تجمع ضد جنگ در تهران ! نه به جنایات اسرائیل و حامیانش ، نه به اسلام سیاسی ! صدای صلح ، صدای سوم را به گوش همه برسانید

در تهران؟!!
آقا دم شما گرم شدیدا

زن ها هم بودند!

رزا

 

جنگ علیه بشریت را متوقف کنید

ساعت ۵ عصر امروز به وقت پارک دانشجو قرار ما، "جمعی از فعالان مستقل جامعه‌ي مدنی و طرفداران صلح در ایران،" بود در اعتراض به جنگ، ترور و خشونت در منطقه. با این‌که فراخوان گسترده‌ای در کار نبود و اکثریت با تلفن و ایمیل خبر دار شده بودند اما جمعیت به نسبت خوبی آمده بودند و حلقه‌ي بیست تا سی نفری اولیه، آخر کار (یک ساعت بعد) به پنجاه تا شصت نفر رسید. هر چند جایی خالی دوستانی که  معتقدند در این زمینه نمی‌توان با اسلام‌گراها و افراط‌گرایی به مرزبندی دقیقی رسید، به خوبی مشهود بود. اغلب بچه‌ها تی‌شرت‌های قرمز رنگ با شعارهای ضد جنگ و برای صلح که از قبل تدارک دیده شده بود، به تن داشتند و شعار اصلی‌مان این بود: «جنگ علیه بشریت را متوقف کنید». البته شعارهای دیگری مانند: «جنگ نه! صلح آری!»، «بنیادگرایی یهودی در خدمت نظام جهانی سرمایه‌داری»، «نان، صلح، آزادی، برابری»، «بربریت نزدیک است» و ... به همراه تصاویری از کودکان جنگ‌‌زده و مجروح را نیز به دست گرفته بودیم. خوشبختانه مشکل خاصی پیش نیامد و چون مسئله‌ی زنان در کار نبود کسی توی دهان‌مان باتوم خرد نکرد. شاید هم چون اصل ۲۷ قانون اساسی! را بزرگ نوشته بودیم و دنبال خودمان برده بودیم. فقط ساعت ۶ که بعد از خواندن سرودهای انترناسیونال (برخیز ای داغ لعنت خورده) و سر اومد زمستون تجمع تمام شد، سر و کله ي دو مامور پلیس پیدا شد که خیلی محترمانه خواستند زودتر بند و بساط‌مان را جمع کنیم و به قول خودشان محوطه‌ی (باز) پارک دانشجو را خلوت کنیم. البته در این یک ساعت واکنش ره‌گذران نیز قابل تامل بود. برخی ادعا می‌کردند که این مسئله‌ي اعراب است و به ما مربوط نمی‌شود که بی‌خودی از وقت و زندگی‌مان بگذاریم برای اعتراض به جنگ. بعضی هم با کنجکاوی می‌پرسیدند منظورمان کدام جنگ است و اصولن مگر جایی جنگ شده! یک آقایی هم با پیرهن سفید که روی شلوارش افتاده بود، ته ریش، تسبیح و روزنامه‌ی کیهان به دست (در عکس‌هایی که گذاشته‌ام در ادامه‌ی مطلب می‌توانید ببینید) معتقد بود که نباید خواستار صلح باشیم و استدلاش هم این بود که وقتی کسی توی گوش شما بزند نمی‌ایستید که بعدی را بزند و جوابش را می‌دهید، بنابراین باریکلا حزب‌الله که خوب دارد جواب اسرائیلی‌ها را می‌دهد. به هر حال تجمع خیلی خوب و آرامی بود و جایش کنار تظاهرات‌های ضد اسرائیلی وابسته به حکومت که شعارشان تازگی‌ها شده: «اسرائیل باید از نقشه‌ي جهان محو شود» خالی بود

http://www.elnaz.blogfa.com/post-166.aspx

 

 

گریه کن سرزمین مغموم

گریه کن سرزمین مغموم. سرزمین آتش و خمپاره. سرزمین جان های پاره پاره ی مردمان. سرزمبن مچاله شده در میان بهانه تراشان و بهانه جویان. لبنان عروس سبز زمین، فلسطین سرزمین انقلاب سنگ، گریه کن زمین چاک چاکِ من که جانت را به خمپاره می درند.

«سها بکارا» پیر شده است و دیگر گلوله اش سینه ی آنتوان لحد را نشانه نمی رود. جرج حبش کجاست؟ نایف حواتمه کجاست؟ ابوعمار کجاست؟ ابوعلی مصطفی کجاست که فلسطین و لبنان از اینگونه ویران می شوند؟

حالا مانده ام که این اجتماع شصت نفره در کناره ی تئاتر شهر با آن مقوانوشته های سرخ کدام زخم تو را مرهم می گذارد. ما شصت نفر بودیم. بر مقواهایمان نوشته بودیم: «جنگ نه»، «جنگ را تحریم کنید»، «دست امپریالیزم از خاورمیانه کوتاه»، ما کارگران تل آویو را به اعتصاب خوانده بودیم برای پایان مرگ. ما فریادمان را بر سر بنیادگرایان یهودی و مسلمان کشیده بودیم. ما آمده بودیم با آن کودک مشت به پشت «ناجی علی» بر سینه ی پیراهن های سرخمان. با عکس جوانی های «جرج حبش» و «نایف حواتمه» آمده بودیم.

حالا چرا صدایی بلند نمی شود. برندگان نوبل های جهانی! فخاران کتاب های بزرگ! صاحبان اندیشه های وسیع! اینجا فلسطین و لبنان است که پاره پاره می شود و هر شب کودکان کوچک کوچه های خاکی در کابوس هایشان خواب گرگی را می بینند که پشت مرزها زوزه می کشد.

همه نبودیم اما آمده بودیم. ما می دانیم آنقدر مغزهای متعفن کاخ سفید و وال استریت از یک سو و ایمن الظواهری ها و سید حسن نصرالله ها و بن لادن ها از سوی دیگر بر آتش جنگ و مرگ و خشونت ضدمردمی خواهند دمید که ما فرصت خواهیم داشت در گام بعدی همدل تر از حالا بوده باشیم.

اینک ببینید ما پرچم صلح را با زیتون های زخمی و سرخ جهان آراسته ایم. و این شعار همیشه ی همه ی ما خواهد بود نان، صلح و آزادی.

ساعت پنج تا هفت امروز، چهارشنبه 4 مرداد ماه 1385 شصت نفر از فعالان جنبش عدالت خواهی و آزادی طلبی بدون بخش نامه و دستور دولتی و به رغم آذین شدن دیوار های شهر با عکس های تمام قد سید حسن نصرالله و پرچم های حزب الله، در چهارراه ولیعصر جنب تئاتر شهر اجتماع کردند و بر ضد جنگ و بنیادگرایی یهودی و اسلامی اعلام موضع کردند.

 در همین مورد نوشته های الناز را در عروسک کوکی، فواد شمس را در نسل فردا و سهیل آصفی را بخوانید.

 

http://havari.blogfa.com/post-21.aspx

 

پلاكاردها روي دست ها بالا مي روند :"بنيادگرايي اسلامي را محكوم مي كنيم"،"جنايات اسرئيل را محكوم مي كنيم"،"صلح،آزادي،برابري"،" we want peace" ،"جنگ ،نه" ،"دست امپرياليسم امريكا از خاورميانه كوتاه"،من، مخالفِ امپرياليسم، بنيادگرايي ديني و تروريسم هستم"،"کارگران تل آويو، با اعتصاب خود ماشين جنگ را متوقف کنيد" و... تصاويري از مبارزان خلق فلسطين، "نائف حواتمه" و "جرج حبش" در دست بچه هاي جواني است اغلب دانشجو و فعال در "ان. جي. او" هاي مختلف. همه اين شات ها در كنار يكديگر قرار مي گيرند، تا تولد يك "جنبش صلح" را در ايران اعلام كنند. جنبشي كه  امروز در قريب به اتفاق كشورهاي جهان با حضور مترقي ترين افراد و احزاب و جريان هاي سياسي و غير سياسي نقش آفرين كارزارهاي بزرگي است كه اخبار آنها جسته گريخته مجال انعكاس در مدياي فارسي را پيدا مي كند هم اكنون به همت جمعي از فعالين مدني كشور يكي از اولين تكاپوهاي خود را با نمره قبولي پشت سر گذاشت. حالا و در پيوند با حوادث اخير در خاورميانه است كه اين جنبش مي خواهد تا تكاپوي خود در ايران را با محكوميت جنايات بنيادگرايان اسلامي و اسرائيل به شكل جدي تري دنبال كند. قطاري از جوانان سرخ پوش پلاكارد به دست كه امروز در حاشيه خيابان دكتر مصدق ( وليعصر فعلي و پهلوي سابق) در مدني ترين شكل ممكن، گرد هم آمدند گواه اين مدعاست. تجمع، بسيار آرام و با نظمي كه معمولا كم سابقه است آغاز شد.

http://soheilasefi.blogfa.com/post-284.aspx

 

 به رغم قرار بر عدم خبر رساني پيش از برگزاري تجمع، جمعي حدود پنجاه يا شصت نفر كه اكثريت آنها را جوانان تشكيل مي دادند در اين تجمع ضد جنگ شركت كردند. هيچ شعاري در اين تجمع از سوي شركت كنندگان داده نشد. براي مردم و رهگذران در يكي از پرترددترين ساعات شهر تهران حضور چهره هايي ديگر گون كه يكصدا از صلح مي گفتند، از فلسطين و از آزادي و از برابري جالب توجه بود. درست چند متر آن طرف تر، دختراني پوشيده در چادر سياه با تصاوير بزرگ رهبر حزب الله در چادرهاي سياري كه هم اكنون در تمام سطح شهر تهران پرپاست با ناباوري شاهد تجمع "جنبش صلح ايران" بودند.

ين كاوه مظفري هست. من پلاكاردمو ددام بهش. چون زود رفتم يه گوشه. كاوه به همراه دوستش مازيار تكاپوي زيادي داشتن

 http://soheilasefi.blogfa.com/post-284.aspx

 

تعداي از مردم كه از جلوي تجمع كنندگان مي گذشتند با كلام تندي از "فلسطين بازي" مي گفتند سياست هاي رسمي در اين باره. تعداد ديگري نيز اعلام همبستگي خود با جنبش صلح را اعلام مي كردند. تجمع كنندگان در پايان اين تجمع محدود، كه بدون هيچگونه خشونتي به پايان رسيد قطاري انساني را تشكيل داده و دور تا دور حوض بزرگ محوطه تئاتر شهر با سرود "انترناسيونال" و "سر اومد زمستون،شكفته بهارون" به راهپيمايي آرامي دست زده و سپس متفرق شدند. قطعنامه اي نيز متعاقب برگزاري اين تجمع صادر شد كه امضاي بسياري از چهره هاي مطرح جريان چپ و دموكرات كشور را در پاي خود خواهد داشت.

جنگ علیه بشریت را متوقف کنید

 

جنون جنايت آن چنان جهان را در بر گرفته است كه مگر با ديدن تجهيزات پيچيده و پيشرفته نظامي بتوان اين زمانه را از روزگار بدويت و توحش تميز داد. بحران كنوني خاورميانه دو راهيِ گريزناپذيري را پيش رو نهاده است: تكرار چرخه معيوب خشونت، ادامه جنگ و هرچه بيشتر در غلتيدن به ورطه بربريت؛ و يا متوقف ساختن جنگ و تلاش براي دستيابي به صلحي پايدار و جهاني انساني. راه اول، خواستِ دولت هاي ضد مردمي است که براي حل مشکلات اقتصادي و سياسي خود حاضرند جان هزاران انسان بي گناه را قرباني کنند؛ و مسير دوم، خواستِ نيروهاي مردمي و مترقي است که براي جامعه اي آزاد و برابر تلاش مي کنند.

حكومت اسراييل كه جغرافياي خود را ارض موعود و قوم يهود را يگانه وارث ابدي آن مي داند، اينك آن سرزمين را به جهنمي بدل ساخته است: نخست، سلب ساده ترين امكانات حيات از ساكنان نوار غزه و سپس تهاجمي همه جانبه به لبنان و هدفِ حمله قرار دادن تاسيسات زيربنايي، قتل صدها غير نظامي و آواره كردن بيش از نيم ميليون انسان؛ که در ميانه اين آتش و خون، زنان، کارگران، کودکان و همة فرودستان اجتماع به قعرِ جهنم نزديکتر مي شوند. دولت هاي مختلف جهان نيز نه تنها تلاشي جدي در دفاع از مردمان بي گناه و بي دفاع فلسطين و لبنان انجام نداده اند بلكه بعضاً مهر تاييدي نيز بر خشونت لجام گسيخته اسراييل زده اند.

چگونه مي توان از حكومت هايي چون آمريكا، كه با حمايت آشکار از جنايات اسرائيل، اهميتي به نخستين حق، يعني حيات نمي دهند، انتظار به ارمغان آوردن حقوق بشر را داشت؟ تا آن هنگام كه جهان بر مدار سرمايه مي گردد حقوق انسان ها نيز به پول هاي رايج قابل خريد و فروش خواهد بود. و دولت هاي سرمايه مدار، دلالان اين بازار ضد انساني هستند. از سويي، دولت هاي مختلفِ حافظ اين نظام چاره بحران هاي دروني و ساختاري خود و يا تضادهاي في مابين را در جنگ، يا در فرافكني و منازعه اي غيرمستقيم جستجو مي كنند. از ديگر سو، «بنيادگرايي ديني» كه خود در بستر اين نظم باليده است در حاشيه آن مي كوشد زمان را به عقب بازگرداند و با تداعي جنگ هاي صليبي و سوءاستفاده از احساسات مذهبي، پيروان اديان مختلف را به جان هم اندازد و به نام دين، مردم را وارد جنگي کند که هدف آن جز فروش تسليحات براي سود بيشتر نيست. و در اين ميان، زندگي يا صحنة تكرارِ استثمار، بي عدالتي و سلب آزادي ها؛ و يا نظير آن چه در عراق مي گذرد، قرباني هر روزه بمب و وحشت و ترور مي گردد و آن چه از ياد مي رود انسان است، انساني شايسته انسانيت.

ما، جمعي از فعالان مستقل جامعه مدني و طرفداران صلح در ايران، خواستار خاتمه جنگ، خشونت و ترور در منطقه هستيم و با تبري جستن از بازي دولت هاي ضد مردمي، از مردم جهان و خاور ميانه مي خواهيم با اعتراضات خود دولت هايشان را وادار به فراهم آوردن زمينه هاي صلحي پايدار كنند.

 

به اميد صلح، آزادي و برابري براي همگان

آقا متن بیانیه ربطی به تجمع نداره
یعنی فراخوان نیست
در واقع بعد از تجمع (یعنی فردا) عمومی می شه
اگه امضا جمع کردی به من بده

 

 این هم شخص شخیص بنده با تی شرت سرخ. ناهید و بابک و چند نفر از مثلا بزرگترا رفته بودن یه گوشه نگاه می کردن. با احتياط تمام! آماده بودن. من هم با همين لباس قرمز مي رفتم كنارشون. ناهيد مي گفت برو اوون ور،ما با شما نسبتي نداريم! همه چي اما واقعا آروم و محدود پيش رفت. پیشنهاد دادم که "رود" رو بخونیم كه گفتن ريتم سختي داره و ممكنه بعضي از بچه ها بلد نباشن. دو جاودانه ي ديگه،"سرود انترناسيونال" و"سر اوومد زمستون،شكفته بهارون" خونده شد. مو به تن آدم سیخ می کنه این سرودا. نمی دونم چقدر جای کاوش و واکاوی داره بعضی از این سرودا. جاودانه تا ابدالاباد. یکیشون "رود". "می گذرد در شب آیینه رود ،خفته هزاران گل در سينه رود... گلبن لبخند فردايي موج، سرزده از اشك سيمينه رود... رود و سرودش ،اوج و فرودش مي رود تا درياي دور،باغ آيينه دارد بر سينه،مي رود تا درياي دور..." بچه ها اينجا ها نوشتند. هژير و الناز كه عكس ها رو از وبلاگش برداشتم.

 http://soheilasefi.blogfa.com/post-284.aspx

 

              سرآيد زمستان،شكوفد بهاران؛ پايان بدون خشونت تجمع محكوميت جنايات بنيادگرايان اسلامي و اسرائيل در پارك دانشجوي تهران

http://soheilasefi.blogfa.com/post-284.aspx

 

اينجا چه خبر است؟! پارك دانشجو و پرسه هاي هميشگي اش. آن سوتر ساختمان زيباي تئاتر شهر،آدمهايي اين سو و آن سويش. و فواره هايي رها در وسط محوطه كه هرم مردادي را مي خواهند تا شايد كمي تخفيف دهند. در روزهايي كه از بحران اخير خاورميانه مي گذرد،شهر شده است فلسطين. يا به كلام دقيق تر حزب الله لبنان! بيل بردهاي بزرگي كه تصاوير غول پيكر روحاني عظيم الجثه اي با ريش هاي انبوه سياه و سلاح در دست، به نام شيخ حسن نصرالله، رهبر گروه شبه نظامي حزب الله لبنان را بر پيشاني خود نشانده اند نگاه سرگردان و پرشتاب شهروندان تهراني را كه از اين سوي شهر سرسام به آن سوي شهر مي روند به خود جلب مي كنند. اهالي كلان شهر تهران،با افتادن چشمشان بر اين بيل بردهاي غول پيكر سريع سر بر مي گرداند و چيزي زير لب تند مي گويند. آنها چه مي گويند؟! اينجا كاراكاس نيست. سياتل نيست. اينجا تهران است ، ساعت پنج بعد از ظهر يك روز خفه مردادي.داغ داغ داغ و جايي در قلب پر تردد شهر. پارك دانشجو و محوطه تئاتر شهر. پسراني با شلوار جين و تي شرت هايي قرمز،سرخ سرخ، كه روي آنها حك شده است،"صلح،آزادي و برابري" دست در دست دختراني هستند با همان تي شرت هاي سرخ و تك و توك چفيه هايي شال مانند كه شبق گيسوان سياه آنها خوش مي درخشد در عصر مردادي داغ. همان مرداد. مرداد زيباترين فرزندان آفتاب و باد...

http://soheilasefi.blogfa.com/post-284.aspx

 

چگونه باید امضا’ کنیم؟

Stop War Against Humanity با فرستادن نام خود به این آدرس می توانید این نامه را امضا کنید:

kavemozafari@gmail.com

 

 

 

سلام به همگی شما : این تجربه را دست کم نگیریم و از آن با درایت استفاده بریم . آکسیون های کوتاه یک ساعته با تجهیزات کامل و شعار های مشخص و حسابرسی همه راههای ورود و خروج و ........ باید این تاکتیک را به دفعات آزمود . کار تان حرف نداشت ...... نه به جنگ - نه به آمریکا و اسرائیل صهیونیست - مرگ بر جمهوری اسلامی و ارتجاع مذهبی

 

تجمع ضد جنگ در تهران

 

امروز(چهار شنبه ۴/5/1385) تجمع ضد جنگ به فراخوان جمعی از فعالین جامعه ی مدنی در پارک دانشجوی تهران برگزار شد.

این تجمع با حضور حدود 70 نفر از دانشجویان رادیکال و فعالین جامعه ی مدنی از ساعت 5 بعد از ظهر آغاز شد. جمعیت شرکت کننده با پلاکاردهای سرخ و سفیدی که در دست داشتند و بدون شعار دادن به مدت یک ساعت تجمع خود را در ضلع غربی پارک دانشجو و روبه خیابان ولی عصر ادامه دادند و در پایان با راهپیمایی در فضای پارک دانشجو با خواندن سرودهای "انترناسیونال" و "آفتاب کاران" تجمع خود را به پایان رساندند. مضمون برخی از پلاکاردهایی که توسط جمعیت شرکت کننده حمل می شد از قرار زیر بود:

جنگ علیه انسانیت را متوقف کنید.

نان، صلح، آزادی

جنگ نه!

ترور را متوقف کنید.

بربریت نزدیک است.

کارگران اسرائیل با اعتصاب خود ماشین جنگ را متوقف کنید.

دريغ از شاخه‌هاي زيتوني كه شكست

از نکات قابل توجه دیگر این بود که حدود 15 نفر از شرکت کنندگان تی شرت های همسان سرخی را پوشیده بودند که شعار"نان، صلح، آزادی" روی آن ها نوشته شده بود. تجمع کنندگان همچنین عكس‌هايي از كشتار وحشيانه‌ در لبنان و فلسطين و جرج حبش (مبارز رادیکال فلسطینی) را نيز حمل مي‌كردند.

تجمع کنندگان همچنین نامه ای را خطاب به مردم خاورمیانه و جهان نوشته اند. متن این نامه را پائین تر می خوانید.

تجمع امروز علاوه بر آنکه نقطه ی عطفی  در شکل گیری جنبش ضد جنگ در ایران بود در مطرح کردن صدای سوم ، صدای واقعی مردم ایران، موفق عمل کرد. صدایی که از سویی جنایت اسرائیل و سکوت دولت ها و مجامع جهانی را محکوم می کند و از سوی دیگر بنیادگرایی مذهبی را راه حل برون رفت از این بحران نمی داند. این نگاه حکومت اسرائیل ، حماس و حزب الله را حکومت و گروه های بنیادگرای مذهبی می داند و بنیادگرایی را معلول صورتبندی اقتصادی-اجتماعی سرمایه داری می داند.

نگاه رادیکال و انسانی که امروز به شکل فعال اعلام موجودیت نمود از آن جا که خطر جنگ را پشت دروازه های ایران می بیند ، ضرورت تقویت جنبش ضد جنگ را حس می کند. این نگاه جنگ خاورمیانه را معلول اختلافات مذهبی و قومی نمی داند . جنگ خاورمیانه از سویی معلول صورتبندی اقتصادی-اجتماعی سرمایه داری و از سویی عاملی برای بازتولید نظام سلطه است.

ایسنا  با بی صداقتی این تجمع را که تجمعی ضد جنگ بود تجمع ضد صیهونیسم دانسته ، اما همین انعکاس خبر نشانه ی ابتکار عمل شرکت کنندگان در تجمع بوده است. مهمترین تفاوت از آن جا آغاز می شود که نیروهای وابسته به حکومت خواستار حمایت از حزب الله هستند و از این طریق از ادامه ی جنگ اگر به نفع حزب الله پیش برود دفاع می کنند ولی تجمع کنندگان خواستار پایان جنگ و کشتار هستند.

متن نامه:

جنگ عليه بشريت را متوقف کنيد!

جنون جنايت آن چنان جهان را در بر گرفته است كه مگر با ديدن تجهيزات پيچيده و پيشرفته نظامي بتوان اين زمانه را از روزگار بدويت و توحش تميز داد. بحران كنوني خاورميانه دو راهيِ گريزناپذيري را پيش رو نهاده است: تكرار چرخه معيوب خشونت، ادامه جنگ و هرچه بيشتر در غلتيدن به ورطه بربريت؛ و يا متوقف ساختن جنگ و تلاش براي دستيابي به صلحي پايدار و جهاني انساني. راه اول، خواستِ دولت هاي ضد مردمي است که براي حل مشکلات اقتصادي و سياسي خود حاضرند جان هزاران انسان بي گناه را قرباني کنند؛ و مسير دوم، خواستِ نيروهاي مردمي و مترقي است که براي جامعه اي آزاد و برابر تلاش مي کنند.

حكومت اسراييل كه جغرافياي خود را ارض موعود و قوم يهود را يگانه وارث ابدي آن مي داند، اينك آن سرزمين را به جهنمي بدل ساخته است: نخست، سلب ساده ترين امكانات حيات از ساكنان نوار غزه و سپس تهاجمي همه جانبه به لبنان و هدفِ حمله قرار دادن تاسيسات زيربنايي، قتل صدها غير نظامي و آواره كردن بيش از نيم ميليون انسان؛ که در ميانه اين آتش و خون، زنان، کارگران، کودکان و همة فرودستان اجتماع به قعرِ جهنم نزديکتر مي شوند. دولت هاي مختلف جهان نيز نه تنها تلاشي جدي در دفاع از مردمان بي گناه و بي دفاع فلسطين و لبنان انجام نداده اند بلكه بعضاً مهر تاييدي نيز بر خشونت لجام گسيخته اسراييل زده اند.

چگونه مي توان از حكومت هايي چون آمريكا، كه با حمايت آشکار از جنايات اسرائيل، اهميتي به نخستين حق، يعني حيات نمي دهند، انتظار به ارمغان آوردن حقوق بشر را داشت؟ تا آن هنگام كه جهان بر مدار سرمايه مي گردد حقوق انسان ها نيز به پول هاي رايج قابل خريد و فروش خواهد بود. و دولت هاي سرمايه مدار، دلالان اين بازار ضد انساني هستند. از سويي، دولت هاي مختلفِ حافظ اين نظام چاره بحران هاي دروني و ساختاري خود و يا تضادهاي في مابين را در جنگ، يا در فرافكني و منازعه اي غيرمستقيم جستجو مي كنند. از ديگر سو، «بنيادگرايي ديني» كه خود در بستر اين نظم باليده است در حاشيه آن مي كوشد زمان را به عقب بازگرداند و با تداعي جنگ هاي صليبي و سوءاستفاده از احساسات مذهبي، پيروان اديان مختلف را به جان هم اندازد و به نام دين، مردم را وارد جنگي کند که هدف آن جز فروش تسليحات براي سود بيشتر نيست. و در اين ميان زندگي يا صحنة تكرارِ استثمار، بي عدالتي و سلب آزادي ها و يا نظير آن چه در عراق مي گذرد، قرباني هر روزه بمب و وحشت و ترور مي گردد و آن چه از ياد مي رود انسان است، انساني شايسته انسانيت.

ما، جمعي از فعالان مستقل جامعه مدني و طرفداران صلح در ايران، خواستار خاتمه جنگ، خشونت و ترور در منطقه هستيم و با تبري جستن از بازي دولت هاي ضد مردمي، از مردم جهان و خاور ميانه مي خواهيم با اعتراضات خود دولت هايشان را وادار به فراهم آوردن زمينه هاي صلحي پايدار كنند.

به اميد صلح، آزادي و برابري براي همگان

http://apis.blogfa.com/

 

 

بیانیه را در این جا امضا کنید و در صورت تمایل به آن لینک دهید تا دیگران هم امضا کنند.

 

http://naslefarda.blogfa.com/

 

 

 

با چشم ها ز حيرت اين صبح نا به جاي
خشكيده بر دريچه ي خورشيد چار تاق

بر تارك سپيده ي اين صيح پا به زاي
دستان بسته ام را آزاد كردم از زنجير هاي خواب"
لينكت را در وبلاگم گذاشتم.

 

 

جنگ ، جنگ است. می خواهد میان عرب و اسرائیل باشد یا فرانسه و ویتنام. اینجا صحبت از مقصرین نیست چونکه جنگ خود بهترین دلیل برای بر اشتباه بودن طرفین است. یک لحظه از قالب خودم بیرون آمدم و احساس کردم فضایی هستم در زمین. عده ای انسان می بینم که دارند همدیگر را تکه پاره می کنند. بچه ها می سوزند در این آتش کذایی و سیاه پوشنان در صندلی های چرمیشان لم داده اند. جنگ جنگ است ، بر حق و ناحق ندارد. آنچه می ماند خرابی است و ویرانی ، و نبود انسان. و به راستی وجود انسان آبادانی است.

 

 

 

حق با توست دوست عزیز راستش را بخواهی من هم بیشتر از بابت بچه‌ای این جنگ نگران و ناراحتم. فرق هم نمی‌کند، بچه‌های هر دو طرف. اما متاسفانه در ایران از یک طرف به خاطر تبلیغات احمقانه‌ي حکومت و از طرف دیگر به دلیل جو ضد عرب حاکم، مردم نسبت به این موضوع بی‌تفاوت شده‌اند یا لاقل حساسیت خود را از دست داده‌اند.

 

ما پنج هزار نفر هستیم
در این گوشه ی کوچک شهر
ما پنج هزار نفر هستیم
همه با هم چند نفر می شویم
در تمامی شهر ها در سراسر سرزمینمان
اینجا ده هزار دستیم
که دانه میکارند و کارخانه ها را به راه می اندازند
چه بسیار یم با
گرسنگی،سرما،ترس درد
هراس و جنون!
چهره ی فاشیسم چه هراسی می تواند بیافریند
نقشه هاشان را با دقت فریبکارانه پیاده می کنند
بدون اینکه چیزی برایشان مهم باشد
خون برایشان مدال است و
کشتار عمل قهرمانانه
خدایا این دنیاییست که خلق کردی؟
برای این بود هفت روز کار و نگرانیت؟
در میان این چهار دیوار اعدادیست که دیگر رشد نمی کنند
که نرم نرم طالب مرگ می شوند.
ناگهان هشیاری به من هجوم می اورد
و می بینم این دریای بی طپش را و می بینم نبض ماشین ها را
و سرباز ها را که چهره ای سرشار از محبت دارند
و مکزیک ،کوبا و تمامی جهان را
که این بدنامی را فریاد میکنند
ما ده هزار دستیم که چیزی نمی سازیم
در تمامی این سرزمین چند دست هستیم
می خوانم و چه رنجی است خواندن
هنگامیکه ناچارم وحشت را اواز سر دهم
وحشتی که در ان می زیم و وحشتی که با ان می میرم.

خود را میان بسیار و بسیار لحظه های بی پایانی می بینم
که در انها سکوت و فریاد پایان توامان سرودند .

می دانم انچه را که هرگز ندیدم ،انچه را که احساس کرده ام و انچه را که اکنون حس می کنم
زمان را به بار خواهد نشانید.

http://www.bedoonemarz.com/blog/94

 

 

Rosa