مشکلات بزرگ ،راه حل های بی ثمر

 سرمقاله نشریه شماره 16

مشکلات بزرگ ،راه حل های بی ثمر

 

فقر زنانه می شود. ایدز زنانه می شود. خشونت علیه زنان در سراسر جهان بیداد می کند.  قاچاق زنان سیر صعودی دارد. تن فروشی چنان سکه متداولی شده که حتی دانشجویان کشورهای پیشرفته برای خرج تحصیل به فحشا تن می دهند. و این همه در عصر رشد سریع تکنولوژیک و انباشت بی نظیر ثروت جریان دارد. نیازهای جهانی سازی، زنان را بیش از پیش وارد عرصه تولید و زندگی اجتماعی می کند. ولی در غیاب تغییرات پایه ای در روابط بین انسان ها، در شرایطی که هنوز زن مایملک مرد محسوب می شود، پیشرفته ترین تکنولوژی با عقب مانده ترین روابط در هم می تند تا زنان را به وحشیانه ترین شکل استثمار کند.

امروز زنان بیش از همیشه و بیش از هر کس در معرض تکاملات و تغییرات جهانی هستند و زندگی و نقش شان بیش از هر کس با این تغییرات رقم می خورد. امروز استثمار زنان، شرایط زندگی زنان، نقش اجتماعی زنان، و سرکشی زنان مسئله ای شده که بیش از پیش توجه دوست و دشمن را به خود معطوف کرده است. چرا که نقش و موضع گیری زنان بعنوان یک نیروی اجتماعی بیش از پیش در فرایند اوضاع اهمیت میابد. و زنان بیش از پیش در محاسبات کلان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی طرح می شوند.

راه کارهای بسیاری به زنان پیشنهاد می شود و زنان با بررسی این راه کارها و موضع گیری در قبالشان است که می توانند مسیر درست برای نیل به اهداف کوتاه مدت و دراز مدت خود را بیابند. یکی از این برنامه ها، که به عنوان گزینه ای متفاوت و در جهت بهبود شرایط به جامعه و بویژه زنان عرضه می شود،  پدیده ای است که «سازمان های غیر دولتی» یا «ان جی او» نام گرفته و یکی از شاخه های مهم آن، ان جی او های مربوط به زنان است. بررسی عمیق علل وجودی این پدیده، نقش سیاسی اقتصادی اجتماعی و تاثیرات آن بر جنبش زنان از مسائلی است که باید به طور جدی به آن پرداخت و هم اکنون نیز بسیاری از فعالین جنبش را به خود مشغول کرده است. برای ارزیابی از ان جی او ها، همچون هر پدیده ای، باید نقش آن ها را در رابطه با هدف رهایی زنان و با تکیه به دستاوردهای مبارزات تا کنونی زنان سنجید.

استقلال مالی

مبارزه برابری طلبانه زنان مبارزه ایست علیه نظام مردسالاری. مبارزه موثر علیه ساختارهای این نظام در ابعاد خرد و کلان، بدون استقلال اقتصادی از آنها ممکن نیست. ان جی او ها اغلب (بطور مستقیم یا غیر مستقیم) وابسته به کمک های اقتصادی از نهادهایی اند که منافعشان مستقیما در حفظ نظم موجود است. از جمله نهادهایی که کمک های کلان به ان جی او ها می کنند می توان سازمان ملل، بانک جهانی، بنیاد فورد (Ford Foundation)، یو اس اید (USAID) را نام برد. آنچه تخصیص بودجه از طرف این نهادها را تعیین می کند، سیاست های حاکم بر آنها و بر دولتهایی است که این نهادها به آنها وابسته اند. بطور مثال در سال 2001، یکی از اولین سیاست های جرج بوش بعد از انتخابات قطع بودجه تمامی ارگان هایی بود که به اشکال مختلف سقط جنین را ترویج می کردند. این قطع بودجه شامل تمام ان جی او هایی شد که وابسته به نهادهای آمریکایی از جمله «یواس اید» بودند: سازمان هایی که در بسیاری از کشورهای جهان سوم، یا در تلاش برای قانونی کردن سقط جنین بودند و یا امکانات سقط جنین برای زنان بی بضاعت را تامین می کردند، و یا حتی آن را به عنوان یک گزینه به زنان معرفی می کردند. اغلب ان جی او ها برای شروع فعالیت و یا برای ادامه آن باید به دنبال بودجه از ارگان هایی باشند که منافعشان با منافع زنان بیگانه است. بالطبع این ارگان ها در تعیین محتوای فعالیت ان جی او ها نقش تعیین کننده دارند. آن که خرجی می دهد، تمکین می طلبد. استقلال مالی شرط ضروری در تصمیم گیری آزادانه در جهت مبارزه موثر و موفق با مردسالاری است.

مبارزه ای همه جانبه

مبارزه زنان علیه نظام مردسالاری مبارزه ای مجرد نیست، مبارزه ایست گونه گون و چند بعدی علیه اشکال مختلف ستم بر زن در خانه، مدرسه، محیط کار، کوچه و خیابان. مبارزه ای است که نقش فرودست زن در تمام عرصه های زندگی سیاسی اقتصادی اجتماعی فرهنگی را به چالش می گیرد. مبارزه اغلب از طریق به پیش گذاشتن خواسته های مشخص کوچک و بزرگ پیش می رود، ولی ان جی او ها اغلب مسائل را چنان خورد می کنند که رابطه شان با مسائل پایه ای تر پوشیده می ماند. بطور مثال با ناقص سازی جنسی زنان مبارزه می کنند، ولی به آنچه سبب ادامه این بربریت در قرن بیست و یکم است، یعنی مالکیت مرد بر زن نمی پردازند. چرا که پرداختن به این مسئله یعنی درگیری با بانیان قدرت در سطح یک مبارزه سیاسی و همه جانبه با نظم حاکم، امری که با علت وجودی ان جی او ها هم خوانی ندارد. نتیجه این گونه مبارزات در معدود مواردی شاید تصویب الحاقیه ای به قانون باشد. ولی این قوانین اغلب قدرت اجرائی ندارند و به بالا رفتن آگاهی و اعتماد بنفس زنان برای برداشتن قدم های بعدی نیز کمکی نمی کنند. نقش فعالین جنبش زنان این نیست که همچون خانه داران نمونه محیط «خانه» را (این بار در بعد وسیع اجتماع) برای ساکنین آن قابل تحمل تر کنند. این کار به معنی تسلیم به شرایط موجود است. مسئله تغییر بنیادین روابط و تقسیم کاری است که زن را برده مرد و زنان را بردگان نظام مردسالار نگاه می دارد.

کادرهای جنبش زنان

جنبش زنان به فعالینی نیاز دارد که فکر و ذکرشان، هدفشان رهائی زنان باشد. زنانی که نه تنها زندگیشان با مبارزه برای رهائی زنان رنگ می گیرد، بلکه با حوصله و سخت کوشی دست به کار آگاه کردن و شجاعت دادن به زنان دیگرند، و ارائه فرصتی به زنان دیگر برای مبارزه علیه بندگی. جنبش زنان همواره فعالین با کفایتی که توان این کار را داشته باشند در خود می پروراند. ولی تجربه دو دهه اخیر در ان جی او ها نشان داده که فعالیت در این سازمان ها، فعالین جنبش  را از اکثریت زنان جدا می کند و دستمایه های جنبش زنان برای پیروزی را به کارکنان حرفه ای ساختاری تبدیل می کند که در بهترین حالت در امر رهائی زنان بی تاثیر و اغلب در خدمت به هدفی بیگانه و حتی مغایر با منفعت زنان است. 

در ایران بسیاری از فعالین جنبش، زنانی هستند از نسل انقلاب که اغلب از فعالین سازمان های چپ و انقلابی بوده اند، در این مبارزات توانائی هایی کسب کرده اند و می توانند نقش موثری در سازماندهی یک جنبش انقلابی زنان ایفا کنند. در گیری در فعالیت ان جی اوئی این نیرو را خنثی و بی اثر می کند و بی جهت نیست که این زنان مرتب از طریق ان جی او ها به همکاری دعوت می شوند. کم نبودند زنان مبارزی که با  نیت خدمت به زنان وارد این ارگانها شدند اما یا مایوس شدند یا تبدیل به بورکراتهای جدا از توده شدند.

شورش

مبارزه علیه ستم بر زن قبل از هر چیز به پا خواستن علیه ستمی است هزاران ساله، ستمی به قدمت نابرابری در جامعه بشری، ستمی که از خردترین اجزا زندگی خصوصی تا بالاترین سطوح اقتصادی و دولتی به زنان اعمال می شود. اولین حرکت هر زن در مقابل این ستم، به مثابه شورشی است علیه نظم موجود. و همین شورش است که تحریکش کرد، حفاظتش کرد، جسارتش بخشید، نهادینه اش کرد تا بتوان به نابرابری که در هر قدمی به ما تحمیل می شود نه گفت و در قدم های سنجیده ولی جسورانه بنیادش را برکند. آنچه ان جی او ها از آن قاصرند و حتی با آن بیگانه اند، پروردن شورش علیه نظم موجود است. در بعد خرد، (به طور مثال) به زنانی که مورد خشونت واقع شده اند پناهگاه می دهند. اغلب این زنان دوباره به شکلی از همان شرایط نابرابر باز می گردند. در بعدی دیگر، با دادن آموزش هایی به زنان برای خودکفایی اقتصادی (از تهیه چرخ خیاطی و آموزش خیاطی تا تاسیس «بانک زنان») امکان استثمار بیشتر زنان در چارچوب گلوبالیزاسیون را مهیا می کنند. امسال موسس بانک زنان که «امکان خریدن تلفن دستی و وسایل سبدبافی برای زنان فقیر بنگلادش را فراهم کرد» جایزه نوبل گرفت. برای مشاهده وضع اسفبار زنان بنگلادش به تلسکوپ نیازی نیست.

ان جی او ها بطور کلی و ان جی او های زنان بطور خاص تر، عرصه های فعالیت بی شماری را از خدماتی، فرهنگی، رشد، و... را در بر می گیرند، رابطه شان با بانیان نظم کهن یکسان و لزوما همیشه مستقیم نیست،  بودجه هایشان متفاوت است و معدودی تقریبا خود کفا هستند، ولی مسئله اصلی بررسی تک تک ان جی او ها و ارزیابی از نقش بالقوه ای که هر یک ممکن است در رابطه با آزادی و برابری زنان بازی کنند نیست. مسئله اصلی بررسی ملزومات کسب آزادی و برابری زنان در شرایط موجود است.

امروزه پیشروی گلوبالیزاسیون هر دقیقه هزاران زندگی را نابود می کند. عواقب این نابودی نه تنها امکان شورش های غیر قابل کنترل برای قدرت ها را پیش می آورد، بلکه حتی گاهی به عاملی منفی در پیشروی پروسه گلوبالیزاسیون تبدیل می شود. ان جی او ها ارگان هایی می شوند که سازمان ملل و بانک جهانی از آنها برای سیاست «گلوبالیزاسیون مشارکتی» (participatory globalization)، یعنی شرکت دادن مردم در پروسه گلوبالیزاسیون، و «گلوبالیزاسیون با چهره انسانی» کمک می گیرند. (در شکل خام، ریختن غذاهای آماده از هوا در حین بمباران افغانستان را به یاد بیاوریم. در شکل کمی پیچیده تر اختصاص بودجه های کلان است برای ان جی اوهای زنان در عراق در شرایطی که جنگ و اشغال ناامنی بی حساب زنان را باعث شده است.)

امروزه در نظم نوین جهانی، نئولیبرالیسم و روند رو به رشد خصوصی سازی ها، برای تضمین سوددهی بیشتر، بار مسئولیت دولت ها در قبال مردم کمتر میشود. ان جی او ها در این شرایط کانال هایی برای ارائه تامین خدمات اجتماعی می شوند. (از جمله رجوع کنید به تعریف بانک جهانی) کانال هایی که در عین اینکه پاسخگو نیستند، ولی نقش قابل ذکری در «چهره انسانی» دادن به این ماشین مرگ بازی می کنند.

ولی ان جی او ها نقش سیاسی مستقیم تری نیز دارند. تغییر حکومت ها برای ایجاد شرایط سودآورتر برای سرمایه های امپریالیستی فقط از طریق جنگ جلو نمی رود. ارگان هائی که جامعه مدنی نام گرفته و ان جی او ها بخشی از آن هستند، عوامل مهمی در وارد کردن فشار بر دول برای تغییر سیاست و  در شرایطی پیشبرد انقلابات مخملی اند. بی جهت نیست که دولت آمریکا دفاع از ان جی او ها را یکی از مولفه های سیاست خارجی خود قرار داده است. برای خدمت به اهداف امپریالیست ها لازم نیست نوکر حلقه به گوش بود. در نبود قطبی که آزادی و برابری را به وضوح و بدون شبهه در مقابل مردم ترسیم کند، و در شرایطی که مردم، به خصوص در خاورمیانه مرتبا تحت فشار برای انتخاب بین امپریالیسم و ارتجاع قرار دارند، این «ارگان های جامعه مدنی» وسیله ای می شوند برای تسهیل روند گلوبالیزاسیون. روندی که به جز فقر و ستم بیشتر چیزی برای زنان به ارمغان نمی آورد.

امروز در ایران بسیاری از فعالین جنبش زنان و حتی فعالین انقلابی این جنبش به سمت ان جی او ها کشیده می شوند. (اینجا منظور ان جی او های دولتی (GONGO - Government Organized NGOs) که مستقیما توسط دولت و برای پیشبرد سیاست های دولت در عرصه داخلی و دفاع از مواضع ایران در عرصه بین المللی شکل گرفته اند نیست، و روشن است که اجازه فعالیت رسمی داشتن با پیشبرد سیاست دولت متفاوت است). بسیاری (از جمله و متاسفانه زنان) در جنبش چپ مسئله زن را مسئله ای غیر بنیادین تلقی می کنند که دغدغه اقشار محدود، میانی و مرفه جامعه است، و به این ترتیب فعالیت رفرمیستی (و زد و بند با قدرت های زن ستیز) در زمینه زنان را قابل توجیه می دانند. برخی نیز، بخصوص در شرایط ایران که امکان فعالیت سیاسی علنی بسیار محدود است، کار ان جی اوئی را با کار دموکراتیک و فعالیت سیاسی نیمه علنی اشتباه می گیرند و در نتیجه وارد فعالیت هایی می شوند که نهایتا از ورود به آنها قصد دیگری داشته اند.

امروزه جمهوری اسلامی و آمریکا و دول دیگر امپریالیستی در حال مانورهای سیاسی برای تصمیم گیری در مورد سرنوشت مردم ایران هستند. جامعه آبستن تغییراتی جدی است  و جنبش دانشجوئی، نقش فعال زنان دانشجو و خواسته های رادیکال این مبارزه نشان داد که ایجاد جنبشی قدرتمند، توده ای و انقلابی که بتواند مهر برابری زنان را بر این تغییرات بکوبد ممکن است. مبارزه برای تغییر مبارزه ای همه جانبه است، در این مبارزه، در مقاطع مختلف شاید بتوان از شیوه های متفاوت، از جمله شرکت در برخی ان جی اوها استفاده کرد. ولی در عدم وجود یک جنبش انقلابی آگاهانه و سازمانیافته، این گونه فعالیت ها نه تاکتیک های مقطعی بلکه فعالیت هایی در خود می شود که نتیجه اش، همانطور که در بسیاری از نقاط جهان می بینیم تبدیل فعالین انقلابی جنبش زنان به بوروکرات هایی در خدمت به نظم موجود است.

امروز جنبش زنان ایران جنبشی پویا، شاداب و سر زنده است، جنبشی است که نوید تغییراتی بنیادین را در خود می پروراند. فعالین جنبش زنان نقشی تعیین کننده در جهت گیری این جنبش دارند. آیا چشم را بر واقعیات می بندیم و می گذاریم این جنبش در جهت هموار کردن راه یک انقلاب مخملی مثله شود و یا با کار سخت و پیگیرانه می کوشیم جنبش را در جهت نیل به اهدافی که برای رسیدن به آنها شکل گرفته یاری کنیم؟