احمدی نژاد: زنان ،تاج سر ما هستند؟؟!!

پیش نوشت:این یادداشتی بود که برای آفتاب نوشته بودم و به دلایلی مطلب کار نشد.... اعلام ورود زنان به استادیوم فقط یک عوام فریبی ساده بود و نه بیشتر که اگر جز این بود شاهد این بگیر و ببندها به دلیل نوع پوشش زنان که  جزو حقوق اولیه هر انسان است ،نمی بودیم .ما در این کشور حقوقی برابر با حقوق یک انسان نداریم !!!!!استادیوم هم می رویم نه به قول جادی به استادیومی که باز هم بین زنان و مردانش حصاری کشیده شود ....که حضور زن از پشت میله ها فضا را تلطیف نمی کند و تلطیف این فضا بر عهده زنان نیست ...زنان هم می آیند تا فوتبال تماشا کنند...دیگر از این استفاده ابزاری از زن خسته شدیم !!! 

بعدازظهر روز بعد از انتخابات مرحله اول ریاست جمهوری ،محمود احمدی نژاد درنمایشگاه اتومبیلی گرم و کوچک و در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی حضور یافت تا از خود بگوید و از سیاستهایش برای اداره کشورپس از رسیدن به ریاست جمهوری .وی در پاسخ به سوال و نگرانی های یک خبرنگارزن که از سیاستهای وی درمورد زنان می پرسید با لبخندی جواب داد :زنان ،زنان که تاج سر ما هستند .همین گفته احمدی نژاد کافی بود تا یارانش که برای معیت او در آن مکان گرد آمده بودند به تبعیت از رئیس جمهور آینده خنده بلندتری سر دهند .و زنان با پاسخ نه چندان واضح احمدی نژاد با تردید نسبت به روزهای آینده در انتظار بمانند.

در همان چند روز باقیمانده تا انتخابات مرحله دوم ،در و دیوار شهر پر شد از پوسترهای احمدی نژاد که به دلیل رعایت ساده زیستی و جلوگیری از اسراف ،در کنار هر کدام برگه ای چسبانده شده بود که با ماژیکهای آبی و قرمزو با درج جملاتی به تبلیغ اهداف و مواضع فکری وی پرداخته بودند .بر روی برگه های بیشماری نوشته بود :"جوانان با هر مدل مو و مد لباس ،عزیزان ما و سرمایه های کشور هستند "تا شاید به نگرانی های زیادی از انتخاب رئیس جمهوری اصولگرا پاسخ داده شود .

اما احمدي نژاد پس از رسیدن به ریاست جمهوری و در اولین اقدام برای زنان ،در دوم مهر ماه سال گذشته ، نام مركز امور مشاركت زنان را كه 8سال با همين نام به فعاليت مي پرداخت ،تغيير داد و سپس طرحهایی از قبیل کاهش اجباری ساعات کار زنان در دولت وی مطرح شد تا همه اینها دلیلی باشد بر اینکه دولت احمدي نژاد قصد دارد جايگاه زن را فقط در خانواده تعريف كند و به تبع آن براي زن به طور جداگانه نقشي در نظر نمي گيرد.به اعتقاد بسیاری از فعالان زن ،احمدی نژاد برای حل مشکل بحران خانواده در ایران که مسلما پرداختن به آن وظیفه هر دولتمردی است روشی کاملا ایدئولوژیک برگزیده است .کاهش ساعات کار زنان که مسلما باعث حذف حضور جزئی آنان از محیط های کاری می شود و تغییر نام تنها مرکز دولتی که به طور خاص در زمینه زنان فعالیت می کند ،شاید پاسخی باشد به نگرانی از تمایل زنان برای حضور بیشتر در عرصه اجتماعی و اقتصادی ؛زنانی که هر چند بیش از 60درصد ورودی های دانشگاه را تشکیل می دهند در خوشبینانه ترین حالت فقط 13درصد بازار اشتغال کشور را در دست دارند.

چند ماه بعد و درآستانه روز جهانی زن ،یکبار دیگر زنان ایرانی که توانسته بودند در 19خرداد سال قبل و در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بر ممنوعیت 27ساله ورود زنان به استادیومهای ورزشی فائق آیند و در جمع 100هزار نفری استادیوم آزادی به تماشای برد تیم ایران بنشینند ،تصمیم گرفتند تا یکبار دیگر این طلسم ورود را در 10اسفند و در بازی ایران - کاستاریکا بشکنند .اما این بار ماموران نیروی انتظامی ،از ورود جمع 45نفره زنان به استادیوم جلوگیری کردند و آنان را سوار بر مینی بوس در خیابانهای اطراف استادیوم گرداندند و سپس در میدان آزادی رهایشان کردند تا به خانه هایشان برگردند.

اما در روزی که به نام روز جهانی زن(8مارس مصادف با 17اسفندماه ) نامیده می شود ،گروهی از زنان ایرانی در پارک دانشجو گرد آمده بودند تا با گرامیداشت این روز از صلح،آزادی و عدالت بگویند.تجمع آرام زنان تنها یک ربع پس از شروع با حمله و ضرب و شتم شدید نیروهای امنیتی و انتظامی مواجه شد طوری که کمتر زنی و حتی مردان شرکت کننده در این مراسم از ضربات باتوم در امان ماندند .این در حالی بود که همان شب رسانه ملی از برگزاری تجمع زنان در کشورهای دیگر ،گزارش پخش می کرد بدون اینکه از برخورد و سرکوب تجمع آرام زنان ایرانی سخنی به میان آید .اما ضرب و شتم شدید زنان ایرانی ،با اعتراض گسترده نهادهای بین المللی حقوق بشری (دیده بان حقوق بشر،عفو بین الملل و .....)مواجه شد که با بیانیه هایی خواستار پاسخگویی دولت و نیروی انتظامی در این رابطه شدند.

اما ،شروع فصل گرما بار دیگر بهانه ای شد برای برخورد با زنان بدحجاب .برغم تاکید بسیاری از نمایندگان مجلس،مسئولان و اساتید که باید دستگاههای فرهنگ ساز فکری برای این موضوع بکنند و اقداماتی از این دست هیچ وقت پاسخگو نبوده است ،گشتهای نیروی انتظامی در خیابانهای شهر مستقر شدند تا فقط به ارشاد و یا دستگیری زنان بدحجاب بپردازند و شعار "جوانان با هر مدل مو و لباس ،سرمایه های کشور هستند "،از اذهان فراموش شود.

برغم تمام اتفاقات ذکر شده ، دیروز و چند ساعت قبل از مصاحبه مطبوعاتی رئیس جمهور ،خبری بر خروجی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت مبنی بر اینکه احمدی نژاد با ارسال نامه ای به رئیس سازمان تربیت بدنی دستور داده تا زمینه حضور زنان در استادیوم آزادی برای تماشای مسابقات فوتبال آزاد شود ؛ خبری خوش که شاید می خواستند مرهمی باشد بر تمام اتفاقات رخ داده در چند ماه اخیر در حوزه زنان تا هر سوال احتمالی و اظهار نگرانی از وضعیت زنان ایرانی با این خبر خوش پاسخ داده شود!

http://kharzar.blogfa.com/post-205.aspx

 

دومين ديدار دوستانه‌ي فوتبال زنان ايران برابر تيم باشگاهي برلين

روزنامه "فيگارو" چاپ پاريس در اين‌باره نوشت: رئيس جمهوري ايران ديروز در كنفرانس مطبوعاتي خود " به زنان لبخند زد".

http://www.irna.ir/fa/news/view/menu-149/8502050240152350.htm

اما حلقه مفقوده؛ چرا حاضر شده‌اند پيه چنين ريسكي را به تن خود بمالند؟ جواب اين است كه احتمالا علائم و نشانه‌هايي كه از جدي‌بودن تهديد‌هاي نظامي و تحريمي از جانب آمريكا و كشور‌هاي غربي به گوش مسنولان عالي رتبه نظام مي‌رسد ده‌ها برابر قوي‌تر از چيزي است كه به مردم منعكس مي‌شود. يعني به خاطر مصلحت نظام تصميم گرفته‌اند در اين مقطع حساس و خطرناك مردم را بيشتر به نظام متمايل سازد. شايد هيچ زماني تهديدات آمريكا اين‌گونه جدي نبوده است و پيش‌بيني مي‌شود يا آمريكا امسال به ايران حمله مي‌كند و يا هيچ‌وقت حمله نمي‌كند و اين نشان از اهميت قضيه است

http://crazyhikers.persianblog.com/1385_2_crazyhikers_archive.html#4975233

زن هسته‌ای

روری: بیا بشین پیش‌ام!
من: کار دارم!
روری: می‌گم بیا که الان تلف می‌شم ... بیا دیگه ...
من: دارم ظرف‌ها رو جا به جا می‌کنم!
روری: بیا گنجینه من!
من: وسط کارم بابا جان!
روری: بیا خوشگل من!
من: بذار تموم بشه الان می‌آم!
روری: بیا عسل‌ام، بیا کیک زرد من!
من:

ساعت  17:24  ﻫﺎﻟﻪ

خشنود مشو ظالم اگر كرد محبت
خنديدن جلاد ز ِ شيرين دهني نيست

به سلامتي در استاديوم آزادي هم به روي زنان ورزش دوست ايران باز شد و زين پس دختر خانم‌هاي گرامي و عزيز و محترم هم مي‌توانند همپا و برابر با مردان تماشاچي فوتبال شوند و همصدا با ايشان شير سماور و اگزوز خاور را به ماتحت جناب داور حواله دهند.
همه به مراد دل خود رسيدند. فمنيست‌هاي دولتي !!! كه شيرجه مي‌روند براي گوز مجاني، اين اتفاق را به حساب ِ پر و پيمان ِ تلاش هاي جانفرسا و تظاهرات ميليوني شان! جلوي در ِ استاديوم مي‌گذارند و در كارنامه‌ي درخشان شان ثبت مي‌كنند و صداي كسي هم، چه آنها كه خود مسيول و در جريان ِ لابي كردن ها بودند چه آنها كه بر اساس رده‌ي پايين شان در جنبش زنان! هميشه فقط نوچه و بله قربان گو بودند و در جريان زد و بندهاي سركردگان شان! با دولت مهرورزي نبودند، در نمي‌آيد. آخر اين دوستان و گروه ها و جي او ها ( نه ان جي او ها ) فقط اسم شان فمنيست است و رسم شان همان رسم مردسالاري و همان سلسله مراتب كاري و رده بندي هاي سازماني ِ ساختار قدرت مردانه است. تقصيري هم ندارند طفلكي ها . پنج شش سال پيش چشمشان را باز كردند و ديدند بادي آمده و آنها را پرت كرده ميان جرياني كه اسمش فمنيسم است و خوب هم مد ِ روز است و نون و آبي هم دارد. ديگر چه مي‌خواستند از اين بهتر؟
چشم! ما هم زبان در كام مي‌كشيم و همين كه براي بار هزارم حقارت اين جماعتِ فرصت طلب و دربه در دنبال نردبام قدرت برايمان روشن شد كافي‌ست. اميدوارم روزي براي ديگران هم آشكار شود كه چه جانورهايي تحت نام جنبش زنان و با ليبل فمنيست به نان و نوايي رسيدند. اميدوارم تاريخ و شرح اين روزهايمان به دست انسان‌هايي صالح و صادق و سالم نوشته شود.

* بععععله، معلوم است كه من اين خطوط را از سر حسادت زنانه و اينكه چرا كلثوم ننه در فلان ان جي او ي زنان شده فلان كاره و من هنوز هيچ پخي نشده‌ام، نوشتم. فقط نمي‌دانم لابد برادر بنده وكيل دادگستري و رفيق جون جوني ِ قاضي مرتضوي است. لابد بنده مراسم هشت مارسي كه گذشت را در ساختمان قوه قضاييه برگزار كردم و راديو پيام هم چند بار برنامه را اعلام كرد. پول ان جي او هاي هنلدي هم صاف مي‌آيد به حساب بنده كه به اصطلاح خرج جنبش زنان كنم و من هم در همين راستا در روز 8 مارس در ساختمان قوه قضاييه چلو كباب مي‌كنم در خيك فعالين جنبش زنان! خب اين هم يك مدل كار جنبشي و اكتيويستي است
ديگر! چي فكر كردين ؟

** ورسيون نجيبانه و محترمانه تر:
دستی از غیب برون آمد و...

http://jedal.kooche.net/archives/2006_04.php#002687

 

ماجرای استاديوم و خواست زنان برای ورود به آن مطرح شد، با حرکت‌های کوچک اکتيويستی پی‌گيری شد و دستِ آخر تبديل شد به مسئله‌ای جدی برای مسئولان. از منابعی خبر داشتم که در جلسه‌های شورای تأمين استان تهران اين موضوع بارها طرح و بحث شده؛ بحث‌هايی با نظرهای مخالفِ شديد و موافقِ آرام!
از طرف ديگر فيلم «آف‌سايد» و –به نظرم- هوشمندی جعفر پناهی هم به کمک آمد تا در آستانه‌ی برگزاری بازی‌های جام جهانی آلمان، يکی از چندين و چند حق شهروندی پايمال‌شده‌ی ما در جای درستش قرار بگيرد.

خوشحالم و نکته‌ی مهم برای خودم، حضور مستمر در يک کمپين (از لغت مبارزه خوشم نمی‌آيد، ياد رزمندگان می‌افتم و جنگ و اين‌ها!) اجتماعی بود. پافشاری و تأکيد بر خواسته. برنامه‌هايی هم در سر داشتيم، اگر اين نامه‌ی رئيس‌جمهور به رئيس سازمان تربيت‌بدنی نوشته نمی‌شد؛ ايده‌هايی برای پی‌گيری کمپين در شکل‌های ديگر.

حالا وقتش است خواسته‌های ديگرمان را پی‌گيری کنيم: هر چه را که برايش تلاش کنيم، به دست می‌آوريم. کاری ندارم به سياست که گاه تحليلی برايش نمی‌يابم. در اين وضعيت نمی‌دانم چه قرار است از دست بدهيم در ازای اين حرکت –اگر که سياست را عرصه‌ی بده‌بستان بدانيم- اما همين که چيزی را به دست آورده‌ايم شادم می‌کند و انرژی می‌دهد برای حرکت‌های بعدی.

باور نمی‌کنم بدون تلاش‌های زنان، بدون تبديل کردن اين موضوع به مسأله، فقط به ضرب بده‌بستان‌های سياسی چنين اتفاقی می‌افتاد. باور ندارم و فکر می‌کنم همه‌ی آن‌چه انجام داده‌ايم مؤثر بوده.
يادم است خيلی قبل، که برای بازی دوستانه‌ی ايران و آلمان به استاديوم آزادی رفتيم و کتک خورديم، در جواب علی معظمی عزيز –که گفته بود رفتن به استاديوم اولويت مسائل زنان نيست- نوشتم که اولويت نيست اما رفع تبعيضی دردسترس است. خوشحالم که زياد بی‌راه فکر نمی‌کردم.
می‌گويند مسابقه‌ی تدارکاتی ايران-بوسنی روز دهم خرداد است در استاديوم آزادی؛ دخترها، پسرها، با هم می‌رويم اين بار. مبارک باشد!

http://www.parastood.com/archives/003663.php

دومين ديدار دوستانه‌ي فوتبال زنان ايران برابر تيم باشگاهي برلين/ يلدا معيري

http://isna.ir/Main/PicView.aspx?Pic=Pic-706371-1&Lang=P

بازی با تذکر حفظ حجاب که از پشت بلندگو به تماشاگرها داده شد، شروع شد.

http://wchapter.persianblog.com/

 

-پس چرا تا حالا اين لابي ها جواب نداده بود؟
2-استفاده از اماكن عمومي حق همه است پس شما هم نبايد بري پارك و سينما و مترو و ... چرا از چيزي كه حقمونه استفاده نكنيم چون دولتيه؟ به نظر من اونا نبايد از حق ما استفاده كنن كه تا حالا كردن. چرا قضيه رو برعكس كرديد؟ در ضمن غذا ساندويچ بود نه چلوكباب
3- ميشه چند قلم از اون نون و نوا رو بگيد؟ من كه هنوز نه نوني دريافت كردم نه نوايي
4- عزيز من . من همونقدر به كار حقوق بشري و حقوق زنان پايبندم و براش از خيلي چيزا مي گزرم كه تو. چرا نبايد با هم باشيم و قدرتمند تر؟ كاملا قبول دارم كه برخي از كساني كه تو منظورته از اين قضيه سواستفاده كردن ولي نبايد از حق بگذريم كه عده اي ديگر زندگيشونو گذاشتن روي اين مساله.
موفق باشي
جدال :
1_ اتفاقا خوب هم جواب داده بود. پرونده هاي وكيل عزيزتان كه خدا از شما نگيردشان را همگان مي دانند كه چگونه حل و فصل مي شد .ديگران نمي دانند. ما كه خودي هستيم خانم افضلي :دييييي
2- شما واقعا تا اين حد خنگيد يا خود را به خنگي زده ايد؟ اين چه مكان عمومي است كه مجوز لازم دارد؟ چرا بين اين همه مكان عمومي ساختمان قوه ي قضاييه ؟ آيا گروه هاي ديگر هم مي توانستند از اين مكان عمومي براي برنامه شان استفاده كنند ؟ اصلا مي توانستند مجوز بگيرند؟ راستي پارك دانشجو مكان خصوصي بود ؟ برنامه ي خصوصي پارك دانشجو ساعت 4 شروع مي شد و برنامه ي عمومي ساختمان قوه قضاييه ساعت 5 تمام . چه برنامه ريزي ماهرانه اي. بعد هم گزارش برنامه پارك دانشجو را كساني كه در ساختمان قوه قضايه مشغول دس دسي بودند مي دهند و آن هم با ارقام دروغ .
بنده هم مي دانم ساندويچ دادند چون متاسفانه در مراسم حضور داشتم.چلو كباب
استعاره بود .
3- نگران نباشيد و صبور باشيد. نوبت نان و نوا ي شما هم مي رسد. شما هم به كنفرانس هاي خارجي دعوت مي شويد.شما هم رنويتان را پرايد و پرايدتان را 206 مي كنيد.
4-اين شماره ي مادر بزرگانه ي آخر هم حسابي مرا تحت تاثير قرار داد. اما عزيز جان آن قدرتمندي توام با كثافت ارزاني خودتان . همه ي آدم هم خريدني نيستند.يا دست كم به ارزانقيمتي شمايان نيستند. كاش اسم يكي دو نفر از آن كساني را كه زندگي شان را گذاشته بودند مي آورديد تا يا ايشان هم آشنا شويم.
منتظر توضيحاتتان در مورد قاضي مرتضوي و راديو پيام و ساختمان قوه قضايه هم هستم.به شرطي كه مثل قبلي خنده دار نباشد

نوشته شده توسط نسرین پنجشنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۰:۳۹ صبح

جانا سخن از زبان ما می‌گویی. خیلی خنده‌دار است که وسط این همه نابرابری و بی‌عدالتی جنسیتی سطح جنبش زنان و مطالبات آن‌ها را در حد رفتن به استادیوم پایین آورده‌اند.
همین خانمی که بهش اشاره کردی هشت مارس توی ماشین کنار شوهرشان نشسته بود و مثل این‌که سینما رفته باشد تجمع را نگاه می‌کرد. تافته‌ي جدا بافته است دیگر و زن بودنش با بقیه فرق می‌کند. نسرین جان خودت که اینو بهتر می‌دونی.

نوشته شده توسط الناز پنجشنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۱:۰۶ صبح

ما الان مثل سال1890 آمريكا هستيم كه 2 گروه بزرگ فمنيسم به دليل اختلاف در روش جدا شده بودند.يك گروه كساني كه نتيجه را در لابي كردن و صحبت با دولت مي ديدند و تمام تلاششان براي گرفتن حق راي را از اين راه كردند.گروه ديگر مخالف لابي و .. بودند و اعتقاد به چيزهاي ديگري داشتند .در ضمن هر كدام از اين گروه ها حدود 100 برابر كل جنبش زنان ايران جمعيت داشتند(خيلي قدرتمند تر) ولي اوايل قرن بيستم به اين نتيجه رسيدند كه بايد ائتلاف كنند...
خلاصه اينكه جدال خانوم من كه بديهيه كه مخالف اين لابي كنان هستم ولي بذار فكر كنيم كه اگه اينا با اين روش نتيجه مي گيرند بالاخره نتيجش به ضرر جنبش زنان نيست.ما مخالف اينگونه نتيجه گيري هستيم ولي حالا چرا بايد فحش بديم؟
در ضمن نظر شخصي من اينه كه اين استاديوم رفتن حاصل تلاش هيچ كداممان نبود...يك سياست هوشمندانه براي عوام و هيچ وقت هم عملي نمي شه در اين سيستم.

نوشته شده توسط Setareh پنجشنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۷:۴۶ صبح

من نمی فهمم . اعتراف می کنم از زیر و بم این شیر تو شیری که بین فمنیستهای دست کم وبلاگستان راه افتاده خبر ندارم اما بهرحال ... یه بابایی یهو یادش اومده گاهی باید ژست سیاسی بگیره . یه حرفی هم زده . فردا هم باهاش مخالفت میشه و حرفش رو پس می گیره و فقط یه برگ می مونه تو کارنامه اش که بعله ! حضرت خودش مدرن بود . اطرافیانش نذاشتند !!! بعد همه اینجا ریختند بهم و به این بهانه مرده ها رو از قبر می کشند بیرون ... یا شاید اصلا به من چه ... هوم ؟ اگه اینطوره که منم حرفم رو پس میگیرم . زت زیاد !

نوشته شده توسط نگاه پنجشنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۱۱:۱۷ بعدازظهر

اينكه اصلا استاديوم رفتن و نرفتن چقدر مهم بوده و اينكه احمدي نژاد دستور رفتن زنان به استاديوم را داده چقدر به نفع يا ضرر جنبش زنان است، يك مسئله است و اينكه ديگران را با القابي همچون فمنيست‌هاي دولتي بناميم و حركتشان را براي رفتن به استاديوم به تمسخر بگيريم و به فرصت طلب بودن و از سر مد سراغ فمنيسم آمدن متهمشان كنيم حرفي ديگر است. اين نوشته تو مرا به ياد كساني انداخت كه مي‌گويند فقط ما خوبيم و همه بدند.عزيز من آدم‌‌ها با هم متفاوتند. روش‌هايشان هم با هم متفاوت است و اگر زماني اشتباه هم كردند، نمي توان همه گذشته‌شان را زير سوال برد. اگر بتوان زير سوال برد هم راهش به نظر من پته روي آب ريختن و به تمسخر گرفتن ديگران نيست.

 

نوشته شده توسط صورتك جمعه، ۸ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۰:۰۸ صبح

 

خانوما و برگه‌ی عدم خلافی

1- فاطی کماندوی راستین!
فاطمه‌ی آجرلو نماینده‌ی شهر کرج در مجلس شورای اسلامی، رفته میون تظاهر کننده‌های چادری که جمع شدن جلوی مجلس و خواستار برخورد تند مسئولان با بی‌حجاب‌ها شدن و فرموده:
"ما خواستار غنی‌سازی حجاب هستیم!"
فکر کنید اورانیوم غنی‌سازی شده با چادر غنی‌سازی شده ترکیب بشه چه پدری از استکبار جهانی و در رأسش آمریکا در میاره! گمونم از مشت‌ محکم هم اثرش بیشتره!

اما از اون‌طرف هم یه وقت دیدی البرادعی هوس کرد بیاد ایران و شخصا یا با هیئتی از چادرهای غنی سازی‌شده و شاید هم زیرشون بازدید کنه. شایدم موقتا چادرها رو با سنجاق قفلی روی تن خانوما پلمپ کنه.
بی‌خود نیست شاعر شیرین سخن می‌گه:
فاطی‌فاطی‌فاطی‌فاطی‌فاطی
عدس و کلم ور قاطی!

2- امروز از میدون ونک رد می‌شدم. عجب بگیر بگیر و تذکر بده‌بده‌ ایه!
- آهای خانم حچابتو درست کن!
حالا باز جای شکرش باقیه دیگه نمی‌گن خواهر!

http://www.z8un.com/

 

 

خبرگزاري رويترز نيز از تهران گزارش داد: رئيس جمهوري ايران اظهار داشت كه "پوشش اسلامي نبايد با رويارويي و برخورد " تحميل شود.

اين خبرگزاري هم چنين به نقل از احمدي نژاد افزود: " حجاب اسلامي يك گزينه تاريخي زنان ايران بوده و نيازي به رويارويي قهر آميز براي تشويق آن نيست

سخنان "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري درباره عدم ضرورت برخورد آمرانه با زنان بد حجاب و نيز اجازه حضور بانوان در ورزشگاه‌ها براي تماشاي مسابقات ملي و مهم فوتبال ، بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي جهاني داشت.

http://www.irna.ir/fa/news/view/menu-149/8502050240152350.htm

اما در مورد اين آزادي

با اينكه اين آزادي به جهت اهداف سياسي به زنان داده شده است اما به هيچ‌عنوان از اهميت آن نمي‌كاهد. براي آزادي‌خواهي هيچ‌چيزي مهمتر از آن نيست كه طرفداران آن بتوانند گرد‌همآيي‌هايي ترتيب داده، دور هم جمع شوند و خواسته‌هاي خود را علناً مطرح كنند؛ و چه فرصتي بهتر و بالاتر از جمع شدن در ورزشگاه آزادي! تصور كنيد وقتي سي‌هزار دختر در ورزشگاه آزادي گردهم آيند و مقابل تمام دوربين‌هاي تلوزيوني داخلي و خارجي (بويژه در مسابقات تيم ملي با تيم‌هاي ملي كشور‌هاي خارجي) يكصدا باهم شعار‌هايي در حمايت از حقوق زنان و خواسته‌هاي خود بدهند. يا تصور كنيد همانجا بين خود اعلاميه و شب‌نامه پخش كرده و يا قرار‌هاي بعدي خود جهت برگزاري تجمع‌ها و تظاهرات در مكان‌هاي ديگر، از جمله در پارك لاله، را بگذارند و آن وقت است كه ديگر شما با صد يا دويست زن طرف نخواهيد بود كه بتوانيد با چند ضربه باتوم متفرقشان كنيد، آنها اين‌بار چند ده هزار نفر هستند(و اگر هركدام از آنها يكي دونفر هم با خود بياورد كه به راحتي به صد‌هزار نفر هم مي‌رسند) و آن موقع است كه ديگر هيچ‌كاري نمي‌توان كرد. اگر بخواهيد كه آنها را سركوب كنيد، به علت تعداد زياد و مقابله آنها حتما به درگيري‌هاي شديد كشيده شده و تنها راه به خاك و خون كشيدن آنها خواهد بود، كه چنين اقدامي مي‌تواند سبب بحراني‌ترشدن اوضاع و بروز اعتراض‌ها و نارضايتي‌هاي گسترده‌تر در سراسر كشور و بالاخص پايتخت گردد كه حتي مي‌تواند موجوديت نظام را نيز به خطر اندازد. و اگر جلوشان را نگيري يعني بايد تسليم خواسته‌هايشان شوي و هر روز يكي از حقوق مورد درخواست آنها را بدهي! براي همين است كه من در مورد آينده اين تصميم، بويژه براي جامعه زنان، بسيار نگران هستم و روزها‌ي بدي را پيش‌بيني مي‌كنم. خلاصه اين دولت ناخواسته گاف بزرگی داده. خدا آخر و عاقبت همه را به خير كند، انشاءا...

http://crazyhikers.persianblog.com/1385_2_crazyhikers_archive.html#4975233

آقا رضا فراموش نکن که اين تصميم دقيقا زمانی اتخاذ شده که حاکميت در دو کانون مجلس و نيروی انتظامی به مبارزه با بدحجابی و ... پراخته و داره طرح لباس ملی و ... پيش ميبره. پس اين کار ميتونه از واکنش به برخوردهای اجتماعی که خيلی وسيع تر از حضور زنان در استاديوم هست بکاهد.

با سلام.من همیشه این را گفته ام و تکرار کرده ام که در ایران حتی اگر در مورد مثلا قیمت شیر و پنیر صحبت کنی یا حتی آداب دستشویی رفتن آخر کار به سیاست میکشد.این نه فقط در مورد ایران صدق میکند بلکه در اکثر کشورهای مثل ایران نیز به همین منوال است.اصلا غیر ممکنه بخواهی حرف بزنی بدون اینکه بدین حوزه وارد بشی.به قولی همه راه ها به رم ختم میشوند البته در ایران به قم ختم میشوند.به راستی که دخترها چشم اسفندیار حکومت اسلامی هستند.تنها موهای بدون روسری یک دختر پایه های این حکومت رو به لرزه میاره از باقی جاها بگذریم حالا .آیت اله گیلانی در یکی از صحبت هاش برای انتقاد از بدحجابی گفته بود که در اتوموبیل نشسته بود که دختری را دید که حجاب داشت و غسل بر او واجب شد.این رو به هر کی گفتم گفت نه! یعنی ممکنه؟حالا که حرف به گیلان کشید امیدوارم یک سفر پرماجرا و خبر و عکس از نقاط جنگلی شمال داشته باشی البته اگر جنگل و حیوانی مانده باشه.ولی این آیت اله گیلانی روفکر نمیکنم گیلانی باشه چون جنگلهای گیلان چنین جانورانی نداشته هرگز

نجمه پنجشنبه 7/2/1385 - 11:48

متاسفانه من نمی توانم مثل شما خوش بينانه به مساله نگاه کنم و بيشتر فکر می کنم اين قضيه برای کم رنگ کردن طرح سامان دهی مد ولباس باشه

نسرين پنجشنبه 7/2/1385 - 1:10

عالی گفتی و چقدر با حرفت درباره استفاده از استاديوم به عنوان محلی برای تجمع های بدون نیاز به مجوز موافقم. اميدوارم هرچه زودتر اين اتفاق بيفته. فقط با اين مساله مشکل دارم که اين قضيه رو يه ؛ دستور؛ از احمدی نژاد بدونيم. اين يه دستور نبود بالابردن پرچم سفيد در برابر خواسته زنان بود. زنانی که کتک خودند و تحقير شدندولی دلسرد نشدن و اونا هم فهميدن که قبل از اينکه گند قضيه بيشتر دربياد بايد کوتاه بيان

چون مسئله به نوعي  به روابط مردان وزنان برمي‌گردد لذا در حوزه مسانل شرعي قرار گرفته و لذا مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه اتخاذ‌كنندگان اين تصميم جهت مقابله با حملات و موضع‌گيري‌هاي شديد و ناگهاني ناشي از برملاشدن آن بر همگان، بطور حتم نظر يكي از فقهاي بزرگ را با خود موافق ساخته‌اند، و در اين مورد چه كسي بهتر از آيت‌الله خامنه‌اي، چه اينكه اين مسئله تا حدي زيادي رنگ و بوي سياسي نيز داشته و مهمتر از همه در يك مقطع و برهه حساس از كشور صورت گرفته است. شما ببينيد صدا و سيما هم كه زير نظر رهبری است هيچ كدوم از فتاوای آيات عظام در محكوميت اين دستور ( كه در سايت بازتاب و ايسنا منعكس شده است) راپخش نكرد، در صورتی كه برای مسائل كم اهميت‌تر نظر آنها را منعكس می‌كرد

http://crazyhikers.persianblog.com/1385_2_crazyhikers_archive.html#4975233

بابا، احمدی نژاد!!!! جالبه دیشب هم تو اخبار، سخرانی احودی نژاد را پخش کرد، که خانمها آزار ندهید، هیچ کس نمی تواند آنها را مجبور کند و ... اول یک عده را می فرستند، جلوی مجلس، بعد اعلام می کنند، آزادی، عوام فریبی تاکجا؟

!!!!!!!!!

سرمقاله نویس روزنامه کیهان معتقد است جنجالی که به پاشده بیشتر به خاطر مطالب منتشر شده از سوی روزنامه های به اصطلاح اصلاح طلب است که با بزرگ کردن دستور رییس جمهورمعلوم نیست به دنبال چه می گردند؟
این هم لینک سرمقاله کیهان با عنوان مشفقانه : سنجیده نبود

درباره انبوه مخالفت ها با ورود زنان به استادیوم ها هم بخوانید.با این وضعیت به نظر نمی رسد که دیگر حالا حالاها بشود امیدی به این پرونده بسته داشت :
مجرد راه نمی دهیم!!
اعتراض شدید آیت الله مصباح یزدی
تجدید نظر خواهد شد
اجتماع جایز نیست!
حالا رییس جمهور یک چیزی گفته!
ضوابط شرعی نادیده گرفته می شوند

http://www.fahimehkh.com/

 

 

 

تبریک به دوستان فمینیسم و فعالین حقوق زن!

فکر می کنم دوستان به تمام خواست های مدنی و غیر مدنی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی خود رسیدند. دیگر من فکر می کنم اکنون باید به دنبال تشکیل نهاد خانواده شوند. تامبارزات رهايي بخش خود را در آن عرصه ادامه دهند!

دیگر وقت شوهر کردنشان است!

راستی یک پیشنهاد برای خواهر بزرگ وبلاگستان خصوصا پرستو جان دارم که دیگر لازم نیست وبلاگ بنویسند بهتر است به همراه الپر جان وبلاگشان را تعطیل اعلام کنند و به استادیوم بروند.

پ .ن : البته امیدوارم که دوستان دلخور نشوند شوخی بود! من هم به نوبه ی خودم این موفقیت کوچک را تبریک می گویم و امیدوارم دوستان افق دید خود را گسترده تر کنند و خواست های دیگر زنان جامعه خصوصا طبقات فرودست را که اکثریت جامعه را تشکیل داده اند را نیز پیگیری کنید! و به دنبال كسب موفقيت هاي بزرگ تر در اين زمينه باشند!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم ارديبهشت 1385ساعت 19:35  توسط فواد شمس  |  5 نظر

 

http://rozmaregi.blogfa.com/post-37.aspx

مرجع تقلید ما که اعلام کردند حرام است.....!!!!! این هم مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی (:

 

اعتراض

حق مسلم ماست

 همواره در طول ساليان سال انسانهايي كه بر روي كره خاكي ساكن مي باشند براي  احقاق حق خود تلاش كرده اند و مي دانند كه چنانچه خود صياد صيد خود(حق) نباشند هيچ صيادي كاسه داغ تر از آش نخواهد شد.براي مثال مي توان به نوزاد ي اشاره نمود كه با زبان بي زباني  ازفرط گرسنگي  زمين و زمان را به هم متصل مي نمايد.همين احقاق حق مي تواند به روشهاي گوناگون صورت پذيرد كه شايد يكي از متداولترين روشهاي آن اعتراض باشد ولي نه صرفا اعتراض نوشتاري .چرا كه اين مي تواند سر منشاء اعتراض عملي و همه گير باشد. مانند بذري كه بر روي بيابان بي اعتنايي و بي خيالي افراد پاشيده مي شود كه شايد روزي با بيابان زدايي خود مردم به مزرعه و دشتي وسيع و زيبا تبديل گردد و بتوانند محصول خود را درو كرده و گام در مسير آينده اي بهتر بردارند.و در انتها بايد گفت كه اگر هيچ وقت خطر نكنيم به چيزي كه ميخواهيم نخواهيم رسيد چرا كه اعتراض نيز به تنهايي خود يك نوع ريسك كردن است.

http://faryadzerekhak.blogfa.com/post-2.aspx

اعتراض حق همه ماست ولی مردم هنوز باور ندارند که اصلا حقی هم دارند

 

فاطمه‌ آليا، رئيس جمهور مطلق نگفته‌اند حضور زنان در استاديوم‌ها بايد صورت گيرد، بلكه تاكيداتي درنامه دكتر احمدي‌نژاد است كه رئيس سازمان تربيت بدني بايد به آن تاكيدات توجه كند. اگر توانست خواسته‌هاي رئيس جمهور را فراهم كند، فضايي است و خانواده‌ها و خانم‌ها در يك محيط مناسب و مرغوبي براي تماشاي مسابقات خيلي مهم مي‌توانند در ورزشگاه‌ها حضور پيدا ‌كنند.

http://www.roozna.com/Negaresh_site/Services/?Serv=25ServicN=جامعه

 

روند تصميمات آقای رئيس‌جمهور نشانه‌ی تاثيرگذاری قدرت زنان ايران و نيروی فشار عظيمی است که آن‌ها می‌توانند برای پيشبرد خواسته‌های خود وارد کنند. همچنين نشانه‌ی اهميت بی‌رقيب زنان در عرصه‌ی اجتماعی ايران است. دورتر را نگاه کنيم نشانه‌ی انقلاب آرامی است که به دليل تکاپوی بی‌ملال زنان در ايران در جريان است. فتح انديشه و تصميم مردی مثل احمدی‌نژاد به معنی آن است که ديگر هيچ سياست‌مداری در ايران پيدا نخواهد شد که بتواند در برابر خواست زنان مقاومت کند. مراجع هم بهتر است به اين نکته‌ی ساده توجه کنند.
... از زاويه ديگر مراجع محترم در باره مساله‌ای حکم می‌دهند که قطعا هيچ تجربه دست اولی از آن ندارند. هيچ‌يک از آنها نه به استاديومی رفته‌اند و نه ميزان اشتياق زنان ايرانی را برای شرکت در استاديوم‌ها می‌شناسند و نه به اهميت اجتماعی اين دستاورد مدنی آگاه‌اند. اين را من از تقليل دادن کل ماجرا به "نظر زن به بدن مرد" می‌فهمم. مرجعی که مسائل زنان را صرفا از ديد جنسی/شهوانی نگاه کند مرجع روزآمدی نيست نه در فقه‌اش و نه در نظريه اجتماعی‌اش. فهم مراجع مخالف از زن بسيار با واقعيت زن ايرانی شهرنشين و پرتکاپوی امروز متفاوت است. آقايان در کجا سير می‌کنند اگر واقعيت‌ها را نمی‌شناسند يا بها نمی‌دهند؟»

http://sibestaan.malakut.org/archives/2006/04/post_506.shtml

آیا واقعا کار احمدی‌نژاد که ورود زنان به ورزشگاه رو آزاد کرده کاری مردمیه؟
به خاطر فشارهای بین‌المللی نیست؟
مثلا در موقع انتخابات تو تلویزیون مرتب با همین خانم‌های بدحجاب و به‌قول دوستی شُل‌حجاب و مردان فکل کراواتی مصاحبه نمی‌کنن؟ و وقتی خرشون از پل گذشت برای همونا گشت خواهران زینب می‌گذارن!
مگر ملت رو با شورت ورزشی نبردن وسط زمین فوتبالو نماز شکر پیروزی ِ تیم استقلال رو به جا آوردن؟ به قول یکی از کامنت‌ها وقتی سیاست ایجاب کنه و خطرو پیش گوش خودشون حس کنن حتی فتوی می‌دن لخت‌مادرزاد هم می‌شه نماز خوند.

آیا اگه احمدی‌نژاد برفرض نوع پوشش هم آزاد کرد دلیل بر هدایت شدنش به راه راسته؟
به نظر من اینا هر وقت احساس خطر می‌کنن حاضرن دست به هر کاری بزنن. برای بقاشون. نه برای مردم! و برای ترس از حملات خارجی و نه به‌خاطر مبارزات مردم.

http://z8un.blogfa.com/

March Slogans in Farsi

http://www.indybay.org/news/2006/03/1806829.php

by Felix Wednesday, Mar. 08, 2006 at 10:06 PM

Rosa