از هفت تپه تا کل ایران، شورش زحمتکشان!

 

به مدد مبارزات جانانه‌ی کارگران و همبستگی وسیع مردم از اقشار مختلف این روزها کمتر کسی است که در مورد مبارزات کارگران هفت‌تپه نداند و قدمت کارخانه، جریان «رونق» و ورشکستگی آن را نشنیده باشد؛ کارخانه‌ای که زندگی بیش از 5 هزار کارگر را به مرز نابودی کشانده و تأثیرات مخربی بر محیط‌زیست منطقه داشته است؛ اما کارگران هفت‌تپه بیست‌ویک روز است که لحظه‌به‌لحظه بیم و امید آفریدند و جانی دوباره به مبارزات اعتراضی مردم دمیدند و همبستگی جنبش‌های اجتماعی را تقویت و متقابلاً حاکمیت را با تضادهای جدیدی روبه‌رو کرده‌اند. کارگران مبارز هفت‌تپه فریاد خشم و حق‌خواهی‌شان را با مبارزه‌ی متحد، متشکل و مستمر از سطح کارخانه به خیابان آوردند و با بازنمایی دهشت‌های «نامرئی» زندگی کارگران در یک واحد تولیدی نشان دادند که مشت نمونه‌ی خروار است و با درگیر کردن سایر اقشار و طبقات با تأثیرات «رشد خصوصی‌سازی» در زندگی واقعی کارگران توجه جامعه را به سوالات بزرگ‌تری جلب کردند. ایستاده‌گی کارگران در مبارزه، دل نبستن به وعده وعیدهای مسئولین، حمایت از کارگران بازداشتی و مبارزه برای آزادی آنان و پافشاری برای کسب خواسته‌های‌شان در تحقق شعار «پشت به دشمن رو به مردم!» تأثیر وسیعی گذاشت و به شکل حقیقی حمایت عملی مردم را جلب کرد و یکی از کمبودهای جنبش‌های اعتراضی اخیر را پوشش داد. همبستگی سایر کارگران معترض و متحصن، معلمان، زنان، دانشجویان و ... از سایر شهرها و حضور معلمان، زنان، دانشجویان، اقشار مختلف مردم حتا کسبه‌ و مردم شوش در اعتراضات یکی از دستاوردهای فرامحلی این مبارزه است که نشان از هم‌سرنوشتی فرودستان و ضرورت مبارزه‌ی متحد، رادیکال و مستمر آنان دارد.

هرچند ترفندهای عوام‌فریبانه و نیرنگ‌های نماینده‌گان حاکمیت، دستگاه امنیتی و سرکوب تابه‌حال توسط مبارزین هفت‌تپه و حامیان‌شان خنثا شده اما این مبارزه نیز مانند سایر مبارزات صنفی و سیاسی با چالش‌های بزرگی روبه‌روست. تا کنون، فارغ از نتایج کوتاه‌مدت مبارزات جسورانه‌ی کارگران هفت‌تپه، این مبارزه تأثیرات عمیقی در پیش‌روی مبارزه‌ی مردم علیه جمهوری اسلامی داشته است که با تطمیع، زندان، تهدید و سرکوب کارگران از بین نخواهد رفت. رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی شاید بتواند این «قائله» را با اتکا به انواع ابزارهای نرم و سخت خاتمه دهد اما آگاهی از قدرت مبارزه‌ی متشکل، متحد و همبسته‌ی مردم در به چالش کشیدن قدرت حاکمه را نمی‌تواند از جنبش بازستاند.

باید این حقیقت را هم در نظر گرفت آن‌چه می‌تواند مبارزات به‌حق کارگران هفت‌تپه، فولاد و هپکو را همراه با سایر مبارزات اجتماعی ـ هم‌چون مبارزات معلمان، دانشجویان، دانش‌آموزان، کولبران، مالباختگان، کامیون‌داران، زنان و ... ـ به پیروزی برساند، پیش‌برد مبارزه‌ی هدفمند در خدمت به سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی است. تلاش برای بیرون کشیدن ریشه‌های مشترک این جنبش‌ها در مبارزه علیه یک نظام طبقاتی مبتنی بر ستم و استثمار از وجوه لازمه برای پیش‌روی جنبش‌ها و مبارزات گوناگونی است که در صحنه‌ی جامعه جاری است. این نظام برای حفظ این ساختار استثمارگرانه که عامل فقر و فلاکت کارگران و زحمتکشان است، عمیقاً نیاز دارد که نابرابری ستمگرانه را در میان سایر اقشار و طبقات جامعه پیش برده و تقویت نماید. تصور امتداد سیستم استثمارگرانه بدون وجود ستم جنسیتی ممکن نیست. ریشه‌هایی که در اعماق، جنبش‌های اجتماعی را پیوند می‌دهند و وظیفه‌ی فعالین این عرصه‌هاست که بتوانند این پیوند‌ها را بازشناخته و بازنمایی کنند. همان‌طور که در همبستگی با هفت‌تپه سایر جنبش‌های اجتماعی ریشه‌های مشترک خود را یافتند، هفت‌تپه نیز برای پیشروی باید این ریشه‌های پیوند را تقویت کند. همین روزها که حضور جسورانه‌ی زنان در صفوف مبارزاتی و هم‌چنین پشت تریبون‌های مبارزاتی شور و شعف بالایی به مبارزات داده است، باید شعارهای مربوط به نابرابری جنسیتی به شعارهای هفت‌تپه راه پیدا کنند تا نیروی انفجاری زنان را به‌صورت کیفی (و نه صرفاً کمی) در خدمت به پیش‌برد این مبارزات آزاد کنند و امکان سیاسی‌تر، عمیق‌تر، ادامه‌دار و گسترده‌تر شدن این جنبش را تضمین و تقویت کنند. در همین بزنگاه‌ حساس که تمام تلاش حاکمیت در این است که این جنبش سیاسی نشود، گسترده نشود و هرچه زودتر «جمع‌وجور» شود، باید با تمام توان به عمیق‌تر و سیاسی‌تر شدن آن دامن زد. همان‌طور که هفت‌تپه بر بستر جنبش سیاسی ضد جمهوری اسلامی در دی‌ماه و مبارزات متعاقب آن در دیگر جنبش‌ها نضج گرفته است، هفت‌تپه نیز باید سکوی پرشی برای پیش‌روی‌های مبارزات آتی و جنبش‌های دیگر باشد. درست است که هدف، نابود کردن ستم و استثمار ـ عامل اصلی فقر و فلاکت کارگران و زحمتکشان ـ یعنی دولت سرمایه‌داری جمهوری اسلامی است اما این مهم بدون مبارزه‌ی متحد، پیگیر، همبسته‌ و متشکل مردم از اقشار و طبقات مختلف با یک جهت‌گیری انقلابی امکان‌پذیر نیست.

بنابراین باید عامل اصلی فقر و فلاکت را نابود کرد و جامعه‌ای ساخت که اقتصاد و برنامه‌ی اقتصادی‌اش در خدمت به رفع نیازهای آحاد جامعه باشد. اقتصادی که سود در فرماندهی آن قرار نداشته باشد. اقتصادی که در سرلوحه‌اش رفع ستم طبقاتی قرار داشته باشد. برای ساختن چنین جامعه‌ای نیاز است که نه‌تنها کارگران هفت‌تپه بر پیش‌برد مبارزات‌شان پافشاری کنند، بلکه در اتحاد با سایر مبارزات و جنبش‌ها سطح سیاسی آن را بالا برده و خواست‌های خود را در گرو سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی ببینند.

سازمان زنان هشت مارس (ایران ـ افغانستان)

25 نوامبر 2018

www.8mars.com

www.youtube.com/8marsorg

www.facebook.com/8marsorg

https://t.me/eightmars