اخبار روز:

: آیت‌الله جنتی

از چشم غره دشمنان نترسید

پیشرفت‌های جمهوری اسلامی ایران برای دشمنان پیام دارد

ای غربی‌ها و ای آمریكایی‌ها! ایران درمقابل شما زانو نمی‌زند

دبیر شورای نگهبان پیشنهاد داد كه بیستم فروردین ماه هر سال به نام فناوری هسته‌یی نامگذاری شود.

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-696652&Lang=P

اعلام خبر شادی بخش دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته‌ای از سوی رییس جمهوری كشورمان در مشهد مقدس مایه مباحات در میان تمامی اقشار جامعه شده‌است.

احمدی نژاد در مشهد: حقوق هسته ای خود را تا تحقق تولید صنعتی سوخت هسته ای دنبال می کنیم

سه شنبه ۲۲ فروردین

جنبش ضد جنگ راه بیاندازیم

جنگ نه

جنبش ضد جنگ راه بیاندازیم

از وبلاگ لیلی فرهادپور

"همه جای دنیا ایران در صدر خبرهاست. از سوی امریکا جدا تهدید به جنگ شده است. تمام جنبش‌های مردمی جهان فعالیت های خود را بر این متمرکز کرده اند که علیه جنگ در ایران قبل از وقوع آن اقدام شود. نمی دانم چرا در داخل کشور این سکوت وجود دارد فقط دولت و دولتی‌ها هستند که در مورد جنگ حرف می‌زنند. یعنی در مورد جنگ و صلح حرف زدن جزو خط قرمزهاست و یا جزو موارد خود سانسوری و یا ...

http://khorshidkhanoom.com/

* خوب ما فقط همین انرژی هسته ای رو کم داشتیم که به یمن رییس جمهور شدن آقای عدالتخواه الان اونو هم داریم! چقدر دیشب من حرص خوردم! چه خوشحالی ای راه انداخته بودند. تمام برنامه های تلویزیون زیر نویس داشتند که: خبر فوری: ایران به هشت کشور دارای انرژی هسته ای پیوست! خدا رو شکر که همه مشکلاتمون حل شد و دیگه کشور مشکلی

نداره و الان دیگه عدالت برقرار شد!!!!

http://www.zahra-hb.com/

زهرمار هسته ای

مدتی است تبلیغات صدا و سیما درباره دستاوردهای باصطلاح تحقیقاتی ایران در فیزیك هسته ای شدت گرفته و وضعیت چندش آوری پیدا كرده است….

این روزها هم پیچ رادیو و تلویزیون را كه باز می كنی هر طرف كه می چرخانی خبر، گزارش، مصاحبه، تفسیر و برنامه است در منقبت فیزیك هسته ای، انرژی هسته ای، فناوری هسته ای، برق هسته ای، كوفت و زهرمار هسته ای و ... . مثل اینكه در آسمان باز شده و تمام علوم و معارف انسانی خلاصه شده در فیزیك هسته ای و آن هم یك مرتبه و یك جا نازل شده است بر مغز "دانشمندان جوان هسته ای" ایران كه تاكنون یك نفر هم نام یكی از آنها را نشنیده است تا بداند این كدام نوابغ فوق بشری اند كه اینشتین را در یك جیب شان می گذارند و بوعلی سینا را در جیب دیگرشان!

http://shirzad.ir/2006/02/post_14.html

اورانیوم در معادن بصورت سنگ بوده و پس از تصفیه بنام "کیک زرد" نامیده می شود. در معدن ساغند که بزرگترین معدن ایران می باشد, بیش از 1.5 میلیون تن سنگ اورانیوم یافته شده که خلوص آن 553 گرم در یک تن است, یعنی در مجموع حدود 825 تن کیک زرد.

هزینه تولید اورانیوم (کیک زرد) برای هر معدنی متفاوت می باشد. قیمت فروش کنونی (2006) در حدود 40 دلار برای هر کیلوگرم است. معادن اورانیوم را به دو دسته بنابر هزینه تولید تقسیم کرده اند, تا 80 دلار و یا تا 130 دلار.

http://iranatom.tripod.com/

این کیک زرد هم مثل بقیه‌ی چیزا شد باعث مسخره‌بازی.
شیرینی‌فروش‌ها کیک‌های زرد آوردن. بچه‌ها دامن مانتوی مادرشون را می‌کشن و کیک زرد می‌خوان . ملت هم می‌خرن و می‌خندن.
چه ملت بی‌عاری هستیم ما:)

خبر مهم. به حمدالله کیک قرمز هم ساخته شد

به حول و قوه‌ی الهی در ساعت 22 شب گذشته یک فروند کیک قرمز !توسط زیتون، دانشمند جوان، ساخته شد

به مناسبت‌ دستیابی به چرخ‌وفلک هسته‌ای(میدی منم باهاش یه دور هسته‌ای بزنم؟) تو مدارس و میدونای مهم کرج و تهران( مثلا میدون ولی‌عصر) کیک و ساندیس پخش کردن.
برای معلم‌ها کلاس‌های توجیهی گذاشتن که غنی‌سازی هسته‌ای و فرق اورانیوم 238 رو با اورانیوم 235 و تعداد توترون و بروتون‌ها و واکنش زنجیره‌ای رو بهشون حالی کنن و بعد اونا کلاس بذارن و دانش‌آموزا رو حالی کنن و دانش‌آموزا برن خونه و پدرمادرا رو حالی کنن و خلاصه همه یه جورایی حالی‌به‌حالی هسته‌ای بشن.

یهو دیدیم فیزیک هسته‌ای در ایران رشد بی‌سابقه‌ای کرده و همه شدن یه‌پا فیزیکدان!
چند روز پیش پاک‌بان (سپور) محله‌مون پیداش نبود. توی پارک محل دیده بودنش که داره با باغبون هفتادساله‌ به ترکی بحث اتمی می‌کنه!

5-یکی از دوستای خانوادگی‌مون که خیلی هم مخالف ایناست و دیپلم خانه‌داری داره، تو اخبار ساعت دو بعدازظهر دیدیم که خیلی باحرارت از چرخ‌وفلک هسته‌ای دفاع می‌کنه. چند روز بعد تویه مهمونی دیدیمش. مامانم پرسید اینا چی بود که گفتی؟
گفت: از یه آرایشگاه معروف و گرون بر می‌گشتم.تازه های‌لایت کرده بودم و برای اولین بار داده بودم خود سوزان آرایشم کرده بود. وقتی برای مصاحبه اومدن گفتم. به شرطی که نگین روسری‌تو بکش جلو یا آرایشتو پاک نکن. اونا هم قبول کردن و منم از این فرصت استفاده کردم تا اشرف‌خانوم اینا یا این تیپم ببیننم و کونشون بسوزه!

http://www.z8un.com/

 

ما كه نفهمیدیم این آقای رئیس جمهور چه گفت. فقط می دانم كه ممكن بود با آن اورانیومی كه غنی كرده بودند به ما شام بدهند. حالا تا می توانید شادی كنید. مگر همین شماها نبودید كه می گفتید انرژی هسته حق مسلم ماست. پس حالا خوشحال باشید چون خبر  رئیس جمهور بسیار فرح بخش بود. پس بیاین باهم حالا دست دست... این مورد در اینترنت هم بازتاب گسترده ای داشته. است چند مورد را بخوانید.                                                                              

http://greencar.blogfa.com/post-115.aspx

 

به امید آن روز
به کوری چشم دشمنان به خانواده ی نیروهای هسته ای جهان پیوستیم.حال دیگرپاکستان تنها نیست ویک مسلمان هسته ای به هسته ای های جهان افزوده شد وبستربرای ظهورآقا امام زمان آماده تر.به کوری چشم دشمنان دیروزکلی از صداوسیمای میهن آریایی اسلامی آهنگ "ایران"
محمدنوری راپخش کردیم وخوش خوشان مان شد درست وحسابی.به امیدروزی که بتوانیم انرژی هسته ای را درتمام شئونات زندگی مان به کارگیریم.به امید روزی که یکایک آحاد ملت درصحنه درمستراح خانه اشان یک آفتابه ی هسته ای داشته باشد.رییس جمهوررجایی وارمندناک نتوانست نفت را روی سفره همه امان بیاورد امیدوارم انرژی هسته ای رابتواندسرسفره ی همه بیاورد.خدانیاوردآن روزی را که فقط سران سه قوه وآقا درخانه اشان آفتابه ی هسته ای داشته باشندچنین پدیده ای نه درسال پیامبراعظم صورت خوشی دارد نه درسال پیامبراکرم، فرزانه وفتانه هرپیامبردیگری.دشمن هم خیال نکند که ازحمله اش به میهن آریایی اسلامی می ترسیم.اگرحمله کنندپدرشان را درمی آوریم پدرخودمان هم اگردرآمد خیالی نیست بی روادید به بهشت برین(با فتحه ی روی ب بخوانید) می رویم ودرراه بندان پل صراط گرفتارنمی شویم گیرم که اوسا کریم به پیروی از رییس جمهوررجایی وارمندناک برای پل صراط هم دوربرگردان درست کرده باشد.راستی با هسته ای شدن مان قیمت انرژی هسته ای هم پایین آمد.دیگرکسی نمی گویدانرژی هسته ای دویست تومن بسته ای.انرژی هسته ای دوزارونیم بسته ای.پیش به سوی آفتابه هسته ای.ایران شده هسته سرا مهدی بیا مهدی بیا.

http://bamdad.blogspot.com/

 

الا یا ایها الســـــــــــــــاقی ادر كاساْ و ناولها 

         كه بُمب آسان نمود اول، ولی لو رفت راكتورها!

·         از هستهء مرکزی هرگونه تشکل سیاسی و غیر سیاسی...

·         از هستهء آلو، زردآلو، گیلاس، آلبالو و کلاْ همهء میوه‌های هسته‌دار...

·         از هستهء زمین و خورشید و همهء سیاره‌ها و ستاره‌های هسته‌دار!!...

·         از هستهء فکری هرگونه جنبش و سبک فکری و هنری...

·         از هستهء کلیهء نرم افزارهای کامپیوتری...

·         از هستهء اتم...
از انرژی هسته‌ای...

·         از سوخت هسته‌ای...

·         از تاسیسات هسته‌ای...

·         از آپارتاید هسته‌ای...

·         از سلاح هسته‌ای...

·         از تکنولوژی هسته‌ای...

·         از فن‌آوری هسته‌ای...

·         از پروندهء هسته‌ای...

·         از موضع هسته‌ای...

·         از راکتور هسته‌ای...

·         از بحران هسته‌ای...

·         از ابتکار هسته‌ای...

·         از دکترین هسته‌ای...

·         از مذاکرات هسته‌ای...

·         از همجوشی هسته‌ای...

·         از فعالیتهای هسته‌ای...

·         از پارامترهای هسته‌ای...

·         از فیزیک هسته‌ای...

·         از طرح هسته‌ای...

·         از تسلیحات هسته‌ای...

·         از برنامه‌های هسته‌ای...

·         از بارگذاری هسته‌ای...

·         از حملات هسته‌ای...

·         از فشارهای هسته‌ای...

·         از اخبار هسته‌ای...

·         از اطلاعات هسته‌ای...

·         از ابهام هسته‌ای...

·         از تحقیقات هسته‌ای...

·         از استعمار هسته‌ای...

·         از مسائل هسته‌ای...

·         از مذاکرات هسته‌ای...

·         از چرخهء سوخت هسته‌ای...

·         از رویاهای هسته‌ای...

·         از نیروگاه‌ هسته‌ای...

·         از سیاست‌های هسته‌ای...

·         از استقلال هسته‌ای...

·         از افتخار هسته‌ای!...

·         از عزت و سربلندی هسته‌ای!...

·         از خود کفایی هسته‌ای...

·         از شکاف هسته‌ای...

·         از مهندسی هسته‌ای...

·         از مراکز هسته‌ای...

·         از پزشکی هسته‌ای...

·         از زرادخانهء هسته‌ای...

·         از دانش هسته‌ای...

·         از قدرت هسته‌ای...

·         از کلاهک هسته‌ای...

·         از جنگ هسته‌ای...

·         از توافقات هسته‌ای...
...خلاصه تا اطلاع ثانوی از هر چیزی که هسته‌ای باشد، متنفر بوده و نسبت به آن آلرژی داریم! لطفاْ اصرار نفرمایید. (حتی شما دوست عزیز!!)

http://www.brokenview.persianblog.com/1384_7_brokenview_archive.html#4134955

این چند وقته از کرمونیا دوری کن...چون به هست می گن هسته...

 

http://nikahang.blogspot.com/

 

خبر خوش هسته‌ای را هاشمی گفت

رفسنجانی كه در آستانه سفر به كویت است، امروز راه‌اندازی 164 دستگاه سانتریفوژ در تاسیسات غنی‌سازی نطنز را تاییدكرد و گفت: ایران اولین واحد پایه را كه شامل 164 دستگاه سانتریفوژ است، راه‌اندازی و به آن گاز تزریق كرده و محصول گرفته است.
هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با خبرگزاری كویت با اعلام این مطلب ادامه داد: البته این باید خیلی گسترش پیداكند تا به یك واحد صنعتی كامل تبدیل شود. ما به ده‌ها واحد از این ابزارها نیاز داریم تا بتوانیم با وصل آنها كارخانه غنی‌سازی اورانیوم را در اختیار داشته باشیم.

شیرزاد
http://shirzad.ir/2006/02/post_22.html

 

مسأله اساسی این است كه ما دوست داشته باشیم یا دوست نداشته باشیم، منابع اولیه اورانیوم در ایران بسیار ناچیز است. در این مقاله مجال پرداختن به این نكته كلیدی نیست. دوستان را به مقاله ای كه چند روز پیش (23/11/84) در سایت روزآنلاین آمده بود ارجاع میدهم كه در آن آماری به نقل از منابع رسمی سازمان انرژی اتمی ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد حجم بسیار كم ذخایر معدنی اورانیوم ایران در مقایسه با برخی كشورهای برخوردار از این منبع ذكر شده بود (چیزی در حدود 1400 تن اورانیوم تقریبی ایران در برابر یك میلیون تن ذخایر استرالیا و یا 622 هزار تن ذخایر كانادا و ...) كه تازه آن هم به سختی و با چند برابر هزینه جهانی آن امكان استحصال دارد.

بنابراین در یك نتیجه گیری ساده، برای داشتن یك صنعت هسته ای كارآمد در ابعادی كه تصمیم گیرندگان ذكر میكنند (حدود 20 هزار مگاوات برق هسته ای) تردیدی نیست كه كشوری كه برای سوخت لازم به منظور تولید هزارمگاوات برق هسته ای منابع اولیه لازم را ندارد، ناچار به استفاده از امكانات خارجی هاست. به بیان دیگر، امكان اداره این صنعت از نقطه شروع تا انتها به صورت خودكفا اصولاً محال عقلی است، یا باید سنگ معدن اولیه اش را از خارجی ها بخریم، یا باید باصطلاح معدنیها كنسترانته (تغلیظ شده) آن را كه همان كیك زرد باشد وارد كنیم و یا باید از خیر چند حلقه از این صنعت بگذریم و مستقیماً سوخت آماده استفاده در راكتور را از آنها بخریم.

http://shirzad.ir/2006/02/post_22.html

 

با سلام
این درست است که ما حتی با داشتن سانتریفیوژ وتکنولوژی غنی سازی بازهم نیازمند خاک اورانیوم هستیم و وابستگی ما قطع نمی شود(به نظر من قطع وابستگی صنعتی بیشتر شبیه یک شوخی است) اما نوع این وابستگی تغییر می کند(ازخریدسوخت به خریدخاک) و ما این امکان را خواهیم داشت که در عرصه تولید سوخت وارد معادلات جهانی شویم.
هرچند گرفتن خاک مشکلتر از سوخت است ولی ممکن است وقتی پای منافع پیش بیاید امثال روسیه و چینی پیدا شوند.

شیرزاد:
همیشه این طور نیست که خرید مواد اولیه یک صنعت و تبدیل آن در داخل کشور ارزان تر از خرید محصولات ثانوی تمام شود. امروزه هزاران شرکت در دنیا ادوات الکترونیک تولید می کنند اما برای هیچکدام از آنها صرف نمی کند که خودشان از ب بسم الله شروع کنند به دیود و ترانزیستور تولید کردن. ضمنا فکر می کنید چقدر باید به روسها یا چینی ها پول داد تا حاضر شوند اخم امریکا و اروپا را تحمل کنند و به ما خاک اورانیم بفروشند و بر فرض چنین چیزی آیا قیمت این خاک اورانیم چند برابر سوخت آماده نخواهد بود؟ و بالاخره با معیار اقتصادی هم که نگاه کنیم آیا آنها مغزشان عیب کرده که برای خودشان رقیب در تهیه سوخت ایجاد کنند؟ به هر حال تا کنونه چنین چیزی تحقق پیدا نکرده است.

 

سه نتیجه گیری نهایی بیشتر نمی توانم از این مطلب داشته باشم:
1- برنامه هسته ای ایران ابعاد نظامی دارد
2- تصمیم گیران نظام احمقند
3- عناصر خودسر در این میان بدنبال منافع خود هستند و اطلاعات دروغ در اختیار هم مردم و هم تصمیم گیران گذاشته اند.
بنظر شما کدام مورد به واقعیت نزدیک تراست؟

شیرزاد:
اینها نتیجه گیری های شماست. حرفهای من هم همانها که در متن آمده است.

توزیع 114 كیلوگرم كیك زرد به مناسب جشن میلاد پیامبر

هنوز صدای آژیر قرمز و صدای ضدهوایی‌ها و غرش هواپیماها از یاد من و هم‌نسل‌های من نرفته. هواپیماهایی که معلوم نبود باران بمب‌هایشان را روی سقف کدام کودک ترس‌خورده می‌ریزند. با اینکه شمال ایران فقط یکبار مورد حمله هوایی قرار گرفت من هنوز آن نوارچسب‌های سفید و قهوه‌ای روی شیشه‌ها را یادم هست. صدای آژیرهای پی در پی و نگرانی چشم‌های سیاه و غمگین مادرم که از امروز من جوان‌تر و کم‌سن و سال‌تر بود... بوی گلایول‌ها و پرچم‌های افراشته، قبرهای سفید متحد‌الشکل و عکس‌های توی قاب، عکس‌هایی که از حالای من خیلی خیلی جوان‌تر بودند...

کودکی‌ام که هر روز با آوردن پیکر جوانی از خانواده‌ی پدر و مادرم می‌گذشت. پسرعموی پدر، پسرعموی مادر، پسرعمه مادر، پسر عمه پدر،...

با همین چشم‌های خودم استخوان‌های پا و جمجمه‌ای دیدم که جای جوان ۱۸۰ سانتی آمد و مادرش تا ماه‌ها پس از آن نتوانست روی پاهای خودش راه برود. مردی که در عروسی دخترش هم رخت عزای تنها پسرش را از تن بیرون نکرد...

حالا این مجسمه‌های بلاهت کامل شدن چرخه کامل لعنتی هسته‌ای کوفتی‌شان را جشن گرفته‌اند!

بخدا کودکان فردای سرزمین من به‌جای اورانیوم غنی شده به صلح و آرامش نیاز دارند.  آخر این‌ها که نمی‌فهمند جنبیدن زیر پوست زنی که سیاه پوشیده یعنی چه. می‌فهمند؟

 همه‌ی کودکی من و نوجوانی‌ام و این سالهای پرشتاب جوانی‌ام در ترس گذشته و می‌گذرد. ترس از دست  دادن! هی، کدام شما می‌فهمد ترس از دست دادن یعنی چه؟ می‌فهمید؟!

. http://nirvana.persianblog.com/

 

حرفهایی از ته ته دلم ...

ماجراهای هسته ای ایران بالا گرفت

و برنامه ام با خبر غنی سازی اورانیوم به تعلیق در آمد. با این حال

طبق ذاتی که هنوز هم به طرز ابلهانه ای خوش بین است گفتیم

حالا انشاالله که گربه است، که کارشان را کردند و حالا  احتمال دارد

کرمشان بخوابد و شاید قضایا طور دیگری پیش رفت... کمی آرام تر،

طوری که ما هم بتوانیم این کنار آهسته زندگی مان را بکنیم و نان و

ماستمان را بخوریم. اما یادمان رفت که ما ایرانی هستیم، که رئیس

جمهورمان آقای احمدی نژاد است. که تقدیر ما طوری رقم خورده که

یک روز آب خوش از گلویمان پایین نرود که ما حق نداریم یک شب

بدون ترس از آینده سر بر زمین بگذاریم و خواب بد نبینیم و نیمه شب

از ترس سه زرع از جا نپریم و تلفن به دست مثل دیوانه ها لب تخت

ننشینیم. اما مهم نیست اگر ما هم یادمان برود، چون صفحه خبرها

هست که با تیتر درشت ایرانی بودنمان را یادمان بیاورد. هنوز عرق

سردی که از غنی سازی روی مغزمان نشسته خشک نشده، امروز

صبح باید با حرف های آقای احمدی نژاد به آفتاب سلام بدهیم.

بخوانیم که ایشان می دانند به زودی مشکل اسرائیل حل می شود،

به زودی فلسطینیان به خواسته دیرینه شان می رسند، که کشتار

یهودیان افسانه ای بیش نیست و به زودی ...

آقای احمدی نژاد ... چرا نمی گذارید آب خوش از گلوی ما پایین برود؟

چرا من به عنوان نمونه ای از آدمهای هم سن و سالم، باید دوباره و

دوباره فدای جاه طلبی های چند نفر آدم مثل شما بشویم؟ چرا جنگی

که می توانست کوتاه باشد به خواست افرادی مثل شما ۸ سال طول

کشید، و حالا جنگی که به راحتی قابل پیش گیری است باید به خواست

شخصی شما راه بیفتد؟

خیلی ها می گویند ماجرا پیچیده تر از این حرفهاست ... می گویند که

جنگ اتفاق می افتد چه کسی حرفی بزند یا نزند ... که قضیه مربوط به

قیمت نفت و ازرش دلار امریکاست ... من می گویم همه اینها هم که

باشد تا تن کسی نخارد جنگی راه نمی افتد و رفتار درست احتمال وقوع

جنگ را کمتر می کند. آقای احمدی نژاد، چرا تنتان برای جنگ و کشت و

کشتار می خارد؟ فکر صلاح که هستید؟ چرا وقتی فقر در کشورمان بیداد

می کند باید پول در حلقوم حماس بریزیم؟ انرژی هسته ای برای مصرف

صلح آمیز می خواهید؟ چرا از راه درستش وارد نمی شوید، چرا شما هم

مثل هند سیاستمدارانه رفتار نمی کنید. لابد چون نمی خواهید پاچه خوار

قدرتهای بزرگ بشوید ... اصلا گیریم که انژری هسته ای حق مسلم

ماست. اگر مقاصدتان واقعا صلح آمیز است، پس چرا سه روز پس از خبر

غنی سازی این حرفها را می زنید؟ دم خروس را باور کنیم یا قسم

حضرت عباس را؟ ما که ملت شماییم وقتی نمی توانیم به شما اعتماد

کنیم، چطور می خواهید دنیا به حرف شما توجه و اعتماد کند؟ (که البته

بی ربط گفتم ... شما برای دنیا تره هم خرد نمی کنید و  متاسفانه فکر

می کنید اداره درست یک کشور کاملا مستقل از بقیه کشورها امکان

دارد). کدام یک از کارهای شما این اواخر به نفع این ملتی بوده است که

اینقدر سنگشان را به سینه می زنید؟ چند درصد از مردم ایران انرژی

هسته ای می خواهند؟ (توجه کنید که مردم ایران فقط آنهایی نیستند

که دم در ساختمان یونسکو تظاهرات می کنند، سفارتخانه ها را به آتش

می کشند و یا به نماز جمعه می روند) چند درصد خواستار تحریم و انزوا

از جهان و جنگ احتمالی هستند؟

رئیس دولت الکترونیک! چرا کمر همت بسته اید تا باقی مانده زندگی ما

و آینده کودکانمان را به دهنمان زهر مار کنید؟ ما چرا باید در حالی که به

مهمان نوازی شهرت داریم  به خاطر سیاستهای شما روز به روز بیشتر

در انزوا غرق شویم؟ چرا نباید با زکاوت زندگی و پیشرفت کنیم؟ این همه

هیاهو برای چه؟

من چرا نباید بتوانم برگردم و در شرایطی نسبتا آرام باقی زندگی ام را

در راهی بگذرانم که دوست دارم، راهی که شاید ذره ای برای کشورم

سود داشته باشد؟ چرا مغز و ایده و عشق به زندگی در آدمهایی مثل

من باید در هزار و یک مکان به جز « خانه مان» خرج شود؟ چرا ما باید

همیشه از دست شما و حرفهایتان شرمنده بشویم؟ من هم نه از جرج

بوش خوشم می آید نه از سیاست های امریکا و ضدیتم آنقدر شدید

است که حتی موقع خرید خانه ناخودآگاه  از خریدن اجناس امریکایی

امتناع می کنم. دلم برای مردم فلسطین و  همین طور مردم اسرائیل

می سوزد، چون همه آدم هستند، آدمهایی مثل من قربانی سیاست

-های دولتهایشان . اما اینکه شما می گویید و می کنید به خدا فقط

شرایط را برای آنان بدتر می کند. باور کنید، که در حال حاضر اولین خطری

که آرامش و صلح خاورمیانه و حتی جهان اسلام را تهدید می کند خود

شما هستید و نه کس دیگر!

چه در سرتان است؟  که مثلا بروید یک بمب بیندازید روی اسرائیل؟ که

چه بشود؟ این کار چه دردی از یک فلسطینی دوا می کند؟ فکر کردید

بقیه در چنین حالتی چه کار می کنند؟ می نشینند کنار برای شما کف

می زنند؟ یعنی حتی اینقدر علم نمی دانید که مثلا اگر همچین کاری

بکنید دامنش فلسطینی ها را هم می گیرد؟ که مثلا یک حمله اتمی

تا چه شعاعی تاثر می گذارد؟ بعید می دانم ندانید! اگر هم همچین

قصدی ندارید، چرا مدام روی اعصاب همه می روید با حرفهایتان؟ چرا

تنش بین اقوام و ادیان را، که خواسته بعضی هاست و برایشان سود

ـ های کلان می آورد دامن می زنید؟ شاید خودتان هم مثل آنها از این

تنش سود کلان می برید ... نمی دانم! پس لااقل دیگر نگویید به نفع

ملت ایران یا فلسطین یا چه و چه ... بگویید به نفع خودم و اطرافیانم.

آقای احمدی نژاد، این حرفها که گفتم شاید همه بدیهی بودند، پیش

پا افتاده بودند اما باید می گفتم  چون به طرز دردناکی روی سینه ام

سنگینی می کردند. نمی دانم در سرتان چه می گذرد و چه آشی

برای ما پخته اید ...اما  شما را قسم به هر چه می پرستید، حلقوم

ما را بیشتر از این بین دو دوست سیاستهایان فشار ندهید.

می گویید خیر ملت را خواهید، پس اینقدر در جهت عکسش رفتار

نکنید. خیر ملت در جنگ و تحریم نیست ... خیر هیچ ملتی در این دو

چیز نیست ... از ما مردم اگر شرم نمی کنید، لااقل از خدایتان و

آخرتش شرم کنید ... فلسطین و اسرائیل را به حال خودشان بگذارید

تا مسائلشان را حل کنند، شما اگر رئیس جمهور درستکاری هستید

مشکلات بیشمار کشور خودتان را حل کنید.

امضا،

یک ایرانی مستاصل.

http://alice-in-wonderland.persianblog.com/

 

همه دارند از احتمالات صحبت می‌کنند و این خیلی عجیبه که با بچه‌ها که توی ایران صحبت می‌کنم همه می‌گن بی‌خیال آخوندا بذار حالمون رو بکنیم. نمی‌دونم آقا. این ...‌ها بدجور سیستم اخبار رو توی ایران بستند و انگار هیچ کس قضیه رو جدی نمی‌گیره.»

http://bahmanagha.blogspot.com/

 

انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست

وقتی می‌خواهم شعار بالا را فریاد‌بزنم، نکات پایین قلقلکم می‌دهند:

۱) چه جالب!! صحبت از تکلیف الهی و این حرف‌ها نیست. کجایی دکتر‌سروش که ببینی "حق" جای "تکلیف" را گرفته‌است؟!

۲) آیا این دو جمله معادل هم‌دیگرند؟

" برخورداری از انرژی هسته‌ای حق همه کشورهاست"

" داشتن تأسیسات تولید چرخه سوخت هسته‌ای حق ایران است"

۳) همه حق دارند پیش خانواده‌شان زندگی‌کنند، این حرف صحیح است. مگر نه؟! اما اگر یک مجرم زندانی با این استدلال بخواهد بیرون از زندان و نزد خانواده‌اش زندگی‌کند چی؟! 

۴)  افراد وقتی جرمی مرتکب می‌شوند، حقوق مسلم‌شان به‌طور موقت یا دائم از آن‌ها سلب می‌شود. وقتی به کسی اتهامی وارد می‌شود، شواهد له یا علیه او باعث می‌شود که یا مجرم قلمداد شود یا تبرئه گردد.

۵) به ایران دو اتهام وارد‌شده‌است: یکی این‌که با وجود امضای پیمان NPT – که کشورها را به گزارش کلیه فعالیت‌های هسته‌ایشان به آژانس ملزم می‌کند- حدود ۲۰ سال این کار را نکرده‌است. این اتهام به "پنهان‌کاری" معروف‌شده‌است، دیگر آن‌که برنامه هسته‌ی ایران "مقاصد نظامی" دارد.

۶) اتهام پنهان‌کاری یک اتهام اثبات‌شده‌است که ایران هم آن‌را رد‌نکرده‌است.( پس در‌این‌مورد با یک جرم سر‌و‌کار داریم)  اما ایران همواره اتهام مقاصد نظامی را تکذیب‌کرده‌است.

۷) آیا اثبات اتهام نخست کافی‌است تا اتهام دوم هم ثابت‌شود؟

۸) آیا در صورتی‌که اتهام دوم وارد‌نباشد، مجازات جرم اول می‌تواند تعلیق موقت یا دائم فعالیت‌های هسته‌ای باشد؟

۹) چه شواهدی علیه ایران در مورد اتهام دوم وجود‌دارد؟ آیا "پنهان‌کاری"، "شروع فعالیت‌ها از زمان جنگ با عراق"، "تهدیدهای همیشگی از سوی آمریکا و اسراییل"، "هسته‌ای و میلیتاریزه‌بودن منطقه"، "ارتباط با شبکه عبدالقدیرخان، سازنده بمب اتم برای پاکستان" قوی‌ترند یا "نیاز ایران به برق هسته‌ای"، "تحریم بین‌المللی ایران و نیاز به خودکفایی در این زمینه"، "پیشرفت علمی و نگرانی غرب از آن"، "پایان‌پذیر بودن سوخت‌های فسیلی مانند نفت و گاز"؟؟؟

10) آیا شواهد کافی برای اثبات جهش علمی در ایران وجود‌دارد؟ "تعداد برندگان جایزه نوبل در ایران"، "رتبه علمی دانشگاه‌های ایران در دنیا"، "کارایی نظام آموزش عالی"، "روند مهاجرت نخبگان (فرار‌مغز‌ها)"، "پیشرفت‌های علمی در زمینه‌های ‌Hitec مانند نرم‌افزار، بیو‌تکنولوژی، نانوتکنولوژی و..."

ظاهراً خلاف این ادعا را ثابت‌می‌کند. جوانان دانش‌مند ما زیادی هسته‌ای نیستند؟! کاش کمی از آن‌ها به خودروسازی‌ها، ساخت، تعمیر و نگهداری هواپیما و... علاقه‌مند بودند یا دست‌کم اقتصاددان و سیاست‌گزار بودند، حیف‌نیست؟!

11) آیا پایان‌پذیر‌بودن سوخت‌های فسیلی دلیلی کافی برای رفتن به سمت انرژی هسته‌ای است؟ مگر "تأسیسات هسته‌ای ایمن‌ترند؟" یا "آلایندگی کمتر دارند؟" یا "یارانه بنزین نشان‌دهنده نگرانی ما در پایان‌پذیر‌بودن سوخت‌های فسیلی است؟" یا "سیاست‌گذاری در کشور ما آینده‌نگر و به فکر نسل‌های بعدی است؟" یا "کسی ایران را مجبور به فروش میلیون‌ها بشکه نفت و حرکت به‌سمت پایان منابع نفتی کرده‌است؟"

یا "کشورهای صاحب فن‌آوری هسته‌ای که با یافتن این گنج از وابستگی و اعتیاد به نفت رهاشده‌اند؟" یا "کشورهایی که هم‌اینک منابع سرشار نفتی ندارند، که اکثر کشورها&