STOP INTERNET CENSORSHIP IN IRAN

مبارزه با سانسور اینترنت در ایران

 

http://home.tiscali.no/anjoman/

 

خودم یه دستور عمل جامع به فارسی دارم برای نصب و استفاده از مرورگر فایرفاکس با پراکسی سر خودش. اگه میخواهید ایمیل بفرستید تا براتون بفرستم. این یکی ردخور نداره ها! فقط باید دستوراتش رو خیلی دقیق اجرا کنید

http://www.mozilla.org/products/firefox/

. ساعت  18:43  ﻫﺎﻟﻪ

 

دست از سر ما بردارید

برخی وبلاگ نويسان تصميم گرفته اند در ادامه ی سرکوب و اعدام انديشه به دادستان تهران نامه بنويسند، ولی از ديد من او عددی نيست که آدم بهش نامه بنويسد، او يک مهره است، مهره ی سوخته. مهره های تاکنون نسوخته هم دارند که  بزرگترين کارشان انهدام زندگی و ايران است. من به هيچکدام شان نامه نمی نويسم، نوشته ی يکی از جوانان وطنم را عينا نقل می کنم:

 

«این روزها توی کوچه پس کوچه های وبلاگستان که قدم می زنی باید یقه بارانی ات را بالا بدهی و دست هایت را توی جیب هایت پنهان کنی تا مبادا از سرما یخ بزنی. سرمای بدی است ؛ از هر طرف که می روی کولاک شدیدی برف و سرما را به صورتت می کوبد و دهانت را پر از برف می کند تا آنجایی که یخ می زنی و دیگر توان ناله کردن هم نداری .
بگیرید ، ببندید ، فیلتر کنید ... اینترنت و وبلاگ را هم که از ما بگیرید دیگر چه داریم ؟ مگر جز این است که ما از کوچکترین مواهب یک حامعه مترقی بی بهره ایم ؟ مگر جز این است که برای همه چیز ما ، از پوشش و موسیقی گرفته تا کتاب و روزنامه دستور العمل گذاشته اید و هر سو که نگاه می کنیم، چشم هایی است که ما را می پایند و برای نفس کشیدنمان هم چرتکه می اندازند ... ما به هیچ کس بدهی نداریم... دست از سر ما بردارید .
عصبانیت و تندی کردن بر ما که افتخاری ندارد ، ایجاد فضای رعب و وحشت که کاری ندارد... مگر ما چه گناهی داریم جز نوشتن... آن هم در فضایی آزاد که تا کنون امکان تجربه اش برای ما پیش نیامده بود... این را از ما نگیرید...»

 

دوستان وبلاگنویس، لطفا" آدرس ایمیل و وب سایت یک یا چند نفر از افراد مورد اعتمادتون در وبلاگشهر رو به افراد خانواده تون بدید تا اگر خدای ناخواسته براتون گرفتاری ایجاد شد بتوانند با اون شخص یا اشخاص تماس بگیرند. ببینید الان سر هر کس بلائی بیاد هیچکدوم از ما با خبر نمیشیم مگر باهاش آشنا باشیم. بدتر از اون اینه که حتی اگر هم ایمیلی از شخص مربوطه دریافت بشه باز هم اصالتش هیچ معلوم نیست.

بنابر این همینجا ازتون خواهش میکنم در مورد این مسئله کاری بکنید. برای خودتون یک 'یار' انتخاب کنید. آدرس ایمیل یارتون رو ترجیحا" همراه با رمزی که از قبل باهاش توافق کردید در اختیار خانواده یا دوستان نزدیکتون بگذارید. ببینید دیگه شوخی بردار نیست. ملت یهو نیست و نابود میشن، زندانی میشن، مفقود میشن. الان مدیار دو ماه هست که ازش هیچ خبری نیست.

من شخصا" در اختیارتون هستم اگر هم نمیخواهید خودتون هر کس رو که میخواهید انتخاب کنید – میتونید دو سه نفر رو انتخاب کنید (ترجیحا" یکیشون از بین ما خارج نشین ها باشه بهتره). امیدوارم که هیچ زمان نیازی به استفاده از این راه حل نباشه ولی هیچ چیز گارانتی نداره.

مراقب خودتون باشید. شماره رمز ایمیل ها و وبلاگهاتون تون رو تند و تند عوض کنید – هیچ نشونی از خودتون تو وبلاگهاتون ندید. تو قرارهای وبلاگی مراقب باشید (حتی الامکان حضور پیدا نکنید چون معلوم نیست به جز دوستان چه کسان دیگه ای اونجا باشند). اصول ایمنی رو فراموش نکنید. حتما" یک 'یار' انتخاب کنید و مشخصات ایمیل، وب سایت و مسنجرش رو در اختیار نزدیکانتون بگذارید.

به خاطر خودتون و خانواده هاتون این مسئله رو سرسری نگیرید. اینها مالیخولیا نیست. جلوی چشمتون ملت رو بردند و بعضا" تا مدتها هیچکس نفهمیده کجا هستند و چه به سرشان آمده.

هر کس هر چیز دیگه ای به نظرش میرسه پیشنهاد بده همینجا اضافه کنیم.


پ.ن. ببخشید فراموش کردم بگم اصل این پیشنهاد مال شبح بوده و ماهها پیش.

 

ساعت  18:43  ﻫﺎﻟﻪ

 

نگذاريم اين شعله خاموش شود.


چند روز است که موج جديدی از فيلترينگ آغاز شده است. مسئولين و سوپروايزرهای ای‌.اس.پی‌ها را در تهران به شکل حقارت‌آميزی در خيابان بخارست در جایی که مجرمان به قول حکومت ايران منکراتی و دارای فساد اخلاقی را می‌بردند، احضارکرده‌اند و تهديد کرده‌اند که مسئوليت سانسور اينترنت با شماست! حتا آن‌قدر جربزه ندارند که رسما و قانونا اعمال حکومت کنند‍! سايت اورکات و پرشين‌بلاگ را دستور داده‌اند که مسدود کنند و خواسته‌اند سايت‌های ديگر نيز با دستورالعمل‌های احمقانه و غيرمنطقی مسدود شود. شرکت ندارايانه که برای فيلترکردن اورکات مقاومت کرده بود پلمپ شد و بعد از اين که تعهد داد که فيلترينگ گسترده‌ی دادستانی را اعمال نکند فک پلمپ شد.
در اين ميان واکنش سخن‌گوی دولت از همه جالب‌تر است آقای رمضان‌زاده ديروز در ميان خبرنگاران اعلام کرد فيلترينگ اخير را دولت قبول ندارد و مورد موافقت مخابرات هم نيست و مستقيما به فيلترشدن اورکات و پرشين‌بلاگ اعتراض کرد! بسيار مضحک است که دولت حتا در حوزه‌يی به اين کوچکی اختيار ندارد و هيچ ابزاری برای اعمال قدرت خود نمی‌شناسد و در اختيارش نيست و البته به دليل ماهيت‌اش نمی‌تواند اقدام راديکالی انجام دهد که اگر در هشت سال گذشته انجام داده بود الان پست رياست جمهوری اينقدر خوار و ذليل نشده بود.
در خوش‌بينانه‌ترين و محافظه‌کارانه‌ترين تحليل‌ها هم نمی‌شود به کوچک‌ترين اصلاحی در ساختار حکومتی ايران دل‌بست تنها و تنها زور و اعمال قدرت اين‌ها را سرجای‌شان می‌نشاند و وادار به عقب‌نشينی می‌کند و البته نشان داده‌اند که بسيار هم بزدل هستند و با اندک مقاومتی عقب می‌نشينند.
کارهايی که در اين مرحله از دست ما برمی‌آيد به نظر من اين‌ها هستند:
1- با امضای توماری که چند وقت پيش تهيه شده است و ارسال آن به مجامع بين‌المللی سعی کنيم حکومت ايران را برای کاهش و حذف فيلترينگ تحت فشار قرار دهيم! واقعا تاسف‌بار و عجيب است که برای تغيير نام خليج فارس اين همه امضا جمع شود و آن‌وقت برای مقابله با فيلترينگ تعداد امضا‌ها اينقدر کم باشد. خجالت آور نيست؟
2- از کشورها و شرکت‌های بزرگ مخابراتی خواسته شود ايران را در زمينه مخابراتی و ماهواره‌يی تحريم کنند. شرکت‌هایی که کانال‌های مخابراتی در اختيار صدا و سيما و شرکت مخابرات ايران قرار می‌دهند تهديد شوند که چنانچه هم‌کاری خود با اين موسسات را مشروط به حذف فيلترينگ نکنند افشا شوند و مورد تحريم ايرانيان خارج کشور و ساير مردم آزادانديش جهان قرار گيرند.
3- حکومت ايران نياز به انيترنت دارد ما به بهای قطع شدن اينترنت‌مان بايد از گره‌هایی که اينترنت ايران را به جهان وصل می‌کنند بخواهيم ايران را در صورت عقب‌نشينی نکردن از اين فيلترينگ گسترده تحريم کنند و دست‌رسی به اينترنت را برای ايران غيرممکن کنند. 24 ساعت اگر اينترنت قطع شوند به زانو در می‌آيند. البته نمی‌دانم اين پيشنهاد از نظر فنی امکان‌پذير است يا نه در اين مورد دوستان مطلع بايد نظر دهند اما اين را می‌دادم که اين‌ها بدون اينترنت سيستم بانکی و تجاری‌شان مختل می‌شود و زمين‌گير می‌شوند.
4- ای‌.اس‌.پی‌هایی که برای خودشيرينی و خوش‌رقصی حکم جاسوس را در بين ساير ای‌.اس.پی‌ها بازی می‌کنند بايد افشا شوند.
5- مهندسين جوانی که در آی‌.اس‌.پی‌ها کار می‌کنند و خودشان از اين وضع ناراضی هستند اطلاعات مربوط به فيلترينگ را به نحوی که امنيت‌شان به خظر نيفتدد به خارج کشور منتقل کنند تا توسط دوستان خارج کشور منتشر و بی‌اثر شود.
6- تمام دوستانی که توان تکنيکی برای نوشتن برنامه‌های ضدفيلتر دارند اقدام به اين کار کنند و اگر هزينه‌هایی اين کار در بر دارد صندوقی برای پروژه‌ی ضد فيلترنيگ ايجاد شود و با جذب کمک‌های داوطلبانه نسبت به اين کار اقدام شود.
اين‌ها ابتدایی‌ترين پيشنهاداتی بود که به فکر من رسيد مطمئنا روش‌های راديکال‌تر و موثرتری هم وجود دارد که با رشد جنبش مردم در دستور کار قرار خواهد گرفت.
اگر در مقابل اين موج احمقانه‌ی فيلترينگ که راه افتاده است سکوت و مماشات کنيم هر چه در اين سال‌ها رشته‌ايم پنبه می‌شود. مقاومت امروز ما برعليه فيلترينگ ضامن آزادی بيان در امروز و فردای کشورمان است. اجازه ندهيم اين حکومت يا هر حکومتی که پس از آن برسرکار آيد بتواند اين حق اوليه را از ما بگيرد.

نامه سرگشاده جمعی از وبلاگ نویسان به جلاد مرتضوی
آقای مرتضوی ( دادستان غیرقانونی تهران)
اقارير اخير آقايان روزبه مير ابراهيمی و اميد معماريان در جلسه هيات نظارت بر قانون اساسی که تنها بخشی از آن و آن هم به شکل سربسته از طريق مشاور محترم رئيس جمهور (غیرقانونی) جناب آقای ابطحی منتشر شد نشاندهنده تخلف آشکار شما و ارگان زيرمجموعه شما در برخورد با متهمين بود. از آنجايی که اينگونه برخورد ها در زير فشار گذاشتن متهمين و شکنجه آنها به قصد گرفتن اعترافات دروغين در مجموعه (غیرقانونی) دادستانی سابقه ديرين دارد و اين کار مخالف اصول مصرح در قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر هست لذا ازديدگاه ما شما در دادگاه افکار عمومی متهم به جنايت عليه بشريت هستيد.
آقای مرتضوی! شما بارها تبحر خود را در تهديد افراد به بازداشت و شکنجه واعدام به قصد اعتراف گيری از آنها يا وادار نمودنشان به سکوت اثبات کرده ايد. با کمال تاسف شواهد حاکی از احتمال تکرار اين رويه در مورد روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان،فرشته قاضی و سيد محمدعلی ابطحی است.
آقای مرتضوی! ما نويسندگان اين نامه هر چند که در بسياری از اصول دارای عقايد و آرای متفاوتی هستيم ولی در جايی که بحث دفاع از شرافت و حرمت انسان هاست همه هم رای و هم صدا بپا می خيزيم و سکوت نخواهيم کرد.
آقای مرتضوی! می دانيم که از قدرت و گستردگی نفوذ اينترنت در بين جوانان به خوبی آگاهيد که اگر جز اين بود اکنون شاهد فيلترينگ گسترده و بی سابقه آن نبوديم. پس به شما هشدار می دهيم که در صورت هر گونه تعرض به روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان، فرشته قاضی، سيد محمدعلی ابطحی و يا خانواده های شان، در يک اقدام هماهنگ وگسترده اعمال کاملا غيرقانونى و مستبدانه شما را با روش های مختلف به گوش جهانيان خواهيم رساند.
پ.ن. خواهش میکنم برای حمایت از بچه های داخل ایران این نامه رو در وبلاگهاتون منعکس کنید.

 

ای نامه که می روی به سویش

از جانب ما تُف کن تو رویش

**********

:یا به قول صمصام

ای نامه که می روی به سویش

از جانب من بتف به رویش

**********

.در ضمن این نامه در همبستگی با حرکت وبلاگ نویسها نوشته

 http://mollah.blogspot.com/2005/01/blog-post_09.html

 

فيلتر پرشين بلاگ و اورکات برداشته شد

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/01/050112_a_iran_orkut.shtml

سخنگوی دولت ايران، روز 10 ژانويه، مسدود کردن دو سايت ياد شده را 'قانون شکنی' توصيف کرده بود. اما دادستان تهران در دفاع از عملکرد قوه قضائيه گفت که اين قوه سايتهايی را که 'مطالب الحادی، ضد دين و غيراخلاقی' منتشر کنند، 'راسا' مسدود خواهد کرد.

مسدود کردن سايتها در ايران با تصميم کميته ای تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می گيرد و مجری تصميمات اين کميته نيز شرکت مخابرات است که ناظر بر فعاليت شرکت های عرضه کننده خدمات اينترنتی (ISP) است.

به نظر می رسد قوه قضائيه به نوعی ناگزير به عقب نشينی در اين مورد شده است. اگرچه رضا پارسا گفته که "سايت های ياد شده براساس استنباط شرکت های عرضه کننده خدمات اينترنتی فيلتر شده بودند و نمايندگان دستگاه قضايی در پی برگزاری جلساتی با اين شرکتها، به صورت کلی تذکراتی درباره برخی سايت ها داده، اما رسما به صورت موردی به فيلتر سايتی اشاره نکرده بودند."

مهدی بوترابی، مدير سايت پرشين بلاگ نيز به خبرنگار ايرنا گفته که اين سايت توسط برخی از شرکتهای عرضه کننده خدمات اينترنتی ها فيلتر شده است.

وی گفت که پرشين بلاگ بيش از۳۷۰ هزار کاربر، ۵۶ هزار وبلاگ فعال و دو ميليون نفر بازديدکننده در ماه دارد.

مرتضوی : واجبی یادت نره.

خاتمی گفت پرونده ی وبلاگ نویسان را تا آخر پیگیری خواهد کرد!

دفاع درخشان!!!: جناب رياست جمهوري عزيز ،معروف به محمددکور،که علي رغم نگراني شديددرباره ي سرنوشت وبلاگ نويسان شکنجه شده(حتي مي گويندشب ها ازفرط ناراحتي پابرهنه مي خوابد!!) راهي بلادآفريقا شده است از مجلس درپيت وزورچپان هفتم سيلي نخورده بود که خورد.نوش جان وگواراي وجودش باد.مجلسيان ذوب درولايت نامزدپيشنهادي سيدخندان براي وزارت راه وترابري را پشم حساب نکردندوخبرنگاران هم ديروزازچشمان غم بار سيد نوشتند.آخي!!دل آدم کباب مي شود!!چيزي که دراين ميان جالب بوددفاع درخشان جناح اقليت مجلس(اصلاح طلبان کله پا شده از کرسي اکثريت) از نامزدپيشنهادي بودکه اوج اين دفاع را مي توان درسخنان گهربارنماينده ي اصلاح طلب شهربناب جست که دست برقضاهمشهري نامزدپيشنهادي بود.
جناب ايشان که گويا از همنشيني چندماهه با نمايندگان ذوب درولايت جناح مقابل، تمامي هارت وپورت هاي جناح اصلاح طلب درباره عقلانيت انتقادي و تحقيرتفکرروضه خواني وپامنبري را فراموش کرده انددردفاع از همشهري شان مي فرمايند:
«وى در خانه يكى از اقوام بنده مستاجر بود و زمانى كه با هم به حج رفته بوديم، گريه هاى وى بنده را متاثر كرد.»
به راستي خاک برسرمجلسي باد که به چنين نامزدي راي عدم اعتماد مي دهد.نامزدي که هم اجاره نشين بود(الان نيست؟ خب چه ربطي دارد!!) وهم به درگاه اوساکريم اشک هاي اصلاح طلب کش مي افشاند!!عجب روزگاري شده است.کفردارددنيا راتسخيرمي کند!!

خواسته‌ی وبلاگ‌نويسان

دیدار وبلاگ‌نویسان با رئیس قوه قضائیه

  شهرام رفيع‌زاده در مورد عدم امنيت خود و خانواده‌هايشان حرف زده ، اميد معماريان برخوردهاي فيزيكي و سئوالات مربوط به روابط نامشروع را شرح داده ، فرشته قاضي ضرب و شتم و اصرار بر شكستگي بيني و اجبار به اعتراف به روابط نامشروع با اصلاح طلبان را گفته ، حنيف مزروعي از مخفي بودن بازداشتگاه و ثبت نشدن اسم آنها در ليست زندان و محبوبه عباسقلي‌زاده هم كه گفته دو دختر در آستانه ازدواج دارد و از او در مورد روابطش مي‌پرسيدند.

·  وبلاگ نويسان ٤ خواسته را مطرح كردند: روشن شدن تكليف پرونده. تامين جاني خود و خانواده‌هايشان. برخورد قانوني با متخلفان. جلوگيري از احضار و برخورد با خانواده‌هايشان.

Wed 12 01 05 - 19:13

 

امید معماریان و روزبه ابراهیمی گفته اند آن سلولهای سی متری و عافیت و سلامت درونشان اعترافاتی بوده اند برای نجات جان خانواده ی زیر تیغشان. این اعترافاتی که کرده اند بعد از آن اعترافاتی که از آنها گرفته اند، چنان مرتضوی را خشمگین کرده که دارد جسم سختش را دور سرش می چرخاند. وقتی خون، جلوی چشمان کفتار را بگیرد وضعیت حتماً قرمز می شود.


رجبعلي مزروعي در پاسخ به اظهارات سخنگوي قوه قضاييه در باره وبلاگ نويسان:

شوخی می‌فرماييد

  دعا می كنم كه شما گرفتار نشويد تا دريابيد كه در اين كشور چه می‌گذرد؟ وقتی با امثال بنده و فرزندم چنين می كنند خدا به داد شهروندانی برسد كه هيچ پشت و پناهی ندارند. در همين ماجرای سايت‌های اينترنتی بازداشتی ها راجع به فردی بنام آقايی راد حدود ٦٠ ساله و كتابفروش صحبت می كنند كه به جرم فروش كتابی نزديك به ١١٠ روز در سلول انفرادی بوده و هيچكس به فريادش نمی رسد

·  متاسفانه دور باطل حاصل شده است و آن اينكه همانان كه خلاف می كنند خود از پيگيران موضوع خلاف شكايت می كنند. آيا در چنين وضعيتی هيچكس جرئت رجوع به دستگاه قضايی را خواهد داشت؟

·  تا روزی كه به ادعاهای افراد بازداشتی مرتبط با پرونده موسوم به سايتهای اينترنتی و از جلمه فرزندم در يك دادگاه صالحه و علنی رسيدگی نشود به هيچ احضاريه در رابطه با اين موضوع توجه نكرده و در بازپرسی حاضر نخواهم شد

Wed 12 01 05 - 14:51
Web blogger Hanif Mazrouei, one of more than 20 journalists detained since a new crackdown on pro-reform Iranian media was launched in September, shows the blindfold he was made to wear for most of the 66 days he was kept in solitary confinement, during an interview with The Associated Press, in Tehran, Iran, Tuesday, Jan. 11, 2005. My interrogator punched me in the head and stomach and kicked me in the back many times to force me confess to having illegal sex and endangered national security through my writings, Mazrouei said.
(AP Photo/Vahid Salemi)

http://news.yahoo.com/news?tmpl=story2&u=/050111/481/vah10501111739&e=14&ncid=708

 

چه خبر شده؟!


هيچي! فقط مرتضوي مي‌خواهد پاچه‌گيري كند.

يك فيلترينگ اساسي و به قول برادران: «هجمه»اي! كه يعني مثلا مي‌خواهيم قلع و قمع كنيم و اينها. پرشين‌بلاگ و بلاگ‌اسپت و بلاگ‌رولينگ و اوركات هيچ ربط و شباهت مهمي به هم ندارند، جز اينكه مرتضوي از هيچكدام از آنها هيچ چيز نمي‌فهمد! تحليل‌ها هم به‌راه است و همه مي‌خواهند حدس بزنند كه چه قصد و برنامه‌اي دارند، بعضي‌ها كه مي‌گويند اصلا بنا دارند كل اينترنت را ببندند! من خيلي قبول ندارم كه كار مهمي است يا از قبل برنامه‌ريزي شده. مثل همه كارهاي نظام، بيشتر به تصميمات شكمي يا الهامات ماورايي مي‌ماند تا يك اقدام حساب شده. لااقل تا جايي كه ما سراغ داريم، اينجا كسي چندان سرش توي حساب نيست!

ماجرا اصلا پيچيده نيست. به نظرم نه يك حركت جدي تازه براي محدودسازي گسترده در اينترنت است، و نه ايجاد يك مانع جدي براي وبلاگ‌نويسي يا اوركات. داستان اين است كه  بعد از كار شجاعانه و تحسين‌برانگيز اميد معماريان و روزبه ميرابراهيمي و اتفاقات بعدي مثل اين كار سايت امروز و مسائل پشت پرده، مرتضوي از عصبانيت دارد مي‌تركد! نشان به آن مصاحبه تلويزيوني و مطبوعاتي و آن مزخرفاتي كه از هيچ دادستان و قاضي كه چه عرض كنم، از هيچ آدم سياسي و بلكه آدم عاقل باتجربه‌اي هم سر نمي‌زند. مرتضوي اينقدر برافروخته و از كوره در رفته بود كه نه تنها فراموش كرد ظاهرا دادستان است، بلكه دادگه شكايت فرشته قاضي را برگزار كرد و حكم تبرئه شكنجه‌گران را داد و بعد از طرف آنها درخواست اعاده حيثيت هم كرد و آن دادگاه را هم برگزار كرد و فرشته قاضي را هم محكوم و در نهايت تهديد به اجراي حكم هم كرد؛ همه اينها در دو دقيقه!

انصافا در كارش حرفه‌اي شده اين مرتضوي. او را كنار بگذارند چه كسي را بياورند؟! فقط من نمي‌دانم اين خانم‌ها كه عمل بيني مي‌كنند، بيني را مي‌شكنند و ول مي‌كنند؟ يا اينكه كوچك و صافش مي‌كنند و دوباره وصله پينه مي‌كنند؟ خلاصه آخرش، بعد از عمل ما يك بيني شكسته داريم يا يك بيني سالم؟!

مرتضوي بايد برود. ديگر واقعا بايد رهبران كشور خجالت بكشند كه چنين آدم مفتضحي را به عنوان دادستان ام‌القراي جهان اسلام نگه دارند! حقوق انسان‌ها به كنار، عدالت به هيچ؛ آيا شرم و حيا هم صادر شده به.خارج؟؟

خداوند از جبرئیل پرسید: خامنه ای روی کره ی زمین چه می کند؟
جبرئیل پاسخ داد: قربان خدایی می کند.
خداوند لختی اندیشید و پرسید جبرئیلش کیست؟
جبرئیل پاسخ داد: نمی دانم اما عزراییلش سعید مرتضوی است

ملت بداند اورکات بايد برود!

دشمن ... نه ببخشيد مردم بايد بيدار باشند. زن بايد بيدار باشد مرد بايد بيدار باشد. ما در مقطع تاريخی مهمی زندگی ميکنيم. همه دنيا کارشون را تعطيل کرده اند و ما را زير نظر گرفته اند که ببينند اين ملت بزرگ چه ميکند.

ما بايد کاری کنيم تا انتخابات پرشکوه برگزار شود تا بازهم مشت محکم به مردم دنيا بزنيم. شما بايد همه راههايی که باعث ميشود جوانان فريب بخورند و در انتخابات شرکت نکنند را ببنديد.اين راهها ممکن است ”وبلاگ“ باشد ”اورکات“ باشد يا ”هات ميل “ يا ” ياهو “ فرقی نميکند. ما با هيچکس مماشات نميکنيم همه را ميبنديم. من به آقا سعيد گفته ام که همه سايتها يی که با دبليو دبليو دبليو شروع ميشود را ببندد چون اين دبليو ها خطرناکند و کمينگاه دشمنند. بيخود نيست که جرج بوش اين مردک نادان اسمش دبليو دارد. اينها توطئه است عليه اين ملت و عليه اين نظام.

ما بفضل الهی ريشه اين فتنه اينترنت و برق و مخابرات و بقيه چيزهای تفرقه انگيز را از بيخ خواهيم کند( تکبير!)

خواهران و برادران! تحت هر شرايطی که هست در انتخابات شرکت کنيد. مهم نيست چه کسی کانديد ميشود و چه کسی رای خواهد آورد. اينها به شما مربوط نيست.

شما فقط به پای صندوقها هجوم ببريد و به هر خری که دلتان ميخواد رای بدهيد. صندوقها را افرادی امين و مومن باز خواهند کرد و آنها بلدند کارشان را چطور انجام بدهند.

من تذکر ميدهم به همه شما عزيزان. خواهران و برادران.آحاد ملت بايد بهوش باشند. دشمن هم باید بهوش باشد! اورکات بايد برود. ما خودمان اورکت داريم لازم نيست ابرقدرتها برای ما اورکات درست کنند و در آن دختران و پسران ما را بدون رعايت مسائل شرعی به هم وصل کنند و با هم دوست شوند.

من خودم به مرتضوی گفتم برود و اورکات را قفل کند و کليدش را برای من بياورد. دشمن بداند ملت ما بفضل پروردگار بيدار است و اصلا خواب به چشمش نميرود.


□ نوشته شده در ساعت 4:01 PM توسط Molla

 

وقتی سلیمان مرد.*
سلیمان پادشاه مقتدر یهود مرد درحالی که در بالکن قصرش بر عصایش تکیه داده بود. باری اما مردمان که از او می ترسیدند گمان می کردند که او زنده است و در حال مشاهده آنان است. وسالها آب از آب تکان نخورد(!) تا اینکه پس از چند سال موریانه ای اندکی از عصای پوسیده و پوک شده او را جوید و سلیمان سرنگون شد( نپرسید چطور خودش سالم مانده بود اینش به من مربوط نیست )
در این حال مردمان فریاد برآوردند که
هان! بنگريد! سلیمان مرد.
اما او بسیار قبل از آن مرده بود .اگر کاوش میکردند... اگر میدانستند.
آنان زمان فرو افتادن را زمان مرگ گمان داشتند...اما این دو دو واقعه بود .
در این روزها نیز چیزی مرد... و اگر هنوز بر پا می بینیدش از آن روست که بر عصایی تکیه کرده.
موریانه کمترین نقش را در آن سقوط داشت...
هیچ جنازه ای برای همیشه بر پا نمی ماند.
این روزها چیزی مرد...
شاید مردمان خود نمی دانند...
شاید کودکی بازیگوش ...
یا موریانه ای گرسنه ...
یا نسیمی ...
یا صدای خنده ای حتا ...
عصا را بلرزاند و جسد باژگون گردد.
آن روز مردمان فریاد بر می آورند
هان! بنگرید! مرد...

http://khanesh.blogspot.com/2005_01_01_khanesh_archive.html#110529860039671155

 

فیلتر شکنم بعله ... فیلتر میشکنم بعله ...

http://i.hoder.us/archives/2004/11/041113_012769.shtml


ذخیره‌ی گوگل (
Google cache)

فعلا این ساده‌ترین راه برای فرار از سانسور است. کافی است به گوگل بروید و آدرس وب‌سایتی را که می‌خواهید با گذاشتن یک cache: وارد کنید. مثلا بنویسید:
cache:sobhaneh.org

اگر میله‌ابزاریا Toolbar گوگل را دارید کارتان راحت تر است. چون برای دیدن نسخه‌های ذخیره شده‌ی وب‌سایت‌ها دگمه‌ی مخصوص دارد.

به نظرم این روش ساده‌ترین است، ولی اشکالش آنجا است که همیشه نسخه‌ی چند روز قبل یک وب‌سایت را نشان می‌دهد که ممکن است با نسخه‌ی کنونی‌اش تفاوت داشته باشد.

میزبان‌های میانی (Proxy servers)

این میزبان‌ها یا سرورها در واقع واسطه‌ای هستند بین شما و اینترنت. یعنی مثلا بجای اینکه مستقیم سراغ وب‌سایت سانسور شده بروید، اول به یک واسطه یا پراکسی وصل می‌شوید و بعد از طریق آن به وب‌سایت‌های سانسور شده وصل می‌شوید.

میزبان‌های میانی انواع گوناگون دارند:

بعضی‌ها به شکل یک وب‌سایت هستند و می‌توان با وارد کردن هر آدرسی، آن را از طریق این وب‌سایت و البته به شیوه‌ی امن با استفاده از پروتکل https دید. روش یافتن: در گوگل به دنبال anonymous proxy جستجو کنید.

بعضی‌های دیگر را باید در مرورگر یا براوزرتان اضافه کنید تا مرورگر بطور خودکار برای دیدن وب‌سایت‌ها از آن استفاده کند. اینها معمولا شماره‌های آی.پی‌ای هستند که حتما باید از راهی آنها را به دست آورید. روش یافتن: در گوگل دنبال proxy جستجو کنید.

دسته‌ای دیگر به شکل نرم‌افزارهایی هستند که هر کس می‌تواند روی میزبان یا سرور خودش روی اینترنت نصب کند و از طریق آن دوستان و آشنایانش را به اینترنت برساند. این نرم‌افزارها وقتی نصب شوند درست مانند وب‌سایت‌های دسته‌ی اول عمل می‌کنند، یعنی آدرس را می‌دهید و با واسطه، وب‌سایت سانسور شده را می‌بینید. روش یافتن: در گوگل دنیال circumventor جستجو کنید. چند نمونه‌ی مشهور از این دسته ابزارها CGIProxy و PhProxy

اشکال کل این روش‌ها سه چیز است:‌ اول اینکه خود این میزبان‌های میانی هم به آسانی مسدود می‌شوند، دوم اینکه پیدا کردن آنهایی که هنوز بازند خیلی سخت است، و سوم اینکه خیلی از آنها مجانی نیستند، برای اینکه از سوءاستفاده‌ی خرابکاران اینترنتی جلوگیری کنند. ولی در عوض کار کردن با آنها خیلی ساده و بی‌دردسر است، حداقل تا زمانی که مسدود نشده‌اند.

خبرخوان‌ها (News readers):

خبرخوان‌ به ابزارهایی گفته می‌شود که برای دریافت و نمایش دادن فیدهای خبری یا News feed ساخته شده‌اند. فید خبری به شکلی از خبر می‌گویند که بر اساس استانداردهایی مشخص (مانند RSS و Atom) بدون اینکه فرم خاصی داشته باشد تنظیم شده است.

به زبان ساده‌تر بسیاری از وب‌سایت‌های خبری و وبلاگ‌ها بجز اینکه مطالبشان را بصورت عادی در صفحه‌های وب نشان می‌دهند، شکل خام آن را هم، متشکل از یک تیتر و خلاصه‌ی مطلب و کمی اطلاعات اضافی درباره‌ی تاریخ، نویسنده و موضوع آن، در اختیار می‌گذارند تا بتوان به وسیله‌ی خبرخوان‌ها به آنها دست رساند.

خبرخوان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند:

دسته‌ی اول که روی کامپیوتر خودتان اجرا می‌شوند و برای خواندن فیدهای خبری نیاز به وصل شدن مستقیم به وب‌سایت مورد نظر را دارند. اشکال این دسته خبرخوان‌ها این است که اگر وب‌سایتی فیلتر شده باشند، طبیعتا خبرخوان نمی‌تواند به فید خبری آن دست یابد. (با این حال برای یافتن این خبرخوان‌ها در گوگل دنیال RSS reader بگردید.)

و دسته‌ی دوم آنهایی که از روی یک وب‌سایت دیگر اجرا می‌شوند (که به اصطلاح دقیق‌تر نوعی Web application محسوب می‌شوند). این دسته از خبرخوان‌ها هستند که برای مقابله با سانسور به کار می‌آید و برای نمونه می‌توان به وب‌سایت‌هایی مانند Feedster، Bloglines و Yahoo اشاره کرد. در تمام این وب‌سایت‌ها کافیست نشانی وب‌سایت سانسور شده را وارد کنید و در صورتی که آن وب‌سایت فید خبری داشته باشد، مطالب آن را بطور مرتب دنبال کنید.

خبرخوان‌های وبی دیگری هم هستند که می‌توانید روی سرور خودتان نصب کنید و با استفاده از آنها هر فید خبری‌ای را که خواستید در هر جا و به هر شکل، حتی با استفاده از جاواسکریپت، نشان دهید. CaRP یکی از پرطرفدارترین این نوع ابزارها است.

تقریبا تمام ابزارهای ساختن وبلاگ بطور اتوماتیک فید خبری تولید می‌کنند. اما بسیاری از وب‌سایت‌های خبری فارسی متاسفانه هنوز از اهمیت آن بی‌خبرند.

دریافت با ایمیل

با استفاده از همان فیدهای خبری که در روش قبل درباره‌اش توضیح دادم، ابزارهایی وجود دارند که این فیدها را به شکل ایمیل تنظیم می‌کنند و برای مشترکان یک وبلاگ یا وب‌سایت هر روز یا روزی چند بار می‌فرستند. برای مثال وقتی آدرس ایمیلتان را در پایین همین صفحه وارد می‌کنید، در واقع مشترک «سردبیر:خودم» می‌شوید و وب‌سایت Bloglet نوشته‌های من را هر روز برایتان ایمیل می‌کند.

جز Bloglet که یک جور حالت متمرکز دارد ابزارهایی هم هستند که می‌توانید روی سرور خودتان نصب کنید و با آنها کار اشتراک ایمیلی بر اساس فید خبری را (به اصطلاح RSS-to-Mail) اداره‌ کنید. روش یافتن: در گوگل دنبال RSS to mail جستجو کنید. یک نمونه را یک دانشجوی کانادایی به اسم نارت به پیشنهاد خودم نوشته است که RSS Mailer نام دارد و PHP هم هست و بسیار ابزار به درد بخوری است.

آدرس‌های جایگزین و وب‌سایت‌های آیینه

اگر صاحبان وب‌سایت‌های سانسور شده بتوانند از نظر فنی ترتیبی بدهند که مطالب وب‌سایت‌شان از طریق آدرسها یا دقیق‌تر دومین‌های دیگر هم قابل دسترسی باشد، بیشترین کمک را به خواندگان خود کرده‌اند. برای مثال همان‌طور که می‌دانید «سردبیر: خودم» روی چندین آدرس دیگر هم قابل دسترسی است که اگر آن را اینجا بنویسم ممکن است همه را یک جا ببندند. ولی احتمالا این یکی را می‌شناسید.

یکی از راه‌های ساده‌ی ساختن وب‌سایت‌های آیینه استفاده از خبرخوان‌هایی است که روی یک سرور وب نصب می‌شوند و در بخش خبرخوان‌ها درباره‌شان توضیح دادم. مثلا رونوشت سردبیر: خودم روی گویا به کمک یکی نمونه از این ابزارهای به نام CaRP کار می‌کند.

قبل از این که جان به جان آفرین تسلیم کنم از خستگی ... مبتلایان به فیلتر الهی لطفا" بخونن:

این آدرس رو تو یک ایمیل بزارید: web@PageGetter.com
توی قسمت موضوع آدرس سایت مورد نظرتون رو کامل بذارید. مثلا":
http://mithras.org
و ایمیل رو بفرستید.

بعد از مدتی براتون صفحه اصلی این سایت ایمیل میشه. با تشکر از تیر آخر.

گفتم شاید به دردتون بخوره. شب و روز همه تون به خیر و خوشی و سلامتی.

فيلتر بودن يا فيلتر نبودن. مسئله همچنان اين است.

اماچه فيلتر بشويم، چه نشويم؛ چه حالمان خوب باشد، چه دائما به دلايل مختلف ناخوش بشويم؛ چه وقت وبلاگ نويسی داشته باشيم، چه مثل خر در گل کارها مانده باشيم؛ ظاهرا زندگی آن بيرون هميشه ادامه دارد...

۱- به نظر شما ممکن است password اُرکات hack بشود؟ ( چه کار کنم؟ اينترنت هم مثل فوتبال فارسی را پاس نمی دارد!)

۲- اين کار اصولا ممکن است به درد کسی بخورد؟

۳- پس اگر دو تا ISP مختلف صفحه اول ارکات را log in نکنند، معنايش چيست؟

۴- من ارکاتم را می خواهم!

 

ببين عزيزم....اركات اون بالاش نوشته كه نسخه ي بتاست.يعني يه ايرادايي بهش وارده به سادگيو اصلا نبايد گول خدمات گوگل بودنش رو خورد.همه ي ما اين مشكل رو داشته ايم با اركات كمابيش.راهكار دوستمون خوبه.اگر نشد اطلاع بده از طريق ديگه اقدام كنيم.

سلام ببين اين مشکل باری منم پيش اومده بود از طريق forget password برو تو يه صفحه اونجا ميتونی پسوردتو عوض کنی حالا با پسورد جديد ميتونی لاگين کنی قربانت

وزن سنگين خلاقيت، امروز به كار غير مادی تعلق دارد.

پرولتاريای كامپيوتری شب‌ها كوفته‌تر از پرولتاريای سنتی به خانه باز می‌گردد.

پرولتاريای كامپيوتری   متحد شويم!!!

 

 

Rosa