سایت هشت مارس

هزار و دومین شب  شهرزاد  قصه گو:

 

 

 

شنبه 7 بهمن برابر 27 ژانويه

نويسنده: زنستان

سه تن از فعالان جنبش زنان در فرودگاه امام دستگیر شدند.
طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی، فرناز سیفی، روزنامه نگار،فعال جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان ، صبح روز شنبه 7 بهمن ماه ، هنگام خروج از کشور دستگیر شدند. انگیزه سفر آنان شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری در دهلی هند بود.
پس از دستگیری این سه تن ماموران امنیتی به همراه آنان به منزلشان رفتند و پس از بازرسی منزل و جمع آوری وسایل شخصی آنان مانند کیس کامپیوتر، کتاب، دست نوشته آنان را به بند 209 زندان اوین منتقل کردند.

http://herlandmag.net/news/07,01,27,10,51,19/

 

شنبه 7 بهمن برابر 27 ژانويه

سازمان فدائیان (اقلیت )

سه فعال بازداشت شده جنبش زنان باید فورا آزاد شوند

صبح روز شنبه ۷ بهمن ماه ، سه تن از فعالین جنبش زنان، که برای شرکت در یک دوره آموزش روزنامه نگاری عازم هند بودند، در فرودگاه بازداشت و به بند ٢۰٩ زندان اوین منتقل شدند. منصوره شجاعی، طلعت تقی نيا وفرناز سيفی، سه تن ازفعالین جنبش زنان هستند که درعرصه‌های مختلف، از جمله در کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين زنان فعاليت می‌کنند .

سازمان فدائیان (اقلیت) بازداشت منصوره شجاعی، طلعت تقی نيا وفرناز سيفی را محکوم کرده و خواستار آزادی بلادرنگ آنان است.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی برقرارباد حکومت شورائی

نابودباد نظام سرمایه داری – زنده باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

کار – نان – آزادی – حکومت شورائی

نشانی ما روی اینترنت: www.fadaian-minority.org


شنبه 7 بهمن برابر 27 ژانويه

کانون زندانيان سياسي (در تبعيد)

 

سه تن از فعالان جنبش زنان که برای شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری عازم دهلی بودند در فرودگاه تهران دستگیر شدند

http://www.kanoon-zendanian.org/persian/saf-KHABAR.htm

 

 

 

انقلاب های آرام الگوها، مشکلات و امکانات خود را دارند. آنچه مسلم است اين است که هيچ کدام از اين انقلاب ها بدون کمک همه جانبه خارجی اعم از آموزش و منابع مالی و هم چنين مشارکت پايدار مردم امکان ندارد به پيروزی برسد. اينک بيش از پيش روشن می شود که مهم ترين کمک ها از آمريکا و سپس از انگلستان می رسد. انقلابيان قرن بيست و يکم از گاندی می آموزند و مانند چه گوارا برای انقلاب به کشورهای ديگر سفر می کنند.

هفته نامه ی آلمانی اشپيگل مترجم: الاهه بقراط اخبار روز ١۷ نوامبر ٢٠٠۵

 

 

گزارش شهرزاد نیوز از دوره آموزشی برگزار نشده دهلی نو !

1385-11-13

نویسنده شهرزاد نیوز

12 بهمن 1385(برابر با 1 فوریه 2007)

 

شهرزاد نیوز : دوره آموزشی روزنامه نگاری شهرزاد نیوز برای همکاران این سرویس خبری که قرار بود طی روزهای 29 ژانویه تا 9 فوریه سال جاری در دهلی نو هند برگزار شود، به علت دستگیری و زندانی شدن 3 تن از شرکت کنندگان و همچنین بازجویی و ممانعت از سفر 10 تن دیگر از همکاران شهرزاد نیوز در ایران، کنسل شد.

...........

اما روز شنبه 27 ژانویه - برابر با 7 بهمن ماه - ساعاتی قبل از پرواز، 13 تن از شرکت کنندگان این دوره آموزشی، در فرودگاه تهران مورد بازجویی قرار گرفتند. این بازجویی 6 ساعت به طول انجامید. پس از آن، از سفر 10 تن از این گروه 13 نفره جلوگیری شد و سه تن دیگر (فرناز سیفی، طلعت تقی نیا و منصوره شجاعی) بازداشت شدند.............

 

دوره های آموزشی شهرزاد نیوز یکی از پایه های اصلی کار مطبوعاتی آن را تشکیل می دهد. بی جهت نیست که شهرزاد نیوز از ابتدای فعالیت خود، بر همکاری با مراکز آموزشی رسانه ای و انستیتوها و رسانه های خبری زنان تاکید داشته است. این دوره ها، از پایه ای ترین وظائفی است که یک رسانه در مقابل تیم خود دارد و از ابتدائی ترین حقوقی است که روزنامه نگاران باید از آن برخوردار باشند.

 

دوره دو هفته ای که در دهلی نو کنسل شد، نه اولین دوره آموزشی شهرزاد نیوز بود و نه آخرین آن. پیش تر از این - یعنی در تابستان سال جاری- دوره مشابهی برای گروهی دیگر از همکاران شهرزاد نیوز که ساکن اروپا و آمریکای شمالی هستند، برگزار گردید.

..........

 

شهرزا د نیوز، بازجویی، دستگیری و زندانی کردن روزنامه نگارانی را که عازم دهلی نو بودند، شدیدا محکوم می کند و به همراه سایر نهادها و رسانه های خبری جهان، از حقوق برحق آنان دفاع خواهد کرد.

 

شهرزاد نیوز، کماکان ارتقاء تجربی و حرفه ای تیم روزنامه نگارانش را یکی از اساسی ترین وظائف خود قلمداد می کند. حتی اگر امروز در برگزاری جلسات حضوری، موقتا خللی ایجاد گردد، فردا امر آموزش را به طرق دیگری پیش خواهد برد. هیچ مانعی نمی تواند و نباید جلوی تبادل آزاد اطلاعات، دانش، تجربه و مهارت شغلی روزنامه نگاران را بگیرد.

 

http://herlandmag.net/news/07,02,05,01,40,07/

 

http://shahrzadnews.org/article.php?id=186

 

 

 

 

بيانيه ديده بان حقوق بشر در باره منع فعالان اجتماعی ايران از سفر به خارج از کشور

1385-11-19

 

پاسپورت های آغاجری ومومنی هر دو در فرودگاه امام خمينی مهر خروج خورده بود. هنگامی که آنها منتظر سوار شدن به هواپيما بودند، ماموران لباس شخصی پاسپورت های آنهارا ضبط کردند وبه آنها تصريح کردند که امور گذرنامه ای دفتررياست جمهوری، زيرنظر دادگاه انقلاب مسئوليت ممنوعيت سفر آنها را به عهده دارد.

درحادثه مشابه ديگری، مامورين منصوره شجاعی، صديقه طلعت نيا وفرناز سيفی، فعال حقوق بشر وروزنامه نگار را که برای سوار شدند به هواپيما به منظور شرکت دريک کارگاه روزنامه نگاری درهند در تاريخ ۲۷ ژانويه آماده می کردند، بازداشت کردند. ماموران امنيتی سپس به تجسس خانه های افراد ياد شده پرداختند ومتعلقات شخصی شان، رايانه ها، کتاب، دست نوشته هايشان را ضبط کردند وآنها را به بند ۲۰۹ زندان اوين درتهران منتقل نمودند که توسط ورازت اطلاعات اداره می شود.

شيرين عبادی وکيل زنان ياد شده وبرنده جايزه صلح نوبل درسال ۲۰۰۳، به سازمان ديده بان حقوق بشر گفت که هيچ حکم بازداشتی پيش ازدستگيری زنان ياد شده وجود نداشته است. در۲۸ ژانويه، بعد از بازجويی سه زن ياد شده، ماموران آنها را به "اقدام عليه امنيت ملی" متهم کردند وبا قرارکفالت آزاد کردند. درماه نوامبر نيز مامورين پاسپورت يکی ديگر از فعالان حقوق زنان، سوسن طهماسبی، را هنگام بازگشتش ازيک سفر به ايران درفرودگاه ضبط کردند. http://www.shahrzadnews.org/article.php?id=192

 

 

 

بیانیه سازمان عفو بین‌الملل در مورد ایذای خبرنگاران و فعالین حقوق زنان ایران

نویسنده شهرزاد نیوز

1385-11-20

بیانیه عمومی

ایران: سازمان عفو بین‌الملل نگران استمرار ایذای خبرنگاران و فعالین حقوق زنان ایران است.

 

آخرین واقعه 26 ژانویه 2007 اتفاق افتاد که طی آن، 15 زن خبرنگاری که تهران را به قصد شرکت در یک کارگاه آموزش خبرنگاری در هند، ترک می‌کردند، توسط مأموران وزارات اطلاعات بازداشت شده و تحت بازجویی قرار گرفتند. 12 نفر از آنان پس از چندین ساعت آزاد شدند اما به آنان هشدار داده شد که نباید در این دوره آموزشی شرکت کنند، در غیر این صورت، در هنگام بازگشت به ایران با عواقب نامعلومی روبرو خواهند شد.

...........

سه نفر از آنان، فرناز سیفی، منصوره شجاعی و طلعت تقی‌نیا – به بند 209 زندان اوین منتقل شدند که تحت نظر وزارت اطلاعات قرار دارد و به مدت 24 ساعت در بازداشت به سر بردند. به آن‌ها اطلاع داده شده است که به علت قصد شرکت در دوره آموزشی در هند، در آوریل به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه خواهند شد. در هنگام بازداشت آنان، مأموران امنیتی به بازرسی خانه‌های آن‌ها پرداختند و وسایل شخصی، از جمله، کامپیوترها و کامپیوترهای دستی را مصادره کردند و از هنگام آزادی نیز به آن‌ها اجازه کار داده نشده است.

...............

فرناز سیفی، 23 ساله، یک روزنامه‌نویس آزاد است که برای سایت اینترنتی خبری و اطلاعاتی مدافع حقوق زنان، "زنستان" (http://www.herlandmag.com) مقاله می‌نویسد. آدرس وبلاگ شخصی وی چنین است: http://www.farnaaz.com. منصوره شجاعی، 48 ساله، نویسنده مقالات جامع، و طلعت تقی‌نیا، 61 ساله، 30 سال است که از فعالین جنبش زنان می‌باشد. او برای "زنستان" و "شهرزادنیوز" (http://www.shahrzadnews.org/www.shahzradnews.org)، یک سایت خبری فارسی زبان در هلند، مطلب می‌نوشته است. این سه تن، اعضای "مرکز فرهنگی زنان ایران" هستند که سایت زنستان را اداره می‌کند و مراسم مختلفی در جهت اشاعه حقوق زنان سازمان داده است، از جمله فراخوان تظاهرات ژوئن جهت پایان بخشیدن به تبعیض علیه زنان را، که توسط نیروهای امنیتی با خشونت سرکوب شد و به دستگیری تعدادی از شرکت‌کنندگان منجر شد. این مرکز همچنین کتابخانه‌ای برای زنان تأسیس کرده است.

این سه زن خبرنگار قصد داشتند برای شرکت در یک کارگاه آموزشی که توسط "شهرزادنیوز" ترتیب داده شده بود، به هند سفر کنند. این دوره آموزشی شامل مواردی نظیر شیوه برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی و تفاوت بین رسانه‌های سنتی و اینترنت بود.

سایر موارد آزار و ایذای خبرنگاران و مدافعان حقوق زن از جمله به این قرار است:

- گروهی بیش از 20 روزنامه‌نگار که در نوامبر 2006 در سمیناری آموزشی در هلند شرکت کرده بودند، در هنگام ورود به ایران بازداشت شدند و در فرودگاه مهرآباد تهران به مدت 3 ساعت توسط مأموران امنیتی مورد بازجویی قرار گرفتند و همچنین پیش از آزادی، وسایل شخصی‌شان مصادره شد.

....................

http://www.shahrzadnews.org/article.php?id=193

 

 

 

یکی از نکات جالب اطلاعیه‌ی "شورای هماهنگی کانون" این است که جزئیات فعالیت مینا سعدادی و پروسه‌ی ایجاد "شهرزاد نیوز" را بسیار دقیق تر و جامع تر از " اقلیت" و خود مینا سعدادی بیان می‌کند. پس به همین خاطر بهتر است به این سوال نیز پاسخ بدهد که آیا مینا سعدادی در مسافرت و یا مسافرت‌هایش به دوبی، در جلسات "مرکز بین المللی برای برخورد غیرقهرآمیز" و "مرکز اسناد حقوق بشر ایران" که برای بررسی امکان "انقلاب مخملی" در ایران تشکیل شده‌اند، شرکت داشته است یا نه؟

سازمان ١۹ بهمن    31 ژانویه ٢۰۰۷

pouyan@19bahman.net

www.19bahman.net

 

 

فرناز سیفی

http://farnaaz.info/archives/002714.html

محور بیشتر سوال ها سفر دوبی که به دعوت شهرزاد نیوز در فروردین ماه رفته بودم و این سفر دهلی نو بود. می گوید دولت هلند بعد امریکا دومین کشوری بود که به خود این جسارت را داده است که به اسم ترویج دموکراسی در ایران بودجه تصویب کند؛ می گوید حتا انگلستان هم به خود جرات انجام چنین کاری را نداده است.می گوید در قالب کلاس روزنامه نگاری قصد دارند از شما سواستفاده کنند؛ از شما کسب اطلاعات کنند. من چه اطلاعاتی دارم اخر که به کار آنها بیاید؟ مگر شاغل در انرژی اتمی هستم یا وزارت خانه دولتی؟

می گوید قبول کنید اطلاعات ما از شما بیشتر است و مدارکی داریم که نشان می دهد اینها برانداز و ضد انقلاب هستند؛ می گویم قبول دارم و باید هم اطلاعات شما بیشتر از من باشد. این شغل شما است و اصلا هم وظیفه من نیست چنین اطلاعاتی کسب کنم ...من می روم این دوره ها تا دانش خود را ارتقا دهم و بس. هیچ وقت هم چیزی جز آموزش روزنامه نگاری در این دوره ها ندیدم. هیچ هدف پلیدانه ای هم ندیدم.

می نویسد به نظر شما چرا این دوره ها را در ایران برگزار نمی کنند؟ می نویسم بسکه در این سالها فضای بی اعتمادی بین نهادهای مدنی حاکمیت ایجاد کردید. به ان جی اوها سالن نمی دهید، اجازه برگزاری سمینار و وورک شاپ نمی دهید، با سوظن آنها را نظاره می کنید و دنبال اتهام بستن به آنها هستید. می نویسم نهادهای مدنی بازوی کمکی دولت ها هستند، دشمن نیستند و سعی دارند زندگی اجتماعی را ارتقا دهند. می نویسم من نمی دانم آیا شهرزاد نیوز درخواست برگزاری این دوره در ایران را کرده است یا خیر، اما می دانم در اثر این همه جواب نه که به نهادهای مدنی داده اید و این همه محدودیت بسیاری ترجیح می دهند اصلا دیگر امتحان هم نکنند.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی برقرارباد حکومت شورائی

نابودباد نظام سرمایهداری – زنده باد سوسیالیسم

تا

انقلاب، شرکت با مسئوليت محدود

 

کسانی که در فرودگاه تيرانا از هواپيما پياده می شوند، مجموعه متنوعی از زنان و مردان بيست و پنج تا سی و پنج ساله هستند. برخی کت و شلوار خاکستری به تن دارند، برخی ديگر شلوار جين و کت بافتنی. برخی از زنان جوان مانند آخرين کاتالوگ های مد دوران هيپی ها لباس پوشيده اند. ولی اکثر زنان مانند رؤسای جوان باحال هستند. تقريبا همگی يک کامپيوتر دستی با خود دارند. شماری از آنان از جنبش «مقاومت» يوگسلاوی، جنبش حقوق شهروندی «کافيست!» گرجستان و جنبش دانشجويی «وقتشه!» اوکراين هستند. بقيه جوانان از کشورهای ساحل دريای خزر، اروپای شرقی ميانه و مناطق شرقی دريای مديترانه می آيند. آنان همفکران خود را از کشورهای آذربايجان، روسيه سفيد و هم چنين لبنان نمايندگی می کنند. روی هم چهارده گروه از يازده کشورند.
هزينه اين گردهمايی را «خانه آزادی» پرداخته است. جلسات صبح ساعت 9 شروع می شوند که همگی در آن سر ساعت حضور می يابند. موضوع پشت درهای بسته بر سر راه های انقلابی به سوی دمکراسی است. چگونه نيروی بديل می تواند خود را در عصر جهانی شدن به بهترين شکل و به شيوه مسالمت جويانه عليه قدرت سرکوبگر دولتی سازماندهی کند؟ تا چه اندازه امکان پيروزی چريکهای بدون اسلحه واقعی است؟ اگر زمانی حکومت های سرکوبگر عليه نيروهای مخالف حمام خون راه بيندازند، آيا امکان پيشبرد يک برنامه ديگر (برنامه ب) وجود دارد؟
هفته نامه ی آلمانی اشپيگل مترجم: الاهه بقراط اخبار روز ١۷ نوامبر ٢٠٠۵

حقي که از ما سلب شد / ناهيد كشاورز

ناهيد عزيز
گزارشت خيلي خوب بود و به خيلي از سوالاتم پاسخ داده شد.

شما خيلي شجاعانه و خوب برخورد كرده ايد.
يه سوال داشتم كه اميدوارم ناراحتتان نكند. منظورم اصلا شخص بخصوص شما نيست كه بسيار برايم محترميد بلكه يك سوال كلي است.
مي خواستم بدانم بين اين همه زن فعال شماها چطور انتخاب شديد براي شركت در كارگاه؟
آيا از حلقه دوستان بخصوصي انتخاب شديد؟ از جمع بچه هاي يك ميليون امضا؟ اگر اينطور است چرا هميشه اسم افراد معيني را ما مي شنويم كه حق استفاده از چنين امكاناتي را دارند.
و آيا واقعا هزينه ي اين سفر برعهده ي خود شما بود؟
چطور است يكي دو نفر هميشه در سفرهاي اينچنيني هستند. آنها كه شغل معيني ندارند از كجا اين همه پول هواپيما مي آورند؟
اگر كسي فعال باشد و پول هواپيما نداشته باشه آيا ارگاني هست كه به او كمك كند؟
چرا ما بايد هميشه چن اسم معين را با اينكه خيلي فهميده نيستند و فقط در وبلاگشان مرتب منم منم مي زنند مي شنويم؟
خيلي وقت است اين سوال ها برايم پيش آمده و اميدوارم سوال نامربوطي به حساب نيايد.

من هم همین سوال زنی مثل شما را دارم. چرا همیشه اعضای مرکز فرهنگی زنان به این سفرها دعوت می شود. تا انجایی هم که من می دانم فقط دوسه نفرشان روزنامه نگار حرفه ای هستند. واقعن پول بلیط و هزینه ی سفر با خودتان است؟ اگر نه و آنها پرداخت می کنند واقعا چه دلیلی دارد انقدر بر روی شما سرمایه گذاری کنند؟
سوال دیگر هم اینکه خانم فرح کریمی نماینده ی پارلمان هلند چه نقشی در این مسافرت ها دارند؟

Posted by: زنی دیگر مثل شما | February 3, 2007 10:41 PM

از اینکه بدون دردسر آزاد شدید خوشحالم، البته قاعدتا هم درد سری نباید می کشیدید. ولی توی این اوضاع بلبشوی امنیتی ایران، شما که اینتقدر اهل اینترنت هستید باید از این به بعد قبل از سفر مخصوصا به جاهایی که »حتی امکان داره« بهش شک کرد، حتما از روی اینترنت سروته ماجرا را دربیارید و بفهمید کجا دارید میرید. چرا اینو میگم؟ چون همین امروز همین دولت گرامی آمریکا باز ۷۵ میلیون دلار دیگه اختصاص داده به کمک به مخالفین رژیم ایران، و هم از دید آمریکاییها و هم ایرانیها این مخالفین میتونن درهر قالبی باشند چه سیاسی چه آموزشی چه فرهنگی نما. یادتون باشه که اوین برای همه اینطوری نیست و اگه اوضاع خیط باشه بجای پلوخورشت بهتون آب خنک فراوان میدن.

-----------------
فرناز: جالبه که همه پلو و خورشت می بینند و بس!! انگار پلو و خورشت زندان را می کنه بهشت یا واقعیت اینکه تو را بی دلیل و غیر قانونی بازداشت کردند از بین می بره! جالبه !

مهرداد :: February 8, 2007 01:02 AM

 

 

 

بر اساس چه قانوني از سفر منع شدم؟ / مريم حسين خواه

ميزبان ما سايت اينترنتي شهرزاد نيوز بوده و سوالي که به زبان هاي مختلف تکرار مي شود نحوه ارتباط ما با شهرزاد نيوز و هماهنگي هاي سفر است.
مي گويم : «ماجرا خيلي ساده است. اين سايت نزديک به يکسال است فعاليت مي کند و مطالبش آنقدر متعادل و نرم بوده که حتي فيلتر هم نشده.براي همين دعوتشان را قبول کردم.» فايده اي ندارد....زبان مشترک نداريم. گفتن اينکه هماهنگي ها با اينترنت و ايميل بوده هم فايده اي ندارد. دنبال شبکه اي است که وجود ندارد. خسته شده ام آنقدر اين چند جمله را تکرار کرده ام......

 

 

 

http://jehanma.blogfa.com/post-2.aspx

 

جنبش های اعتراضی مختلف برچسب ها و رنگ های در ياد ماندنی را به نماد خود بدل می سازند: انقلاب گلسرخ در گرجستان، انقلاب نارنجی در اوکراين و انقلاب لاله ها در قرقيزستان.

در ژوئن 2003 با پولهای سوروس يک آموزش سه روزه در مورد انقلاب مسالمت آميز برگزار شد. بيش از هزار نفر از فعالان جنبش «کافيست!» در شهری در پانزده کيلومتری تفليس گرد آمدند. بيش از هر چيز نمايش يک فيلم به شدت بر جوانان گرجستان اثر گذاشت. فيلم «ديکتاتور را سرنگون کنيد!» از پيتر آکرمان که گزارش سرنگونی ميلوسوويچ در يوگسلاوی است. اين نمايش يک احساس اين همانی به وجود آورد که می شود عين همان سناريو را در تفليس نيز پيش برد. در اينجا، نه چندان دور از پايتخت گرجستان، پلی بين نوادگان اتحاد شوروی و استراتژهای دمکراسی در سواحل شرقی آمريکا زده شد.
آکرمان مؤلف فيلم «ديکتاتور را سرنگون کنيد!» رييس «مرکز بين المللی مبارزات بدون خشونت» در واشنگتن و عضو شورای آمريکا در مسائل سياست خارجی و بين المللی است. او معتقد است مقاومت بدون خشونت يک «جعبه ابزار و يک نوع زرادخانه تسليحاتي» است که برای آن اهداف استراتژيک که مد نظر آمريکا در «مناطق کليدي» است، به خوبی می تواند مورد استفاده قرار گيرد. از ديد آمريکا گرجستان يکی از اين مناطق کليدی است. دست کم اين حقيقت از زمانی معلوم شد که از سال 2005 يک خط لوله نفت دو و نيم ميليارد يورويی از دريای خزر به سوی غرب به کار افتاد. در ژوييه سال 2003 جرج بوش برای آخرين بار فردی را به تفليس فرستاد تا رييس جمهور را بر سر عقل آورد. اين فرد جيمز بيکر بود که در دوران اتحاد شوروی همتای شواردنادزه و وزير خارجه آمريکا بود و امروز با يک دفتر وکالت پيشتاز بازار در معاملات نفت و گاز در سراسر منطقه دريای خزر است.

 

 

جنبش «کافيست!» تظاهرات خيابانی را سازماندهی کرد. همان هفته پانزده هزار نفر در ميدان روبروی مجلس تجمع کردند و ساکاشويلی «مقاومت کامل عليه شواردنادزه» را از راه های مسالمت آميز اعلام کرد. «روباه» در کاخ رياست جمهوری هنوز هم نمی خواست دريابد که «وقتش رسيده» است.
هنگامی که تظاهرکنندگان به نيروهای انتظامی گلسرخ می دادند، شواردنادزه به دنبال شرکای جديد می گشت و عليه دانشجويانی که از سوی آمريکا پشتيبانی می شدند می خروشيد. تازه پس از آنکه ساکاشويلی همراه با لومايا و ديگران ساختمان مجلس را تصرف کردند، پايان کار نزديک شد. در ساعت هفت و پنجاه و يک دقيقه غروب 23 نوامبر 2003 شواردنادزه استعفای خود را اعلام کرد.

 

 

 

خط قرمزي که زرد ديديم!! / ناهيد جعفري

 

يکي يکي بچه ها را صدا کردند براي بازجويي! تا اينکه من و زارا مانده بوديم و ميز پر از ساندويچ، آب ميوه، نوشابه و چيپس و پفيلا و البته يک پارچ آب با چهار ليوان!! زارا گفت مثل اينکه اصلا ما را به حساب نياوردند؟ گفتم شايد يادشان رفته که ما هم هستيم. بالاخره در باز شد و يکي مان را خواستند، زارا رفت و بعد از چند دقيقه يکي از بازجوها آمد و در همان اتاق از من بازجويي کرد:
فرم تايپ شده مشخصات را روي ميز گذاشت و گفت پر کنم. پر کردم البته نميدانستم جثه ام ريزه است يا نه؟ رنگ مويم سفيد است يا قهوه اي؟ اگر راستش را بنويسم که سفيد است ولي اگر نه، قهوه اي. چه کساني خبر دارند که مسافرت ميروي؟ خانواده ام . تا به حال بازداشت شده اي؟ خط تيره. .....
نوبت به بازجويي کتبي رسيد. سؤالي مي نوشت و جواب ميخواست. کجا ميرفتيد و براي چه؟ شهرزاد نيوز را ميشناسيد؟ مينا سعدادي کيست؟ چند بار و به کدام کشورها رفتيد؟ آيا تا بحال در کارگاه آموزشي شرکت کرده ايد؟
براي هر سؤال هر چقدر دلت ميخواست جاي جواب داشت، ولي آنقدر از اتلاف وقت، چرايي بازداشت، گرفتن دست نوشته مبني بر انصراف از سفر، خستگي مفرط، نگراني از وضعيت طلعت، منصوره و فرناز و البته خواب آلودگيم، شاکي بودم که جوابهايم از کلمه تجاوز نکرد. البته آخر وقت بود و بازجو هم عجله داشت که زودتر سر و ته قضيه را هم بياورد در نتيجه به جوابهاي کوتاه اکتفا کرد و با دلسوزي نصيحتم کرد که آنها (شهرزاد نيوز) از شما سوءاستفاده مي کنند و به اهداف خود مي رسند و از اين حرفها. نگاهي به من انداخت و انگار مرا هم سن مادرش يافت و گفت چرا شهرزاد نيوز از مادر من دعوت نکرد که در اين کارگاه شرکت کند و از شما دعوت کرد؟ گفتم مگر مادر شما هم به مسائل زنان علاقه دارد؟ من تمام سايت هاي زنان را ميخوانم و اگر دعوتم کنند بدم نمي آيد که بروم. هم چيزي ياد مي گيرم و هم گردشي مي کنم.

http://herlandmag.net/weblog/07/02/

 

 

 

320 نفر از جوانان «وقتشه!» به هزينه «خانه آزادی» در اردوگاهی در سواحل کريمه گرد آمدند. در ميان فعالان افراد مختلفی وجود داشتند. از آرمانخواه تا عملگرا. در طول روز رويدادهای احتمالی برای موارد جدی تمرين می شد و بروشور تقسيم می کردند. چهل ميليون صفحه بروشور بايد بين آنان پخش می شد. در اين بروشورها دستورالعمل هايی درباره عضويت سی و پنج هزار نفری وجود داشت که در صورت لزوم بايد به سوی کيف سرازير می شدند تا کار تعويض قدرت را پايان دهند. رنگ انقلاب مشخص شد: همه بايد رنگ نارنجی به تن داشته باشند.
هفته نامه ی آلمانی اشپيگل مترجم: الاهه بقراط اخبار روز ١۷ نوامبر ٢٠٠۵

 

در اکراین یک کاندیدای مترقی در مقابل کاندیدای ارتجاعی آمریکا ( یوشچنکو) قرار نداشت. تنها مسئله عمده و اصلی که دو کاندیدا را از هم متمایز می کرد، و در حقیقت همین مسئله بود که غرب با قاطعیت می خواست که یوشچنکو برنده مسلم این انتخابات بیرون آید، مسئله پیوستن به ناتو بود که یانوکویچ گفته بود که مخالف پیوستن اکراین به ناتو است و این در حالی بود که یوشچنکو علاقمندی خود را به پیوستن به ناتو از مدتها قبل اعلام کرده بود. یا در انتخابات گرجستان میان میکائیل ساآکاشویلی و نینو بوردشانادزه تفاوت در وابستگی بی شرط و شروط ساآکاشویلی به آمریکا وجود داشت. در مورد ایران هم گرچه مردم ایران با یک حکومت ارتجاعی و دیکتاتوری مذهبی روبرو هستند، اما آمریکا در عین حال هر چه در توان خود دارد بکار خواهد گرفت تا در مقابل این دیکتاتوری مرتجع از نیرویی ارتجاعی دیگر و کاملا وابسته به خود حمایت کند.

http://news.gooya.com/politics/archives/023932.php

 

 

روشن است که روسيه خواهان ثبات در اوکراين بود. روسيه می خواست يک اوکراين قابل حساب داشته باشد که دالان نفت و گاز و هم چنين ناوگان های روسيه در دريای سياه را به خطر نيندازد. از طرف ديگر برای آمريکا و متحدانش ديگر راه بازگشت باقی نمانده بود. اين همه پول! اين همه تلاش! خانم حسابدار يکی از گروه های اپوزيسيون به نام «اوکراين ما» به يک فرد معتمد می گويد: «در هفته های پيش از انتخابات چمدان چمدان پول در فرودگاه کيف تحويل داده می شد.» او می گويد يک کمک 150 هزار دلاری را که از سوی يک فرد خصوصی بود کنار گذاشتند چون نمی دانستند با آن چه کنند!
هنگامی که ويکتور يوشچنکو با آن بيماری اسرارآميز خود روز 31 اکتبر وارد دور اول انتخابات شد، برای پايان کار مجهز شده بود. پايتخت اوکراين و بقيه شهرها از ناظران انتخاباتی پوشيده شد. دفتر پژوهش بازار «پن، شون و برلند» واقع در نيويورک که چهار سال پيش در سرنگونی ميلوسوويچ فعال بود، اين بار نظرسنجی انتخابات را در اوکراين بر عهده گرفت. فعالان «وقتشه!» منتظر علامتی از بالا بودند.
هفته نامه ی آلمانی اشپيگل مترجم: الاهه بقراط اخبار روز ١۷ نوامبر ٢٠٠۵

 

 

 

     رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۳ آذر ۱۳۸۵

انقلاب مخملي در ايران

شنيدن فايل صوتی

در برنامة اين هفته پاي صحبت کسي مي نشينيم که براي نخستين بار تلاش کرده است مجموعة به هم پيوسته اي از ادبيات سياسي را که نام آن «تئوري مبارزة غيرخشونت آميز» است به فعالان سياسي ايراني معرفي کند. نام غير رسمي اين نوع تئوري و پراتيک «انقلاب مخملي» است.
مصاحبه با رامين احمدي ، پزشک ، فعال حقوق بشر ، و سرپرست «سازمان آموزشِ مبارزة غير خشونت آميز استراتژيک».
اين هفته روزنامة «نيويورک تايمز» برای نخستين بار فاش کرد که سازماني غيردولتي به نام «سازمان آموزش مبارزة غير خشونت آميز استراتژيک» هر سه ماه يکبار با برگزاري کارگاههاي آموزشي در شيخ نشين دوبي ، به ايرانيانِ علاقه مند اصول مقاومت و مبارزة صلح آميز را مي آموزد. اين سازمان زير نظر دکتر رامين احمدي اداره مي شود. دکتر احمدي عضو سازمان «پزشکان فعال براي حقوق بشر» و استاد کلاسهاي «طب و حقوق بشر» در دانشگاه معروف «ييل» در آمريکا است. آقاي احمدي در سالهاي گذشته ، هيأت هاي پزشکي و کلينيک هاي امداديِ متعددي در نقاط جنگ زده يا سانحه زدة چچن ، تيمور شرقي (اندونزي) و سري لانکا ، سازمان داده است. رامين احمدي تاکنون دو دفتر شعر منتشر کرده و مقاله هاي متعددي نيز در زمينة نقد ادبي در نشرياتِ ايراني در تبعيد از جمله «ايران شناسي» و «پر» به چاپ رسانده است. از پدر و خواهر او نيز چند دفتر شعر در ايران به چاپ رسيده است (رامين احمدي پسرعموي شاعر ايراني احمدرضا احمدي است.) او همچنين مقاله هاي زيادي در زمينة حقوق بشر و مبارزة غير خشونت آميز به انگليسي و فارسي منتشر کرده است.

در اين گفتگو رامين احمدی به پرسش های ما در اين زمينه ها پاسخ می دهد:
ـ ارتباط مبارزه براي حقوق بشر و مبارزة غير خشونت آميز
ـ تئوري و پراتيک مبارزة غير خشونت آميز
ـ مقايسة انقلاب مخملي با تئوري اصلاحات (جبهة مشارکت) و پروژة تحول دموکراتيک (اکبر گنجی)
ـ نقش دولت آمريکا ، وزارت امور خارجة و سازمانهای امنيتی اين کشور
و ....

متن مصاحبه پس از پياده شدن از نوار راديوئی ظرف روزهای آينده در اينجا خواهد آمد.
شنيدن فايل صوتی

لينک های مرتبط:
وسعت معنای التزام

استراتژی اصلاح طلبی در ايران

دو پاسخ به محمدرضا نيکفر دربارة کاريکاتورهای دانمارکی

حقوق و اخلاق ، پاسخ به نوشته ای از محمدرضا نيکفر

در همسايگي٬ رعايت و حقوق ـ پاسخی ديگر

اتحاديه اروپا: هدف مبارزه حقوق بشری

نظرات دکتر رامين احمدی در مورد قتل زهرا کاظمی

تئوری مبارزه غير خشونت آميز

مرکز اسناد حقوق بشر ايران

http://www.radiozamaneh.org/nilgoon/2006/11/print_post_23.html

 

 

• امروز هيچ انقلابی بدون تصاوير هيجان انگيز، بدون «نام های شناخته شده»، بدون يک نماد مشخص و بدون يک رنگ معين وجود ندارد
• يک جنبش چريکی بدون اسلحه و يک انترناسيونال با نمادهای نوين انقلاب های آرام را سازماندهی می کند
• سازندگان جوان دمکراسی فرزندان گاندی، بيل گيتس و کوکاکولا و تنها بديل تروريسم اند
• خودکامگی آهسته ولی دائم در هم فرو می پاشد

هفته نامه ی آلمانی اشپيگل – مترجم: الاهه بقراط

http://jehanma.blogfa.com/post-2.aspx

 

 

 

قابل توجه علاقه مندان :

  آمریکایی ها هنوز  در مورد رنگ انقلاب مخملی در ایران  تصمیم  نگرفته اند  اگر در این  مورد  رنگ خاصی  را پیشنهاد می کنید هرچه سریعتر  با  آدرس  زیر تماس  بگیرید:

cia@yohoo.usa

 

اعضای مرکز فرهنگی زنان از زندان آزاد شدند.-

طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی و فرناز سیفی روزنامه نگار، فعال جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان با قید کفالت از زندان آزاد شدند. اما مراحل بازجویی آنها احتمالا تا دو ماه ادامه خواهد داشت.
آنان روز شنبه 7 بهمن ، هنگام خروج از کشور به قصد شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری در دهلی نو هند دستگیر و به زندان اوین انتقال داده شده بودند.

Three Iranian Women's Rights Activists are released Three Iranian Women's Rights Activists have regained their freedom after 24 hours arrest. But they have to go to Court for inquest in the next two months.

http://herlandmag.net/news/07,01,29,12,33,42/

 

 

 

"نه  به  دمکراسی  جنگی ، نه  به  صلح  سرمايه دارنه"

"زنده باد همبستگي بين ال کهکشاني"

 

تهيه و تنظيم از رزا روشن

18  فوريه 2007

rosa_roshan@yahoo.de