويشگران اجتماعى در درون و برون مرز بار ديگر به تکاپو
افتاده اند تا اگر کورسوى اميدى براى توقف و منتفى اعلام شدن حکم
اعدام وى وجود داشته باشد، آن را به اميد زندگى براى کبرى بدل
کنند.
به گفته حقوقدانان و فعالين حقوق بشر در ايران، کبرى رحمانپور تنها
نمونه کوچکى است از زنان بسيارى که در پستو هاى بى خبرى و در شرايط
ناگوار اجتماعى مرتکب جرم مى شوند و در قوانين مجازات اسلامى
فرجامى براى آنها رقم نمى خورد جز طناب دار. حالا اين آفتاب کم سوى
شهريورى است و اين کبرى رحمانپور و ميله هاى رو به روى او و يک
"کمپين سراسرى" براى لغو حکم اعدام او که تصوير "طناب دار" تمام
حجم آينه رو به روى او را به تسخير در آورده است.
روز آبانى سرد
کبرى رحمانپور، دختر 22 ساله در خانواده اى بسيار فقير به دنيا
آمده است. او در زمانى که فقط 17 سال داشت به مدت سه ماه به
خانواده اى سپرده مى شود که اگر در مدت اين سه ماه مورد پسند قرار
گرفت، به عقد عليرضا نياکانيان، با 35 سال اختلاف سن در آيد. در
اين سه ماه و برخلاف قول و قرار قبلي، کبرى چندين بار از سوى مردى
که قرار بود شوهرش شود، مورد تجاوز قرار مى گيرد و حتى شکايتى که
کبرى از او مى کند به صدور حکم ديه و حبس مى انجامد اما در نهايت
پدر کبرى تنها به اين اکتفا مى کند که نام دخترش و اين مرد 53 ساله
را که حتى از خود او نيز بزرگتر بوده، پشت قرآنى بنويسد و صيغه عقد
ازدواج را ميان آنها جارى کند. اين مدارک و شواهد، يک سال پس از
قتل مادر عليرضا نياکيان، تنها به کار آن آمد که وقوع نکاح را ميان
کبرى و اين مرد ثابت کند.
کبرى در مدت زندگى در خانه عليرضا و مادرش محروم از حقوق يک انسان
مورد هر گونه تحقير از سوى مرد و مادرش قرار مى گيرد و زمانى که در
آبان سال 1379، عليرضا او را با 20 هزار تومان پول در ميدان تجريش
پياده ميکند، او آشفته و پريشان به خانه عليرضا و مادرش برمى گردد
و در جدالى با مادر عليرضا، اين زن 75 ساله را به قتل مى رساند. در
دو تعريفى که از صحنه حادثه به عمل آمده است، يکى مويد وقوع جنون
آنى در کبرى و اقدام به قتل و ديگرى قرار گرفتن او در موقعيت دفاع
از خود در برابر حمله مادر عليرضا نياکانيان و اقدام به قتل اوست.
بررسى مختصرى از زندگى کبرى نمايشگر اين حقيقت مسلم است که او خود
قربانى شديدترين شکل خشونت خانوادگى بوده است، چه در خانه پدرى و
چه در خانه مردى که قرار بوده شوهر او باشد .
طبق گزارش وکيل کبري، دادگاه ادعاى او را مبنى بر دفاع از خود
ناديده گرفته و هيچ تحقيقى در اين مورد به عمل نياورده است. دادگاه
حتى نسبت به زخمهاى دست کبرى که ناشى از کشيدن چاقو از دست مادر
عليرضا بوده نيز توجهى نشان نداده است. به اين ترتيب حکم اعدام
کبراى 22 ساله صادر و تاريخ اجراى آن، روز 10 دى ماه مقرر شد.
اعدامى که به دليل عدم هماهنگى هاى لازم به تعويق افتاد.
روز بعد هاشمى شاهرودي، رئيس قوه قضائيه، با نامه اى چند کلمه اى
حکم زندگى موقت او را صادر کرد: "جناب آقاى عليزاده، رياست محترم
دادگسترى استان تهران ملاحظه و دستور لازم صادر فرماييد. اگر رضايت
گرفته شود بهتر است. فعلا متوقف شود."
چنين بود که حق زيستن يا مرگ زنى 22 ساله که بدليل فقر و شرايط بد
اجتماعى به زندگى حقارت بار تن داده است، موکول به رضايت افرادى
انتقام جو شد.
نامه کبرى
و کبرى نيز به مردم روى آورد. او در نامه اى از زندان اوين خطاب به
مردم نوشت:
"يک انسان از تبار شما هستم. نميخواهم بميرم. اما الان جسم بى روحى
هستم که ترس طناب دار، خنده وشادى را از يادم برده است. خيليها به
من مى گويند که تو اين همه معروف هستيد، هنوز در زندان هستي؟ از
زندان سختتر به همه آنها بگوييد من دوباره در يک قدمى مرگ ايستاده
ام. من مثل همه شما از مردن مى ترسم. کمکم کنيد تا اين آخرين نامه
من نباشد.
همنوعان، انسان دوستان!
پدر و مادر عزيزم و برادر معلولم که خيلى نگران من هستند، هميشه
دلشان به حمايتهاى شما گرم بوده است. من خيلى وقتها با خودم فکر
ميکنم، کاش زندگيم طور ديگرى پيش ميرفت. کاش مى توانستم، درس هاى
پيش دانشگاهى را تمام کنم. کاش مجبور نمى شدم کار کنم و به مستخدمى
خانواده شوهرم در بيايم. کاش به حد جنون نرسيده بودم. ولى من خيلى
عذاب کشيدم و خيلى اذيت شدم. من واقعا قربانى هستم. و الان همين
قربانى را ميبرند تا با طناب دار اعدام کنند. اين سرنوشت لايق من
نبوده و نيست.
من در اين روزهاى وحشت و ترس، دوباره دست يارى به سوى شما دراز مى
کنم. از همه مطبوعات و رسانه ها و همه مردمى که از من حمايت کرده و
گفته اند کبرا نبايد اعدام شود تشکر مى کنم. اينبار شايد براى
آخرين بارميخواهم، آخرين اقدامات لازم را بکنيد تا واقعا اعدام
نشوم و شايد آزاد شوم. من آزادى را دوست دارم. در روياهايم به آزاد
شدن و زندگى خوب بعد از آن فکر مى کنم.
من به اندازه کافى رنج کشيده ام، کمک کنيد تا کابوس وحشتناکى که
خيلى وقت ها در خواب ديده و از ترس جيغ زده و از خواب پريده ام،
عملى نشود. کمک کنيد از مرگ نجات يابم. هر چه مى توانيد بکنيد، وقت
تنگ است و روزها از پى هم سپرى مى شود و هر تيک تيک ساعت، براى من
صداى نزديک شدن طناب دار است. لطفا کمکم کنيد! من از مرگ و طناب
دار وحشت دارم. من از طناب دار و جرثقيل نفرت دارم. من مى خواهم
زنده بمانم. تمام راه هاى ديگر به روى من بسته است. کسى به داد من
نمى رسد. تنها اميدم به مردم و همنوعانم است. دلم مى خواهم پدر و
مادرم را بغل کنم.
در پايان از زحمات خانواده ام و همه کسانى که براى نجات من تلاش مى
کنند متشکرم.
کبرى رحمانپور از زندان اوين
شهريور 1385"
اميد، کم است
عبدالصمد خرمشاهي، وکيل
مدافع کبرى رحمانپور که در سالهاى اخير به طور مستمر درگير اين
پرونده بوده است، پيرامون آخرين فعل و انفعالات اين پرونده به
"روز" مى گويد: "رياست محترم قوه قضاييه دستور داده اند که پرونده
مجددا در شوراى حل اختلاف مطرح شود که الان پرونده درشعبه 509
شوراى حل اختلاف است و اعضاى شورا در صددند که اولياى دم را دعوت
کنند و به هر حال موجبات گرفتن رضايت آنها را فراهم کنند. " اما
اميد به نتيجه بخش بودن اين پادرميانى قضايى و رضايت اولياى دم با
توجه به مخالفت پيشين آنها براى بخشودن کبرا اين بار تا چه حد است؟
وکيل مدافع کبرى رحمانپور اين "اميد" را کم سو مى بيند: "من
خيلى اميدوار نيستم. چون بعد از چندين سال على رغم درخواست رسانه
ها و افکار عمومى اولياى دم هيچ انعطافى از خود نشان نداده اند و
متاسفانه آن دو نفرى هم که در امريکا هستند به رضايت در مورد
پرونده روى خوش نشان نداده اند. باز هم اين آخرين تلاش
هاى ماست که داريم انجام مى دهيم. شايد در اين لحظات آخر بتوانيم
به نوعى نظر اولياى دم را عوض کنيم و آنها را متقاعد به دادن رضايت
کنيم. "
اما آيا در مورد خاص اين پرونده نيز چون موارد مشابه ديگر چالش
اصلى بر سر مساله حقوقى و "خلاء قانونى" موجود در اين زمينه است؟
خرمشاهى معتقد است که در اين پرونده خاص حقوقدانان با "خلاء
قانونى" مواجه نبوده اند. پس چرا وضعيت پرونده به اينجا رسيده است:
"اين پيچيده گى هاى قانونى نيست که وضعيت پرونده را به اينجا
رسانده است. ما در اين پرونده نه تعارضى با قانون داشتيم و نه با
مجرى قانون که قوه قضاييه است. "
با اين حال، عشرت شايق، عضو
کميسيون اصل نود قانون اساسى مجلس اسلامى از پرداختن رسانه ها به
"موضوع بى اهميت" پرونده کبرى رحمانپور ابراز تعجب کرده و مى گويد:
"مسائل مهم ترى در کشور وجود دارد،
من نمى دانم رسانه ها چه ماموريتى دارند براى پرداختن به اين
مسائل. "
پرسش از حکومتگران
شادى صدر، حقوقدان و فعال حقوق بشر ضمن تاکيد بر معضلات قانونى
موجود، به قوانينى اشاره مى کند که به پدر دختر اجازه مى دهد دخترش
را به عقد مردى که مى خواهد در بياورد: " درست است که بيشتر پدرها
در اين خانواده ها مستاصل اند، . اما به هر صورت با اين قانون راه
براى معامله بر روى دختران گشوده مى شود. در مورد موارد ديگر مانند
ازدواج دختر هاى ايرانى با مردان افغانى نيز اين مساله بسيار مورد
توجه است که بسيارى از آنها با اجبار خانواده در واقع فروخته شده
اند. " اين وکيل معتقد است تا تغييرى جدى در قوانين جارى بوجود
نيايد امثال کبرى رحمانپور به چنين اقداماتى دست خواهند زد و اعدام
هم خواهند شد:" حالا يکى مثل کبرى رحمانپور شانس دارد که مورد او
علنى و در مطبوعات مطرح شود، اما زنان زيادى مانند او هستند که از
چنين شانسى برخوردار نيستند و اعدام مى شوند. "
وکيل مدافع کبرى رحمانپور نيز بر عوامل بروز واقعه انگشت مى گذارد
و بحث "فقر"، "مشکلات فرهنگى" و. . را با موضوع مرتبط مى داند:
"ببينيد از يک طرف وضعيت مالى کبرى بوده که او را قربانى حادثه
کرده است. کبري، عمرى در محروميت به سر برده و به اميد اينکه
بتواند از اين وضعيت نجات پيدا کند به ازدواج با مردى که بيش ار دو
برابر سن او داشته رضايت داده. از طرف ديگر نگاه آن خانواده مرفه
بوده به کبرى که او را حتى کمتر از کنيز امى دانستند و با او رفتار
قرون وسطايى داشتند. مجموعه اين نابسامانى ها است که موجب پديد
آمدن چنين وقايعى در جامعه ما مى شود. "
شادى صدر، در همين زمينه معتقد است: "ما ضمن اينکه بايد قتل را به
عنوان شديدترين جنايت محکم کنيم بايد به اين نکته هم توجه داشته
باشيم که زمانى که کبرى رحمانپور دست به انجام قتل زده است و زمانى
که تعداد زيادى از زنان چنين کارى را انجام داده و خواهند داد، اين
نقطه نهايى وضعيت بحرانى است که ناشى از ساز و کارهاى نظام غلط
اجتماعى و حقوقى و سياست هاى غلط حاکميت در زمينه پيشگيرى از جرم و
حمايت از اقشار آسيب پذير و در معرض آسيب است".
خانم صدر با تاکيد بر اينکه "اين حکومتگران هستند که مسئول پديد
آمدن چنين فجايعى هستند" از سياست گذاران کلان حاکميت مى پرسد:"من
مى خواهم بپرسم وقتى خانواده کبرى رحمانپور در شرايط بسيار وحشتناک
مالى به سر مى بردند، هيچ نوع حمايت قانونى از آنها نمى شد،
هيچگونه بيمه تامين اجتماعى نداشتند و دختر آنها تنها سرمايه اى
بود که مى توانستند با به عقد در آوردن او براى يک مرد بسيار مسن
تر از او بخش کوچکى از معضلات خانواده خود را رفع کنند، هر يک از
ما کجا بوديم و از آن پر اهميت تر اين آقايان کجا بودند؟، قضاتى که
حکم اعدام کبرى رحمانپور را صادر کردند کجا بودند؟"
صدر نتيجه گيرى مى کند که در اين زمينه ما نمى توانيم نقش "نظام
هاى اجتماعى" را در بروز اين فجايع ناديده بگيريم.
وکيل مدافع رحمانپورهم قربانى اصلى حادثه را "کبرى" مى داند و
اضافه مى کند که او تا سن هجده سالگى در محروميت کامل به سر برده و
بعد از اين مقطع هم در پى اين حادثه تا امروز پشت ميله هاى زندان
بوده است.
وضع روحى کبرى خوب نيست
اما کبرى رحمانپور امروز و پس از گذشت چند سال پشت ميله هاى زندان،
از نظر روحى و روانى در چه شرايطى به سر مى برد؟ وکيل مدافع او از
آخرين ملاقات خود با وى مى گويد: "کبرى بعد از آن حادثه اوضاع روحى
مطلوبى ندارد. او بسيار افسرده است، هميشه حالت گيج و گنگ و خواب
آلود دارد و هنوز پس از پنج شش سال باز نمى داند چه اتفاقى افتاده
است. او اکنون تنها به ,بخت بد, خود لعنت مى فرستند. من با او مفصل
صحبت کرده ام. به نوعى او را آماده کرده ام که اگر انشاالله موجبات
آزادى او از زندان فراهم شود، بتواند ادامه تحصيل دهد. او پيش از
وقوع اين حادثه على رغم قبول شدن در دانشگاه به دليل مشکلات مالى
قادر به ثبت نام در دانشگاه نشده و متاسفانه شانس ادامه تحصيل را
از دست داده است. من دارم زمينه هاى ذهنى او را براى ادامه تحصيل
مهيا مى کنم. البته او نياز به روانکاو دارد. بعد از اين مراحل
گمان مى کنم که او استعداد اين را دارد که ادامه تحصيل بدهد و خود
را از اين وضعيت نجات دهد."
عدالت اجرا مى شود؟
پرسش ديگرى که همواره در حاشيه پرونده هايى از اين جنس مطرح بوده
اين است که آيا در صورت اجراى چنين احکامى"عدالت" نيز اجرا شده
است؟ چگونه است که بسيارى از افراد جامعه نسبت به چنين پرونده هايى
به شدت واکنش نشان مى دهند و خواستار لغو احکام اعدام مى شوند اما
حقوق چند تن از اولياى دم بر حقوق خيل وسيع افکار عمومى يک جامعه
مقدم مى شود، در حالى که در قانون اساسى نيز اين نکته تصريح شده
است که منافع مردم بر منافع شخصى ارجح است. خرمشاهى در اين باره مى
گويد: "درست است که از قانونى اولياى دم صاحبان حق هستند و آنها
هستند که مى توانند بگذرند يا تقاضاى قصاص کنند اما به نظر من جدا
از شکل قانونى آن، در چنين مواقعى مقدارى پاى عدالت لنگ مى خورد.
چرا وقتى ميليون ها تن مى خواهند حکمى اجرا نشود خواسته چند تن
مورد قبول قرار مى گيرد؟"
20 شهریور 1385 23:48
http://www.roshangari.net/as/sitedata/20060911211821/20060911211821.html
دست به دست هم دهيم و کبرا را از سلول مرگ نجات
دهيم!
جمهورى اسلامى ايران براى نجات او يک ماه وقت داده و همه مسائل را
به خانواده مقتول و تصميمات آنها موکول کرده است. خانواه مقتول تا
امروز طرفدار اعدام کبرا هستند.
اما در پس همه اين ادعاها و اين مسائل, يک نبرد مهم و اساسى بين
جنبش عليه اعدام و بين طرفداران آزادى و رهايى کبرا رحمانپور, بين
انسانهايى که قلبشان براى کبرا مى طپد و رژيم انسان کش اسلامى در
جريان است.
جمهورى اسلامى ايران, کبرا را شش سال
قبل دستگير کرده , بدون اينکه او وکيل داشته و حق دفاع از خود را
داشته باشد. آنزمان کبرا ١۸ ساله بود و امروز, با مقايسه عکسهاى
کبرا مى توان ديد که حکومت او را در زندان پير کرده و جسم بى روح
او را نيز ميخواهد به دار بکشد.
کبرا خود در ملاقاتهايش از ترس و وحشت از مرگ ميگويد و آخرين نامه
او از زندان بيانگر موقعيت روحى و جسمى اوست. کبرا شش سال تمام زير
خطر اعدام و با کابوس مرگ دست و پنجه نرم کرده است.
اما وقتى در مورد کبرا حرف ميزنيم,وقتى در جلسات و کنفرانسها , در
نشستهاى متعدد با فعالين حقوق انسانى و نهادهاى مدافع حقوق انسان,
و در ميزهاى اطلاعاتى در مراکز شهرها عکسش را پخش ميکنيم, از ما مى
پرسند چرا به اعدام محکوم شده است. و پاسخ ما اينست: او کودک شادى
بود مثل کودکان ما و شما, که به زندگى عشق مى ورزيد و شادى را دوست
داشت واز بغل مادر و نوازشهاى گرم پدر لذت ميبرد, کبرا ميخواست
دکتر بشود و اتفاقا درسش هم حوب بود, ولى بدليل فقر مالى و بدليل
نبود امکانات رفاهى و اجتماعى و بدليل وجود يک حکومت ضد انسان و ضد
کارگر, مجبور ميشود, از ١۶ سالگى دست از تحصيل کشيده و به مستخدمى
در خانه ثروتمندان مشغول شود. در يک خانواده, مورد تجاوز جنسى از
سوى مردى بزرگتر از پدرش قرار ميگيرد, و چون در ايران تحت حاکميت
حکومت اسلامى, زنان در هر حالتى مقصر هستند, با اين تجاوز کبرا راه
ديگرى نداشته, جز اينکه با اين مرد ازدواج کند . باز هم با تصور
اينکه زندگيش بهتر ميشود, اين کار را ميکند.
خانواده اين مرد, با کبرا رفتار تحقير آميز داشته و هيچگاه راضى به
پذيرش او بعنوان يک انسان برابر با خودشان نميشوند. و کبرا زير
فشارهاى زياد, و در حاليکه همه آرزوهايش برباد رفته, در يک نزاع
خانوادگى , وقتى مادر شوهرش با چاقو به او حمله ميکند, مادر شوهرش
را به قتل ميرساند.
و امروز به عنوان مجرم, در آستانه اعدام است.
مخاطبين ما با چشمهاى گريان و يا از حدقه در آمده مى پرسند, آيا
نميتوان کارى کرد. و پاسخ ما اينست, شما ميتوانيد او را نجات دهيد.
و اين انسانها در سراسر دنيا , با دفاع از کبرا يکى از بهترين
وموثرترين و موفق ترين کمپين ها برعليه اعدام را در دنيا و در
ايران به پيش برده اند.
اسم کبرا و عکس او در ابعادى ميليونى پخش شده است. خانواده کبرا در
حلقه محبت مردم هستند و همگان خواهان لغو اين حکم وحشيانه هستند.
جنبش جهانى عليه اعدام با اين پرونده, سالهاى سال است که درگير است
و امروز و اين روزها نبرد نهايى در پيش است. در يکسو مقامات حکومت
اسلامى ايستاده اند با حربه اعدام و با حربه ايجاد رعب در جامعه و
در سوى ديگر مردم مترقى و منزجر از قتل عمد دولتى.
هيچکس نبايد ذره اى ترديد کند که اين يک نبرد مهم بين ما و جمهورى
اسلامى است. بين ما و حکومتى که قوانين آن, دستگاه قضايى آن و
سيستم محاکمات آن وحشيانه و قرون وسطايى است. بين ما و حکومتى که
با طناب دار زنده است و بر درياى نفرت عظيم عمومى ايستاده است.
ما نخواهيم گذاشت کبرا را اعدام کنند. ما مخالفين قتل عمد دولتى,
ما دوستان و دوستداران کبرا, ما معترضين به نظام و سيستم ضد انسانى
حاکم بر ايران, ما کسانى که قلبمان براى انسانيت و حقوق و حرمت و
حق حيات انسانها مى طپد.
کبرا فرزند شما, خواهر شما و عزيز شما است. او آرزوهايى داشته و
دارد, او در روياهايش به زندکى خوب و به شادى و رفاه و آزادى فکر
ميکند و تضمين تحقق اين روياها امروز با ما است. بايد به ميدان
بياييم و نگذاريم حکومت جنايت اسلامى کبرا را بکشد.
به کمپين نجات کبرا بپيونديد و بهر طريق ممکن کمک کنيد کبراى
نازنين را از اعدام نجات دهيم.
کميته بين المللى عليه اعدام
١١ سپتامبر ٢۰۰۶
تلفن تماس: ۰۰۴۹١۷۷۵۶۹٢۴١٣
http://www.roshangari.net/as/sitedata/20060911205839/20060911205839.html
آفتاب: «عبدالصمد خرمشاهی» وکیل مدافع «کبری رحمانپور» از آخرین
فرصت برای زنده ماندن موکلش تا آخر ماه جاری خبر داد. خرمشاهی با
اعلام این خبر به آفتاب گفت: «طی آخرین جلسهای که روز گذشته با
ریاست قوه قضائیه داشتیم، پرونده کبری رحمانپور در حوزه اعمال
اختیارات رئیس قوه قضائیه بررسی شد و آیتالله شاهرودی با اعمال
نهایت اختیارات خود پرونده را مجدداً جهت حصول سازش به حوزه 11
شورای حل اختلاف ارجاع داد تا حداکثر تا آخر شهریور ماه رضایت ولی
دم جلب شود».
خرمشاهی با بیان این مطلب که این آخرین فرصتی است که میتواند در
اختیار کبری قرار گیرد ادامه داد: «با توجه به اینکه آیتالله
شاهرودی از حداکثر اختیارات قانونی خود در این رابطه استفاده کرده
است، باید گفت این آخرین امکان و فرصت برای نجات جان کبری
رحمانپور است».
در
حالی که خانواده ولی دم این پرونده، رسانهای شدن اخبار این پرونده
را یکی از دلایل عدم رضایت خود عنوان کردهاند، وکیل پرونده به
آفتاب گفت: «در مورد این پرونده بیشترین کمکها را اصحاب رسانه و
فعالان حقوق بشر به رحمانپور کردهاند. چنانچه دوبار متوقف کردن
اجرای حکم توسط ریاست قوه قضائیه نیز پاسخ مثبت قوه قضایه به این
تلاشها بود».
خرمشاهی همچنان که از شاکیان این پرونده خواهش میکرد از مرگ کبری
صرفنظر کنند، با تاکید بر اصل عدالت ادامه داد: «درست است که قصاص
کبری حق قانونی شاکیان پرونده است اما باید دید که آیا مرگ شخصی که
میلیونها انسان نسبت به آن حساس هستند و افکار عمومی جامعه تا این
حد به سمت زنده ماندن او همسو شده؛ تا چه اندازه عادلانه است».
وی در پایان از کلیه رسانهها و فعالان حقوق بشری خواست تمام تلاش
خود را در آخرین فرصتهای باقی مانده برای زنده ماندن کبری
رحمانپور به کار ببندند.
http://www.inroozha.com/news/004991.php
کبرا رحمانپور فقط یک ماه
دیگر زنده است
ايران اکونوميست::«عبدالصمد خرمشاهی» وکیل مدافع
«کبری رحمانپور» از آخرین فرصت برای زنده ماندن موکلش تا آخر ماه
جاری خبر داد.
http://www.iraneconomist.com/Fa/ShowNewsFaV3.aspx?EntryID=125594
شمارش معکوس برای اعدام کبرا
رحمانپور آغاز شد !
کمپین بین المللی علیه اعدام
اخبار روز:
www.akhbar-rooz.com
پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱٣٨۵ - ۷ سپتامبر ۲۰۰۶
جمهوری اسلامی ایران یک ماه فرصت داده
است تا خانواده کبرا از خانواده مقتول رضایت بگیرند .
تماس مسئولین کمیته بین المللی علیه اعدام با خانواده مقتول٬
نشان میدهد که آنها از اعدام کبرا دفاع میکنند. خطر اعدام بر بالای
سر کبرا رحمانپور است .
کبرا را امروز در ایران و در دنیا٬
میلیونها نفر می شناسند. اسم کبرا و عکس او در روی میز دهها نهاد
مدافع حقوق انسانی است. سرگذشت کبرا برای هزاران نفر آشنا است و
همه این نهادها و همه انسانها با کبرا ابراز همدردی میکنند .
کبرا در زندان اوین٬
بیش از شش سال است که با طناب دار دست و پنجه نرم میکند. خودش
میگوید هیچکس نمیتواند تصور کند زندگی با کابوس مرگ چقدر سخت است.
میگوید تصور کنید به هر یک از شما بگویند٬
یک ماه دیگر وعده ملاقات با مرگ دارید٬
آیا این زندگی آسان است؟
و کبرا در خلوت زندان اوین٬
با تنهایی و کابوس مرگ٬
به افسردگی عمیقی مبتلا شده است .
مادر و پدرش از اینکه روح در بدن او نیست حرف میزنند و وکیل او
معتقد است که کبرا به اندازه کافی رنج کشیده است و باید از این
شرایط رهایی یابد .
در ایران و در دنیا هر کس سرگذشت کبرا را شنیده٬
با او احساس همدردی میکند. یک جنبش جهانی گسترده به یاری کبرا
شتافته و به او امید به زندگی و زنده ماندن داده است .
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=5467
صفحه ويژه مبارزه عليه اعدام كبرا رحمان پور
http://www.rowzane.com/000Index-SafehateVizhe/240111Kobra_Page.html
We
endorse the
Urgent! Save Kobra Rahmanpour from execution Petition to To:
concern individuals,organizations and media.
http://www.petitiononline.com/mod_perl/signed.cgi?kobra