تجاوز جنسی،
جنايت و ,درد زايمان
از جلسه ای با ايرانی ها در کاخ سفيد تا
اتاقی سوخته در محموديه بغداد
روشنگری.خيلی
وقت پيش نبود که عکس بالای اين صفحه درخبرنامه ارتش آمريکا Army News Service چاپ شده بود: 9 دسامبر 2005.
زير عکس نوشته شده بود: ,,Pfcاستيون گرين B Co. 1-50
در حين بازرسی محله ملافواد قفل در يک خانه متروکه را می گشايد.,,[1]
حروف
و شماره ها موقعيت نظامی استيون گرين را در يکی از بريگادهای
رزمی لشگر هوابرد ارتش آمريکا نشان ميدهد، يعنی يکی از
نيروهای نخبه و ويژه ارتش آمريکا. مقاله توضيح ميداد تيم استيون گرين,خيابان
های عراق را امن نگاه ميدارند.,
حالا
مدت هاست که عکس را برداشته اند. مقاله برجای مانده است، تا مثل گذشته
واقعيت هولناک را پنهان کند.
استيون
گرين که عکس تمام رخ او را هم در همين صفحه می بينيد، همان سربازی است
که بنا برگزارش آسوشيتدپرس با سه تن از همراهانشدر 12 مارس 2006 به خانه ای
در محموديه يکی از محلات بغداد واردشد و دختر 15 ساله خانواده را بعد از
اينکه پدر و مادر و خواهر 5 ساله اش را کشت، با يکی ديگر از سربازان تيم
برگزيده مورد تجاوز قرار داد و بعد او راهم کشت و خانه و جسد را به آتش کشيد. دو
تن از اين تيم 5 نفره به گفته خودشان به صحنه تجاوز نگاه ميکردند، و نفر پنج در
بيرون تماس راديويی با پست بازرسی را تحت نظر داشت.عراقی ها
شمار کسانی را که به دختر تجاوز کرده اند و شمار تيم مهاجم را بيشتر ذکر
کرده اند. اما از نظر ابعاد تراژدی مهم نيست، نه برای دختری که
بعد از مشاهده قصابی خانواده اش زير دست وپای آن حيوانات جان داد و نه
برای بقيه انسان هافرقی نمی کند. فاجعه بزرگ تر از آن است که
بتوان بزرگ ترش کرد.شرح اين تجاوز را - اگر از نظر عصبی توان تحمل آن را
داشته باشيد- به منظور يادآوری حقايقی ديگر در ادامه اين مقاله خواهيد
خواند.
ماجرای
اين تجاوز و دو جنايت دسته جمعی ديگر در حديثه و اسحاقی[2] در عراق
بنابر نوشته روزنامه های بزرگ آمريکا، ميرفت که به بحرانی مشابه
ابوغريب برای دولت بوش تبديل شود که جريان کشتن زرقاوی و اکنون جنگ
لبنان آن را به نفع دولت بوش در سايه قرار داده است. در طول مدتی که جنايت
رو شده آمريکا از تقاضاهای مکرر مقامات عراقی که حتی در ديدار
کنونی نوری مالکی نخست وزير عراق با تونی بلر و جرج بوش
تکرار شد مبنی بر واگذاری تحقيقات به عراقی ها استنکاف ميکند.آمريکا
درخواست های ملتمسانه مقامات عراقی دست نشانده خود را اساسا قابل جواب
نميداند و با سرهم بندی کردن دادگاه هايی موهوم سروته قضايا را هم
می آورد و عوارض آن را در افکارعمومی آمريکا با تزريق يک شوک ديگر مثل
جنايت اخير لبنان ,درمان, ميکند.
تجاوز
به زنان در جنگ های استعماری و غير استعماري، مناقشات فرقه ای و
قومي، و نيز به عنوان راهی برای شکنجه در زندان های استبداد
پديده ای است که هرقدر بيشتر تکرار می شود، کمتر عادی شده و
بيشتر خشم انسان را بر می انگيزد. بر اين حقيقت بهتر از هرکس زنانی
ميتوانند شهادت بدهند که خود شاهد يا قربانی همين جنايت ضد بشری در
زندان های جمهوری اسلامی بوده اند و در مورد,تجاوزشرعی, به
زندانيان ,باکره,قبل از اعدام و تجاوز به زهرا کاظمی يا دختر آشتيانی
يا ساير تجاوزات ماموران رژيم اسلامي، شنيده، خوانده يا خود قربانی آن بوده
اند. يکی از موارد اين جنايات به تازگی در جريان مصاحبه خانم رويا
طلوعی با روزنامه انگليسی ديلی گراف مطرح شد و افکار
عمومی ايرانيان را به شدت برآشفته کرد.
اخيرا
در واشينگتن جلسه ای با شرکت چند ايرانی برگزار شد که موضوع آن مداخله
غيرقانونی دولت آمريکا در ايران بود.در ميان اسامی کسانی که در
اين جلسه شرکت کرده بودند و در شبکه اينترنتی منتشر شد، نام خانم رويا
طلوعی ديده ميشد و او تاکنون حضور خود در اين جلسه را تکذيب نکرده است.
رويا
طلوعی بعلاوه اعلام کرده در نظر دارد يک انجمن دفاع از حقوق زنان ايجاد کند!
کدام را بايد باور کرد؟ دفاع از حقوق زنان را يا نشست و برخاست با مسوولين
اصلی تجاوزاتی مثل تجاوز به دختر عراقی را؟
دعوت
کننده جلسه عوامل دولتی هستند که جنايت، کشتار و تجاوز به علت مداخلات
غيرقانونی آن در عراق به امری رايج و ,طبيعی, تبديل شد، سربازان
ارتش اين دولت به نام حفظ امنيت خيابان های بغداد دست به جنايات فجيع
ميزنند، افسران و دستگاه پليس و امنيتی آن برای اين جنايات سرپوش درست
ميکنند، مقامات سياسی آن مانع تحقيق درمورد اين جنايات ميشوند. در ميان شرکت
کنندگان در اين جلسه نام هايی بودند که هم اکنون وبسايت هايی برپا
کرده اند و در آن ها با فحاشی و نوشته های تحريک آميز زمينه همان
خشونت های فرقه ای مشابه عراق را در ايران فراهم ميکنند. خشونت فرقه
ای که بسياری از جمله حيفا زنگنه فعال حقوق زنان عراقی مقيم
لندن، ارتش آمريکا را مسوول برانگيختن آن خوانده اند و بسياری از تحليل گران
آن را محصول پياده کردن ,راه حل سالوادوری, در عراق و به جان هم انداختن
عمدی فرقه ها از طريق فتيله زدن به عمليات طرفين مناقشه ميدانند.
وقتی
خبر تجاوز به دختر عراقی منتشر شد، رسانه های رژيم مزورانه هياهو بر
پا کردند. لابد از نظر آن ها تجاوز به زنان در داخل زندان های ايران
برای حفظ بيضه اسلام ثواب دارد و همين کار توسط ديگران گناه است. در همان
زمان برخی نيروهای راست نيز با لودگی اين دورويی را دست
آويز قرار دادند و علنا تجاوز به دختر عراقی را نسبت به تجاوز شکنجه گران
رژيم موجه تر خواندند[3]، با اين استدلال که تجاوز کننده سربازی جوان بود و
به دختری تجاوز کرد که هزار کيلومتر آن طرف تر و متعلق به کشور دشمن است!
آيا
قرار است با اين معيارها از حقوق زن ايرانی دفاع شود؟ به جای
مخابراتی های وحشی صدام و عدای حسين و مزدوران جنايتکار
رژيم ايران، سربازان ,متمدن, و سفيد پوست و جوان آمريکا؟ و به جای شيوه
های عقب مانده سرکوب و بستن دهان ها با چماق و شلاق قاضی مرتضوي،
سرپوش گذاری Cover up
مدرن کارشناسان تحصيل کرده ی امنيتی و نظامی و سياسی
آمريکايي؟
حالا
که کندوليزا رايس اعلام کرد لبنان درد زايمان خاورميانه بزرگ است و همه ميدانيم
اين يعنی شروع تبديل ايران به عراق، پاسخ به اين سوال وظيفه عاجل همه بويژه
زنانی است که دست ياری به طراحان لشکرکشی به خاورميانه داده اند.
چون زنان ايران نمی خواهند از دامن تجاوزات وحشيانه و عقب مانده رژيم به
دامن تجاوزات ,متمدنانه, سربازانی که در ,معصومانه, ترين تعبيردر کشور ,دشمن
, تجاوز را تفريح ميدانند، بيفتند.
تئوری
توطئه يا PSYOP ؟
ماجرای
تجاوزبه دختر عراقی در آغاز تابستان امسال و قبل از انفجار جنگ فاجعه بار
لبنان، ابعادی فراتر از تجاوز ,عادی,! به زنان در جنگ ها پيدا کرد. در
خود آمريکا در شبکه اينترنتی ضدو نقيض گويی های تفسير و گزارشات
رسمی و تناقضات آن با شواهد واقعی مورد بحث قرار گرفت و حتی اين
نظر طرح شد که آيا تجاوز گروهی به دختر عراقی ناشی از عمل
خودسرانه چند سرباز آمريکايی بود يا توطئه ای طراحی شده و به
اصطلاح يکی از PSYOP
ها . PSYOP
ها جنگ روانی در مفهوم قديمی آن نيستند، بلکه ازجمله تاکتيک های
مدرن جنگی به شمار می آيند و و بويژه در پنتاگون تحت رياست دونالد
رامسفلد بسيار رايج شده اند و عملياتی هستند که در آن ها واقعيت و
مجازی Fiction
در هم ادغام ميشوند. هدف
آن ممکن است نيروی خودی باشد يا دشمن يا خود مردم. از معروف ترين اين
عمليات در جريان حمله به عراق همان PSYOP
مربوط به نجات جسيکا لينچ بود[4] که طی آن يک گروه کماندويی آمريکا در
زير دوربين های فيلم برداری عمليات نجات جسيکا لينچ ازدست ,سگ
های صدام, از بيمارستان را بازی ميکنند، درحاليکه او فقط مجروح يک
تصادف ماشين بود که تحت مراقبت بسيار محبت آميز پزشکان و مخصوصا زن سرپرستار
عراقی بيمارستان قرار داشت و حتی گفته شده خود جسيکا لينچ بعد از
دريافت مدال بنفش قهرمانی ارتش به اين مناسبت، ازاين کار ابراز بيزاری
کرد و از کارکنان بيمارستان عذر خواست. هدف اين عمليات دامن زدن به روحيه
ناسيوناليستی ميان آمريکايی ها و جلب حمايت ها آن ها از حمله به عراق
بود.اما برنامه های سياه تر نيز توسط PSYOP ها به اجرا در می آيد. يادآوری
اين نکته نيز بد نيست که جمهوری اسلامی نيز در تاکتيک های
امنيتی از تاکتيک های مشابهی استفاده ميکند و شايد جريان
انتخابات قبلی را هم بتوان در همين محدوده ارزيابی کرد.
مساله
مهمی که استفاده از PSYOP
در دمکراسی های غربی مطرح کرده، تنها غير اخلاقی بودن آن
نيست، بلکه مشکل حقوقی آن ها ست. زيرا در اين نوع عمليات روانی آنچه
غيرقانونی است به عنوان تاکتيک جنگي، قانونی تلقی ميشود. مثلا
در ماجرای جسيکا لينچ با اينکه پنتاگون رسما مسووليت عمليات را برعهده
نگرفت، اما راجع به آن به عنوان يک مساله امنيتی اظهار نظر هم نکرد. در
حاليکه روشن بود هنرمندان مستقل به عشق اخذ جايزه فيلم های مستند در فستيوال
ها، فيلم را تهيه نکرده بودند، بلکه نيروهای عمليات ويژه پنتاگون و
کسانی که دستور نظامی را اجرا ميکردند فيلم بردار و بازيگر فيلم بودند.
بسياری معتقدند در درگيری های خونين عراق بين سنی ها و
شيعه ها، PSYOP
هاست که فتيله جنگ های فرقه ای را روشن ميکند.
بنابر
اين عجيب نيست که تناقضات مربوط به ماجرای تجاوز به دختر عراقی و
همزمانی آن با وخامت هولناک اوضاع عراق که در آن روزانه بين 30 تا 100 نفر
در خشونت های فرقه ای کشته ميشوند اين تصور شکل بگيرد که اين ماجرا يک
PSYOP بوده است. عامل
اصلی شکل گيری چنين نظراتی همان جلوگيری از محاکمه
واقعی سربازان و سرپوش گذاشتن بر جنايت از طريق برپاکردن دادگاه های ,خودی
, است.به عبارت ديگر درست همان علتی که در کشورهای استبدادی مثل
ايران باعث شده تئوری توطئه اوج بگيرد، با سياست هايی که دولت بوش در
پيش گرفته و فقدان اطلاعات صحيح و لگد زدن به دمکراسي، به تئوری توطئه دامن
ميزند.به هر حال ضرورت اجتناب از تئوری توطئه نبايد ما را از خود توطئه غافل
کند، همانطور که توطئه ها نبايد ما را در تئوری توطئه اسير کند و هميشه بايد
بدانيم که اگر ديکتاتورهای ما و استعمارگران خارجي، جمهوری
اسلامی و آمريکا اين همه همدست نداشتند هرگز نمی توانستند در برنامه
های خود اين همه موفق باشند.به همين جهت در جلسه واشينگتن انگشت اتهام بيش
از آن که متوجه نيکلاس برنز باشد، بايد به سوی شرکت کنندگان در اين جلسات
گرفته شود.
جوزف
کانون يک بلاگر آمريکايی از جمله کسانی است که مانند تعدادی
ديگر از فعالان آمريکايی ابراز ترديد کرده که ماجرای تجاوز
گروهی به دختر بچه عراقی شايد يک PSYOP بوده است. در زير استدلال
های او ونيز گزارش آسوشيتد پرس و اخباری از چند منبع ديگر در مورد
فاجعه مزبور را می بينيد. چيزی که اين اخبار و گزارشات بطور قطع نشان
ميدهد نه PSYOP
بلکه اين است که در تفسير رسمی و برخورد قضايی مقامات آمريکا به قضيه
برخی حقايق لاپوشانی شده است و جنايتکارانی تحت حمايت قرار گرفته
اند و اين يکی ديگر از شواهدی است که نشان ميدهد آنها که در کاخ سفيد
و سالن های کنگره و شبکه های دولتی و غير دولتی آمريکا
برای مداخله در اوضاع کشورهای ديگر نقشه ميريزندو همدست ميگيرند، چه
نوع سياستمدارانی هستند.
چرا
همدستان را معرفی نميکنيد؟
جوزف
کانون، در قطعه ای به تاريخ 6 جولای 2006 مينويسد[5]:
;;بسياری
از شما در مورد استيون گرين شنيده ايد، سربازی که متهم است در ماه مارس به
يک دختر 15 ساله عراقی تجاوز کرد و بعد هم او و هم خانواده اش را کشت. گرين
اهل ميد لند تکزاس است. همان شهری که بوش و خانواده اش اهل آن هستند.
ظاهرا
حتی نيروهای پيشرو توضيح رسمی حادثه را پذيرفته اند. متاسفانه
به نظر می رسد چيزی بسيار بزرگ تر و مشوش کننده تر در اين ماجرا وجود
دارد.
بعد
از اين که جنايت گرين رو شد، او را با تشخيص ,عدم تعادل شخصيتی, اخراج کردند.
يا به ما اين طور گفته شده است. ولی شواهد نشان ميدهد مقامات نظامی
همه چيز را در شبی که کشتار روی داد ميدانستند.
دلايل
کافی وجود دارد که نشان ميدهد کسانی خواسته اند گرين را به عنوان
بلاگردان جلو بيندازند. گزارشات اوليه در رسانه های آمريکا، همچنين گزارشات
رسانه های خارجی فاش کرده است که گرين همدستان زيادی داشت. چرا
هيچ نام ديگری را مطرح نکرده اند؟ چرا انگشت را تنها به طرف يک شخص گرفته
اند؟;;
جوزف
کانون سپس گزارش منبع عراقی را نقل ميکند.روايت اين گزارش با روايت ارتش
آمريکاو اف بی آی تفاوت دارد، ولی اين مهم نيست زيرا
عراقی ها نمی توانستند بدانند در لحظه وقوع جنايت در بيرون و درون
خانه چه گذشته و ممکن است در روايات خود به تخيل پناه ببرند يا غلو کنند. اما
شهادت شاهد عينی که با اجازه پليس به محل جنايت وارد شد و قبل از اين که
اجساد منتقل شوند بالای سر آن ها رفت و مکررا خواسته است در يک دادگاه
بی طرف حاضر شود مهم است و در گزارش آمده است. توضيح در مورد اين منبع و
شاهد رادر زير مقاله بخوانيد[6]:
;;آن
بعد از ظهر مارس، حدود 10 تا 15 سرباز آمريکايی به خانه قاسم حمزه رشيد
الجنابی که متولد سال 1970 بود و به عنوان نگهبان در يک مغازه دولتی
سيب زمينی فروشی کار ميکرد حمله کردند. الجنابی با همسرش فخريه
طاها محسن و چهار فرزندشان – عبير,متولد 1991,، حديل ,متولد 1999, ، محمد,1998,، و
احمد ,1996, زندگی ميکردند.;;
جوزف
کانون يادآوری ميکند: ,,عبير همان دختری است که قربانی تجاوز
شده است. همه نقل قول ها حاکی است که او دختر زيبايی بود. زيبايی
جوانانه ی او بود که خانواده اش را بر باد داد.,, و سپس به نقل ادامه گزارش
می پردازد:
,,آمريکايی
ها قاسم، همسرو دخترش حديل را به اتاقی در خانه شان می برند. پسرها
احمد و محمد به مدرسه رفته بودند، چون ساعت 2 بعد از ظهر بود که آمريکايی ها
به خانه حمله می کنند. آمريکايی قاسم و همسرش را به ضرب گلوله
می کشند. 4 گلوله به سر قاسم و 5 گلوله به شکم و پائين شکم فخريه شليک
می کنند. درمورد حديل [ 7 ساله] به سر و شانه او شليک ميکنند.
بعد
آمريکايی ها عبير را به اتاق ديگری می برند و او را در گوشه
خانه محاصره ميکنند. در آنجا او را برهنه می کنند. بعد ده آمريکايی به
نوبت به او تجاوز می کنند. بعد بر اساس گزارش پزشکی با يک وسيله تيز
به سر او آنقدر می کوبند تا بيهوش ميشود و گلوی او را ميگيرند تا خفه
ميشود. بعد جسد او را به آتش می کشند.;;
کانون
شهادت همسايه را بلافاصله بعد از جنايت به محل جنايت رفت نقل ميکند:
;;بعد
من به اتاق عبير رفتم. شعله از جسد او برميخاست. سر و سينه او آتش گرفته بود. او
در وضع بسيار رقت آوری بود. آن ها جامه سفيد او را تاروی گردن بالا
برده و کرست او را پاره کرده بودند. با اين که يک ربع قبل مرده بود، و عليرغم آتش
سوزی در اتاق خون از ميان پاهايش جاری بود.او مرده بود. خدا به روانش
آرامش بدهد. من او را در نخستين نگاه شناختم. من فهميدم به او تجاوز شده است، چون
او را به رو برگردانده بودند و بخش پائين بدنش بالا آمده بود و دست و پايش را بسته
بودند. خداوندا، نتوانستم خودم را کنترل کنم و روی جسدش به گريه افتادم. اما
به سرعت آتش سر و سينه اش را خاموش کردم. آتش، سينه و موی سر و گوشت صورتش
را سوزانده بود. من جاهای خصوصی بدنش را با تکه ای لباس پوشاندم.
خدا روحش را آرامش ببخشد. در آن لحظه با خودم فکر کردم اگر بروم و اين ها را لو
بدهم و تهديد کنم آن ها مرا می گيرند. بنابراين خودم را کنترل کردم و آهسته
از خانه خارج شدم تا بتوانم در مورد اين فاجعه شهادت بدهم.;;
کانون
ياد آوری ميکند ,تکه لباس, که در اين شهادت آمده است با عکس هايی که
از صحنه جنايت گرفته شده و در گزارش های خبری نقل شده انطباق دارد.
شيعه
يا سني؟
کانون
سپس اشاره ميکند مقامات آمريکايی به سرعت دست به کار شده و يک داستان,نخ نما,
برای سرپوش گذاشتن بر جنايت ميسازند، اما در داستان خود اشتباهی مرتکب
ميشوند که بلافاصله به رسوايی آن نزد مردم شهر منجر ميشود.کانون به نقل
ادامه گزارش می پردازد:
;;بعد
از سه ساعت سربازان آمريکايی خانه را محاصره کردند و به مردم محل گفتند
خانواده به وسيله تروريست ها کشته شده اند زيرا اين يک خانواده شيعه بودند. هيچکس
در شهر اين داستان را باور نکرد چون ابو عبير يکی از افراد شناخته شده
ی شهر بود، يکی از اصيل ترين مردمان شهر، و شيعه نبود، بلکه سنی
بود. همه به داستان شک کردند و بعد از نماز غروب سربازان اشغال چهار جسد را به يک
پايگاه آمريکايی بردند.;;
کانون
می پرسد:
;;اگر
استيو گرين به تنهايی مجرم بود، اگر ما طبق روال سنتی بايد گناه را به
گردنه يک ,مريض روانی مهجور, بيندازيم، پس چه کسی زير دروغ رسمی
را امضا کرده است؟چطور باور کنيم کسی از جنايت خبر نداشت تا اين که
بيماری گرين تشخيص داده شد. معلوم است قبل از اين که بيماری تشخيص
داده شود، و چند ساعت بعد از اين که جنايت صورت گرفت، يک جرم دولتی بوقوع
پيوسته است.;;
بنا
بر استدلال کانون در آن روز جنايت، دو جرم صورت گرفته است، يکی تجاوز و قتل،
وديگری اطلاعيه رسمی برای سرپوش گذاری. اگر در اولی
گرين مجرم اصلی است، در دومی مجرم اصلی کيست؟
;;حتی
اگر اين سناريو را بپذيريم که مقام بالاتر از قبل از تجاوزاطلاع نداشت، امری
که به شدت بعيد است، شخص مربوطه بايد مسووليت اعمال واحدش را بر عهده بگيرد. چرا
نام اين افسر مطرح نشده است؟;;
کانون
از اين هم فراتر ميرود:
;;چه
کسی گروه را هدايت ميکرد؟ بايد شخصی از رده بالاترباشد، در ادامه اين
مطلب دليل آن را نشان ميدهم که چرا فکر ميکنم شخصی در رده های بالاتر
ميخواست اين جنايت بربرمنشانه صورت بگيرد ;;
نقشه
از پيش
کانون
در ادامه می نويسد:گزارشات نشان ميدهد واحد گرين عبير بيچاره را يک هفته قبل
از جنايت زير نظر داشتند. همسايه ميگويد:
;;من
شخصا از اين که ام عبير[ مادر عبير] روز 9 مارس 2006 پيش من آمد و خواهش کرد عبير
شب را با دخترهای من باشد، تعجب نکردم. او ترسيده بود چون ديده بود
وقتی او بيرون ميرود که به گاوها غذا بدهد، سربازان آمريکايی
بدطوری به او نگاه ميکنند.
من
موافقت کردم زيرا يک ايستگاه نگهبانی آمريکايی در 15 متری خانه
قاسم، خدا به روانش آرامش بدهد،وجود داشت. ولی راستش فکر نمی کردم
برای دختر اتفاقی بيفتد. چون او حدود 16 سال داشت و يک دختر بچه کوچک
بود. ولی موافقت کردم او شب را در خانه ما بماند وصبح به خانه خودش برود.;;
کانون
سپس به يک معمای ديگری اشاره ميکند:
;;بر
سر جسد عبير که ميتوانست با آزمايش DNA
شواهد مهمی را افشا کند چه آمد؟ بر اساس شرحی که در بالا آمد اجساد را
به يک پايگاه آمريکايی بردند. هر چند ان پی آر ميگويد ارتش با ,خانواده
کار ميکند که جسد را بگيرند,اما آيا کسی از مراسم تدفين چيزی شنيده
است؟ اسپرم ها در جسد دختر بيچاره ميتوانست قاتلين او را لو بدهد. مرتکبين جنايت
اين را ميدانستند. به اين جهت سعی کردند جسد را آتش بزنند. اخبار ضد و نقيض
در مورد اينکه به سر اجساد چه آمده است، اين ظن را ايجاد ميکند که موضوع يک
لاپوشانی ديگر در کار است.;;
ماجرا
برای جيمز کانون يک معمای ديگر هم دارد:
;;گزارشات
اوليه ميگويند گرين و همراهانش قبل از تهاجم لباس خود را عوض کرده و لباس
شخصی پوشيده بودند. چرا؟ روشن است که آن ها قصد نداشتند که به عنوان يک
توريست آمريکايی به گردش بروند;;
کانون
در ادامه توضيح ميدهد که سربازان لباس شخصی معمولی نپوشيده اند، بلکه
لباس عراقي، لباس عراقی ها، لباس ,مجاهدين, را پوشيده اند. گزارش آسوشيتد
پرس که در زير آن را خواهيد خواند نشان ميدهد گرين ,تی شرت قهوه ای که
صورتش را مخفی می کرد, پوشيده بود.
کانون
با توجه به اين دلايل و توضيحاتی در مورد اينکه چهار سرباز در شرايطی
که آمريکايی ها در عراق دارند نمی توانند به اختيار خود چنين نقشه
خطرناکی را به اجرا در آورده و خود سرپوش رسمی آن را فراهم کننداحتمال
ميدهد که اين جا حداقل توسط يک مقام بالاتر يک PSYOP صورت گرفته باشد:
,,آيا
به سربازان دستور داده شده بود با پوشيدن لباس مبدل به صورت شورشيان اين جنايت را
مرتکب شوند؟ شايد اين تئوری فقط بر اساس حدس و گمان باشد ولی به نظر
من منطقی تر از داستان رسمی است.فکر کنيد يک گروه سربازان
امريکايی پايگاه خود را ترک ميکنند. مثلا بدون اطلاع افسر خود. لباس شورشيان
را پوشيده اند. يک جنايت هولناک انجام ميدهند. برميگردند. بقيه افسران فورا خود را
به صحنه ميرسانند. جنايت را به شورشيان نسبت ميدهند.داستانی برای
سرپوش گذاشتن ارائه ميدهند که به سرعت افشا ميشود،زيرا ابلهانه مذهب قربانی
را اشتباه گرفته بودند.;;
گزارش
آسوشيتد پرس: پنج و نه چهار نفر
تيم
ويتماير TIM WHITMIRE
گزارشگر آسوشيتد پرس سه شنبه 4 جولای[7] در مورد روند قضايی اين
پرونده گزارش داد. براساس اين گزارش تيمی که در جنايت شرکت داشتند 5 نفر
بوده و يکی از آن ها با کمی فاصله از منزل تماس راديويی با پست
بازرسی را زير نظر داشت.به علاوه براساس خود سند اقرارنامه اف بی
آی دو نفر به دختر تجاوز کرده اند. اما نه فقط برای ساير همدستان
جاني، بلکه برای شخص ديگری که هم که به دختر تجاوز کرده است پرونده
تشکيل نشده است.
بخشی
از گزارش در زير می آيد:
;;
ارتش نخست وقتی در ماه مارس اجساد 4 تن در خانه ای سوخته نزديک
محموديه پيدا شد، آن را به شورشيان نسبت داد. اما روز دوشنبه بازرسان فدرال نتايج
تحقيقات مشترک ارتش و اف بی ای را منتشر کردند:آن ها اکنون بر اين
باورند سربازان آمريکايی شاغل در يک پست بازرسی نزديک به خانه توطئه
ای را طراحی کرده و بعد سعی کردند برای آن سرپوش درست
کنند...
گرين
در حاليکه يک شورت گشاد و تی شرت جانی کش پوشيده بود در دادگاه حاضرشد
و فقط هويت خود را تاييد کرد...پدرش جان گرين به دستور وکيلش حاضر به اظهار نظر
نشد.
طبق
سند فدرال استيون گرين و سه سرباز ديگر از واحد هوانورد ی فورت کمپل.. در
باره تجاوز به زن جوانی که هنگام کار در پاسگاه بازرسی ديده بودند و
تجاوز به او صحبت کرده اند. طبق سند در روز حمله گرين و ساير سربازان مشروب خورده
و لباس های فرم خود را عوض کردند تا قبل از رفتن به خانه زن شناخته نشوند...گرين
يک تی شرت قهوه ای پوشيده بود که صورت او را می پوشانيد. در
آنجا گرين سه عضو خانواده – يک مرد و زن بالغ و يک کودک 5 ساله را به اتاق خواب
ميبرد. صدای گلوله شنيده ميشود. گرين دم در اتاق خواب می آيد و ميگويد:,
همين حالا همه را کشتم. همه مرده اند, ...
سند
بر اساس بازجويی از سه سرباز پلاتون که هويت آن ها مشخص نشد تهيه شده است. دو
سرباز ميگويند آن ها شاهد بودند سرباز ديگر و گرين به زن تجاوز کرده اند.سرباز"
شهادت ميدهد گرين بعد از تجاوز دو يا سه بار به دختر شليک ميکند".
يکی
از سه سربازی که با او گفتگو کرده اند ميگويد او را برای تحت نظر
داشتن تماس راديويی با پست بازرسی بيرون گذاشته بودند. سرباز ميگويد
گرين و سه نفر ديگر از خانه زن در حالی که لباس های شان خونی
بود برميگردند. لباس ها را می سوزانند. بلافاصله بعد از آن همه به او
ميگويندکه ديگر هرگز در باره اين موضوع صحبتی نشود.
شخصی
که با جزييات تحقيق در عراق آشناست به آسوشيتد پرس گفت آن ها از يک مايع آتش زننده
استفاد کردند...
سند
فدرال اشاره ميکند قضات عکس های 4 جسد در داخل يک خانه سوخته ويک عکس از
جسدی سوخته ای در دست دارند که به نظر ميرسد يک زن باشد که پارچه
ای روی نيمه تنه بالای او انداخته شده و توسط بازرسان ارتش
گرفته شده است.
سن
زن جوان نامعلوم است. اسناد اف بی آی حدود 25 سال را تخمين زده اند،
ولی يکی از همسايگان خانواده ميگويد قربانی تجاوز 14 سال و
خواهرش 10 سال داشت. واشينگتن پست گزارش داد سن قربانی تجاوز 15 سال بود و
مادرش نگران بود که دخترش توجه سربازان آمريکايی در يک پست بازرسی را
جلب کرده است.,,
معلوم
ميشود سن در "تلطيف" تجاوز به زنان نقش بازی ميکند. آن طنز
نويسی جوانی سرباز آمريکايی در مقابل پيری مزدوران متجاوز
رژيم را عامل تلطيف تجاوز به حساب می آورد. گزارشگران ارتش با بالا بردن سن ,زنی,
که عکس او را در دست دارند و بنا بر برخی گزارشات ريزه اندام بوده است،
فضای مساعدتری برای تجاوز باز ميکنند.
گزارشگر
آسوشيتد پرس در ادامه از قول جوزف بريسيل سخنگوی ارتش آمريکا در بغداد
می گويد ,,به جز گرين برای هيچ سرباز ديگر قرار اتهام صادر نشده است،
اما مقامات ارتش می گويند سلاح های 4 سرباز ارتش از آن ها گرفته شده و
آنها در پايگاه خود نزديک محموديه محبوسند .,,
گزارش
يک گروه دانشجويان حقوق.سرباز پنجم در يک جيپ کشيک ميداد.
اين
مساله که جنايت توسط يک گروه 5 نفره صورت گرفته و يک نفر در خارج مسوول کنترل
ارتباط راديويی بوده در گزارش جيمی جيسون که با يک گروه 20 نفری
از دانشجويان حقوق کار ميکند نيز تاييد شده است. گزارش جيسون در 5 جولای در
وبسايت اين گروه که مسايل حقوقی را بررسی ميکنند منتشر شد.[8]در اين
گزارش آمده: گرين متهم است که سردسته يک گروه چهار نفره از سربازان بود که دراقدام
به نقض خشن قانون دست داشتند ،در حاليکه سرباز پنجم در يک جيپ ارتشی humvee
نگهبانی ميداد. سربازان همچنين متهم اند که از قبل مشروب خورده و لباس مبدل
پوشيده بودند که نشان ميدهد جرمی که به آن ها منسوب شده از قبل برنامه
ريزی شده بود. گرين در يک بازجويی مقدماتی در 10 جولای
خواهد داشت و چهار نفر ديگردر پايگاهی در عراق محبوس اند ولی نام آن
ها اعلام نشده است.
شورشيان
سنی برای اجرای ,عدالت, به سبک خود اقدام کردند. به قسمتی
از شهادت همسايه توجه کنيد:
;;بعد
ما تصميم گرفتيم که نبايد ساکت باشيم به اين جهت از مجاهدين خواستيم هرچه سريع تر
به اين واقعه واکنش نشان بدهند. آن ها طی دو روز 30 حمله به اشغالگران انجام
دادند و 40 سرباز امريکايی را دادند.;;
مقامات
آمريکا قتل 40 سرباز را تاييد نکردند، اما بنا برگزارش آسوشيتدپرس گفتند دو
سربازی که جسد قطعه قطعه شده دو سرباز آمريکايی که سه روز بعد از
ربودن آن ها توسط شورشيان در نزديکی يوسيفيه در 19 ژوئن پيدا شد، متعلق به
همان پلاتونی است که سربازان متجاوز به آن تعلق داشتند.
يوسفيه
همان محله ای است که استيون گرين در عکس بولتن ارتش در آن کشيک ميدهد تا , امنيت
خيابان ها را حفظ کند,.اما سربازانی که به انتقام کشته شدند، در اجرای
جنايت نقشی نداشتند.
***
به
نظر ميرسد اين مجموعه اگر وجود توطئه ای از قبل را ثابت نکند، دمکراسی
و سبکی از دفاع از حقوق زنان را که مقامات نظامي، قضايی و سياسی
آمريکا برای مردم جهان سوم به اجرا می گذارند به خوبی نمايش
ميگذارد.
در
ايران ما عکس ها و جزئيات مربوط به تجاوزات ماموران رژيم در زندان ها را در دست
نداريم و وقتی هم که جنايتی برملا ميشود، زبان جوزف کانون هايی
را که به پيگيری عدالت بر ميخيزند از حلقوم در می آورند. اما
وقتی وحشت دخترک بی پناه عراقی در زير دست و پای جانوران
متجاوز در لحظات آخر زندگی اش را در نظر می آوريم، بی اختيار
چهره مشخص زهرا کاظمی و انگاره نامشخص دختران معصومی که شب قبل از
اعدام به آن ها تجاوز شد، در مقابل چشم ما قرار ميگيرد و در کنار آن ها قاضی
مرتضوی ها که مثل خانم رايس در رم با آرامش و خونسردی عجيب و
حتی يک " لبخند شيرين" به صحنه های تجاوز به زن و تجاوز به
يک کشور به عنوان ,درد زايمان, جمهوری ها ی موعود خود مينگرند.
بگو
با چه وسيله به هدف ميرسی تا بگويم کيستی. زنان ايران نه اين درد
زايمان منحوس و نه نوزاد لاجرم منحوس آن را نمی خواهند. و نميخواهند در
مقابل جنايات رژيم دار و دسته هايی در کريدورهای واشينگتن سازمان داده
شود تا با تجاوز به زنان ياران مرتضوی ها و قطعه قطعه کردن همراهان آن ها در
خيابان ها، ,عدالت , را به سبک شورشيان سنی عراق به اجرا بگذارند و آنها
متقابلا با تجاوز به زنان اين ها و قطعه قطعه کردن يارانشان اين ,عدالت, وحوش را
بطور مساوی قسمت کنند.
اين
توحش بايد متوقف شود و برای توقف آن نمی توان به دامن کسانی
آويخت که آن را دامن ميزنند، بلکه دست هردو طرف آن را بايد از دامن زنان ايران و
مردم ايران کوتاه کرد.
--------------------------------------------------------------------------------
منابع
و زير نويس ها
*برای
اطلاعات بيشتر در مورد تجاوز به زنان در عراق به مقاله زير در گاردين مراجعه کنيد:
http://www.guardian.co.uk/Iraq/Story/0,2763,13
*[1]نيروهای
ائتلاف خيابان های عراق را امن نگاه ميدارند. در بولتن خبری ارتش
آمريکا
http://www4.army.mil/ocpa/read.php?story_id_key=8316
*[2]
در مورد اين دو جنايت ميتوانيد به روشنگری در نشانی های زير
مراجعه کنيد
الحديثه
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20060608031300.html
*اسحاقی
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20060611034820.html
*[3]
در اين مورد مراجعه کنيد از جمله به نشانی زير در وبسايت روز آنلاين 19 تير.قطعه
کدام تجاوز، کدام متجاوز از ابراهيم نبوی
http://r0ozonline.com/03satire/016546.shtml
*[4]در
مورد جسيکا لينچ مراجعه کنيد به
http://www.roshangari.com/jessica_lynch.html
*[5]جوزف
کانون
http://cannonfire.blogspot.com/2006/07/rape-murder-and-conspiracy.html
*[6]
در مورد شاهد فاجعه و منبع آن
بايد
يادآوری کرد جنايت را اولين بار يک بولتن نزديک به شورشيان سنی با شرح
مشاهدات شاهد عينی به سطح رسانه های علنی ميبرد. شورشيان
سنی عراق طبيعتا با شيعيان به خاطر همکاری آن ها با آمريکا در دولت،
ارتش و پليس عراق به شدت دشمن اند و همين طور با جمهوری اسلامی . بنابراين
اصرار نوری مالکی که شيعه است مبنی بر تحقيق در مورد اين فاجعه
شايد علاوه بر دلايل خود شيعه ها، تحت فشار شورشيان سنی هم باشد که بدون
راضی کردن آن ها هرگونه طرح آشتی ملی غير ممکن است.
مطالب
بولتن سنی توسط شخصی که CIA او را يک کمونيست طرفدار القاعده ؟! خوانده به زبان انگليسی
ترجمه شده و در آمريکا منتشر ميشود. سازمان سيا هردو را به پخش ضد اطلاعات متهم
ميکند، چون بولتن ارقام بسيار بالايی از تلفات آمريکايی ها در عراق به
دست ميدهد که به نظر می آيد در آن ها بزرگ نمايی شده است.
به
هر حال ترديدی نيست از هر دو طرف ضد اطلاعات پخش ميشود و نه سيا و نه
شورشيان سنی منابعی نيستند که اخبار آن ها صد در صد قابل اعتماد باشد،
اما يک چيز واقعی است و آن اين که يک شاهد عينی وجود دارد که همه
پذيرفته اند در فاصله ای کمتر از يک ساعت با اجازه خود پليس به محل فاجعه
وارد شده و بالای سر اجساد ميرود. نام و مشخصات او معلوم است و تنها يک
دادگاه صالح با حضور قاضيان بيطرف می تواند حقيقت را روشن کند. جلوگيری
از برگزاری چنين دادگاهی و همانطور که در مورد زهرا کاظمی ديديم
برگزاری دادگاه های نمايشی که در آن طرف متهم و حاميان متهم،
خود دادستان و قاضی باشند، چه با روش های سرکوبگرانه و قرون
وسطايی رژيم اسلامی صورت گيرد، چه با روش های مدرن کسانی
که به سياست های مدرن حکومتی مجهزند، خود جرمی است به
بزرگی جرمی که عاملين جنايت مرتکب شده اند و جنايت را اگر هم
فردی صورت گرفته باشد به جرم دولتی تبديل ميکند.
*[7]گزارش
آسوشيتدپرس
http://www.wtopnews.com/index.php?sid=839075&nid=116&top5=1
*[8]وبسايت
حقوقی
http://jurist.law.pitt.edu/paperchase/2006/07/iraqi-pm-calls-for-independent-probe.php
8 مرداد 1385