دانشگاه  پادگان نيست

http://web.peykeiran.com/new/articles/article_body.aspx?ID=9992

 

 

خوابگاه دختران، زندان زنان نیست

 

- تبعيض جنسيتى ملغى بايد گردد

http://www2.dw-world.de/persian/iran/1.206105.1.html

زمان: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ ـ ساعت ۱۲ ظهر
مکان : میدان انقلاب- دانشگاه تهران ـ مقابل سر در دانشکده فنی
( ورود به دانشگاه تهران از درب
۱۶ آذر

فردا تجمع دانشجویانه به مناسبت ۱۶ آذر. دانشجوها می دونن به چه دلایلی باید حضور داشته باشند و من هم حتما خواهم رفت.

کمیسیون زنان تحکیم هم داره خودشو جمع و جور می کنه و قواشو متمرکز می کنه تا به طور ویژه به دانشجویان دختر بپردازه. خیلی ها میگن مگه دانشجو هم دختر و پسر داره؟ مگه فرقی می کنه! تو همین بیانیه دقت کنید هیچ اسمی از زینب پیغمبرزاده یا دختران دیگری که به دلیل نوع پوششون ( نه فعالیت سیاسی یا صنفی یا جدایی طلبانه و ...) از تحصیل محروم یا تحت فشار قرار می گیرند آورده نشده یا  سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاهها( چه اون مقدار که داره اعمال میشه و چه صحبتهای صریحی که در موردش شنیده میشه) یا فضای بسیار کم ورزشی و تفریحی و آموزشی که به خاطر تفکیک جنسیتی به دختران دانشجو اختصاص پیدا می کنه یا  اون ۴۰۰ دختر دانشجوی یزدی که مسموم شدن ( اینو به خاطر این میگم که بیانیه به دانشجویی که در استخر دانشگاه غرق شده اشاره کرده، حالا چون در این مورد کسی کشته نشده نباید هیچ حرفی از آن زد؟). در هر حال این بار هم می ریم ولی امیدوارم که سال آینده کمیسیون زنان تحکیم  تاثیر قابل توجهی در نوشتن بیانیه داشته باشه یا بیانیه جداگانه ای صادر کنه

http://nimanasrin.blogfa.com/

 

سالگرد 16 آذر

جبش دانشجويی نه سر در لای افکار مشعشع روشنفکران دينی دارند و نه در توهم تقسيم جنسی و زبانی و جغرافيايی خود و نه در کنج محفليسم و صنفی گرايی و حفظ کلاه و نه مرزی را ميان خود و جنبش زن در ايران و جنبش کارگری ميبينند. نه فقط اين دالانهای ليبرالی را پس زده اند بلکه در هيئت مدعيون آزاديخواهی و برابری طلبی همبستگی و ضرورت اتحاد خود را با ديگر جنبشهای اجتماعی را هم تاکيد کرده اند و آلترناتيو برون رفت از وضعيت سياه کنونی را پيش پای جامعه ايران قرار داده اند.

مراسم ۱۶ آذر با شكسته شدن در دانشگاه تهران آغاز شد

 

 

خبر فوری تا ساعت ۳۰/۱۲:

طبق آخرین خبر رسیده در ساعت ۱۲ دانشجویان تجمع خود را جلوی سر در اصلی دانشکده فنی آغاز کرده و به سمت درب ۱۶ آذر رفتند و آن جا بعد از دقایقی که با نیرو های حراست و انتظامی درگیر شدند با سر دادن شعار های : حراست درو وا کن ، درو وا کن، درو واکن.   آزادی، مساوات، تحریم انتخابات.  درو بشکن، درو بشکن.  با کمک دیگر دانشجویانی که در پشت درب اصلی خیابان ۱۶ آذر ایستاده بودند بالاخره در ساعت حدود ۳۰/۱۲ موفق شدند که درب ۱۶ آذر را بشکنند و حدود ۵۰۰نفر از دانشجویان و افرادی که پشت درب بودند موفق به ورود به دانشگاه شدند و در این لحظه شعار :

دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد،   توسط این جمعیت  حدود هزار نفره سر داده شد

06.12.06

"توپ ، تانك ، بسيجي ديگر اثر ندارد"

دانشگاه پادگان نيست

سلام
موفق باشین بچه ها . کاش منم جرات این رو داشتم که در این فعالیتها شرکت میکردم .
نمیدونم شاید یه روز جرات این کار رو پیدا کردم.

 

گزارش آرسام آزاد از برگزاری مراسم 16 آذر/امروز در تهران چه گذشت؟

پیرو دعوت سازمان ها،گروه ها،و نهادهای سیاسی و حقوق بشری امروز 15 آذر ساعت یازده و نیم به تجمع دانشجویان قدم گذاشتم. خیابان های منتهی به دانشگاه به طور کامل بسته شده بود . راننده می گوید آقا پایین تر نمی توان رفت چه خبر است؟ دانشجویان تظاهرات دارند؟ می گویم آره . امروز تجمع است . کوچه ای نظرم را جلب می کند 3 مینی بوس در آن متوقف شده است . تعدادزیادی در کنار مینی بوس ها ایستاده اند. دو نفر هم در ابتدای کوچه ایستاده اند. یکی شان بی سیمی در دست دارد که زیر روزنامه پنهانش کرده است.از رفت و آمد جلوگیری می کنند به شدت خیابان تحت کنترل است آرام و بی اهمیت به راهم ادامه می دهم . منتظر اتفاق هستم .یکی صدا می کند هی آقا کجا می ری؟ برنمی گردم دوباره صدا می زند! برادر کجا؟ برمی گردم می گویم می خواهم کتاب بخرم؟ می گوید پس چرا به طرف دانشگاه می روی ؟می گویم اینجا را بلد نیستم . کاغذی را از قبل در جیبم گذاشته ام و آدرس یک کتابفروشی این اطراف را روی نوشته ام و نام کتابی را هم زیرش نوشته ام . می گوید خیلی خوب طرف دانشگاه نرو. می گویم مگر خبری است ؟ میگوید نه. مشکلی نیست شما بفرما. خیابان حالت نظامی گرفته است . انگار حکومت نظامی است. قدمی جلو تر می گذارم می بینم نیروی انتظامی کاملا خیابان را زیر نظر دارد . تعداشان بسیار زیاد است .1 بنز پلیس و یک ماشین شخصی شان هم در کنار خیابان ایستاده است. 60تا 70سرباز با زره مقابل ماشین ایستاده اند که مشخص است برای چه مسلحشان کرده اند .شماره همراه (ن)را در شماره گیری سریع وارد می کنم تا اگر اتفاقی افتاد سریعا با او تماس بگیرم
یک مامور نیروی انتظامی جلویم را می گیرد هی کجا می ری؟ جلو تر نرو ببینیم!برای چی اینجا آمدی می گویم به قبلی ها گفتم می خواهم کتاب بخرم. برو ببینم تا بازداشتت نکردم . زیر لب می گویم عوضی .می داند چه گفتم .زود برو ببینم . راه را کج می کنم . می دانم اگر یکبار دیگر ببینتم بازداشت می شوم . کلاهم را از کیفم در می آورم بر سرم می گذارم . عینکم را هم می زنم مدتی خودم را مشغول می کنم .
هر 50سانتی متر یک سرباز ایستاده است این را از کف پوش ها خیابان میتوان فهیمد .تا چشم کار می کند لباس شخصی و سرباز در خیابانند . نیروهای لباس شخصی خیابان را تحت کنترل گرفته اند . دانشجویان هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شود . کنار خیابان ها را نگاه می کنم تا نامشان را بر ذهن بسپارم
ساعت از 12 گذشته است .دانشجویان معترض در دانشگاه را می بینم که فریاد می زنند باز کن باز کن، بشکنش بشکنش. با تعدادی از جوانان هم صحبت می شوم . در چشم هاشان می توان خواند برای چه آمده اند؟ پلاکارد در دست دارند ،یکی شان هم زیر کتش چند کاغذ پنهان کرده است.کارت ندارم شاید نتوانم وارد دانشگاه شوم .بچه ها می گویند ما هم نداریم یک جوری وارد می شویم . مگر دانشجو نیستی می گویم چرا . می گویند خوب پس بلدی چه کنی ،باخنده . ولی فکر نمی کنم ببین آنهایی را هم کارت دارند راه نمیدهند .
درب دانشگاه در خیابان 16 آذر با فشار دانشجویان تکان می خورد با هر حرکتی بیشتر می لرزد. بشکن بشکن . صدای فریاد دانشجویان پشت درب را می شنوم .غرور تمام وجودم را گرفته است . استرس عجیبی هم دارم . دندان هایم به هم می خورد .بچه ها پشت درب دانشگاه کمک می کنند به در فشار می آورند صدای فریاد بچه ها بیشتر هم می شود درب شکسته می شود. جمعیت پشت درب به کنار می روند و دانشجو غیر دانشجو وارد دانشگاه می شوند . برای ورود به دانشگاه رقابت بین افراد وجود دارد. بچه ها که با هم همراه شده اند به سمت محل تجمع که دانشگاه فنی است حرکت می کنند . بعضا شعارهایی می دهند . مرگ بر دیکتاتور،یکی می گوید تحریم انتصابات

جمعیت به سمت محل تجمع حر کت می کند .تعداد بسیار زیاد است اینطور بگویم که فشردگی آنقدر زیاد است که دیگر نگرانی از بابت شناسایی وجود ندارد. جمعیت شعار مرگ بر دیکتاتور را سر می دهد. تلاش می کنم به نوعی به اطرافیان بگویم بگویند زندانی سیاسی آزاد باید گردد. صدایی را می شنوم انگار یکی دارد با دانشجویان صحبت می کند سخنرانی است گویا . نیروهای لباس شخصی در کنار تجمع حضور دارند تعداشان انگشت شمار نیست خیلی هستند. یک شان که ریش هایش یقه اش را هم پوشش داده کاپشن قهوه ای رنگی با تن دارد و هیکل درشتی هم دارد دائما با بی سیم صحبت می کند . یکی دیگرشان دست دانشجویی را می کشد و به کنار پرت می کند تا بتواند جلوتر برود.جمعیت شعار می دهد مرگ بر استبداد .

می خواهم بگویم بابا بگوید احمد باطبی آزاد باید گردد که جمعیت شعار می دهد: مرگ بر دیکتاتور مرگ بر دیکتاتور مرگ بر دیکتاتور .

با شنیدن این شعارها احساس آرامش می کنم.به درختی تکیه می دهم و با دقت مشغول خواندم پلاکاردها بچه ها می شوم عکس و نوشته ها در دست دانشجویان مدام بالا و پایین می رود. یکی از دانشجویان درگیر می شود و نیروهای امنیتی وی را به عقب می رانند.چند نفر در جلو تجمع مشغول سخنرانی هستند. آنقدر همهمه وجود دارد که صدایشان را اصلا نمی شنوم. پلاکاردهای بزرگی در دست دانشجویان است که دانشجویان آنها را به یکدیگر می دهند تا خسته نشوند. فریاد زده می شود مرگ براستبداد وهمهمه ای بین دانشجویان می افتد. فریاد میزنیم مرگ بر دیکتاتور .
تا الان کسی را ندیدم دستگیر کنند. شاید می خواهند راه برگشت بازداشتمان کنند تعدادی ازلباس شخصی ها که دوستان می گویند بسیجی های دانشگاه هستند با همراهی فرد دیگر به یکی از دانشجویان حمله می کنند و بلافاصله بچه ها به کمک او می روند بحث سختی بین دو طرف در گرفته که نمی شنوم چه می گویند ولی از رگ های برجسته شده گلوی یک دانشجو می توان فهمید اصلا گفتگوی دوستانه ای نیست .از پشت تجمع یکی از دانشجویان با سرعت به طرف این درگیری می آید و کلامی را به یکی از لباس شخصی ها می گوید . همزمان با حرکتش دستش به چشم یکی از لباس شخصی ها می خورد . خنده جمعیت مرا هم به خنده می اندازد . لباس شخصی آسیب دیده را که ناخواسته آسیب دید را به کناری می برند و بچه ها می خندند کور شد بازهم همه می خندند.

از جایم فاصله می گیرم وجلو تر می روم .یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت را می بینم . در اینترنت عکسش را دیده بودم .می خواهم جلو بروم و بگویم چرا شعاری برای آزادی احمد و کیانوش نمی دهید.می بینم بچه ها روی زمین نشسته اند و نمی توان از میانشان حرکت کرد . ناچار سر جایم بر می گردم . پلاکاردی روی زمین افتاده رویش نوشته شده به انگلیسی فری دام(آزادی)در دست می گیرمش و به به درخت تکیه می دهم .دختری می خواهد جلوبرود دوستش می گوید بهاره کجا ؟ تور و خدا جلو تر نرو. کنار من می ایستند و من جایم را به اینها می دهم و از درخت فاصله می گیرم. یک نفر که نمیدانم کیست می آید از سمت ما عکس بگیرد .عینک آفتابی را بر چشم می گذارم و کلاه را پایین تر می آورم و سرم را به پایین می اندازم .جمعیت از عکاس ها هراس دارد. جلو تر می روم تا صدا سخنران ها را بشنوم که ناگهان فریاد زده می شود ، بی شرف بی شرف. گویا وزیر علوم را خطاب قرار داده اند . شعار سریعا قطع می شود.دختری کنار دستم ایستاده . با عصباینت می گوید آنتن نمی دهد. من هم همراهم را نگاه می کنم می بینم اصلا آرم شرکت مخابرات حذف شده است . پس ارتباط قطع شده است .دانشجویان فریاد می زنند.فردی را می بینم که از پلاکاردها عکس می گیرد. به همین خاطر پلاکارد را کنار می گذارم و ساعتم را نگاه می کنم .ساعت دو و ربع شده است .فرصت نکردم عکسی از تجمع بگیرم برای بازگشت نمی دانم چه بکنم اگر تنها بروم و بازداشت شوم چه ؟ می بینم دسته ای از بچه ها دارند بیرون می روند به همراهشان راه می افتم و مانند لشکر پیروز از مقابل نیروهای امنیتی عبور می کنیم . یکی از بزرگتر ها می گوید اینجا شعار ندهید آرام رد شوید و به گوشه و کنار بروید . یکی از بچه ها میخواهد به کافی نت برود از من آدرس می پرسد می گویم من این منطقه را نمی شناسم
بچه های دانشجو همچنان ادامه می دهند و انگار نمی خواهند تجمع را به پایان ببرند . نمی دانم تا چه ساعتی ادامه دارد .(م . ا) هم نمیداند و با خودم می گویم من باید بروم فردا کلاس دارم .باید ساعت 3حرکت کنم. متاسفانه دیر تر از زمان اعلام شده تجمع آغاز شد. پیاده راه می افتم به نزدیک میدان انقلاب می رسم و از یکی از سوپرهای نزدیک بطری آب می خرم .نفس راحتی می کشم و یک زنده باد به بچه ها می گویم . تمام وجودم غرق در غرور و شادی شده است . مقابلشان قد علم کردیم .خدا می داند چه کسی را بازداشت کنند . تا آخرشب مشخص می شود . تا ساعتی که من در دانشگاه بودم خبری نشد . اگر بگویم تا امروز هیچ تجمعی را متحد تر ،پر جمعیت تر از امروز ندیده ام دروغ نگفته ام . شور آزادی خواهی تمام وجود دانشجویان را پر کرده بود ،چشم ها حالت دیگر داشت ،همه با هم مهربان بودیم و به محض اینکه مشکلی پیش می آمد همه برای کمک شتاب می کردند. جمعیت خیلی زیاد بود بالا ،بالای 5 هزار نفر.نمی دانم تا چه ساعتی در آنجا بودند ولی تعداد نیروهای نظامی مقابل درب بسیار زیاد بود مطمئنا تعدادی را بازداشت می کنند.
ای کاش همیشه اینقدر متحد بودیم
ما توانستیم امروز گوشه ای از قدرت جنبش دانشجویی رابه رخ سرکوبگران بکشانیم .

زنده باد جنبش دانشجویی

12/06/2006

http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=4&ni=17579

 

 

 

نويسنده: یک دانشجوی پیشگام سابق

پوشش ابلهانه خبری بی بی سی، رادیو فردا، رادیو زمانه و سایر همپالگی ها را نگاه کنید، دائم تحکیم وحدت را که نقش ترمز 18 تیر را داشت کرده اند توی بوق و با کمال بی شرمی هیچ اشاره ای به شعارهای چپ و دانشجویان چپ گرا نکرده اند...
البته بدیهی هم هست، اگر غیر از این بود عجیب بود...
باز خوب است برخی رسانه های داخلی چند عکس از انبوه دانشجویانی که پلاکاردهای سرخ و چپ داشتند گرفتند...

بوق های امپریالیسم دیگر اصوات نکره ماشین زهوار در رفته سرمایه داری را در فضا رها می کنند شاید گوشی را کر کند...
زهی خیال باطل

کردستان گورستان فاشیستان!

مرگ بر دیکتاتور

ستاره دانشجو مدال افتخار است

آزادی مساوات تحریم انتخابات

اسالنو زرافشان آزاد باید گردد

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

دانشجو کارگر اتحاد اتحاد

آزادی  برابری

مردم نان می خواهند نه بمب

دیوار های استبداد فرو خواهد ریخت

یا سوسیالیسم یا بربریت

رهایی جامعه رهایی نان است

تشکل کارگری ایجاد باید گرد

از مبارزات کارگران سندیکا شرکت واحد حمایت می کنیم

ستاره ها را به آسمان باز گردانید نه کارنامه دانشجویان

 

على نيكو نسبتى:  حراست مانع ورود ديگران مى شد. خود من با وجوديكه قانونى وارد شدم، مورد ضرب شتم قرار گرفتم. دانشجويان مجبور شدند وقتى جلويشان را براى ورود قانونى مى‌گيرند، در را بشكنند. الان اطراف دانشگاه پليس و لباس شخصى فراوان وجود دارد و جمعيت تا مى‌توانسته آمده تو اما دوباره درها را بسته اند و بقيه نمى توانند داخل شوند.

مرتضى اصلاحچى:  اول حدود ششصد هفتصد نفر از ليسانسيه‌هاى دانشگاه تهران مقابل دانشكده فنى تجمع را شروع كردند و چون حراست دانشگاه با همكارى نيروى انتظامى مانع ورود ديگران مى‌شد و نزديك به ۵۰۰ نفر پشت در مانده بودند، دانشجويان حاضر با شكستن در دانشگاه كمك كردند تا آنها كه پشت در مانده‌اند بتوانند وارد شوند. الان حدود دو سه هزار نفر مقابل دانشكده فنى تجمع كرده‌اند و تريبون آزاد تشكيل شده است. اول آقاى نيكو نسبتى صحبت كرد و در حال حاضر هم تقى رحمانى سرگرم سخنرانى است.

 شعارهايى كه به گوش می‌خورند از اين قرارند:

- وزير بى‌كفايت استعفا استعفا
-
مرگ بر استبداد
-
دانشجو، كارگر، اتحاد اتحاد
-
زندانى سياسى آزاد بايد گردد

مرتضى اصلاحچى: با وجود احضار و تهديد بسيارى از برگزاركنندگان و كساني كه فراخوان به اين مراسم داده بودند، با وجود فشار وزارت اطلاعات و نيروى انتظامى، الان حدود سه هزار نفر اينجا هستند و اين نشان ميدهد كه با وجود سركوب هاى يكسال اخير دانشجويان در دانشگاه حاضر هستند. الزاما اين همه دانشجويى كه اينجا هستند، فعاليت سياسى نمى كنند و اين نشان مى دهد كه موضوع تنها به نخبه ها و دانشجويان خاص بر نمى گردد.

پارچه نوشته‌ها  در اطراف دانشكده فنى چنين‌اند:

- تبعيض جنسيتى ملغى بايد گردد
-
زرافشان، اسانلو آزاد بايد گردند
-
آزادى، برابرى
-
سوسياليسم يا بربريت؟
-
مردم نان مى خواهند نه بمب
هرگونه دخالت خارجى در سرنوشت مردم ايران محكوم است
-
سه خودكشى، دو قتل و يك مرگ اين است دانشگاه
-
دانشگاه پادگان نيست

برنامه ريزان اين مراسم،  دليل برگزارى آن در پانزدهم آذر را  تعطيلى روز پنجشنبه دانشگاه ها  و نداشتن مكان ديگرى براى تجمع به غير از محيط دانشگاه عنوان كرده‌اند. عكس‌هاى سه شهيد راه آزادى، قندچى، شريعت رضوى و بزرگ نيا در محل تجمع به چشم مى‌خورند و سخنرانى‌ها با پاسداشت آرمان هاى اين سه آغاز شدند.

http://www2.dw-world.de/persian/iran/1.206105.1.html

 

 

مزدور برو گمشو

پلیس مزدور نمی خوایم حکومت زور نمی خوایم

 

نويسنده: دانشجوی معترض

دوستان عزیز! طیف تحکیمی _ مشارکتی بعد از آن که ناکام ماندند در اجرای پروژه تبدیل این تجمع به یک میتینگ انتخاباتی برای تطهیر اصلاح طلبان شکست خورده و رای جمع کرد برای آنها به وسیله انحصار رسانه ای خویش سعی در ایجاد این شبه دارد که چپ ها دموکراتیک برخورد نکرده اند!
ذکر چند نکته ضروری است:
1- چپ ها بیشترین پلاکارد را با خود آورده بودند اما آیا حتی یک دانه پلاکارد و یا برگه را از گروه ها دیگر گرفتند و یا پاره کردند؟ در حالی که دوستان تحکیمی برخی بیانه چپ ها را پاره کرده و گاها می خواستند مانع از پخش آن شوند!
2- آیا دعوت به عدم دادن شعار و دعوت به سکوت و عملا ساکت کردن دیگران عملی دموکراتیک است؟ آقای عابدینی و آقای نیکو نستی که هر دو از اعضای تحکیم هستند در مقابل شعار اکثر دانشجویی در مورد تحریم انتخابات بارها تلاش کردند آنان را ساکت کنندحال چه کسی دموکرات نیست؟ در نهایت هم ر مصاحبه هایشا به تخطئه دیگران پرداختند!
3- در مورد پیام ابراهم یزدی دبیر کل تشکل موسوم به نهضت آزدی! که با اعتراض شدید دانشجویان اجازه خوانده شدن نیافت! این نکته قابل ذکر است که اگر قرار باشد هر کسی پیام بدهد فردا رضا پهلوی مسعود رجوی و غیره هم قصد دارند پیام بدهند و در تجمع خوانده شود! از ابتدا قرار بود که تنها پیام زندانیان سیاسی خوانده شود نه پیام گروه های سیاسی و احزاب! اصلا آقای یزد به چه عنوانی و با چه موضعیتی به خودشان این حق ویژه را می دهند که پیام شان خوانده شود؟ اگراین گونه است هزاران نفر دیگر هم می خواهند پیام شان در این تجمع خوانده شود!
درضمن اگر آقای یزدی واقعا به دموکراسی و آزادی ادعایی اعتقاد دارند خودشان تشریف می آوردند و سخنرانی می کردند! مگر آقای تقی رحمای سخنرانی نکرد؟ چه کسی مخالفت کرد با ایشان! ایشان نیز ملی مذهبی هستن نه چپ! بحث این است که یزدی می خواهد هزینه ندهد و تنها سود ببرد!
دانشجویان با این کار خود توطئه فرصت طلبانه ی نهضت به اصطلاح آزادی را خنثی کردند! آقای یزدی خیال کرده اند که خیلی زرنگ و فرصت طلب هستند!
در ضمن اگر جناب یزد با آن سوابق درخشان شان در خدمت به حاکمیت جموری اسلامی نماد دموکراسی و آزادی خواهی هستند واقعا برای آن دموکراسی کذایی باید گریست!

 

در ادامه سخنرانی ها چند تن دیگر از دانشجویان حول و حوش مسائل صنفی و سیاسی دانشگاه ها صحبت کردند از جمله سعید حبیبی از فعالین چپ دانشجویی در سخنانی ضمن اشاره به فضای کنونی استبداد حاکم بر جامعه و فضای نظامی خارجی بر این نکته تاکید کرد که اکنون باید در دو جبهه ی استبداد داخلی و امپریالیسم خارجی مبارزه کرد و هچنان که استبداد و خفقان داخلی را به چالش باید کشید باید جلوی خطر حمله نظامی خارجی و تحریم های اقتصادی که مردم عادی را تحت فشار مضاعف قرار می دهد مقاومت و مبارزه کرد.

در پایان گویا پیام ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی می خواست خوانده شود که با اعتراض شدید تمامی دانشجویان حاضر در تجمع روبرو شد و دانشجویان حاضر در تجمع با سر دادن شعار و اعتراض اجازه ندادند پیام دبیر کل نهضت آزادی خوانده شود و مشی سازشکارانه این تشکل را محکوم کردند.

سکس، موزیک، لنین دوستتون دارم

۲. همکف دانشکده حقوق بودم وقتی صدایی گفت در 16 آذر را شکستند. رفتم بیرون و دیدم چپ ها خودی نشان داده­اند. تابلوهای سرخ بدست و شعارها بر سر زبان.

همه جلوی فنی جمع شدند و بلندگویی که به صداخفه­کن می­ماند و همان حرف­های همیشگی.

کردها راست ایستاده بودند و چپ­ها چپ. و دم به دم ندای شعار سرخ بود و شعارهای کردی که صحبت­های سخنرانی را قطع می­کرد.

تا قرائت بیانیه نهضت آزادی و هو کردن چپ ها و شعارهایی که تمامی نداشت. قضیه این بود که قرار بر این بوده که از هیچ حزب و یا جناحی بیانه قرائت نشود و خوب دوستان تحکیمی خلف وعده کرده بودند و… بماند که آنهایی که از چپها بیزار بودند و دنبال بهانه، با این حرکت بیزارتر هم شدند.

۴. حس خوبی نداشتم و ندارم. از دیدار تک­تک عزیزان پلیس امنیت گرفته تا جو تجمع

کسی نیامده  بود برای بزرگ­نیا، به یاد قندچی. هر کس آمده بود تنها از برای خویش. یکی آمده بود تا حرف تحریم انتخابات شد هو بکشد. دیگری آمده بود از تحریم صحبت کند. یکی از حقوق قومی و منطقه­ای می­گفت و...  دریغ از درد مشترک.....................

http://ernesto.blogfa.com/

 

يک نقطه عطف ديگر در تاريخ مبارزاتی جامعه ايران ثبت شد. جنبش دانشجويی در ايران امروز قاطعانه تر از هميشه آلترناتيو سوسياليسم را بعنوان راه علاج تمام دردها و آمال اجتماعی و در مقابل صادر کنندگان بمب و جنگ و هم در برابر سرمايه داران جنايت پيشه مسلمان حاکم بر جان و مال مردم پرچم کردند و دنيا را و جامعه ايران را خطاب قرار دادند.

ديگر کسی نميتواند با رجوع به تاريخچه شانزده آذر آن را در ادامه دموکراسی خواهی و ضديت با امپرياليسم و دفاع از منافع ملی قلمداد کند. سالهاست که ۱۶ آذر به روز جوانان به روز همبستگی با جنبش کارگری و جنبش زنان و به روز اتحاد برای آزادی و برابری تبديل شده است. شايد ۱۶ آذر در تقويمها بعنوان روزی که خاطره اعتراض دانشجويان ايران به وابستگی دولت پهلوی به دولت آمريکا را تداعی کند و شايد خيليها که منافعی محدود و اغلب بدور از منافع جامعه ايران دارند هر سال بنام گراميداشت ياد جانباختگان ۱۶ آذر از آن ياد کنند. اما سالهاست و امسال پر رنگ تر از هر سال ۱۶ آذر به روز آزاديخواهی و برابری طلبی و سوسياليسم تبديل شده است. نه عکس شريعتی و سروش نه عکس مصدق و رجوی نه عکس شاهزاده و بوش که عکس چگوارا و پرچم سرخ و شعارهای راديکال و انسانی در ميان تجمعات و راهپيماييهای صدها نفره دانشجويان دانشگاههای تهران و مازندران و تبريز عرض اندام ميکنند.

در پاسخ به موج دوم حزب الله چرخانی(انقلاب فرهنگی) اوباش خامنه ای در پاسخ به دهها نهاد اطلاعاتی جاسوسی بسيجی و اوباش الهی در دانشگاهها در پاسخ به صدور دموکراسی به ايران از راه بمباران شهرها و در پاسخ به قوم پرستان و فدرالی چيها اين پرچمهای سرخ است که جنبش سرنگونی را نمايندگی می کند.

جبش دانشجويی نه سر در لای افکار مشعشع روشنفکران دينی دارند و نه در توهم تقسيم جنسی و زبانی و جغرافيايی خود و نه در کنج محفليسم و صنفی گرايی و حفظ کلاه و نه مرزی را ميان خود و جنبش زن در ايران و جنبش کارگری ميبينند. نه فقط اين دالانهای ليبرالی را پس زده اند بلکه در هيئت مدعيون آزاديخواهی و برابری طلبی همبستگی و ضرورت اتحاد خود را با ديگر جنبشهای اجتماعی را هم تاکيد کرده اند و آلترناتيو برون رفت از وضعيت سياه کنونی را پيش پای جامعه ايران قرار داده اند.

 

 ۱۶ آذر سال گذشته را به بهانه‌ی آلودگی هوا تعطیل رسمی اعلام کردند. امسال هم که خوردیم به پنج‌شنبه‌، روزی که عملن درس و کلاس و استاد و دانشجویی وجود ندارد.

دوستان تحکیمی که بعد از سال‌ها شاید به خاطر نزدیکی به انتخابات و لزوم جمع‌آوری رای برای اصلاح‌طلبان یادشان افتاده که گویا روز دانشجویی هم وجود داشته، برای فردا ۱۵ آذر، مقابل دانشکده فنی فراخوانِ تجمعی داده‌اند؛ دانشگاه زنده است و این خزعبلات به علاوه‌ي کلی خواسته‌های آبکی در یک بیانیه‌ي...

خوردن از آخور مشارکت تا کی؟ همین مانده بود که روز دانشجو را به لجن بکشند.

یادداشت فواد در همین زمینه: استراحت، مطالعه، پیروزی

نوشته‌ي خوبی از لابراتوار کلنگ: دفتر متجمع می‌شود 

موضع جادی در مقابل ۱۶ آذر امسال و انتخابات

http://www.elnaz.blogfa.com/

 

 

در باره روز ۱۶ آذر با تجمع خاصی همراه نیستم. تجمع دفتر تحکیم وحدت برایم مسخره است چون بعد از دو سال و دم انتخابات تازه یاد دانشجو افتاده اند. من هیچ وقت حضور دفتر تحکیم را در دانشگاه هایم احساس نکردم به جز در مواقعی که انتخاباتی بود یا رای گیری ای. فعالیت های سیاسی دفتر تحکیم برای من بی معنا است چون من مستقیما به دوستان آزاداندیشم در انجمن اسلامی رای می دادم و آن ها به انجمن می رفتند. بعد این دوستان خوب من در کنار دوستان خوب کسان دیگر از دانشکده های دیگر دور هم جمع می شدند تا دفتر تحکیم را شکل بدهند که بتوانند کار بزرگتری بکنند. بعد این دفتر تحکیم فکر می کرد تنها هنرش این است که بیاید برای دانشجوها مراسمی برگزار کند و به حرکت ما جهت بدهد (: خب تحکیمی عزیز ! اگر قرار بود من تو را انتخاب کنم که بگی من چکار کنم که خودم از اول می دانستم. من تو را انتخاب کرده ام که بگویم تو چکار کنی.

- در مورد انواع انتخابات هم باید بگویم که من شرکت نمی کنم. حق طبیعی و شهروندی من هم هست که وقتی نماینده ای ندارم که نظرم را نمایندگی کند شرکت نکنم. من طرفدار آزادی بیان و جلوگیری از شکنجه آدم ها و دموکراسی به معنایی هستم که مردم حق تصمیم گیری کلان در کشور را داشته باشند. هیچ نماینده ای نه در شورای شهر و نه در مجلس خبرگان در این باره نظری ندارد. حالا من بروم بر اساس رنگ چشم یا شغل یا طرفدار واردات بنزین بودن یا داشتن مدال طلای جهانی شنای کرال یا فلان و بهمان بیخودی به یکی رای بدهم که چی ؟ من رای نمی دهم تا وقتی نماینده ای داشته باشم که گوشه ای از نظرات من را نمایندگی کند

اسم کیبرد آزاد دو تفسیر دارد: کیبردی در دفاع از آزادی کیبرد و کیبردی که محدودیتی در گفتن چیزی ندارد. الان دومی است !

http://www.freekeyboard.net/spip.php?article193

 

دانشجویان معترض پس از دقایقی گفتگو با حراست و عدم نتیجه گیری، درب ورودی در خیابان 16 آذر را شکسته و وارد دانشگاه شدند. با این حال نیروهای امنیتی بلافاصله وارد عمل شده و از ورود تعداد کثیری نیز جلوگیری کرده اند.

گفته میشود تاکنون درگیری مشهودی بین نیروهای انتظامی و دانشجویان و مردم حاضر در محل روی نداده است و نیروی انتظامی در حال متفرق کردن افراد حاضر در مقابل دانشگاه است.

در دانشکده فنی دانشگاه تهران نیز مراسم روز دانشجو، هم اکنون با سخنرانی تقی رحمانی دنبال میشود.

همچنین به گزارش ادوار نیوز، مامورین انتظامات دانشگاه صبح امروز علی نیکو نسبتی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.

روز گذشته نیز اداره اطلاعات با احضار بهروز کریمی زاده و مرتضی اصلاحچی،تهدید کرده بود که در صورت سخنرانی در مراسم ۱۶ آذر با آنها برخورد خواهد شد.

آخرین خبرها حاکی است حضور نیروهای لباس شخصی و یگان ضد شورش در اطراف دانشگاه، بسیار چشمگیر میباشد هم اکنون جمعیت حاضر در مقابل دانشکده فنی ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر تخمین زده میشود.و حدود ۴۰۰ - ۵۰۰ نفر نیز در خیابان ۱۶ آذر به صورت پراکنده حضور دارند.

http://komitegozareshgar.blogfa.com/post-219.aspx

 

دفتر متجمع می شود
اگر شرق زدگی هم به چیزهایی مانند "گفتمان" ربط داشته باشد تحلیل های سطحی و احمقانه قطعا به جزحماقت تحلیل کننده توضیحی ندارند: دفتر تحکیم وحدت امسال هم به روال همیشگی لطف کرده و به مناسبت شانزده آذر فراخوانی صادر کرده اند. به گزارش خبرگزاری ها دفتر مربوطه مجددا از "دانشجویان، اساتید مستقل، روشنفکران، فعالین مدنی و سیاسی، احزاب و سایر نهادهای مدنی" دعوت فرموده تا در "پاسداشت سه آذر اهورایی" مشارکت کنند. این دفتر ضمن استفاده بدیع و بسیار جالب توجه از زبان فارسی با محکوم نمودن شدید "عمله ی استبداد تاریخی" قصد "به زیر گام گرفتن حیات دانشگاه" را، آن هم "به نشانه ی حیات دانشگاه" دارد. این زیر گام گرفتن از قرار عواقب وخیمی برای "تیشه ی کهنه و پوسیده" عمله گان پیش گفته دارد چرا که نه تنها ارتباطی به "استقلال خواهی سه آذر اهورایی" و "سردر انقلابی دانشگاه دارد" بلکه به نام "دانشجویان شهید مدافع وطن" انجام می شود.
دفتر مورد نظر نهایتا سپس برای حسن ختام منظومه ی حماسی توصیف شده خواسته های خود را به شرح زیر اعلام نمود:

فریاد بر می آوریم که دانشگاه زنده است و نسبت به :
سلب حق تحصیل و تدریس
تعرض به حریم دانشجویان
سلب حق فعالیتهای صنفی و سیاسی تشکلهای دانشجویی
صدور احکام سنگین کمیته های انظباطی
اعتراض می کنیم.

ما به شدت بابت این واقعه که حاکی از درک عمیق دفتر تحکیم وحدت در ترکیب دروس مربوط به اخلاق و معارف اسلامی با خط مشی سیاسی آیت الله دکتر مهدی بازرگان و تئوری ای ایران ای مرز پر گهر متجسم در شهدای گمنام جبهه ی ملی سیزدهم است، به این دفتر تبریک می گوییم.
روحشان شاد.
خبر نقل از این جا

 

http://exqolang.blogspot.com/2006/12/blog-post_04.html

 

)در اين تجمع كه با شعارهاي كردي همراه بود حضور دانشجويان اقليت كرد بر ديگر دانشجويان غلبه داشت.
ابن افراد پلاكاردهايي با شعارهای تند حمل می کردند هرازگاهي به خواندن سرودهاي كردي مي‌پرداختند.
برخی از این دانشجويان در حالی که عكس رئيس دولت نهم را به صورت وارونه در دست دارند و به سمت درب اصلي دانشگاه در حركتند.
)مهدي اميني زاده دانشجوي اخراجي به نمايندگي از ساير دانشجويان باادعای عدم وجود آزادي بیان درايران تصريح كرد: وقتي صدها روزنامه در يك روز بسته می شوند و افرادي پا به عرصه انتخابات مي گذارند كه از قبل پيروزي آنها تصويب شده است نشان از نبود آزادي بيان است .
وي ادامه داد: وزير علوم با چه جراتي اعلام مي كند كه هيچ اخراجي در دانشگاه صورت نگرفته است درحالي كه تنها 17 دانشجو با در دست داشتن كارنامه از دانشگاه اخراج شده‌اند اين نشان از نبود پارلمان واقعي در كشور است چرا كه اگر اين پارلمان در ايران وجود داشت وزير علوم نه به دليل وضعيت موجود بلكه به علت دروغ گويي بايداخراج مي شد .
وي ضمن اعتراض به اخراج اساتيد و دانشجويان گفت: ما دانشجويان خواستار بازگشت همه دانشجويان و اساتيد چه آنهايي كه كارنامه در دست دارند و چه آنهايي كه در حين تحصيل از دانشگاه اخراج شده‌اند هستيم.
به گزارش ايرانيوز، پس از پايان صحبت هاي اميني زاده حضار شعارهايي بااين مضمون سر دادند " در سينه دانشجو ستاره افتخار است " "دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد " دانشجو كارگر اتحاد، اتحاد"
---------------------
6)در ادامه اين نشست پيامي كه از سوي ابراهيم يزدي قرار بود ايراد گردد، با اعتراض متحصنين و درگيري ميان آنها قرائت نشد.
در ادامه بيانيه‌اي از سوي
كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت توسط يكي از اعضاي اين كميسيون به شرح ذيل ايراد شد:
در حالي كه صداي نيمه خاموش خود را به گوش شما ملت سرفراز مي‌رسانيم، دختران دانشجو به حاشيه رانده شده و زير پاي مردسالاري در اين فضاي منفعل سياسي در حال فراموشي‌اند. لذا از تمام دانشجويان و دانشگاهيان تقاضا داريم كه دعوت ما را در تحقق مطالبات خود ياري دهند.



گزارش تجمع ۱۶ آذر در دانشگاه مازندران

منبع: فعالین مازندران mactivists.persianblog.com&postid=5920092

مراسم بزرگداشت روز دانشجو امروز (سه‌شنبه ۱۴ آذر) در پردیس مرکزی دانشگاه مازندران (بابلسر) برگزار شد. در این تجمع که بسیار باشکوه‌تر از سال‌های گذشته برگزار شد، حدود ۷۰۰ نفر از فعالین دانشگاه مازندران (بابل، بابلسر، ساری) شرکت کردند. این تجمع از دو لحاظ با تجمعات دانشجویی سال‌های گذشته متفاوت بود: اول رنگ و بوی آن که کاملاْ متمایل به چپ بود (هرچند طیف وسیعی از دانشجویان در تریبون آزاد آن سخنرانی کردند) و دوم برگزاری آن توسط فعالین مستقل دانشجویی.

این مراسم با خواندن سرود و شعارهای صنفی و سیاسی آغاز شده و پس از یک راهپیمایی، رو‌به‌روی سردر دانشکده‌ی علوم انسانی و اجتماعی تریبون آزادی برگزار شد. در این تریبون آزاد به انتقاد از سیاست‌های دولت مهرورزی و کلیت جمهوری اسلامی در قبال زندانیان سیاسی، دانشجویان توبیخ‌شده و ستاره‌دار، وضعیت تشکل‌های مستقل دانشجویی و ... پرداخته شد. لازم به ذکر است که در این روز حضور نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل و خارج از دانشگاه بسیار چشمگیر بود اما دانشجویان با درک این موقعیت که با این تعداد از تجمع‌کنندگان کاری از دست مسئولین حراست (که به‌شخصه در کنار تجمع‌کنندگان حضور داشتند!) ساخته نیست، بسیار پرشور در صحنه حاضر شدند. در آغاز تجمع یکی از گماشتگان حراست که در حال فیلمبرداری از تجمع بود، با تهدیدها و شعارهای دانشجویان مجبور به ترک مکان تجمع شد.

تعدادی از شعارهایی که روی پلاکاردهای این تجمع به چشم می‌خورد عبارت بود از:

دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد،             سه دانشجو در سه هفته شرمتان کجا رفته،       یک زمین یک نژاد،          آزادی برابری برای همه،              رهایی زن رهایی جامعه است، اعدام جزای هیچ گناهی نیست،                               دانشجو کارگر اتحاد اتحاد،              There Is Alternative،                  زندانی سیاسی آزاد باید گردد،                                  ما در راه رهایی چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم و ...

http://15azar.blogfa.com/

 

بنا به اخبار رسیده از دانشگاه زنجان دانشجویان این دنشگاه به مناسبت فرا رسیدن روز دانشجو روز سه شنبه ۱۴آذر با بر پایی نمایشگاه عکس و کتاب و پخش بیانیه بین دانشجوان و گفت و گو های آزاد و همچنین پخش فیلم  این روز را گرامی داشتند.

پاسداشت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه زنجان با استقبال پرشور دانشجويان روبرو شد.اين برنامه که به کوشش انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه زنجان هم اکنون نيز در حال برگزارى است شامل جلسات گفتگوى سياسي،نمايشگاه کتاب، پخش فيلم هايى از فعاليت هاى سابق انجمن اسلامى و نمايشگاه عکسى همراه با توضيحاتى در مورد عکس هاست، در اين نمايشگاه به موضوعاتى نظير 18 تير، قتل هاى زنجيره اي، تجمعات دانشجويى و مهمترين اخبار دانشجويى روزهاى اخيرپرداخته شده است.همچنين عکس هايى از رضا عباسى -از دانشجويان و فعالين سياسى اسبق دانشگاه زنجان که هم اکنون در زندان به سر مى برد- به همراه روز شمار زندان رضا عباسى به چشم مى خورد.با فرا رسيدن 16 آذر رضا صد و شصت و سومين روز از محکوميت يک ساله خود را سپرى خواهد کرد.
گفتنى است که امسال نهادهاى شبه نظامى داخل دانشگاه بر خلاف سالهاى گذشته به مناسبت روز دانشجو برنامه هاى زيادى تدارک ديده اند، اين در حالى است که هيات نظارت دانشگاه زنجان (متشکل از رياست دانشگاه:دکتر نداف، معاونت پژوهشى:دکتر صارمي، نماينده نهاد رهبرى:آقاى قديمى) با برگزارى کليه سخنرانى ها و ساير برنامه هاى انجمن از ابتداى سال مخالفت نموده است.
اين برنامه على رغم وجود فشارهاى این برنامه برگزار شد.

http://15azar.blogfa.com/post-5.aspx

 

پیام دکتر ناصر زرافشان وکیل قهرمان دربند به تجمع دانشجویان

دوستان ورفقای دانشجو

درود گرم مرا بپذیرید .یاد شهدای دانشجوئی شانزده آذر در شرایطی گرامی می داریم که دیو استبداد و ارتجاع که تمام قد خود را در برابر جامعه و نیازهای رشد و پیشرفت آن قرار داده  وان را سد کرده است ، حتی از یادآوری نام و خاطره آن شهدای سربلند هم وحشت دارد و جلوگیری می کند. اما دقیقا در همین شرایط زنده نگه داشتن یاد و خاطره، آرمان خواهی و مبارزات  شهدای دانشجو ضرورت موکد تر از همیشه است ، زیرا اکنون ، هم ارتجاع حاکم داخلی وهم فرهنگ امپریالیستی که فعلا برفضای بین المللی تسلط یافته و می کوشند هریک با ارائه بدل های توخالی ،  تفکر و عمل انقلابی نسل های گذشته جنبش های دانشجوئی را لوث و تحقیر نمایند .  و با زدودن حافظه تاریخی جامعه و  قطع ارتباط آن با گذشته ، میراث مبارزاتی جنبش دانشجوئی را از ذهن کنونی پاک کرده و آنرا رهسپاردنیای فراموشی نمایند.  از این رو زنده نگه داشتن یاد و خاطره آرمان خواهی و مبارزه انقلابی شهدای دانشجوئی از هر زمان دیگر ضرورت دارد.
اگر آن چه اکنون جریان دارد، روند طبیعی و ناگزیر آن چیزی باشد که باید در ایران طی شود ، با همه دشواریها یش ما نباید از آن نا خرسند باشیم . اتفاقا استراتژی موثر و ناگزیر مبارزه را فقط در همین شرایط و بر چنین بستری می توان پیدا کرد.   این شرایط به توهماتی که طی یکی دو دهه اخیر تبلیغ کرده اندو ثمری جز خواب کردن جنبش دانشجوئی و غافل ساختن آن از هدفهای واقعی و راه های رسیدن به آنها نداشته است ، پایان خواهد داد. و جنبش دانشجوئی را خالص تر و هوشیار تر خواهد ساخت. 
با شما یک سینه سخن دارم اما درشرایط حاضر که ممنوع الملاقات  و حتی ازدیدار خانواده خود محروم هستم امکان ارتباط با شما و در میان گذاردن همه آنچه را که می خواهم بگویم برایم وجود ندارد.  از دور دست یکایک شما را می فشارم و در مبارزه ای نجیبانه  و مردم دوستانه یِ شما در هر شرایطی در کنار تان هستم .
دکتر ناصر زرافشان
زندان اوین 15/9/85

http://15azar.blogfa.com/post-8.aspx

 

Rosa