نامه دائى لاله سحرخيزان به خواهرش

 

اعدام شهلا جاهد چاره ساز نيست

 

با سلام خدمت عزيزانم

 

خواهر عزيز و داغديه ام، عمو هوشنگ، عزيز، نرگس، على و بقيه

 

عزيزانم! شنيدن خبر قتل لاله عزيزم، براى همه ما شوکى دردناک بود. از تصور اينکه تن عزيز لاله را با ضربات چاقو تکه تکه کرده و او را بيرحمانه به قتل رسانده اند، همه ما بسيار متاثر شديم. يکبار ديگر از اين فرصت استفاده ميکنم به تو خواهر بسيار عزيزم، صميمانه تسليت بگويم و خودم را در غم و اندوه بى پايانت شريک بدانم.

 

خواهر عزيزم، شوهرخواهر عزيزم،

 

ميدانم که داغ لاله براى شما جبران ناپذير است و بر اساس قوانين اسلامى از شما خواسته ميشود که تقاضاى حکم قصاص شهلا جاهد را بکنيد. ولى من همينجا اجازه ميخواهم که بعنوان يک عضو خانواده، يک فرد داغدار که چهره لاله دخترخواهر نازنين ام يک لحظه از جلو چشمانم دور نميشود، به شما بگويم که قصاص چاره درد من و تو و همه خانواده ما نيست. همه ما بايد بدانيم که با قصاص، يعنى قتل شهلا جاهد، نه لاله دوباره به آغوش ما باز ميگردد و نه اينکه جان لاله هاى ديگر حفاظت ميشود و قتلهاى ديگرى در آن جامعه اتفاق نمى افتد. بر عکس با قتل شهلا جاهد، و قتلهاى زيادى که جمهورى اسلامى ايران ميکند، کشتن انسانها عادى شده و جامعه به قتل هر چه بيشتر عادت ميکند.

 

قاتل اصلى لاله، شهلا جاهد نيست. قاتل واقعى لاله جامعه اى است که کشتن انسانها را جايز مى داند، دولتى است که آدم کشى را رواج ميدهد. دولتى است که خود بيش از صدهزار انسان را تيرباران کرده است. من نمى گويم که شهلا جاهد مقصر نيست و نبايد محاکمه شود (البته اگر اعترافاتش واقعيت داشته باشد و به زور شکنجه و ترس مجبور به اين اعترافات نشده باشد). ولى من مى گويم اولا شهلا جاهد نبايد بدست کسانى محاکمه شود که دستشان تا آرنج به خون هزاران انسان ديگر آلوده است. مگر محمد و ماشو، پسر دائى هاى عزيزم و هزاران انسان ديگر که بدست جمهورى اسلامى اعدام، زندانى و شکنجه شدند، کسى را کشته بودند و يا جنايتى مرتکب شده بودند. مگر من جرمى داشتم بجز مخالفت با حکومت اسلامى که هفت سال را در زندانهاى اين رژيم شکنجه شدم؟ ثانيا آيا با اعدام شهلا جاهد مشکل کسى حل ميشود، جز اينکه يک انسان ديگر هم اعدام شود و خانواده ديگرى هم داغدار شوند.

 

شهلا جاهد بر اساس افکار احمقانه و غير انسانى، البته اگر اعترافاتش واقعى باشد، دست به اين جنايت زده است. مقابله به مثل راه حل نيست. روز بعد از اعدام شهلا جاهد شما چه احساسى خواهيد داشت؟ آيا با اين اعدام شادى به خانه ما برميگردد؟ مگر اينطور نيست که با اعدام شهلا، يعنى با کشتن يک انسان ديگر احساس تلخ و غم عميق ما و دهها انسان ديگر باز هم بيشتر ميشود؟

 

شهلا جاهد نبايد اعدام شود. حتى محاکمه او هم در صلاحيت حکومتى که آدم کشى حرفه اصلى اش ميباشد، نيست.

 

با حکم قصاص و اعدام شهلا جاهد مخالفت کنيد. با اينکار يک انسان را از مرگ نجات ميدهيد و خانواده ديگرى به عزا نمى نشيند. اما شما با اينکار در کنار ميليونها انسانى قرار ميگيريد که از آدمکشى و اعدام متنفرند. با اينکارتان خدمت بزرگى به يک انسان و خانواده اش و به انسانيت ميکنيد. با اينکار خوشنامى بزرگى نصيب خود ميکنيد و من به شما اطمينان ميدهم که با اينکار احساس بهترى پيدا خواهيد کرد.

 

شاپور بارکى زاده

 

دائى لاله سحرخيزان

 

تاريخ ٣٠ دسامبر ٢٠٠٤ . ١٠ دى ماه ٨٣

http://www.stopstoningnow.myphotos.cc/Farsi/saharxizan.htm